الهام از گفتار علی (علیه السلام)

نویسنده : سید محمد تقی حکیم

پیشگفتار

موضوع کتاب
این کتاب یکی از دوره کتابهائی است که در شرح و تفسیر پاره ای از سخنان پیامبر و امامان تألیف کرده ام. در این کتاب یکصد و ده سخن که به حساب ابجد مطابق شماره حروف علی است. از سخنان اخلاقی، تربیتی و اجتماعی علی (علیه السلام) با ترجمه و تفسیر آورده ام تا با نمونه هائی از افکار جاویدان آن مرد بزرگ آشنائی حاصل شود و از دستورات عالی آن پیشوای عظیم الشأن که راه و رسم صحیح زندگی را نشان می دهد پیروی گردد، چه وی راهبری است که هیچگاه رهرو را به ورطه هلاکت نمی کشاند و جز به سر منزل امن و امان به کسی راه نمی نمایاند.
روش
معمولاً شرح و تفسیر هر سخن و نوشته را بعد از آن می آورند ولی در این کتاب روشنی نو و سبکی تازه به کار برده شده است. به این معنی که پیش از ذکر اصل سخن، در صفحه سمت راست کتاب، مقدمه مطلبی را عنوان کرده و درباره آن به بحث پرداخته ایم تا آنرا به موضوع سخن علی (علیه السلام) نزدیک نموده و پس از آنکه زمینه را برای آوردن سخن آن حضرت آماده ساختیم بحث را به سخن آن بزرگوار مرتبط نموده و به آن استناد می نمائیم. و آنگاه اصل سخن را با ترجمه در صفحه چپ کتاب ذکر می کنیم.
ترجمه
کوشش فراوان مبذول شده است تا ترجمه فارسی هر سخن از سخنان علی (علیه السلام) در عین حالی که بازگو کننده منظور اصلی و هدف والای آن حضرت است از سلاست و سادگی نیزه بهره کامل داشته باشد و در این راستا گاهی از آوردن کلمه یا جمله ای در بین الهلالین کمک گرفته ایم.
تنظیم نهج البلاغه
خوانندگان عزیز مستحضرند که کتاب نهج البلاغه در سه بخش تنظیم شده، بخش اول خطبه های بخش دوم نامه ها و بخش سوم سخنان کوتاه علی (علیه السلام). هر کدام از خطبه ها، نامه ها و سخنان کوتاه، شماره گذاری شه و در شماره آنها اندک اختلافی در نسخ نهج البلاغه مشاهده می شود. سخنان کوتاه را اغلب 480 سخن ذکر کرده ولی در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید چاپ مصر، تعداد آنها 485 سخن است.
مأخذ
به منظور آنکه خواننده عزیز اطمینان بیشتری داشته باشد، سخنان علی (علیه السلام) را از کتاب نهج البلاغه بخش سوم (سخنان کوتاه) که از مدارک معتبر می باشد، انتخاب و برای حفظ اصالت و قداست کلام، متن عربی نیز آورده شده و ضمناً شماره آن سخن از نهج البلاغه در فهرست مقابل هر عنوانی که مربوط به آن سخن است قید گردیده است. نهج البلاغه ای که مأخذ بوده عبارت است از نهج البلاغه با تصحیح و تنظیم فهرست های متنوع از دکتر صبحی صالح چاپ مصر که در تهران از روی آن افست شده است.
چاپهای کتاب
این کتاب در آبان ماه 1341 تألیف گردید و چاپهای آن بترتیب زیر انجام گردید:
چاپ اول بهمن ماه سال 1346 بوسیله مؤلف با قطع جیبی.
چاپ دوم دی ماه 1350 بوسیله شرکت انتشار با قطع رقعی که بعد با همان قطع چاپ آن ادامه یافت.
چاپ سوم تا پنجم از اردیبهشت 1353 تا شهریور سال 1358 بوسیله مؤلف.
از چاپ ششم چاپ و نشر آن به انتشارات اسلامی واگذار شد که چاپ ششم آن در تاریخ شهریور 1361 و چاپ هفتم آن در اردیبهشت 1363 انجام پذیرفت.
تجدید نظر و تغییرات
اکنون که کتاب برای چاپ هشتم آماده می شود تجدید نظر و تغییرات کلی در پیشگفتار آن بعمل آمده است، بدین ترتیب که مستند مطالب آن به صورت پاورقی در ذیل هر صفحه آمده و در پایان پیشگفتار منابع و مشخصات آنها تماماً ذکر شده است.
