فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

یا: جوان و پیوندهای اجتماعی

انسان موجودی اجتماعی و نیازمند همکاری و ارتباط با سایر هم نوعان خویش است. بارور شدن و شکوفائی قابلیت ها و استعدادها، فراهم آمدن زمینه مبارزه با صفات مذموم و ناپسند، ظهور صفات شایسته و استقرار ملکات پسندیده در نفس، و رشد حقیقی و کمال معنوی تنها از پرتو زندگی گروهی و به برکت رابطه با دیگران میسر می گردد. مرابطه از نیازهای اساسی آدمی است.
ارضای بسیاری از غرائز همچون مهرطلبی، زیبادوستی و انس خواهی در سایه ارتباط و به یمن مرابطه با دیگران امکان پذیر خواهد بود. عواطف انسانی، شفقت و دلسوزی، قدردانی و سپاسگزاری، مهرورزی و همدردی و سایر انعطافات ارزشی نیز به میمنت مشاهده صحنه هائی از مظاهر ارتباطات اجتماعی، آدمی را از فیض برکات ظهور و بروز خود بهره مند می سازد.
برآوردن شمار زیادی از خواسته های معنوی، مرتفع ساختن بسیاری از نیازهای مادی، و مقابله با موانع بزرگ، حوادث تلخ و پیشامدهای ناگوار طبیعی و... نیازمند همکاری، همیاری، همدردی و همدلی گروهی بوده، هیچ کس بدون اشتراک مساعی جمعی قادر به تحقق آنها نخواهد بود.
اسلام عزیز نیز که آئینی است جاودانی و احکام و قوانین آن پاسخگوی نیازهای فطری و متکفل ارضای تمام خواسته های انسانی است، مسأله رابطه با دیگران را مورد توجه ویژه قرار داده، ضمن تأکید بر حفظ پیوندهای اجتماعی، پیروان خود را به نوع دوستی و محبت به مردم دعوت فرموده و از کناره گیری از آنان پرهیز داده است.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
... خالطوا الناس و آتوهم و أعینوهم و لا تجانبوهم و قولوا لهم کما قال الله تعالی و قولوا للناس حسناً(479).(480)
با مردم معاشرت کنید و با آنان همراه باشید، ایشان را یاری نمائید و از آنان کناره نگیرید. و درباره آنان گفتار خداوند را به کار بندید که فرموده است: با مردم به خوب سخن گوئید.
بلکه از این نیز فراتر رفته، از مسلمانان می خواهد همچنانکه به نیک بختی و راحتی خویش علاقه مندند، خیرخواه مردم بوده، طالب سعادت و خوشبختی آنان باشند.
در روایت است روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عزم جنگی بودند که شخصی به حضور انور آن بزرگوار شرفیاب شده، عرض کرد: یا رسول الله، مرا عملی بیاموزید تا بدان وسیله داخل بهشت گردم.
آن حضرت فرمودند:
ما أحببت أن یأتیه الناس الیک فأته الیهم و ما کرهت أن یأتیه الناس الیک فلاتأته الیهم....(481).
آنچه را دوست داری مردم نسبت به تو روا دارند، درباره آنان انجام ده، و چیزی را که خوش نداری درباره ات انجام دهند، تو نیز برای آنان روا مدار.
امیر مؤمنان (علیه السلام) به فرزند بزرگوار خود امام مجتبی (علیه السلام) می فرمایند:
فرزندم! خود را در آنچه بین تو و دیگری است میزان قرار ده؛ چیزی را که برای خود دوست درای، برای دیگران دوست بدار، و آنچه را برای خود مایل نیستی، برای دیگران خوش مدارت همچنانکه نمی خواهی به تو ستم شود، ستم مکن.
به دیگران نیکی کن همانگونه که دوست داری به تو نیکی شود؛ چیزی را که برای خود زشت می پنداری، برای دیگران زشت بدار؛ به آنچه که برای خود خشنودی می شوی، از مردم نیز راضی و خشنود باش؛ چیزی را که نمی دانی مگر گر چه معلوماتت اندک باشد؛ آنچه را دوست نداری درباره ات گفته شود (درباره دیگران) مگو.(482)
امام صادق (علیه السلام) نقل می کنند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
الخلق عیال الله فأحب الخلق الی الله من نفع عیال الله و أدخل علی أهل بیت سروراً.(483)
مردم عیال خداوند هستند، محبوب ترین آنها نزد خداوند کسی است که به عیال خدا سود رسانده، و خانواده ای را خوشحال گرداند.
