فرهنگ تربیت

عباس اسماعیلی یزدی‏

رسیدگی به یتیمان:

حوادث تلخ و پیشامدهای ناگوار در دنیا بسیار اتفاق می افتد. حوادثی که برخی از آنها به راستی روح را می آزارد و بسا لطماتی که بر جان و روان آدمی وارد می سازد. لیکن انسان نوعاً قادر است درد و احساس خود را به گونه ای بیان کرده، به دیگران منتقل نماید. دیگران نیز کم و بیش می توانند آنچه را مشاهده می کنند با قلم و زبان و احیاناً از طرق دیگری مانند نقاشی به تصویر کشند.
اما در این میان درد و رنج هائی وجود دارد که هیچ کس با هیچ ابزاری قادر به توصیف و تبیین آنها نیست. نه مبتلای به آن می تواند احساس خود را به دیگران منتقل سازد و نه دیگران قادر به درک حقیقی آن خواهند بود.
احساس یتیمی و درد و رنج محرومیت از لذت نوازش مادری و مهر پدری را به عنوان نمونه ای بارز از این موارد می توان بر شمرد.
قلم و زبان بسیار عاجزتر از آنند که روح صدمه دیده، قلب گداخته، سینه پرسوز و عواطف جریحه دار شده کودک مظلومی را که برای همیشه از سایه ی مهر پدری و گرمی آغوش مادری محروم گشته است توصیف کنند. حتی ماهرترین زبردست ترین هنرمندان و نقاشان دنیا نیز در به تصویر کشیدن تمام آنچه که انسان از صحنه دلخراش اشک یتیمی احساس می کند، بسیار عاجز و ناتوان اند.
و لذا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
به راستی هرگاه یتیم بگرید، عرش به لرزه درآید! در این هنگام پروردگار متعال می فرماید: کیست آنکه بنده مرا که در کودکی پدر و مادرش را از او گرفته ام به گریه در می آورد؟! به عزت و جلالم سوگند هرکس او را آرام سازد، بهشت را بر او واجب سازم.(517)
بلی از همین جاست که انسان هر قدر هم سنگدل باشد، هنگامی که با دیدگان اشکبار کودک یتیمی مواجه می شود، تحت تأثیر عواطف انسانی قرار گرفته، بی اختیار متأثر می گردد.
روح لطیف و قلب حساس کودک یتیم بیش از هر چیز نیازمند محبت و عواطف انسانی است. کدام منظره اش دلخراش تر، جانسوزتر، و تلخ تر از صحنه آه و افسون یتیمی است که دیدگان رمدکشیده اش کودکان خردسال و هم سالان خود را که در آغوش مهر مادران و سایه نوازش پدران خویش احساس آسایش و آرامش دارند مشاهده نماید؟
پدر مرده را سایه بر سرفکن - غبارش بیفشان و خارش بکن
چو بینی یتیمی سرافکنده پیش - مده بوسه بر روی فرزند خویش
الا تا نگرید! که عرش عظیم - بلرزد همی، چون بگرید یتیم
اگر سایه خود برفت از سرش - تو در سایه خویشتن پرورش
عواطف انسانی و تکلیف شرعی ایجاب می کند که خصوصاً مسلمانان چتر محبت و عطوفت پدری خویش را بر سر کودکان یتیم افکنده، از نظر عاطفی و از جهات مادی تا آنجا که میسور است در تأمین زندگی و رفع نیازهای آنان بکوشند و با عنایتی پدرانه و مادرانه، رنج یتیمی را از روح و جان ایشان بیرون ساخته، گرد و غبار تنهائی را از چهره آنها بزدایند.
دولتمردان و صاحبان مکنت نیز باید با متمرکز کردن امکانات، یتیمان را زیر پوشش برنامه های فرهنگی، آموزشی و اقتصادی قرار داده، و به کارهای جزئی و فردی بسنده نکنند. افراد با ایمان نیز با در نظر گرفتن اولویت ها، مسئولیت خود را خصوصاً نسبت به خویشان و اقوام یتیم خود به خوبی انجام داده، از هیچ کوششی دریغ نورزند که سهل انگاری در این زمینه نه تنها سبب مؤاخذه اخروی خواهد بود بلکه از کودکان نیز افراد بیمار، مبتلا به عقده حقارت، با پی آمدهای ناگوار آن ساخته، و بالش دامنگیر کل جامعه خواهد گردید.
آیات قرآنی و روایات معصومین (علیهم السلام) نظر به اهمیت فوق العاده پرداختن به امور یتیمان، وظیفه خطیر مسلمانان را یاد آور شده، با عنایتی ویژه به این مسأله پرداخته اند.
قرآن می فرماید:
فأما الیتیم فلاتقهر.(518)
یتیم را میازار و از خود مران.
ان الذین یأکلون أموال الیتامی ظلماً انما یأکلون فی بطونهم ناراً و سیصلون سعیراً.(519)
کسانی که اموال یتیمان را به ستم می خورند، در حقیقت در شکم های خود آتش فرو می برند و به زودی در آتشی فروزان درآیند.
...و أن تقوموا للیتامی بالقسط و ما تفعلوا من خیر فان الله کان به علیماً.(520)
با یتیمان به عدالت رفتار کنید و هر کار نیکی انجام دهید قطعاً خدا به آن دانا است.
مولا امیر مؤمنان (علیه السلام) در وصیت خود به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) می فرمایند:
الله الله فی الأیتام فلاتغبوا أفواههم و لایضیعوا بحضرتکم.(521)
درباره یتیمان از خدا بترسید، از خدا بترسید، برای دهانشان نوبت قرار ندهید (گاه سیر و گاه گرسنه مگذارید) و در نزد شما (بر اثر بی سرپرستی) فاسد و تباه نگردند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
کن للیتیم کالأب الرحیم، و اعلم أنک تزرع کذلک تحصد.(522)
برای یتیم همچون پدری مهربان باش. و بدان در حقیقت آنچه را می کاری برداشت خواهی کرد (فرزندان تو نیز روزی توسط دیگران سرپرستی خواهند شد).
امام صادق (علیه السلام) از امیر مؤمنان (علیه السلام) نقل می کنند که فرمودند:
أدب الیتیم مما تؤدب منه ولدک و اضربه مما تضرب منه ولدک.(523)
همانگونه که فرزند خویش را تربیت می کنی به ادب و تربیت یتیم اقدام نما، و به خاطر هر چیزی که فرزندت را تنبیه می کنی یتیم را نیز تنبیه کن.
همچنین از آن حضرت نقل شده که فرمودند:
هر مرد و زن مؤمنی که از روی مهربانی دست نوازش بر سر یتیمی بکشد، خداوند در مقابل هر موئی که از زیر دستش گذشته، حسنه ای برای او می نویسد.(524)
کسی که نسبت به یتیم ستم روا دارد، به فرزندان خویش جفا کرده، زیرا وبال گناهش دامنگیر فرزندانش خواهد گردید.
مولا امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرمایند:
من ظلم یتیماً عق أولاده.(525)
هر کس به یتیمی ستم کند، حرمت فرزندان خویش را پاس نداشته است.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
خیر بیوتکم بیت فیه یتیم یحسن الیه و شربیوتکم بیت یساء الیه.(526)
بهترین خانه های شما منزلی است که در آن یتیمی مورد احسان قرار گیرد و بدترین آنها خانه ای است که در آن با یتیمی بدرفتاری شود.
امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوار خود نقل می کنند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) انگشت سبابه و میانی را کنار هم گذارده، و در آن حال فرمودند:
هر کس یتیمی را سرپرستی کرده و متکفل خرجی او شود من و او مانند این دو انگشت در بهشت در کنار هم خواهیم بود.(527)
امام حسن عسکری (علیه السلام) از پدران بزرگوار خود نقل کرده اند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
(فقدان امام و درد و رنج) یتیمی، بر کسی که از امام خود منقطع گشته، توان دسترسی به او را ندارد و تکلیف دینی خود را در اموری که به آن مبتلی است نمی داند (به مراتب) از یتیمی کس که از پدر خود جدا گشته، شدیدتر است.
آگاه باشید! هر عالمی از شیعیان ما که یتیمی را - که در اختیار اوست و نسبت به شریعت ما جاهل، و از مشاهده ما منقطع (و محروم) است - ارشاد و هدایت کرده و شریعت و دین ما را به او بیاموزد، در رفیق اعلی ( مصاحبت انبیا در اعلی علیین) با ما خواهد بود..(528)
در این دوران که امت مسلمان و جوامع اسلامی از لذت درک حضور پدران رئوف، سرپرستان دلسوز، مربیان آگاه و پیشوایان معصوم خود محروم، از هر سو آماج فشار و درد و رنج و گرفتاری؛ از درون و برون، هدف شدیدترین تبلیغات زهرآگین، با فرهنگ خود بیگانه، و از منبع پر فیض علوم دینی بی خبرند؛ حقیقتاً نیازمند سرپرستی و یاری، و به راستی مستحق کمک و دستگیری اند. و کیست که ارزش اعانت و احسان نسبت به یتیمان بی نوائی را که دستشان از امام کوتاه، و در انجام تکالیف انسانی و شرعی خود حیران و سرگردانند، اندک شمارد؟!
بی تردید امت اسلام در این زمان از مصادیق حقیقی یتیمانند و دستگیری از آنان نیازمند سرمایه گذاری فراوان، مساعدت بی دریغ و همکاری همگانی است، اما در این میان، مسئولیت علمای راستین و مربیان آگاه، از هر فرد و گروهی سنگین تر است، و طبیعتاً پاداش کار بزرگ آنان، مصداق راستین نعمت بزرگی است که هیچ گوشی نشنیده و هیچ چشمی ندیده است!
امید است این شب ظلمانی به روز وصال مبدل گردد و خورشید فروزان امامت از پس ابرهای تیره و تار ظاهر گشته، مسلمین از انوار ولایت حضرت بقیه الله ألأعظم - عجل الله تعالی فرجه الشریف - برخوردار، و از پرتو فیض وجود اقدسش تربیت یافته؛ مجد و عظمت از دست داده خود را باز یابند.
یا أیها العزیز! مسنا و أهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه فأوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین
و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی محمد
و آله الطاهرین.

...................) Anotates (.................
1) در کتب فلسفی و اخلاقی این بحث گاهی تحت عنوان سعادت و شقاوت و گاهی به عنوان کمال و نقص مطرح می شود.
2) به کتاب طهارة الأعراق و ترتیب السعادات ابن مسکویه و ... مراجعه شود.
3) سوره اعراف: آیه 179
4) أموالکم التی جعل الله لکم قیاماً سوره نساء: آیه 5
5) سوره طه: آیه 50
6) سوره روم: آیه 30
7) قل من حرم زینة الله التی أخرج لعباده و الطیبات من الرزق. بگو چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده، و روزی های پاکیزه را حرام کرده است؟! (سوره اعراف: آیه 32)
در این باره روایات نیز فراوان است ولی اسلام سفارش می کند که آدمی خود را در محیط لذات مادی محصور نکند و زندگی را تنها پوشیدن و نوشیدن و لذت جنسی نداند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: ... و من لم یر لله عزوجل علیه نعمة الا فی مطعم أو مشرب أو ملبس، فقد قصر عمله و دنا عذابه. کسی که از نعمت های خداوند درباره خودش جز خوردنی و نوشیدنی و پوشیدنی چیزی نبیند رفتارش نارسا و عذابش نزدیک خواهد بود. (کافی: 2 / 238 باب حب الدنیا ح 5)
8) وسائل: 17 / 66 ب 23 از مقدمات تجارت ح 1
9) مستدرک: 13 / 24 ب 8 ح 8
10) وسائل: 17/40 ب 9 ح 13
11) مستدرک: 13/460 کتاب المزارعة ب 1 ح 5
12) ینابیع الحکمة: 1/311 ب 14 ح 28
13) ینابیع الحکمه: 1/310 ح 27
14) تربیت معنای عامی است که شامل تربیت غیر انسان و انسان در همه شئون زندگی از روح و جسم، و در همه مراحل و ابعاد می گردد، به خلاف اخلاق که شامل مسائل خاصی مربوط به انسان هاست.
15) امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرمایند: السعید من وعظ بغیره و الشقی من انخدع لهواه و غروره. سعادتمند کسی است که از دیگران پند گیرد، و بدبخت کسی است که فریب خواهش های نفسی و خودخواهی خویش را بخورد. (نهج البلاغه فیض / 208 خ 85)
16) عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: ملائکه بالاترند یا انسان؟ فرمود: امیر مؤمنان (علیه السلام) فرموده اند:
ان الله عزوجل رکب فی الملائکة عقلاً بلاشهوة و رکب فی البهائم شهوة بلا عقل، و رکب فی بنی آدم کلیهما، فمن غلب شهوته فهو خیر: من الملائکة و من غلبت شهوته عقله فهو شر من البهائم.
خدای متعال در ملائکه عقل بدون شهوت قرار داد، و در حیوانات شهوت بدون عقل نهاد، و در آدمی هر دو را با هم ترکیب نمود. از این رو آن کس که عقل او بر شهواتش غلبه کند از ملائکه برتر باشد، و آنکه امیال او بر عقلش غالب آید از حیوانات بدتر خواهد بود.
علل الشرایع: 1/4 ب 6، ینابیع الحکمة: 3/371 ب 107 ح 16)
17) بحار: 2/34 ح 31
18) غرر: 1/393 ف 29 ح 88
19) مستدرک: 164/15 ب 59 از احکام الاد ح 2
20) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: 258/20
21) ارشادالقلوب / 225 ب 49
22) نهج الفصاحة / 614 ح 3012
23) نهج البلاغة فیض / 912 ضمن نامه 31
24) کافی: 8 (روضه) / 150 ح 132
25) بحار: 104/95 باب فضل الاولاد ح 44
26) وسائل: 21/359 ب 2 از ابواب احکام اولاد ح 5
27) ینابیع الحکمة: 5/353 ح 29، و جامع الأخبار / 105 ف 62
28) غرر: 1/34 ف 1 ح 1040
29) غرر: 1/291 ف 14 ح 16
30) غرر: 638/2 ف 77 ح 502
31) غرر: 2/638 ح 512
32) غرر: 2/706 ح 1372
33) غرر: 2/710 ح 1407
34) سوره مائده: آیه 105
35) غرر: 2/466 ف 46 ح 24
36) نهج البلاغه / 1278 ح 404
37) بحار: 14/326 ح 45، ینابیع الحکمة: 1/39 ب 2 ح 12
38) بحار: 77/267، تحف العقول / 119
39) نهج البلاغة فیض / 1117 ح 70
40) گیاهان نیز از این قانون مستثنی نیستند، یک تخم گل تمام خصائص ساقه و برگ و گل و رنگ نهالی را که از آن به وجود آمده، در خود حفظ می نماید. یا مثلاً یک هسته درخت تمام صفات و رنگ درختی را که از آن ساخته شده در بر دارد.
