فرهنگ تربیت

عباس اسماعیلی یزدی‏

ج: کنترل غرائز و احساسات

انسان به اقتضای وجود غرائز و به تناسب شدت و ضعف هر یک از آنها در سنین مختلف و شرائط گوناگون، طبیعتاً اهدافی را دنبال می کند که هر یک، تأمین کننده بخشی از خواسته ها و نیازهای طبیعی او بوده، و حفظ و بقای حیات انسانی وی مستقیماً به تحقق آنها وابسته است. دستیابی به مقاصد والای انسانی، و سلامت و امنیت زندگی در گرو پی گیری دقیق اهداف تعیین شده و عملکرد صحیح غرائز است. و از آنجا که آدمی با چگونگی ارضای صحیح آنها آشنا نیست و مصادیق حقیقی را از غیر حقیقی باز نمی شناسد، برای گزینش مسیری درست به منظور هدایت صحیح غرائز، نیازمند فکر و اندیشه ای سالم، همتی بلند، عزمی راسخ و پشت کاری مردانه است تا در سایه تعالیم سازنده راهنمائی دلسوز و آگاه، و بهره مندی از فرهنگی همسو با فطرت، خطوط اصلی زندگی خویش را به صورتی منطقی و واقع بینانه ترسیم نموده، و زمینه تأمین نیازها و پاسخ درست به خواسته های طبیعی را در پرتو عمل صحیح غرائز فراهم آورد.
با انحراف هر یک از غرائز از مسیر طبیعی، به تناسب محدوده فعالیت و دامنه قلمرو نفوذ، بخشی از فعالیت های آدمی تحت تأثیر کشش و نیروی ویرانگر آن قرار گرفته، مفاسد عظیمی را به همراه خواهد داشت.
اگر به یمن وجود غریزه حب نفس، زمینه فعالیت های شبانه روزی فراهم آمده، و زندگی رونق می یابد، خود خواهی، خودپسندی، تکبر و دخالت در اموری که خارج از محدوده توان و فهم و شناخت آدمی است نیز که پاره ای از زشت ترین صفات ناپسند است از انحراف آن به وجود می آید.
و اگر انگیزه صیانت نفس، انسان را به دفاع از خویش برانگیخته، و در مقابل ظلم و جنایت، پایداری می بخشد، بسیاری از تجاوزات، جرائم، ستمگری ها و حتی استثمار و استکبار، ریشه در انحراف این غریزه دارد.
اگر در سایه گرایش کمال جوئی، دستیابی به صفات عالی انسانی امکان پذیر گشته، و زمینه تکامل و تعالی روحی و معنوی انسان فراهم می گردد، سر و دست شکستن برای نیل به مقامات مادی دنیوی، تلاش بی وقفه و دیوانه وار برای انباشتن مال، و سرمایه های عظیم انسانی را صرف امیال و خواسته های زودگذر چند صباح زندگی کردن، از تبعات ارضای نادرست همین غریزه است.
اگر زمینه حرکت به سوی ذات مستجمع جمیع زیبائی ها و تلاش برای تعالی معنوی که از عالی ترین جلوه های زیبایی برخوردار است، به وسیله غریزه زیباپسندی فراهم می گردد، پرداختن به تزئینات و تجملات به شکلی که آسایش و امنیت زندگی و سلامت دینی و معنویت را در عرض نابودی قرار داده، بخش کوچکی از آثار زیان بار انحراف آن به شمار می آید.
اگر بقاء زندگی و تأمین سلامتی آدمی به برکت پاسخ صحیح به غریزه گرسنگی و تشنگی میسر می گردد، قساوت قلب و بیماری های روزافزونی که سراسر جهان را دستخوش آثار تباه کننده خود ساخته نیز از آثار پرخوری و ارضای نادرست این غریزه است.
و سرانجام، اگر تشکیل خانواده و به جریان افتادن طبیعی تولید نسل و بقاء نوع انسان از پرتو وجود غریزه جنسی و به میمنت این کشش نیرومند امکان پذیر گشته، گسترش فساد اخلاقی، مفاسد نکبت بار بی بند و باری و پایمال شدن شرافت و منزلت انسانی که جهان را در معرض تباهی و سقوط حتمی قرار داده، از پی آمدهای انحراف خطرناک همین غریزه است.