اینست علی بن ابیطالب (علیه السلام)
قدی متوسط، صورتی زیبا و نورانی، چهره ای گندم گون، ابروانی کمانی، چشمانی نافذ، گردنی نقره فام، محاسنی انبوه، شانه هائی پهن، استخوانی درشت، بازوانی ستبر، روئی شکفته، لبی خندان و قیافه ای جذاب (1).
شجاعی رؤف، والا مقامی متواضع، انسانی نیرومند، مجاهدی بی نظیر، شخصیتی باهیبت، سیاستمداری پرهیزگار، مردی حق طلب، بردباری متین، بخشنده ای مشهور، حکیمی بیعدیل، دانشمندی بی مانند، سرچشمه فیوضات، معدن علوم و برکات، اصل عرفان، اساس معرفت.
زاهدی اکمل، پارسائی افضل، عابدی بی ریا، نمازگزاری مخلص، داوری دادگر، حکمی امین، مصلحی بزرگ، امیری عادل، فرمانروائی مهربان. دشمن ظالم، دوست مظلوم، نخستین مرد مؤمن به پیغمبر (ص)، اولین حامی اسلام، نظرش بلند، همتش عالی، گذشتش بی سابقه، دستش دهنده، جود و سخاوتش زبانزده خاص و عام (2).
سخنوری فصیح، ناطقی بلیغ، گفتارش در متانت، اتقان و شیوائی بی همتا، سخنانش سرآمد سخنان و سرمشق سخنوران، همچنانکه خود او پیشوای مردمان، فرمایشاتش به اعتراف دوست و دشمن، پس از قرآن مجید بی نظیر، کلماتش داروی شفابخش دردها، گفته هایش در میان گفته ها چون ماه درخشان در میان ستارگان و جملاتش در هر جا مانند آیات قرآن از سایر جملات ممتاز و نمایان(3).
اینست علی بن ابیطالب (علیه السلام) راد مردی که در همه عمر پاک زیست و پاک از جهان رفت.
دریائی بیکران
علی است و جانی از فضائل، علی است و دریائی بیکران از امتیازات.
کیست که به اعماق صفات او برسد؟ و چه کسی است که بزوایای زندگی او دست یابد؟
هر چند اهل تحقیق بتکاپو افتند، بررسی کاملی از حالات او چنانچه شایسته است نتوانند کرد و نویسندگان هرچه دقیق باشند نیست که فراموش شود و یا حق او ادا گردد. از این جهت می بینید هرچند وقت نغمه هائی جدید درباره علی بگوش می رسد و با دید تازه ای بزندگی وی توجه می شود.
آری قضاوت است و تحقیق، بررسی است و مطالعه درباره مردی بی پایان که واقعاً از خود گذشت و در راه خدا و اعلاء کلمه حق کوشش فراوان کرد. مردی جاویدان که ظلم راحتی بر مورچه ای روا نداشت و لقمه ای حرام از گلویش پائین نرفت. مردی همیشگی که از منظره دیدار مستمندان و یتیمان رقتی بیمانند باو دست می داد و با تمام قوای خود می کوشید بزندگی آنان سرو سامانی داده شود. مردی که در تقسیم مقرری بیت المال، میان خویش و بیگانه تفاوتی نمی گذاشت و از اداء حق ذره ای فرو گذاری نمی نمود.
مردی که صفات متضاد او تحیر آور و اخلاق کریمه اش همه را مات و مبهوث ساخته است.
و بالاخره مردی که انسانیت بتمام معنی برازنده اوست بلکه اوست که به انسانیت شرف و افتخار داده است.
برای شناسائی بهتر
نام مبارکش علی و کنیه او ابوالحسن و لقب مشهور او امیر المؤمنین و مرتضی بود(4). روز جمعه 13 ماه رجب سی سال پس از عام الفیل در خانه کعبه متولد و این امتیاز برای همیشه به او تخصیص داده شد(5). پدرش ابوطالب عموی پیامبر اکرم (ص) بود که تا قدرت و نیرو داشت از پیغمبر حمایت کرد و از او دفاع نمود(6).
مادرش فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبدمناف بود که پیامبر اکرم (ص) او را بمنزله مادر خود می دانست و همیشه از محبتهای او یاد می کرد و از نیکوئیهای وی سپاسگزاری می نمود.(7)
علی از کودکی در دامان تربیت پیامبر نشو و نما کرد(8). و ده ساله بود که به پیغمبر ایمان آورد(9).
