فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

ه: جوان و استقلال

هیچ یک از تمایلات، کشش ها و خصلت های درونی که به صورت قوه و استعداد در نهاد آدمی به ودیعه گذارده شده، به خودی خود دارای ارزش مثبت یا منفی نبوده، نقص یا مزیتی برای او به حساب نمی آیند بلکه آنگاه از رنگ و بو و ارزش مثبت برخوردار می گردند که با انگیزه ای متعالی و در راه هدفی ارزشمند فعلیت یابند.
بر روی زمین کم نیستند موجوداتی که همچون انسان از نعمت حیات برخوردارند. می خورند، می آشامند، تولید مثل می کنند، در راه تهیه مایحتاج روزمره و ساختن سرپناه و لانه و آشیانه تلاش کرده، و با موانع آن به صورت جدی برخورد می نمایند. بسیارند حیواناتی که به صورت دسته جمعی و با آدابی خاص و نظمی شگفت انگیز زندگی کرده و هر گروهی عهده دار مسئولیتی ویژه هستند، حتی در مواقع خطر به کمک یکدیگر می شتابند. اما آنچه که زندگی آدمی را حقیقتاً از آنان متمایز ساخته و به آن ارزش حقیقی بخشیده، انگیزه، نیت و اعتقاد اوست. و آنچه که به زندگی او رنگ و بوئی ویژه می بخشد، سعی و تلاشی است که در راه اعتلای معنوی و تبلور اعتقادات ارزشمند خویش، از خود بروز می دهد.
باید با شناخت درست و به موقع هر یک از استعدادهای و قابلیت های درونی، و جهت مند کردن اعمال آنها و ارضای صحیح هر یک، ارزش حقیقی آنها را احیاء نموده، و از بیراهه رفتن و ضایع گشتن آنها به شدت جلوگیری نمود.
با سپری شدن روزگار کودکی و فرا رسیدن دوران بلوغ و جوانی، تدریجاً صفات و خصائص جدیدی از انسان بروز می نماید که زندگی وی را به طور کامل از دوران کودکی متمایز می سازد. احساس استقلال و میل به تثبیت شخصیت را می توان از شاخص ترین تمایلات و ممیزات دوران جوانی برشمرد.
با پاسخی درست به این نیاز، و انتخاب صحیح راهی منطقی و طبیعی برای بروز دادن شخصیت حقیقی، ضمن برخوردار شدن از اعتماد به نفس کافی و جرأت و جسارت لازم برای ورود به صحنه های نبرد زندگی، خواهیم توانست در برابر سختی ها و دشواری ها، ایستادگی کرده، و برای بهره مند شدن از مزایای یک زندگی سالم، فعال و پربار، با صبر و بردباری و مقاومت و پایداری، مشکلات و موانع راه را یکی پس از دیگری پشت سر گذاریم.
دوران بلوغ و جوانی که به منزله اعلان طبیعی برخوردار شدن از درک و قدرت کافی برای پذیرش مسئولیت های فردی و اجتماعی است، از یک سو فرد بالغ را در برابر وظائف خطیر انسانی و دینی مسئول می سازد، و از سوی دیگر جامعه را به پذیرش رسمی عضویت اجتماعی وی موظف می نماید. سهل انگاری نسبت به انجام هر یک از این دو وظیفه مهم، پی آمدهای ناروا و خطرات ناگوار فراوانی را به دنبال خواهد داشت.
بسیاری از نوجوانان و جوانان به علت برخی از ناهنجاری ها اخلاقی و یا عدم برخورداری از فیض راهنمائی های مربیان شایسته، و بعضاً به خاطر موضع گیری های نادرست اطرافیان، از مسیر صحیح منحرف گشته، و از انطباق خود با اجتماع عاجز می مانند. پاره ای از ناکامی ها، شکست ها، محرومیت ها، و برخوردهای بسیار تند جوانان نسبت به جامعه و فرهنگ و مذهب و حتی برخی از موارد انتحار و خودکشی آنان از ضعف شخصیت و سوء تدبیر نسبت به گزینش روشی که به همزیستی و سازگاری با جامعه بیانجامد سرچشمه می گیرد.
پدران، مادران، مربیان، معاشران و اطرافیان باید تثبیت شخصیت جوانان را که با ابراز برخی از جلوه ها و مظاهر استقلال طلبی همراه است، به عنوان یک حق طبیعی و یک پدیده مثبت تلقی نموده، با برخوردی شایسته، آنان را برای ابراز شخصیت و رشد و تعالی و سازگاری با جنبه های مثبت موجود یاری کرده، از اعتراض آنان نسبت به گرایش های منفی و عادات و رسومات نادرست، با شرح صدر استقبال نمایند.