نیاز بشر به حمایت دیگران و لزوم همکاری با هم نوعان ایجاب می کند انسان داری خلق و خوی اجتماعی بوده، در سایه اخلاق خوش و حسن معاشرت برای تأمین زندگی و ادامه حیات تلاش نماید. از سوی دیگر آدمی از آغاز ولادت تا پایان عمر همواره از اعمال و رفتار و افکار دیگران رنگ پذیرفته، پیوسته از دوستان، بستگان و معاشران خود متأثر می گردد، خصوصاً نسل جوان که غرائز و احساسات آنان از قدرت و طراوت بیشتری برخوردار است و به اقتضای غریزه انس و تمایل به نوطلبی و تجدد خواهی، بسیار زودتر از سایر طبقات به این سو و آن سو و این و آن متمایل گشته، از افکار و رفتار دیگران متأثر می گردند، از اینرو روابط افراد با یکدیگر باید بر اساس موازینی سازنده، معیارهائی منطقی، روش هائی مجاز و متناسب با شرائط زمان و مکان تنظیم گردد تا علاوه بر برخورداری از مزایای بی شمار آن، حتی الامکان از عوارض سوء و پی آمدهای نامطلوب و زیان بار ارتباطات نادرست به دور ماند.
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:
خالطوهم بالبراینه و خالفوهم بالجوانیه اذا کانت الامره صبیانیه.(484)
هنگامی که حکومت، کودکانه و بی خردانه باشد با مردم در ظاهر معاشرت کنید و در باطن با رفتار و مرامشان مخالف باشید.
امام صادق (علیه السلام) نقل می کنند که امیر مؤمنان (علیه السلام) همواره می فرمودند:
لیجتمع فی قلبک الافتقار الی الناس و الاستغناء عنهم، فیکون افتقارک الیهم فی لین کلامک و حسن بشرک و یکون استغناءک عنهم فی نزاهه عرضک و بقاء عزک.(485)
باید احساس نیاز به مردم و بی نیازی از آنان را در قلب خویش جمع نمائی. نیازمندیت به آنان در نرمی سخن و برخورد نیکت ظاهر گردد و احساس بی نیازیت از آنها را در حفظ آبرو و باقی ماندن عزت خویش قرار دهی.
مؤمن خود را از مردم بی نیاز نمی داند زیرا حفظ نظام جامعه و برآورده شدن بسیاری از خواسته های خود را در گرو ارتباط و پیوند با سایر مردم می بیند. از این رو با اخلاق خوش و رفتار نیک و برخورد شایسته با آنان معاشرت کرده، نیازهای خود را با همکاری آنان مرتفع می سازد لیکن در عین حال، عزت نفس و مناعت طبع و آبروی خویش را حفظ نموده، و هرگز به خاطر مال و منال و نیازهای مادی زودگذر دنیا، آنها را از دست نخواهد داد.
البته احتیاج انسان به داشتن روابط با دیگران یک نیاز عمومی و فراگیر بوده، برخورد شایسته و ملاطفت در تماس ها در زمینه بهبود روابط و حسن ارتباطات، اختصاص به گروهی ویژه و طبقه ای خاص ندارد. لیکن وجود برخی از ویژگی ها همچون هم خونی، هم جواری، و نیازمندی ایجاب می کند که نسبت به حفظ ارتباط و پیوستگی با برخی از هم نوعان مانند اقوام و خویشان، و تلاش در جهت رعایت حقوق گروهی از مردم مثل نزدیکان و همسایگان، و اهتمام در مورد رسیدگی به وضع اقشاری از نیازمندان همچون ایتام با توجه بیشتر و حساسیتی ویژه برخورد گردد.
آیات قرآنی و روایات معصومین (علیهم السلام) نیز با عنایتی خاص به گروه های یاد شده، حفظ ارتباط و رعایت حقوق و رسیدگی به امور آنان را مورد تأکید فراوان قرار داده اند.

پیوند با خویشان:

خویشاوندان، شاخه ها و برگ و برهای یک درخت اند، بسیاری از خصائص روحی و حتی ویژگی های خلقتی و جسمی را از یکدیگر ارث می برند. آنان در زمینه های خلق و خوی و جسم و روان دارای مشترکات فراوانی هستند به طوری که شباهت های ظاهری را می توان نمونه کوچکی از آنها دانست.
پیوستگی بین اقوام، یک واقعیت طبیعی است و به جعل و قانون و قراردادهای اجتماعی وابسته نیست. احکام و دستورات شرع مقدس نیز در راستای همین واقعیت، و به منظور تحکیم و حراست آن صادر گردیده است.