41) المستطرف: 2/218، در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: 12/117 باب 223، روایت را که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و مروی عنه آن حذف شده، از عمر به این صورت نقل می کند: انظر فی أی نصاب تضع ولدک، فان العرق دساس. بنگر فرزند خود را در چه نژاد و اصلی می نهی زیرا عرق سرایت کننده است.
42) غرر: 1/379 ف 27 ح 52
43) تتمةالمنتهی / 21
44) وسائل: 21/503 ب 105 از احکام اولاد ح 1
45) مستدرک: 15/196 ب 76 از احکام اولاد ح 1
46) نهج الفصاحة / 227 ح 1133
47) بحار: 3/281 ب 11 از توحید ح 22، در مبحث وجدان اخلاقی و توحیدی به طور مبسوط در این باره بحث خواهد شد.
48) مستدرک: 12/201 ب 8 از امر و نهی ح 4
49) سوره نحل: آیه 90
50) شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید: 4/58 ذیل شرح فرمایش آن حضرت اما انه سیظهر علیکم بعدی رجل...، کامل ابن اثیر: 4/154
51) بحار: 2/152 ح 37
52) غرر: 1/455 ف 44 ح 32
53) سوره کهف: آیه 28
54) سوره فرقان: آیه 28 و 29
55) غرر: 1/454 ف 44 ح 14
56) غرر: 2/805 ف 85 ح 95
57) الاثنی عشریة / 157 ب 4 ف 2
58) بحار: 574، و امالی صدوق/ 369 م 59
59) بحار: 2/17 ح 41
60) بحار: 74/192 ح 12، امالی طوسی: 2/132
61) سوره هود: آیه 46، یعنی: او از خاندان تو نیست، او عملی ناشایست، و فردی نالایق است.
62) سوره روم: آیه 19
63) وی در سال 64 ه ق به خلافت رسیده، مدت چهل روز در شام سلطنت کرد، آنگاه بر منبر رفته، خطبه ای خواند و پدر و جد خود را لعن نموده، از کردار آنها بیزاری جست، و گریه شدیدی نموده، خود را از خلافت خلع کرد و از منبر به زیر آمد و در خانه پیوسته گریه می کرد.
مادرش نزد او آمده، گفت: ای فرزند! کاش لکه حیض بودی و این گفتار تو را بر منبر نمی شنیدم.
معاویه در پاسخ گفت: مادر، به خدا دوست داشتم چنین بودم و قلاده این امر را بر گردن خود نمی افکندم. آیا من وزر و وبال این کار را بر خود حمل کنم تا بنی امیه به شیرینی آن فائز شوند؟! این کار هرگز نخواهد شد.
بعد از این کار، بنی امیه به عمر بن مقصوص معلم و مربی او گفتند: تو او را با دوستی علی و بغض امویان تربیت کرده ای. سپس او را گرفته، زنده به گور کردند.
معاویه را نیز پس از بیست و پنج یا چهل روز در بیست و دو سالگی مسموم نمودند.
(تتمة المنتهی / 72)
همچنین نقل کرده اند: روزی همین معاویه، مباحثه دو تن از کنیزان خود را که یکی از آنان در نهایت زیبائی بود، شنید. یکی به دیگری می گفت: جمال تو تکبر سلاطین را برایت حاصل کرده. کنیزک خوش رو پاسخ داد: چه سلطنتی بهتر از سلطنت حسن و جمال! بلکه سلطنت واقعی همین است، و سلاطین مقهور جمال اند. پرسید: مگر در سلطنت چه خیر و خوبی است؟ پادشاه اگر ادای حقوق رعیت کرده، سپاس آن را به جای آورد، دیگر لذت و راحتی ندارد، و اگر از شهوات و تمایلات خویش پیروی کرده، حق سلطنت و رعیت را از بین ببرد، چنین پادشاهی در دوزخ باشد. بنابراین، برای سلاطین راحت دنیا و آخرت جمع نخواهد شد. (عدة الداعی / 114 بخش مدح فقر، تتمة المنتهی / 72)
و نیز نقل شده است که روزی معاویه مذکور خوابیده، ولی بیدار بود، کنیزان نیز خیال می کردند او خواب است. کنیزکی سرش و دیگری پای او را بر دامن داشت و با هم تفاخر می کردند؛ یکی گفت: خلیفه تمام علاقه اش به من است، زیرا سرش در دامن من می باشد. دیگری گفت: بنابراین تو نیز فردای قیامت با خلیفه در دوزخی، چون او همانند جد و پدرش غاصب است. زیرا خلافت بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به دستور خداوند به علی و اولادش (علیهم السلام) واگذار شده، و اینان آن را غصب نموده اند و در دوزخ خواهند بود.
معاویه از خواب برخاست و آن چنان این کلمات در او تأثیر نمود که تصمیم گرفت خود را از خلافت خلع نماید.
64) خزینة الجواهر از مرحوم آیةالله نهاوندی / 291
65) تحف العقول / 148، بحار: 78 / 46
66) بحار: 105 / 8
67) سوره انفال: آیه 25
68) مجمع البیان: 5/216 ذیل آیه 13 سوره یوسف
69) بحار 26/239
70) بحار: 78/158
71) غرر: 2/581 ف 71 ح 21
72) تحف العقول / 337، ینابیع الحکمة: 5/257 ب 188 ح 9
73) سوره ذاریات: آیه 55
74) نهج البلاغة فیض / 909
75) غرر: 1 / 15 ف 1 ح 373
76) غرر: 1 / 30 ح 929
77) غرر: 1 / 37 ح 1164
78) غرر: 1 / 37 ح 1169
79) غرر: 1 / 40 ح 1213
80) غرر: 1 / 49 ح 1399
81) غرر: 1 / 330 ف 18 ح 13
82) غرر: 1 / 358 ف 23 ح 3
83) غرر: 2 / 631 ف 77 ح 401
84) غرر: 2 / 696 ح 1269
85) غرر: 2 / 702 ح 1330
86) غرر: 2 / 770 ف 81 ح 5
87) ینابیع الحکمة: 5 / 256 ح 4
88) غرر: 2 / 512 ف 58 ح 16
89) غرر: 1 / 232 ف 9 ح 162
90) کافی: 2 / 63 باب ورع ح 9
91) کافی: 2 / 64 ح 14
92) سوره بقره: آیه 44
93) وسائل: 16 / 151 ب 10 از امر و نهی ح 11، و به همین مضمون در بحار: 72 / 223 و مجمع البیان: 1 / 98
94) سوره طه آیه: 43 و 44
95) تحف العقول / 364
96) غرر: 2 / 619 ف 77 ح 186
97) نهج البلاغه فیض / 1006 نامه 53
98) حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: من لم یصلحه حسن المداراة یصلحه حسن المکافاة.
کسی که با خوش رفتاری اصلاح نگردد، مجازات به جا و نیکو اصلاحش خواهد کرد. (غرر: 2 / 640 ف 77 ح 547)
همچنین می فرمایند: من لم تصلحه الکرامة أصلحته الاهانة. آن کس که منش بزرگواری اصلاحش ننماید، توهین و خواری اصلاحش می کند.