و: جوان و تفوق طلبی

پدیده های مادی به اقتصای وجود عوامل مخرب یا ناسازگار با آنها پیوسته از درون و بیرون مورد تهاجم آفات گوناگونی است که چنانچه برای مقابله با آنها تدابیر لازم را نیندیشند دیر یا زود سلامت، بلکه بقاء و موجودیت آنها دستخوش خطرات نابود کننده داخلی یا خارجی قرار خواهد گرفت.
مصنونیت امور معنوی از رخنه عوامل فاسد کننده داخلی و آفات ویرانگر خارجی نیز از یک سو نیازمند وجود عواملی است متناسب با ماهیت و محتوای هر یک که به مثابه موتور تأمین کننده قوا بوده، و حفظ و بقاء و استمرار حرکت آنها را تأمین سازد و از سوی دیگر مراقبتی پیوسته و دائمی را می طلبد که بسان نیروئی بازدارنده و محافظی قوی آنها را از هجوم آفات خارجی محافظت نماید.
انسان به اقتضای غریزه کمال خواهی پیوسته در راه آنچه که به نوعی، شایسته و زیبنده مقام انسانی خویش می پندارد تلاش می کند. اما این غریزه نیز همچون سایر امور معنوی و پدیده های مادی همواره مورد تهدید آفات زیان بار داخلی و خارجی است. توقف و قانع شدن به آنچه که در اختیار انسان است را می توان به عنوان یکی از خطرناک ترین عوامل تباه کننده و از خسارت بارترین آفات داخلی غریزه کمال خواهی برشمرد.
تفوق طلبی و برتری جوئی که یکی از غرائز طبیعی و از تمایلات مهم انسانی است برای پیش گیری از این آفت خطرناک در نهاد آدمی به ودیعه گذارده شده است.
این غریزه از عوامل قدرتمند ایجاد محرک، و از قوی ترین انگیزه های درونی آدمی بوده، چنانچه به شایستگی از آن بهره برداری گردد، نقش فراوانی در ترغیب و تشویق انسان برای پی گیری اهداف و مقاصد عالی انسانی ایفا نموده، و عامل نیرومندی برای تداوم حرکت و حفظ و حراست از غریزه کمال جوئی، و مصنونیت از توقف به حساب می آید.
تفوق طلبی در نسل جوان بسیار قوی بوده، ضمن اینکه به واسطه برانگیختن حس رقابت در آنان، حرکت ایشان را در مسیر کمال شتاب می بخشد، فضای کل جامعه را نیز از شور و نشاط و حرکت و تلاش بیشتری برخوردار می سازد.
عدم بهره برداری صحیح از این خواهش طبیعی، علاوه بر اینکه آدمی را از امتیازات مثبت فراوان آن محروم می سازد، آثار منفی متعددی را - که برانگیخته شدن حس حسادت از بارزترین آنهاست - در پی خواهد داشت.

ز: جوان و تقلید

تقلید از شایع ترین رفتارهای آدمی و از ابزارهای مهم تربیت و بازوی توانمند بسیاری از تمایلات، احساسات و غرائز او محسوب می گردد. انسان به اقتضای گرایش های طبیعی و تمایلات غریزی، پیوسته در مقام رفع نیازها و ارضای خواسته های ذاتی خویش بوده، هر وسیله و ابرازی را - که تقلید از کارآمدترین آنهاست - به خدمت گرفته، از آن استفاده می نماید.
اگر غریزه صیانت نفس، او را به حفظ و حراست از وجود خویش وامی دارد، زمینه بسیاری از راه کارهای آن از قبیل ساختن سرپناه، به کارگرفتن امکانات گوناگون برای تأمین سلامتی در برابر سرما، گرما و بیماری، و ساختن تجهیزات دفاعی برای مقابله با هجوم دشمن و غیر آن، از طریق تقلید فراهم می گردد. همچنانکه تأمین سعادت و نیل به کمال مطلوب که مقتضای کمال خواهی است، در بسیاری از موارد از پرتو تقلید و بهره گیری از تجربیات دیگران امکان پذیر خواهد بود.
بسیاری از کشفیات علمی و اختراعات خیره کننده بشری که به یمن غریزه کنجکاوی و تلاش شبانه روزی محققین و نوابغ جهان به دست آمده، در سایه استفاده از آزموه های گرانبها و به برکت تقلید از روش های تجربه شده سایر دانشمندان حاصل گردیده است. همچنانکه صعود به قله های توانمندی - که از دستاوردهای ارضای غریزه قدرت طلبی است - در راستای دریافت آگاهانه تجربیات و به کارگیری هریک از آنها به روش تقلید منطقی میسر گردیده است.
ارضای هریک از گرایش های لذت خواهی، زیبادوستی و مهرطلبی نیز تا حدود زیادی به مساعدت تقلید و کارگیری رفتارهای دیگران عملی می گردد.
اگر این انگیزه در آدمی نبوده، بشر از فیض عظیم تجربه محروم می گشت، و هرکس ناگزیر بود جمیع امور زندگی را شخصاً تجربه نماید.
گرایش تقلید در همه افراد و در سنین مختلف وجود دارد، لیکن جوان به لحاظ تجدد خواهی و نوگرائی بسیار زودتر از سایرین به افکار تازه و پیشرفت های نوین متوجه گشته، برای احیاء شخصیت و بروز قابلیت های خود، خویشتن را با مقتضیات زمان تطبیق داده، با الگو قرار دادن قهرمانان عرصه های مختلف زندگی، روش آنان را برنامه عملی خود قرار داده، به گونه ای شگفت انگیز از آنان تقلید می نماید.
وسعت قلمرو این گرایش و عمق تأثیری گذاری آن در فرهنگ و مظاهر مختلف زندگی، و نقش فوق العاده الگوها در شکل دادن به شخصیت فکری و رفتاری انسان، ایجاب می کند که جوانان عزیز با دقت و حساسیت ویژه در گزینش الگو و کیفیت تقلید - که از راه کارهای عملی و مناسب برای دستیابی به کمالات معنوی و فضائل مادی، و پشت پا زدن به گرایش های باطل و رسومات نادرست خرافی است - مراقبت های لازم و جدی را اعمال نموده، از تقلید ناآگاهانه و برگزیدن الگوهائی که زیبنده شخصیت انسانی آنان نیست به شدت بپرهیزند.