خداوند متعال می فرماید:
... و اتقوا الله الذی تساءلون به و الأرحام ان الله کان علیکم رقیباً.(486).
از خداوندی پروا کنید که هنگامی که چیزی از یکدیگر می طلبید نام او را می برند و از (قطع رابطه با) خویشان بپرهیزید که خدا همواره مراقب شماست.
همچنین می فرماید:
انما یتذکر اولوا الألباب... و الذین یصلون ما أمر الله به أن یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب.(487)
تنها اندیشمندان و فرزانگان عبرت می گیرند... - و آنان که پیوندهائی را که خدا به برقراری آنها دستور داده، استوار می دارند و از پروردگارشان بیم دارند و از سختی حساب می هراسند.
صله رحم علاوه بر اینکه یک وظیفه شرعی و دارای اجر و پاداش اخروی است، آثار دنیوی بسیار سودمندی بر آن مترتب است که در گفتارهای پیشوایان معصوم (علیهم السلام) به برخی از آنها اشاره گردیده:
امام باقر (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند که آن حضرت فرموده اند:
سفارش می کنم همه پیروانم را تا روز قیامت، آنان که حاضرند و آنها که غائب اند، و کسانی که هنوز در پشت مردان و رحم زنان اند، که با خویشان خود مرتبط باشند، اگرچه به مقدار مسافت یک سال راه از آنان دور باشند. زیرا صله رحم و پیوند با خویشان جزئی از دین است.(488)
امام باقر (علیه السلام) در جای دیگر فرموده اند:
صله الأرحام تزکی الأعمال و تنمی الأموال و تدفع البلوی و تیسر الحساب و تنسی ء فی الأجل.(489)
پیوند با خویشان، اعمال را پاک کرده و آن را رشد می دهد، اموال را فزونی بخشیده، بلاها را دفع می نماید، حساب را آسان نموده و مرگ را به تأخیر می اندازد.
جهان هستی به دست توانای خداوند متعال خلق گردیده، هر یک از پدیده های عالم طبیعت نیز از حد و مرز، خصائص و آثار، و عوارض و امتیازات مخصوصی برخوردار است که آن را از سایر موجودات متمایز می سازد. این خصوصیات نیز که نوعاً جزئی از ذات و غیر قابل انفکاک از آنهاست، مخلوق خداوند بوده، به اراده و مشیت الهی به صورت خاصیت هر یک از آن پدیده ها خلق گردیده است.
تماس دائمی انسان و به تبع آن، انس وی با بسیاری از این خصوصیات، باعث گردیده که نوع مردم، این ویژگی ها را با همه عظمت و شگفتی که دارد، به صورت امری کاملاً عادی و طبیعی می بینند و به سادگی از کنار آن می گذرند. اما برخی دیگر از این خصوصیات و آثار و عوارض، به خاطر بیگانگی از دریافت های روزمره و دور بودن از امثال و نظائر محسوساتی که به طور دائم با آنها سر و کار دارند، به نظرشان عجیب می نماید، در حالیکه هیچ تفاوتی بین آنها نیست.
همان که آتش را سوزاننده و آب را تر و گوارا آفریده، و هم او که زمین را از نیروی جاذبه و آدمی را از قدرت فکر و اندیشه برخوردار ساخته، خود قادر است که صله رحم را موجب پاکی اعمال و ازدیاد مال، و سبب دفع بلا و آسان شدن حساب و باعث افزایش طول عمر قرار دهد. همچنانکه ممکن است آن را عامل دوستی و محبت و وسیله حفظ از گناه گرداند.
امام رضا (علیه السلام) از حضرت صادق (علیه السلام) نقل می کنند که آن بزرگوار فرمودند:
با خویشانت پیوند کن اگرچه به نوشانیدن آبی باشد. و بهترین نوع پیوند با فامیل، آزار نرساندن به آنهاست. صله رحم مرگ را به تأخیر انداخته، باعث دوستی و محبت در خانواده می گردد.(490)
امام صادق (علیه السلام) در جائی دیگر فرموده اند:
ان صله الرحم و البر لیهونان الحساب و یعصمان من الذنوب. فصلوا أرحامکم و بروا باخوانکم و لو بحسن السلام و رد الجواب.(491)
پیوند با خویشان و نیکی، حساب را آسان نموده، و آدمی را از گناهان حفظ می نماید. پس صله رحم کنید و نیکی با برادران خود را وسعت بخشید گرچه به نیک سلام کردن و جواب سلام باشد.