(غرر: 2 / 710 ح 1401)
99) کافی: 1 / 28 باب صفت علماء ح 3
100) و ما أرسلناک الا مبشراً و نذیراً. (سوره اسراء: آیه 105)
101) نهج البلاغه فیض / 935 نامه 31
102) بحار: 104 / 99 ح 74، ینابیع: 5 / 355 ب 194 ح 36
103) جامع الأخبار / 158 ف 121
104) بحار: 79 / 102، ینابیع: 1 / 40 ب 2 ح 16
105) حضرت امیر (علیه السلام) فرموده اند: قدر الرجل علی قدر همته. ارزش انسان به اندازه همت اوست. (بحار: 70 / 4)
106) نهج البلاغة ابن ابی الحدید: 20 / 319 بابا 664
107) سوره احزاب: آیه 21
108) سوره توبه: آیه 119
109) در روایات شیعه و سنی وارد شده که مقصود از صادقین، محمد و آل محمد (علیهم السلام) می باشند.
110) فأین تذهبون؟ و أنی تؤفکون؟ و الأعلام قائمة! و الآیات واضحة! و المنار منصوبة! فأین یتاه بکم؟ بل کیف تعمهون و بینکم عترة نبیکم؟!...
نهج البلاغة فیض / 214 خطبه 86)
111) بحار: 70 / 205 ح 14
112) بخشی از تعبیرات این مبحث، برگرفته از مقدمه کتاب جاذبه و دافعه می باشد.
113) بحار: 32 / 36 ح 23
114) نهج البلاغه فیض / 909 ضمن نامه 31
115) نهج البلاغه فیض / 913
116) سوره بقره: آیه 148
117) نهج البلاغه فیض / 1180 ح 197
118) غرر: 2 / 639 ف 77 ح 528
119) غرر: 1 / 178 ف 8 ح 94
120) مستدرک: 4558 ب 91 از عشره ح 7
121) غرر: 1 / 26 ف 1 ح 752
122) در حدیث قدسی وارد شده که خدای مهربان می فرماید: کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف، فخلقت الخلق لکی أعرف. من گنجی نهان بودم، دوست داشتم که شناخته گردم، از این رو انسان را آفریدم تا شناخته شوم. (بحار: 78 / 199 بیان ح 6)
123) سوره انفال: آیه 22
124) سوره اعراف: آیه 138
125) سوره هود: آیه 29
126) سوره یوسف: آیه 89
127) سوره نمل: آیه 55
128) سوره احقاف: آیه 23
129) کافی: 1 / 8 کتاب عقل ح 1
130) کافی: 1 / 13 ضمن حدیث 12 از کتاب عقل
131) سوره بقره: آیه 213
132) کافی: 1 / 21 ح 30، غرر: 1 / 284 ف 12 ح 14
133) غرر: 1 / 22 ف 1 ح 630
134) غرر: 1 / 212 ف 8 ح 529
135) غرر: 2 / 505 ف 56 ح 31
136) غرر: 2 / 573 ف 69 ح 16
137) غرر: 2 / 578 ف 70 ح 36
138) بحار: 1 / 94 ب 1 از عقل ح 16
139) نهج البلاغة فیض / 1104 ح 37
140) بحار: 1 / 161 ب 4 ح 53
141) کافی: 1 / 8 ح 2
142) بحار: 77 / 160 ح 143، تحف العقول / 44
143) کافی: 1 / 9 ح 7
144) کافی: 1 / 9 ح 8
145) کافی: 1 / 9 ح 9
146) بحار: 77 / 160 ح 144، تحف العقول / 24
147) الاثنی عشریه / 68 ب 2 ف 12
148) بحار: 1 / 132 ب 4 ح 29
149) نهج البلاغة فیض / 931 ضمن نامه 31
150) نهج البلاغة فیض / 573 ضمن خطبه 175
151) نهج البلاغة فیض / 1082 ضمن نامه 78
152) غرر: 1 / 17 ف 1 ح 432
153) غرر: 2 / 678 ف 77 ح 1081
154) غرر: 1 / 58 ف 1 ح 1580
155) غرر: 1 / 423 ف 36 ح 43
156) غرر: 2 / 630 ف 77 ح 385
157) غرر: 2 / 719 ح 1478
158) نهج البلاغة فیض / 1182 ضمن ح 202
159) بحار: 1 / 160 ب 4 ح 49
160) غرر: 1 / 13 ف 1 ح 321
161) غرر: 1 / 15 ح 366
162) غرر: 1 / 19 ح 503 و 504
163) غرر: 1 / 68 ح 1756
164) غرر: 1 / 304 ف 16 ح 10
165) غرر: 1 / 314 ف 17 ح 80
166) غرر: 1 / 430 ف 38 ح 6
167) غرر: 2 / 508 ف 57 ح 34
168) غرر: 2 / 650 ف 77 ح 698 و 699
169) غرر: 2 / 675 ح 1036
170) غرر: 2 / 834 ف 86 ح 107
171) منظور از عقل در روایات غالباً یکی از این معانی است:
1- عقل به معنی نیروئی که به انسان امکان می دهد جلوی هوس ها و خواسته های خود را بگیرد، و به منزله ترمز انسان است.
2- به معنی هوش و زیرکی؛ و عاقل یعنی باهوش و زیرک و کسی که عقل معاش دارد و معضلات زندگی را به آسانی حل می کند.
3- به معنی ابراز و قدرت دوراندیشی؛ انسان عاقل کسی است که آینده نگر باشد و خطرهای آینده را پیش بینی نماید.
4- نیرویی که به انسان امکان می دهد کارها را قبل از حرکت و انجام، بررسی نماید و در تمیز صلاح از فساد، و حق از باطل، و صحیح از غلط، و خیر از شر، و سود از زیان، به قضاوت و داوری بنشیند.
5- نیرویی ملکوتی در مقابل جهل (که یک نیروی طاغوتی است) و جایگاه آن قلب است، و آدمی شاهد جنگ عقل و جهل در دل خویش می باشد، خداوند و فرشتگان و انبیا یار عقل، و شیاطین و ارواح خبیثه یار جهل می باشند.
172) بحار: 77 / 160 ح 146، تحف العقول / 44
173) کافی: 1 / 8 ح 3
174) کافی: 1 / 18 ح 17
175) ارشاد القلوب / 276 ب 53
176) نهج البلاغة فیض / 1191 ح 227
177) بحار: 1 / 159 ح 31
178) اثنی عشریه / 85 ب 3 ف 3
179) غرر: 1 / 41 ف 1 ح 1233
180) غرر: 1 / 41 ح 1239
181) غرر: 1 / 18 ح 482
182) غرر: 1 / 51 ح 1429
183) غرر: 1 / 99 ح 2152
184) غرر: 1 / 74 ح 1837
185) غرر: 1 / 193 ف 8 ح 325
186) غرر: 1 / 213 ح 542
187) غرر: 1 / 435ف 39 ح 51
188) غرر: 1 / 436 ح 59
189) غرر: 2 / 573 ف 69 ح 15
190) غرر: 2 / 695 ف 77 ح 1257
191) غرر: 2 / 863 ف 86 ح 2
192) غرر: 2 / 863 ح 5
193) بحار: 78 / 6
194) الاثنی عشریه / 41 ب 2 ف 4
195) بحار: 1 / 159 ب 4 ح 32
196) بحار: 1 / 160 ح 48
197) تحف العقول / 326، ینابیع الحکمة: 4 / 175 ب 137 ح 38، به این مضمون از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر ائمه (علیهم السلام) نیز نقل شده است.