انسان در هر مرتبه و مقامی که باشد پیوسته از ناحیه تمایلات و هواهای نفسانی و طغیان غرائز و بیراهه رفتن عواطف و احساسات در معرض خطر است. و این خطر بیش از همه متوجه کسانی است که غرائز و احساسات در آنان، از بیشترین و بالاترین قوت و قدرت برخوردار بوده، و امیال، کشش ها، خواسته ها، و شهوات گوناگون، آنان را از جمیع جوانب مورد هجوم کوبنده خود قرار داده است.
فضاهای آلوده و مهیج در کوچه و بازار و خیابان و محل کار، برنامه های شهوت انگیز تلویزیونی و تماشای صحنه های بسیار منحط - و ضد اخلاق و عفت فیلم های ویدیویی و سی دی های کامپیوتری، استفاده از سایت های مبتذل و آلوده در شبکه اینترنت، تأخیر غیر منطقی ازدواج از وقت مناسب، و طغیان بی امان غریزه جنسی در دوران جوانی - که دوران طوفان غریزه جنسی است - هر یک برای درهم ریختن ارکان ایمان، و پایه های اخلاق، و کانون پاکدامنی و مبانی فضیلت کافی است.
غریزه جنسی همچون آتشی است در زیر خاکستر! چنانچه لحظه ای از آن غفلت شود، زمینه انحرافات و مفاسد اخلاقی بی شماری را خصوصاً در سنین نوجوانی و جوانی هموار ساخته، طغیان سهمگینش، فعال ترین و شکوفاترین دوران زندگی را تباه، و خرمن دین و ایمان و آبرو و حیثیت آدمی را طعمه شعله های ویرانگر خود خواهد نمود. تجربه نشان داده است که انسان در هیچ زمینه ای تا این اندازه آسیب پذیر نبوده و هیچ غریزه ای از لحاظ سرکشی تا این حد نیازمند کنترل و مراقب نیست.
جهان غرب که در تبلیغات زهرآگین خود پیوسته پیشرفت علوم مادی را در آن دیار، مرهون آزاد گذاردن غرائز و پیروی بی چون و چرا از خواسته ها و هواهای نفسانی و پشت پا زدن به تمامی فضائل انسانی و کمالات اخلاقی دانسته، و به منظور چپاول غنائم و ثروتهای فراوان کشورهای جهان سوم و جوامع شرقی، آنان را به تبعیت مطلق از برنامه های نکبت بار خویش فراخوانده است، اینک خود در دامی که فراراه ملت ها و جوامع مختلف انسانی گسترده، گرفتار، و در کام شعله های آتشی که بر افروخته، به شدت می سوزد.
تعدیل تمایلات نفسانی و رام کردن غرائز، نه تنها از شروط اساسی سعادت و تکامل، و از ضروریات مهم تعالی و رشد معنوی است بلکه امروزه حتی بنابر اعتقاد دانشمندان، آگاهان، و دست اندرکاران امور فرهنگی غرب نیز که از نزدیک شاهد انحطاط تکان دهنده اخلاقی جوامع خود هستند، از اصول بسیار مهم همزیستی، و از ارکان اصلی تمدن بشری به حساب می آید. آنان به خوبی دریافته، و عملاً تجربه کرده اند که زندگی اجتماعی بدون پای بندی به موازین اخلاقی و معیارهای انسانی - که کنترل غرائز و تعدیل احساسات، از شاخص ترین آنهاست - قابل دوام نبوده، دیر یا زود شالوده آن درهم فرو ریخته و از هم متلاشی خواهد گردید.
ادیان آسمانی و پیامبران الهی نیز که از سرچشمه وحی الهام گرفته، و طبیبان واقعی بشرند، و تعالیم حیات بخش آنان، تأمین کننده خواسته های طبیعی و فطری آدمی است، همواره بر این نکته اصرار ورزیده اند که کمال حقیقی و حیات معنوی و بهره مند شدن از فضیلت های انسانی، بدون کنترل احساسات، و تعدیل گرایش های غریزی و ارضای صحیح و منطقی غرائز، امکان پذیر نبوده، و پیروزی بی قید و شرط از هواهای نفسانی و ارضای نادرست غرائز، و اعمال بی حساب احساسات، جز تیره ساختن نور عقل و خاموش کردن ندای وجدان و نهایتاً انحطاط و سقوط انسانیت، نتیجه و ثمره ای در بر نخواهد داشت.