همچنین فرموده اند:
من أحب أن یخفف الله عزوجل عنه سکرات الموت فلیکن لقرابته وصولاً و بوالدیه باراً، فاذا کان کذلک هون الله علیه سکرات الموت و لم یصبه فی حیاته فقر أبداً.(492)
هر کس دوست دارد خداوند سختی های مردن را بر او تخفیف دهد باید با خویشانش پیوند نموده، و به پدر و مادر خویش نیکی نماید. هرگاه چنین کرد، خداوند سختی های مرگ را بر او آسان کند و هرگز در زندگی تهیدست نگردد.
امام صادق (علیه السلام) خطاب به میسر می فرمایند:
چندین مرتبه مرگ تو فرا رسید ولی در اثر پیوند با خویشان و نیکی به نزدیکانت به تأخیر افتاد.(493)
داود رقی گوید: پسر عموئی داشتم که معاند و خبیث بود! باخبر شدم که خود و خانواده اش در تنگدستی به سر می برند. از این رو پیش از عزیمت به مکه، برایش خرجی مقرر نمودم. هنگامی که به مدینه آمدم، در محضر امام صادق (علیه السلام) نشسته بودم که ناگهان فرمودند:
ای داود، روزهای پنج شنبه اعمال شما بر من عرضه می گردد. به اعمال تو نظر کردم، پیوند با پسر عمویت مرا مسرور ساخت....(494)
حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:
صله الرحم تدر النعم و تدفع النقم.(495)
پیوند با خویشاوند، نعمت را فرو می باراند و نقمت و ناخوشی را از بین می برد.
صله الرحم تسوء العدو و تقی مصارع السوء.(496)
صله رحم و ارتباط با اقوام باعث ناخرسندی و اندوه دشمن می گردد و آدمی را از پرتگاه های بدمرگی مصون می دارد.
قطع رحم از گناهان کبیره و از محرمات بزرگی است که علاوه بر عذاب اخروی، پی آمدهای نامطلوب دنیوی فراوانی نیز به همراه دارد که برخی از آنها به تجربه نیز ثابت گردیده است.
خداوند متعال می فرماید:
و الذین ینقضون عهدالله من بعد میثاقه و یقطعون ما أمر الله به أن یوصل و یفسدون فی الأرض اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار.(497)
و آنان که پیمان خدا را پس از محکم کردنش می شکنند و پیوندهائی را که خداوند به برقراری آن دستور داده، قطع می نمایند و در زمین فساد می کنند، لعنت و بدی (مجازات) سرای آخرت برای آنان است.
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که مردی به حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و عرض کرد: یا رسول الله، فامیلم برآنند که مرا مورد حمله قرار داده، دشنامم دهند و با من قطع رابطه نمایند. آیا من نیز آنان را ترک گویم؟ پاسخ دادند:
در این صورت خداوند همه شما را رها می کند! عرض کرد: پس چه کنم؟ فرمودند:
تصل من قطعک و تعطی من حرمک و تعفو عمن ظلمک، فانک اذا فعلت ذلک کان لک من الله علیهم ظهیر.(498)
با هر که از تو می برد مرتبط باش و آن که تو را محروم می سازد عطایش کن، و از کسی که بر تو ستم روا می دارد درگذر، زیرا اگر چنین کنی، خداوند تو را بر آنها یاری فرماید.
گرچه تحمل ظلم و کوتاه آمدن در برابر ستم ستمگر، امری است مذموم و ناپسند، و نه عقل و نه شرع، هیچ یک آن را مجاز نمی دانند، لیکن قطع ارتباط با ارحام و اقوام به منزله قطع از خویشتن است، و قطع از خود به معنای تباه ساختن همه استعدادها و ضایع نمودن تمامی نیروها، و در یک کلمه به مثابه هلاکت حتمی است. از اینرو هیچ بهانه ای را در توجیه این قطع ارتباط نمی پذیرند، گرچه ناگزیر از تحمل ستم ناروای آنان باشیم.
امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرمایند:
قطیعه الرحم تورث الفقر.(499)
قطع رحم باعث فقر و تهیدستی است.