198) البته وجدان توحیدی تنها خدا را درک نمی کند، وجود قیامت و... نیز با فطرت قابل درک است.
199) سوره روم: آیه 30
200) سوره شمس: آیه 7 و 8
201) سوره قیامة: آیه 1 و 2
202) سوره انبیاء: آیه 73
203) گرچه با توجه به آیات قبل، ظاهراً ضمیر هم به ابراهیم و اسحاق و یعقوب باز می گردد، و بر این اساس، مراد از ائمه نیز همان بزرگواران هستند، لیکن مصداق اجلی و اعلای ائمه چنانکه در روایات نیز به آن تصریح کرده اند، ائمه معصومین (علیهم السلام) از ذریه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشند.
نکته قابل توجه دیگر اینکه مراد از وحی در أوحینا - چنانکه مرحوم علامه نیز بدان اشاره فرموده - وحی تسدید است نه وحی تشریع. و به عبارت دیگر؛ منظور از وحی در آیه، وحی تشریعی که وسیله ابلاغ فیوضات ظاهری و شرایع و احکام الهی باشد نیست، بلکه مراد از آن، هدایت و الهام باطنی است. و این معنا را عبارت (و کانوا لنا عابدین) نیز تأیید می کند، زیرا این قسمت از آیه دلالت دارد بر اینکه آن بزرگواران قبل از نزول وحی - به وسیله اعمالی که از انبیای سابق به آنها رسیده بوده - خدا را عبادت می کردند، سپس به واسطه وحی تشریعی مورد تأیید قرار گرفته اند. (تفسیر المیزان: 14 / 305)
204) سوره غاشیه: آیه 21
205) در این آیه شریفه، خدای متعال رسول گرامیش را مذکر خوانده است. در برخی از آیات نیز آن بزرگوار را تعلیم دهنده و معلم معرفی کرده، چنانکه در آیه 151 سوره بقره می فرماید: ...و یزکیکم و یعلمکم الکتاب و الحکمة و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون ...و شما را تزکیه فرموده و کتاب و حکمت می آموزد، و آنچه را نمی دانسته اید به شما یاد می دهد.
همان طور که ذیل آیه اشاره دارد، در تعلیم، انسان با مطالبی که نمی دانسته آشنا می شود، اما مذکر، انسان را متوجه مطالبی می کند که در سرشت و نهاد خویش داشته و به عللی از آن غفلت نموده است. آنجا که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فطریات باطنی بشر را یادآور گشته، پرده غفلت و نسیان را از ضمیر باطن انسان برطرف نموده، و او را از حقایق نهفته در نهاد خود آگاه می سازند، مذکر، و در مقام تذکرند. و هنگامی که به ابلاغ احکام و حقایق وحی می پردازند، معلم و در مقام تعلیم می باشند.
206) کافی: 2 / 10 باب فطرة الخلق علی التوحید ح 1 و 3 و 5، توحید صدوق / 328 ب 53 ح 1 و 2 و 4 و 5 و 6، بحار: 3 / 277 ب 11 از توحید ح 4 و 5 و 6 و 8،و به همین مضمون چند روایت دیگر نقل شده است.
207) تفسیر قمی: 2 / 154، بحار: 3 / 277 ح 3
208) بحار: 3 / 281 ح 22
209) نهج البلاغة فیض / 33 ضمن خ 1
210) نهج البلاغة فیض / 921 ضمن نامه 31
211) بحار: 75 / 25، ینابیع الحکمة: 5 / 145 ب 176 ح 16
212) کافی: 7 / 423 باب نوادر از قضاء ح 6، تهذیب: 2 / 92، بحار: 40 / 304
213) سوره غاشیه: آیه 21 پس یادآور که تو فقط تذکر دهنده ای.
214) جوان: 2 / 244 به نقل از روان پزشکی اجتماعی / 98
215) کافی: 2 / 326 باب أن ترک الخطیئة أیسر من التوبة
216) کودک: 1 / 308 به نقل از ارتباط انسان و جهان: 1 / 69
217) کودک: 1 / 308 به نقل از ارتباط انسان و جهان: 3 / 175
218) کودک: 1 / 335 به نقل از چه می دانیم؟ جنایت / 15
219) البته حساب سردمداران جاه طلب و ستم پیشگان لائیک را از توده های عظیم خلایق جدا باید دانست.
220) جوان: 1 / 338، به نقل از امیل / 204
221) جوان: 1 / 374، چه می دانم؟ بیماری های روحی و عصبی / 67
222) چه می دانم؟ بیماری های روحی و عصبی/ 73
223) جوان: 2 / 257 به نقل از روان پزشکی اجتماعی / 89
224) جوان: 2 / 244 به نقل از روان پزشکی اجتماعی / 97
225) کانت عقل نظری را بیش از حد تحقیر می کند، با اینکه بدون کاستن از اهمیت و ارزش عقل عملی و وجدان، بسیاری از مسایل مهم اعتقادی همچون وجود خداوند، معاد، بقا و خلود نفس، آزادی و اختیار انسان و... را با استعانت از عقل نظری می توان اثبات نمود.
226) فلسفه اخلاق / 31
227) اقتباس از اخلاق اسلامی، چاپ سمت، از صفحه 106 و 108
228) عیون الأخبار: 2 / 34 ح 77، بحار: 74 / 392 ح 12
229) از همین جا به این واقعیت عینی پی می بریم که با نوع زنان که سرشار از احساس و عاطفه هستند با دلیل و برهان و منطق مواجه شدن، کاری است نادرست، و انتظار کارآیی از این روش، توقعی است بی مورد و غیر واقع بینانه. بسیاری از اختلافات کور خانوادگی نیز از نادیده گرفتن همین امر سرچشمه می گیرد.
230) کافی: 2 / 140 باب تراحم ح 3
231) سوره فتح: آیه 29
232) کافی: 2 / 140 ح 4
233) کافی: 2 / 102 باب الحب فی الله ح 3
234) کافی: 2 / 102 ح 4
235) کافی: 2 / 104 ح 14
236) عیون الأخبار: 2 / 28 ب 31 ح 25، بحار: 74 / 392 باب التراحم ح 10
237) سوره نساء: آیه 147
238) سوره ابراهیم: آیه 7
239) معراج السعاده / 597
240) کافی: 2 / 102 باب الحب فی الله ح 6
241) ینابیع الحکمة: 2 / 47 ب 31 ف 3 ح 11، امالی صدوق / 11 م 3 ح 7، علل الشرایع: 1 / 140، عیون الأخبار: 1 / 226 ب 28 ح 41
242) قد أفلح من زکیها. به تحقیق رستگار شد آنکه نفس را پاک گردانید.
(سوره شمس: آیه 10)
243) این نکته را از انضمام حدیث قدسی: کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف، فخلقت الخلق لکی أعرف. من گنجی نهان بودم، دوست داشتم که شناخته گردم، از این رو انسان را آفریدم تا شناخته شوم. (بحار: 87 / 199 بیان ح 6) به احادیثی که در ذیل آیه شریفه: فطرت الله التی فطر الناس علیها (سوره روم: آیه 30) با مضمون: فطرهم جمیعاً علی التوحید وارد شده، می توان دریافت.