علی اولین مردی بود که دین اسلام را پذیرفت و دعوت پیامبر را اجابت نمود(10).
علی بعد از بعثت پیغمبر سیزده سال با آن حضرت در مکه و پس از جریان هجرت ده سال با آن بزرگوار در مدینه بود(11)، علی بعد از رحلت پیامبر سی سال زندگی کرد. دو سال و چهار ماه در خلافت ابوبکر، ده سال و هشت ماه در خلافت عمر، دوازده سال، در خلافت عثمان، و حدود پنج سال هم خلافت خود آن حضرت طول کشید.(12)
علی (علیه السلام) هنگام هجرت پیامبر در رختخواب آن حضرت خوابید و جان خویش را در خطر انداخت تا دشمنان از تصمیم و خروج پیامبر آگاه نشوند.(13)
علی (علیه السلام) در همه جنگهای پیامبر با دشمنان، شرکت داشت بجز جنگ تبوک که پیامبر او را بعنوان جانشین و نماینده خویش در مدینه باقی گذاشت.(14)
علی (علیه السلام) در جنگهای بدر، احد، خندق، خیبر، حنین و سایر جنگها رشادتها از خود نشان داد و در بعضی از آنها عامل اساسی پیروزی بشمار می رفت.(15)
علی (علیه السلام) در سال دوم هجری با فاطمه دختر پیامبر اکرم ازدواج نمود و از این پیوند زناشوئی حضرت امام حسن، امام حسین، زینب و ام کلثوم بوجود آمدند.(16)
در سال دهم هجری هنگامی که پیامبر اکرم از آخرین سفر حج خود بازگشت می نمود، در محلی بنام غدیر خم علی (علیه السلام) را بجانشینی و وصایت خود معرفی و اولویت و امارت او را بر مسلمین اعلام فرمود(17).
علی (علیه السلام) در مدت خلافت خویش برخوردهائی با دشمنان خود داشت باین ترتیب:
1- جنگ جمل. این جنگ بتحریک طلحه و زبیر و اقدام عایشه بمنظور خونخواهی عثمان که علی را متهم بقتل او کرده بودند پیش آمد نمود و علی (علیه السلام) در این جنگ پیروز شد و پس از آن کوفه را مقر حکومت خود قرار داد.
2- صفین. طرف علی (علیه السلام) در این جنگ معاویه بود و هنگامی که داشت پیروزی علی (علیه السلام) نمودار می گشت با نیرنگ عمروعاص کار بحکمیت واگذار شد و در نتیجه این غائله بنفع معاویه پایان یافت.
3- جنگ نهروان. مخالفان علی، در این جنگ عده ای بنام خوارج بودند که از مسأله حکمیت در پایان جنگ صفین ناراضی بودند. آنان در این جنگ شکست خوردند و علی (علیه السلام) پیروز گردید(18).
علی (علیه السلام) سال چهلم هجری مطابق 661 میلادی در سن شصت و سه سالگی بوسیله یکی از خوارج بنام عبدالرحمن بن ملجم با شمشیری زهر آگین در حال نماز مجروح شد و دو روز بعد در اثر همان زخم در گذشت. بدن مطهر آن حضرت در زمینی غیر معمور بنام غری (نجف کنونی) بخاک سپرده شد و اکنون قبه و بارگاه وی که در مرکز شهر نجف در عراق قرار دارد زیارتگاه عموم شیعیان و علاقمندان است.(19)
ناخدائی بهتر از علی (علیه السلام)
صحنه زندگی جلوه های مختلفی دارد در این میان آدمی در برابر احساسات و غرائز گوناگون قرار گرفته، متحیر است نمی داند چه بگوید و کجا برود؟ از فرمان عقل خویش پیروی نماید و یا امیال نفسانی و آرزوهای شهوانی خود را دنبال کند، کشمکشی عجیب در می گیرد و امواجی هولناک کشتی زندگی را به این سوی و آن سوی می کشاند، ناخدائی لازم است تا این کشتی طوفان زده را در مسیر صحیحی هدایت کند، دلیلی لازم است تا در میان این راه و بیراه راه صواب را تشخیص دهد.
چه خوشبخت مردمی که دلیلی راهدان بیابند و به ناخدائی کاردان توسل جویند تا خود را به ساحل نجات برسانند و از خطر طوفانهای هولناک در امان باشند، آیا ناخدائی بهتر از علی و راهنمائی برتر از این رادمرد بزرگ سراغ دارید؟
سید محمدتی حکیم
پائیز 1367