شعیب عقرقوفی گوید به امر حضور موسی بن جعفر (علیه السلام) مردی یعقوب نام که تازه وارد مکه شده بود را به نزد آن بزرگوار بردم. همینکه وارد شدیم آن جناب فرمودند:
ای یعقوب، تو دیروز وارد مکه شدی و در فلان مکان بین تو و برادرت نزاعی پیش آمد تا جایی که یکدیگر را دشنام دادید... در اثر این قطع رحم، برادرت پیش از آنکه به وطن برسد از دنیا خواهد رفت. تو نیز از کردار خویش پشیمان خواهی شد. یعقوب پرسید: مرگ من چه هنگام خواهد رسید؟ فرمودند: تو نیز نزدیک بود از دنیا بروی ولی در فلان منزل با عمه ات صله و نیکی کردی، و در اثر آن بیست سال به عمرت افزوده شد.
شعیب گوید: سال بعد در راه سفر مکه او را ملاقات کرده جویای احوالش گردیدم. گفت: برادرم به وطن نرسیده از دنیا رفت و در بین راه مدفون گردید.(500)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:
قطیعه الرحم تحجب الدعاء.(501)
قطع رحم مانع اجابت دعا می گردد.
امام صادق (علیه السلام) نیز از پدران خود نقل می کنند که آن بزرگوار فرمودند:
اذا ظهر العلم و احترز العمل و ائتلفت الألسن و اختلفت القلوب و تقاطعت الأرحام هنالک لعنهم الله فأصمهم و أعمی أبصارهم.(502)
هرگاه علم آشکار گردد و از عمل به آن دوری شود، با زبان با هم الفت گیرند ولی دل ها از هم جدا باشد، و با خویشان قطع ارتباط کنند، خداوند آنان را مورد لعن و نفرین قرار داده، کر و کورشان گرداند (در نتیجه چیزی نمی فهمند و از حق روی گردان باشند).

رعایت همسایگان:

همسایگان نیز از جمله حق دارانی هستند که شرع مقدس با اهتمام زیاد بر رعایت حقوق آنان تأکید فرموده اند:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در ذیل حدیثی می فرمایند:
همسایگان سه دسته اند: برخی دارای سه حق هستند: حق اسلام، حق همسایگی و حق خویشاوندی. گروهی از آنان نیز دارای دو حق می باشند: حق اسلام و حق همسایگی. و دسته ای تنها یک حق دارند و آن همسایه کافر است که فقط حق همسایگی دارد.(503)
در حدیث دیگر می فرمایند:
کسی که درب خانه اش را از بیم تعرض همسایه خود نسبت به خانواده و مالش ببندد، همسایه او ایمان ندارد. عرض شد: یا رسول الله، حق همسایه بر همسایه چیست؟ فرمودند: از کمترین حقوق او آن است که اگر قرض بخواهد به او قرض دهد. چنانکه کمک بطلبد، او را یاری کند. اگر درخواست عاریه نماید، به او عاریه دهد. اگر نیازمند عطایش باشد، حاجتش را برآورده سازد. چنانچه دعوتش کند اجابت نماید. هنگامی که بیمار شود او را عیادت کند و چون بمیرد، در تشییع او حاضر شود. چنانچه به او خیری برسد خوشحال گردد و به او حسد نورزد. اگر بر او مصیبتی وارد شود محزون گردد. ساختمان خود را آن قدر بالا نبرد که بر او مشرف گشته، موجب آزار او گردد و مانع جریان هوا شود. هنگامی که برای منزلش تحفه ای می آورند و همسایه اش آن را ندارد، به او نیز هدیه بدهد یا لااقل آن را از وی و خانواده اش پنهان نماید.
آنگاه فرمودند: آنچه را می گویم بشنوید. جز اندکی از شما که خداوند به او رحم کرده، کسی حق همسایه را ادا نمی کند. خداوند آنقدر درباره همسایه به من سفارش نمود که گمان کردم برای او ارث قرار خواهد داد....(504)
امام سجاد (علیه السلام) نیز درباره حق همسایه می فرمایند:
اما حق همسایه ات این است که در غیابش او را حفظ نمائی و در حضوری وی احترام و اکرامش کنی، و اگر مظلوم واقع گردید، او را یاری نمائی.
عیب و بدی او را کاوش منما و اگر چیز بدی از او دانستی آن را بپوشان، چنانچه دانستی که خیرخواهی تو را می پذیرد، در پنهانی او را نصیحت کن، و در سختی ها او را وامگذار، از لغزشش درگذر، از گناه وی صرف نظر کن، به خوبی و مسالمت با او معاشرت نما، و جز به اعانت خداوند بر انجام اینها قادر نخواهی بود.(505)
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
هنگامی که بنیامین از دست جناب یعقوب رفت، عرض کرد: پروردگارا! به من رحم نمی کنی؟ چشمم را گرفتی و فرزندم را بردی! خدای متعال به او وحی فرستاد: اگر من یوسف و بنیامین را میرانده باشم برایت زنده می کنم تا یکدیگر را ملاقات نمائید. ولی آیا به یاد داری گوسفندی را که سر بریدی و بریان کردی و خوردی و فلان و فلان در همسایگی تو روزه بودند، چیزی از آن را به آن ها ندادی؟!