244) اقتباس از کتاب اخلاق در قرآن
245) سوره بقره: آیه 96
246) سوره نساء: آیه 57
247) سوره اعراف: آیه 179
248) یا أیها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن ان بعض الظن اثم... و و ان الظن لایغنی من الحق شیئاً. (سوره حجرات: آیه 12 و سوره نجم: آیه 27)
249) سوره نحل: آیه 43
250) سوره طه: آیه 120
251) سوره اعراف: آیه 31.
252) سوره اعراف: آیه 32.
253) مکارم الاخلاق / 34 ب 1 ف 5
254) مستدرک: 12/222 باب 14 از ابواب امر و نهی ح 16 و ج 8/362 باب 32 از ابواب احکام العشره ح 5
255) سوره اعراف: آیه 31
256) بحار: 66 / 331 ح 7
257) بحار: 66 / 331 ح 5
258) سوره اعراف: آیه 157
259) مشتهیات آدمی دو گونه است: برخی مانند خوردن و خوابیدن که محدود است و پس از برآورده شدن، رغبت انسان نسبت به آنها از بین می رود، و بعضی دیگر مانند پول پرستی و جاه طلبی که نامحدود و مرز ناشناس است. در این میان میل جنسی گرچه به خاطر محدودیت توان جنسی، به خواسته های نوع اول مشابه است، اما از سوی دیگر می تواند به صورت یک هوس و عطش روحی درآمده، سیر ناشدنی باشد.
260) سوره یوسف: آیه 24
261) سوره یوسف: آیه 53
262) بعضی از مفسرین این قسمت از آیه را از گفته های زلیخا دانسته اند.
263) البته پیدایش عقیده امثال فروید و افراط غیر منطقی آنان در جریان ریشه یابی و تبیین امور انسانی و پی آمدهای بنیان برانداز آن، عکسل العمل کجروی ها و تفریطی است که از سوی گروه های منحرف در خلال سالیان دراز در مقابله با این کشش طبیعی آدمی صورت پذیرفته است.
264) البته دست های پلید جهان خواران و سردمداران خبیث صهیونیزم را نیز در پشت پرده نباید از نظر دور داشت. شگفت آنکه برخی از آنان در تشریح و ترسیم نقشه های شوم خود تصریح کرده اند:
بر ما لازم است که در راه گسترش فساد اخلاق در همه جا سعی بیشتری نماییم تا بهتر بتوانیم قدرت به دست آوریم... فروید از ماست و او پیوسته مطالب جنسی را آشکارا نشر می دهد تا در نظر جوانان چیز مقدسی باقی نمانده، و یگانه اندیشه آنها این باشد که غرائز جنسی خود را اشباع کنند و سرانجام، انسانیت خود را از دست بدهند!.
(نشریه در راه حق، به نقل از کتاب آسمانی کدام است ص 2)
265) خداوند می فرماید: و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه.... از نشانه های خداوند این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان دوستی و مهربانی قرار داد....
(سوره روم: آیه 21)
266) مستدرک: 14 / 153 ب 1 از ابواب مقدمات نکاح ح 21
267) وسائل: 20 / 16 ح 11
268) وسائل: 20 / 106 ب 48 ح 1
269) وسائل: 20 / 45 ب 12 ح 1
270) وسائل: 20 / 49 ب 14 ح 1
271) مستدرک: 14 / 175 ب 13 ح 3
272) وسائل: 20 / 76 ب 28 ح 1 و نظیر آن ح 2 و 3 و 6
273) کافی: 5 / 339 باب أن المؤمن کفو المومنه ح 1، وسائل 20 / 67 ب 25 ح 1
274) سوره نور: آیه 33
275) نهج البلاغه فیض / 1303 ح 466
276) بحار: 71 / 270 ح 10
277) امام موسی بن جعفر (علیه السلام) می فرمایند: ان الله تعالی لیبغض العبد الفارغ. خداوند تعالی بنده بیکار را دشمن می دارد. (فقیه: 3 / 169)
278) و قل للمومنات یغضضن من أبصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن... (سوره نور: آیه 31) و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو بندند و دامان خویش را حفظ نمایند و زینت خود را - به جز آن مقدار که نمایان است - آشکار ننمایند و اطراف روسری های خود را بر سینه خود بیندازند (تا گردن و سینه آنان پوشانده شود)....
279) وسائل: 20 / 35 ب 7 از ابواب مقدمات نکاح ح 7 و ص 48 ب 13 ح 4
280) وسائل: 20 / 33 ب 6 ح 16
281) وسائل: 20 / 38 ب 9 ح 2
282) وسائل: 20 / 39 ح 6
283) وسائل: 20 / 56 ب 18 ح 1
284) وسائل: 20 / 78 ب 28 ح 4 و 5 و مستدرک: 14 / 188 ب 24 ح 4
285) وسائل: 20 / 79 ب 29 ح 1
286) مستدرک: 14 / 191 ب 25 ح 1 و 3 و 5
287) وسائل: 20 / 81 ب 30 ح 1
288) مستدرک: 5 / 279 ب 62 از ابواب دعا ح 6
289) نهج الفصاحه / 227 ح 1132
290) بحار: 103 / 235، وسائل: 20 / 28 ب 6 ح 2 و ص 33 ب 7 ح 1
291) وسائل: 20 / 34 ب 7 ح 2
292) وسائل: 20 / 29 ب 6 ح 4، ینابیع الحکمه: 3 / 25 ب 79 ف 2 ح 3
293) وسائل: 20 / 32 ب 6 ح 14
294) نهج البلاغه / 1152 ضمن ح 131، وسائل: 20 / 163 ب 81 ح 2
295) وسائل: 20 / 157 ب 79 ح 1
296) وسائل: 20 / 158 ح 2
297) وسائل: 20 / 159 ح 4
298) وسائل: 20 / 160 ب 80 ح 1
299) وسائل: 20 / 163 ب 82، عقاب الاعمال / 335
300) وسائل: 20 / 171 ب 88 ح 6
301) وسائل: 20 / 171 ح 8
302) نهج الفصاحه / 318 ح 1520
303) وسائل: 20 / 171 ح 9
304) وسائل: 20 / 171 ح 10
305) وسائل: 20 / 172 ب 89 ح 3
306) وسائل: 20 / 174 ب 91 ح 1
307) مستدرک: 14 / 257 ب 71 ح 5
308) بحار: 103 / 225 ح 9
309) بحار: 103 / 234 ح 15
310) بحار: 103 / 240 ح 53
311) جامع الاخبار / 158 ف 121، بحار: 103 / 249 ح 38
312) جامع الاخبار / 158 ف 121، بحار: 103 / 249 ح 38
313) نهج الفصاحه / 592 ح 2892
314) نهج البلاغه / 939 نامه 31
315) امالی صدوق / 370 م 59 ضمن ح 1، بحار: 74 / 5
316) امالی صدوق / 206 م 37 ح 6، بحار: 103 / 223
317) امالی صدوق / 411 م 64 ح 7، بحار: 104 / 106
318) کافی: 2 / 470 باب آگاه کردن مرد برادر خود را به دوستیش ح 2
319) وسائل: 20 / 23 ب 3 ح 9
320) بحار: 71 / 389 ح 41
321) بحار: 71 / 394 ح 63
322) بحار: 6 / 220 ح 14
323) بحار: 103 / 253
324) کافی: 2 / 81 باب شکر ح 30
325) بحار: 103 / 239 باب اصناف النساء ح 46
326) وسائل: 20 / 162 باب 80 از مقدمات نکاح ح 7
327) مکارم الاخلاق / 414 ب 8 ف 5
328) بحار: 43 / 31 باب مناقبها ح 38 و ص 59 ح 51
329) وسائل: 20 / 172 ب 89 ح 1
330) وسائل: 20 / 222 ب 123 ح 3
331) سوره نور: آیه 19
332) کافی: 2 / 256 باب التعییر ح 2
333) کافی: 2 / 264 باب من طلب عثرات المومنین ح 1
334) نهج البلاغه فیض / 1249 ح 341
335) کافی: 2 / 98 باب رفق ح 15
336) جامع الاخبار / 102 ف 59
337) تفسیر نمونه: 3 / 412
338) سوره نساء: آیه 34
339) من لا یحضره الفقیه: 3 / 247 ح 1174، وسائل: 20 / 35 ب 7 ح 5
340) مثلا در برخی از روایات وارد شده که خوردن به در دوران بارداری باعث زیبائی کودک، و خوردن خرما سبب بردباری و پرهیزکاری او می گردد.