صحنه زندگی جلوه های مختلفی دارد

صحنه زندگی جلوه های مختلفی دارد. در این میان آدمی در برابر احساسات و غرائز گوناگون قرار گرفته متحیر است، نمی داند چه بگوید و کجا برود؟ از فرمان عقل خویش پیروی نماید و یا امیال نفسانی و آرزوهای شهوانی خود را دنبال کند؟ کشمکشی عجیب در می گیرد و امواجی هولناک، کشتی زندگی را باین سوی و آن سوی می کشند. ناخدائی لازم است تا این کشتی طوفان زده را در مسیر صحیحی هدایت کند. لیلی لازم است تا در میان این راه و بیراه شاهراه صواب را تشخیص دهد.
چه خوشبخت مردمی که دلیلی راهدان بیابند و به ناخدائی کاردان توسل جویند. درا ین وقت است که خود را به ساحل نجات برسانند و از خطر طوفانها هولناک در امان باشند. آیا ناخدائی بهتر از علی و راهنمائی برتر از این رادمرد بزرگ سراغ دارید؟

آبرو

علی (علیه السلام) فرمود:
ماء وجهک جامد یقطره السؤال، فانظر عند من تقطره.
ترجمه روایت شریفه :
آبروی تو (مانند یخ) منجمد است. خواهش و سؤال کردن، آن را آب می کند و می ریزد. پس بنگر نزد چه کسی آبروی خویش را می ریزی.
شرح :
آدمی دارای حیثیت و آبروست و مسلماً میل دارد در نگهداری حیثیت و شخصیت خود نهایت کوشش را بعمل بیاورد. مادامی که تقاضا و خواهشی از کسی نکرده و دست ذلت بجانب کسی دراز ننموده آبروی او محفوظ است و خود او با عظمت و هیبت جلوه می کند ولی وقتیکه خواهشی کرد خود را کوچک نموده و آن ابهت را از دست داده است منتها طرفی که از او خواهشی کرده اگر شخص بزرگ و شرافتمندی است بدون اینکه باین و آن بگوید در صورت امکان، تقاضای او را می پذیرد، و در نتیجه، خواهش کننده بمقصود خود رسیده و فقط نزد یکنفر باشأن و شرافت خود را کوچک کرده است، و البته کوچکی در برابر بزرگ منشان آنهم در مورد لزوم، قابل تحمل است و چندان بر طبع دشوار نیست، اما چنانچه طرف، آدم فرومایه و بیمقداری باشد، یا خواهش او را اصلاً عملی نمی کند و یا اگر بکند ممکن است جریان حاجتمندی او را نقل مجالس ساخته و برای خود نمائی سر و صدا راه بیندازد و بالنتیجه تقاضا کننده یا بمقصود نرسیده و یا نزد عده ای خفیف و سبک گردد.