در روایت دیگر است:
از آن پس یعقوب (علیه السلام) در هر بامداد از منزل خویش تا یک فرسخی جار می زد که هر کس ناهار خواهد به خانه یعقوب آید. و در شامگاه نیز ندا سر می داد که هر کس شام خواهد نزد یعقوب آید.(506)
امام باقر (علیه السلام) نقل می کنند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
به من ایمان ندارد کسی که سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد. و فرمودند: اهل یک آبادی که شب را بگذرانند و در بین آنها گرسنه ای باشد، خداوند روز قیامت به آنها نظر رحمت نیفکند.(507)
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
حسن الجوار یعمر الدیار و یزید فی الأعمار.(508)
خوش رفتاری با همسایه سبب آبادانی شهرها و افزایش طول عمر می گردد.
ابن مسعود گوید: (بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) شخصی به حضور حضرت فاطمه (علیها السلام) شرفیاب شده، عرض کرد: ای دختر رسول خدا! آیا پدر بزرگوارتان نزد شما چیزی باقی گذارده که به عنوان تحفه به من عطا فرمائید؟ آن حضرت به کنیز خود فرمودند: صحیفه ای را که به تو دادم بیاور. کنیز آن را پیدا نکرد. فرمودند: وای بر تو! پیدایش نما که آن در نزد من معادل حسن و حسین (علیهما السلام) است! کنیز آن را پیدا نموده، آورد. و در آن چنین مرقوم بود:
پیامبر گرامی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
لیس من المؤمنین من لم یأمن جاره بوائقه و من کان یؤمن بالله و الیوم الآخر فلا یؤذی جاره....(509)
مؤمن نیست کسی که همسایه اش از شر و آزار او در امان نباشد، کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، همسایه خود را آزار نمی دهد.
حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) نیز فرموده اند:
لیس حسن الجوار کف الأذی و لکن حسن الجوار صبرک علی الأذی.(510)
خوش رفتاری با همسایه تنها به این نیست که از آزار او خودداری کنی، بلکه خوش همسایگی، شکیبائی بر آزار و اذیت اوست.
امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
از چهار طرف تا چهل خانه همسایه هستند.(511)
حضرت علی (علیه السلام) ضمن سفارشات خود به فرزند بزرگوارشان امام مجتبی (علیه السلام) فرموده اند:
سل عن الرفیق قبل الطریق و عن الجار قبل الدار.(512)
پیش از مسافرت در مورد رفیق راه و قبل از تهیه خانه درباره همسایه آن تحقیق کن.
همچنین آن بزرگوار می فرمایند:
جار السوء أعظم الضراء و أشد البلاء.(513)
همسایه بد بزرگترین سختی و دشوارترین گرفتاری است.
به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض شد: زنی است روزها روزه می گیرد و شب ها به عبادت مشغول است. و صدقه می دهد ولی با زبانش همسایگان را می آزارد. حضرت فرمودند:
خیری در او نیست، اهل آتش خواهد بود.
عرض شد: زنی است تنها نماز واجب خود را می خواند و در ماه رمضان روزه می گیرد ولی همسایگان را اذیت نمی کند. فرمودند:
وی اهل بهشت خواهد بود.(514)
شخصی حضور امام صادق (علیه السلام) از همسایه اش شکایت کرد. حضرت فرمودند: شکیبائی کن. عرض کرد: مردم مرا خوار می شمرند. فرمودند:
انما الذلیل من ظلم.(515)
ذلیل و خوار کسی است که ستم می کند.
امام صادق (علیه السلام) توسط پدران بزرگوار خود از حضرت علی (علیه السلام) نقل می کنند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
کسی که همسایه اش را آزار دهد خداوند بوی بهشت را بر او حرام گرداند. و جایگاه او در دوزخ باشد. و چه بد سرنوشتی است! از ما نیست کسی که حقوق همسایه اش را ضایع سازد. جبرئیل پیوسته مرا درباره همسایه سفارش نمود تا آنکه گمان کردم برای او ارث قرار خواهد داد.(516)