341) وسائل: 21 / 393 ب 24 از ابواب احکام اولاد ح 3
342) بحار: 104 / 130 ح 19
343) وسائل: 21 / 390 باب 22 ح 6
344) عیون الاخبار: 2 / 33 ب 31 ح 69، بحار: 103 / 323 ح 15
345) وسائل: 21 / 466 ب 78 از احکام اولاد ح 1
346) وسائل: 21 / 467 ح 3
347) وسائل: 21 / 468 ح 6
348) وسائل: 21 / 468 ب 79 ح 1 و در حدیث 2 فرموده اند: دایه ای پاکیزه و نظیف برگزینید...
349) در بعضی از روایات از زن و فرزند با تعبیر زیبای ریحانه و گل خوشبو یاد شده است، چرا که آنان را همچون گل باید بوئید و چون گل باید از آنها حراست کرد. نوازش و مهر و محبت می طلبند، تاب و توان کارهای سنگین را نداشته خیلی زود پژمرده می گردند و با کمترین رفتار خشن می شکنند.
350) وسائل: 21 / 473 باب 82 از احکام اولاد ح 2
351) وسائل: 21 / 473 ح 1
352) وسائل: 21 / 476 ب 83 ح 7، بحار: 104 / 95
353) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: 20 / 343 باب 937
354) امالی شیخ صدوق / 391 م 61 ح 19
355) گویا دانشمندان توانسته اند با استفاده از ضبط صدای قلب مادر بر روی نوار و پخش آن در هنگامی که طفل گریه می کند، وی را آرام سازند!
356) وسائل: 21 / 483 باب 88 از احکام اولاد ح 4
357) وسائل: 21 / 475 باب 83 ح 3
358) وسائل: 21 / 483 ب 88 ح 3
359) وسائل: 21 / 485 ب 89 ح 1
360) وسائل: 21 / 485 ح 4
361) تحف العقول / 62، بحار: 77 / 214 و 232
362) مستدرک: 15 / 172 باب 67 از ابواب احکام اولاد ح 3، تفسیر عیاشی: 2 / 166
363) بحار: 104 / 92 ح 16
364) تاریخ یعقوبی، طبع نجف اشرف: جزء 3 / 69
365) وسائل: 21 / 481 ب 86 از ابواب احکام اولاد ح 8، و ینابیع الحکمه: 5 / 349 باب 194 ح 13
366) اقتباس از کودک: 2 / 302 به نقل از عقده حقارت / 10
367) روان شناسی کودک / 428 از دکتر مهدی جلالی
368) بحار: 104 / 95 ح 44
369) بحار: 16 / 240
370) کافی: 6 / 48 باب حق اولاد ح 4، وسائل: 21 / 480 باب 86 از احکام اولاد ح 3
371) وسائل: 21 / 486 ب 90 ح 2
372) وسائل: 21 / 486 ح 1
373) بحار: 13 / 411 ضمن ح 2
374) نهج البلاغه فیض الاسلام / 912 ضمن نامه 31
375) وسائل: 21 / 476 باب 83 ح 7
376) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: 20 / 343 باب 937
377) وسائل: 21 / 475 ب 83 ح 1 و 4
378) نهج البلاغه فیض / 1274 ح 391
379) مستدرک: 4 / 246 باب 6 از ابواب قرائت قرآن ح 1
380) بحار: 38 / 7 ضمن ح 13
381) نهج البلاغه فیض / 566 ضمن خطبه 175
382) کافی: 2 / 244 باب بذاء ح 3
383) وسائل: 21 / 476 باب 83 از ابواب احکام اولاد ح 7
384) وسائل: 21 / 475 ح 1
385) مستدرک: 12 / 226 باب 14 از ابواب امر و نهی ح 28، تفسیر فرات کوفی / 430 سوره حجرات.
386) کافی: 2 / 232 باب حسد ح 4
387) بحار: 2 / 58 ح 37
388) کافی: 2 / 236 باب کبر ح 17
389) امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: الصلاه عمود الدین. بحار: 82 / 218 ح 36)
390) امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: ما من شی ء بعد المعرفه یعدل هذه الصلاه. (بحار: 82 / 225 ح 49)
391) بحار: 82 / 209
392) سوره دهر: آیه 8
393) اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سه روز روزه گرفتند و هنگام افطار غذای خود را که جز چند قرص نان چیز دیگری نبود سه شب پی در پی در راه خدا به نیازمند و یتیم و اسیر داده، خود با آب افطار نمودند.
394) غرر: 2 / 777 ف 82 ح 39
395) غرر: 1 / 434 ف 39 ح 31
396) بحار: 72 / 262 باب کذب ح 45
397) غرر: 1 / 407 ف 32 ح 37
398) غرر: 1 / 337 ف 18 ح 168
399) تحف العقول / 305
400) بحار: 78 / 249 ح 86
401) کافی: 8 (روضه) / 93 ح 66
402) غرر: 1 / 449 ف 42 ح 11
403) ینابیع الحکمه: 3 / 232 ب 98 ح 22
404) غرر: 1 / 89 ف 1 ح 2041
405) نهج البلاغه فیض / 1096 ح 20
406) مستدرک: 12 / 140 ب 90 از جهاد نفس ح 4
407) مستدرک: 12 / 140 ح 3
408) بحار: 77 / 77، ینابیع الحکمه: 3 / 228 ح 1
409) بحار: 1 / 170 ح 22
410) کافی: 2 / 109 باب ذم الدنیا ح 20، بحار: 13 / 425 ح 19
411) امالی صدوق / 39 م 10 ح 9، خصال: 1 / 253 ب 4 ح 125
412) سوره فاطر: آیه 37
413) امالی صدوق / 37 م 10 ح 1
414) مستدرک: 12 / 157 ب 96 ح 5
415) سوره حدید: آیه 20
416) فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که جوانی را بخشی از جنون برشمرده اند می توان بیانگر مقتضای طبیعی این دوران دانست. بحار: 77 / 176 از ح 9)
حضرت علی (علیه السلام) نیز عذر ندانمکارهای جوانان را گویا با توجه به همین خصلت طبیعی مقبول دانسته اند. (غرر: 1 / 372 ف 26 ح 52)
417) غرر: 2 / 862 ف 87 ح 27
418) برای مهار کردن احساسات غریزی و تمایلات نفسانی باید از عاطفه و احساس نیرومندتری چون احساس دینی استفاده کرد. عقل و علم به تنهائی در مقابل سیل بنیان کن غرائز تاب مقاومت ندارد و نمی توانند آن را از تجاوز و طغیان بازدارند. تنها احساس است که می تواند احساس دیگری را رام کرده، آن را مسخره و مقهور خویش سازد.
419) بحار: 74 / 192 ح 12
420) غرر: 2 / 695 ف 77 ح 1259 و 1260
421) امالی صدوق / 669 م 95 ذیل ح 7
422) نهج البلاغه فیض / 1216 ح 260، بحار: 78 / 37 ح 6
423) بحار: 74 / 173 ح 1
424) أمالی صدوق / 669 م 95 ح 7، بحار: 74 / 173 ح 2
425) بحار: 74 / 180 ح 28، أمالی طوسی: 2 / 260
426) بحار: 78 / 238 ح 75، تحف العقول / 239
427) کافی 2 / 468 باب من تکره مجالسته ح 7
428) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: 20 / 272 باب 147
429) بحار: 74 / 190 ح 3
430) غرر: 1 / 397 ف 30 ح 35
431) غرر: 1 / 455 ف 44 ح 27
432) جوان در اثر بیکاری، امیدی به آینده ندارد. زمینه بسیاری از انحرافات و بزه کاری های نوجوانان و جوانان از قبیل سرقت، فحشاء، قمار، جرم و جنایت، بلای خانمانسوز اعتیاد و غیره، با بیکاری - که چون کابوسی روح آنان را می فشارد - فراهم می گردد.
433) مستدرک: 13 / 24 ب 8 از مقدمات تجارت ح 10
434) من لایحضره الفقیه: 3 / 102 ح 3593
435) وسائل: 17 / 42 ب 10 از مقدمات تجارت ح 3
436) خصال: 2 / 621 ضمن حدیث أربعمأه
437) بحار: 103 / 9 ح 38
438) وسائل: 17 / 38 ب 9 ح 5، کافی: 5 / 76 ح 14
439) سفینه البحار: 8 / 747 ماده یسر
440) بحار: 103 / 7 ح 25 و 29
441) المحجه البیضاء: 3 / 140
442) سوره اسراء: آیه 24.
443) منتهی الآمال: 1 / 195.
444) سوره اسراء: آیه 23.
445) کافی: 2 / 129 بابا بر والدین ح 15، خصال: 1 / 128 ب 3 ح 129 از امام صادق (علیه السلام)
446) کافی: 2 / 128 ح 11
447) غرر: 1 / 343 ف 21 ح 2
448) ینابیع الحکمه: 5 / 344! 193 ح 50
449) کافی: 2 / 127 ح 4
450) کافی: 2 / 128 ح 10
451) سوره های بقره: 83، نساء: 36، انعام: 151، اسراء: 23
452) ینابیع الحکمه: 5 / 338 باب 193 ح 29
453) سوره لقمان: آیه 14
454) تحف العقول / 189، رساله حقوق
455) مستدرک: 15 / 193 ب 75 از احکام اولاد ح 19
456) مستدرک: 15 / 180 ب 70 ح 4
457) مستدرک: 15 / 193 ب 75 ح 19
458) کافی: 2 / 260 باب العقوق ح 5
459) مستدرک: 15 / 176 ب 68 ح 14
460) بحار: 74 / 75 ح 67
461) معراج السعاده / 384
462) امالی طوسی: 1 / 13، بحار: 74 / 74 ح 64
463) عده الداعی / 76
464) غرر: 1 / 344 ف 21 ح 27
465) مجمع البیان: 6 / 411، کافی: 2 / 126 باب بر والدین ذیل ح 1
466) کافی: 2 / 261 باب العقوق ح 8
467) کافی: 2 / 130 باب بر والدین ح 21
468) کافی: 2 / 127 ح 5
469) بحار: 78 / 236 ح 67، تحف العقول / 238
470) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: 20 / 276 باب 102
471) کافی: 2 / 138 باب حق المؤمن علی أخیه ح 12
472) کافی: 2 / 164 باب الطاف المؤمن ح 3
473) بحار: 16 / 228 ضمن حدیث 34
474) بحار: 16 / 263 ح 56
475) بحار: 16 / 236
476) کافی: 2 / 492 باب نوادر ضمن ح 1، بحار: 16 / 259 ح 47
477) بحار: 16 / 236
478) کافی: 2 / 492 ضمن ح 1
479) مستدرک: 8 / 318 ب 2 از احکام عشره ح 8
480) مستدرک: 318/8 ب 2 از احکام عشره ح 8 -
481) کافی: 2 / 117 باب انصاف ح 10
482) نهج البلاغه فیض / 921 ضمن نامه 31
483) کافی: 2 / 131 باب الاهتمام بامور المسلمین ح 6
484) کافی: 2 / 175 باب تقیه ح 20
485) کافی: 2 / 120 باب الاستغناء عن الناس ح 7
486) سوره نساء: آیه 1
487) سوره رعد: آیه 19 و 21
488) کافی: 2 / 121 باب صله الرحم ح 5
489) کافی: 2 / 121 ح 4
490) کافی: 2 / 121 ح 9.
491) کافی: 2 / 125 ح 31
492) بحار: 74 / 66 ح 33، و ج 82 ص 65
493) بحار: 74 / 100 باب صله الرحم ح 45 و 47
494) بحار: 47 / 64 باب معجزاته (علیه السلام) ح 3
495) غرر: 1 / 455 ف 44 ح 26
496) غرر: 1 / 456 ح 35
497) سوره رعد: آیه 25
498) کافی: 2 / 120 باب صله الرحم ح 2
499) بحار: 74 / 91 باب صله الرحم ح 12
500) رجال کشی: 2 / 741 ح 831، منتهی الامال: 2 / 206 (زندگانی حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام))
501) مستدرک: 15 / 185 باب 71 از احکام اولاد ح 14
502) وسائل: 21 / 494 باب 95 از احکام اولاد ح 7
503) مستدرک: 8 / 424 باب 72 از احکام العشره ح 14
504) مستدرک: 8 / 427 باب 73 ح 6، ینابیع الحکمه: 1 / 424 باب 25 ح 24
505) بحار: 74 / 7، ینابیع الحکمه: 1 / 422 ح 15
506) کافی: 2 / 489 باب حق الجوار ح 4 و 5
507) کافی: 2 / 490 ح 14
508) کافی: 2 / 489 ح 8 و نظیر آن ح 7 و 10
509) ینابیع الحکمه: 2 / 77 باب 33 ح 33، سفینه البحار: 2 / 112 (حدث)
510) کافی: 2 / 489 ح 9
511) کافی: 2 / 491 باب حد الجوار ح 2
512) نهج البلاغه فیض / 936 ضمن نامه 31
513) غرر: 1 / 369 ف 26 ح 18
514) مستدرک: 8 / 423 باب 72 ح 13
515) بحار: 78 / 205 ح 46
516) وسائل: 12 / 127 باب 86 از احکام العشره ح 5
517) بحار: 75 / 5 باب العشرة مع الیتامی ح 12
518) سوره ضحی: آیه 9
519) سوره نساء: آیه 10
520) سوره نساء: آیه 127
521) نهج البلاغه فیض / 977 ضمن نامه 47
522) بحار: 77 / 173
523) وسائل: 21 / 478 باب 85 از احکام اولاد ح 1
524) بحار: 75 / 4 ح 9
525) غرر: 2 / 618 ف 77 ح 172
526) مستدرک: 2 / 474 باب 78 از دفن ح 6
527) بحار: 75 / 3 ح 4
528) بحار: 2 / 2 ح 1