اینها و جز اینها به مثابه هشدار و زنگ خطری است به آنان که به شرافت و مقام و منزلت آدمی می اندیشند. آنان که به اعتلای معنوی و رشد و تعالی روحی به عنوان برترین و عالی ترین هدف زندگی معتقد بوده، و در صددند با پاسداری از فضائل اخلاقی و سجایای انسانی، زمینه شکوفائی استعدادها و بارور شدن قابلیت های درونی خویش را هموار ساخته، خود و جامعه را از مزایای سرشار این موهبت بزرگ الهی بهره مند سازند.
همچنانکه در امان ماندن از ویرانگری های خسارت بار رودخانه های بسیار بزرگ، و بهره مندی از نیروی عظیم حاصل از مهار آب آنها، تمهیدات علمی گسترده، و اجرای برنامه های گوناگون و متناسب با فشار و قدرت خاص خود را می طلبد، و کنترل آنها جز از طریق ایجاد سدهای بسیار مقاوم و مستحکم میسر نمی گردد، رام کردن غرائز سرکش و خواهش های نفسانی نیز که از گروه احساسات بسیار قوی و نیرومند انسانی اند، نیازمند وجود عوامل گوناگون، برنامه های فرهنگی متنوع، و راه کارهای عملی فراوانی است که جز با رعایت دقیق و اجرای کامل هر یک از آنها، زمینه حصول این هدف بزرگ و شرائط لازم برای دستیابی به این مقصد والا فراهم نخواهد گردید.
باید با بهره گیری از همه نیروها و تمامی امکانات بالقوه و بالفعل برای پرداختن به این مسئولیت خطیر و انجام این وظیفه انسانی بسیار سنگین، با استعانت از امدادهای بی کران الهی، و مدد خواستن از عنایات بی دریغ حضرات معصومین (علیهم السلام)، و مراقبت دائمی و تلاش همیشگی برای ارتقاء سطح علمی و استفاده بهینه از چراغ روشنگر عقل، و توجه ویژه به ندای پرخروش وجدان اخلاقی، ایمان به خداوند متعال و عشق و محبت به آفریدگار مهربان را - که در مقابل ضربات خردکننده و فشارهای سهمگین طوفان های غریزی و هیجانات نیرومند شهوی، بسان سدی عظیم مقاومت و ایستادگی می کند - در خود تقویت کرده، از احساسات مذهبی و عواطف ایمانی برای کنترل منطقی تمایلات سرکش و احساسات تند دوران جوانی به خوبی بهره مند گردید(418)، و خویشتن را از پی آمدهای خطرناک رها ساختن احساسات و ارضای نادرست غرائز حراست نمود.
در عین حال، اقدامات عملی برای کاستن موقت از قدرت فعالیت غریزه جنسی که در مبحث غریزه جنسی با تفصیل بدان پرداختیم، و تلاش برای تحکیم ارکان عفت عمومی و حیاء اجتماعی از طریق نظارت ملی و همگانی، و مبارزه با مظاهر فساد و عوامل مهیج شهوت که از جمله راه کارهای مؤثر در تحقق این هدف بزرگ دینی و انسانی محسوب می گردد، و اجرای دقیق قوانین کیفری که مسئولیت بزرگ آن عمدتاً متوجه کارگزاران و عوامل حکومتی است را نیز نباید از نظر دور داشت.

د: پاسداری از حرمت جوانان

پیشتر یادآور گشتیم که محبت به ذات و علاقه به خویشتن، یکی از نشانه ها و علائم مهم سلامت باطن و اعتدال روان است.
هر انسانی چنانچه از اعتدال روانی و سلامت کافی برخوردار باشد، ضمن اینکه از هر رفتار یا برخوردی که به گونه ای حیثیت و شخصیت او را خدشه دار سازد، متأثر گشته و به شدت رنج می برد، از هر وسیله ای برای حراست از کرامت انسانی خویش استفاده کرده، از معاشران و اطرافیان خود نیز پاسداری از حرمت خویش را - که در گرو احترامی است که از آنان اعمال می گردد - انتظار دارد.
هر انسانی مایل است از سوی دیگران به خوبی مورد احترام واقع شده، آنچنان که مقام و منزلت و ارزش انسانی او ایجاب می کند به او نگاه کنند. عدم رعایت این مسأله خصوصاً نسبت به جوانانی که دوران کودکی و نوجوانی را پشت سرگذاشته، به تازگی وارد عرصه های زندگی شده اند، عواقب زیان باری را در پی خواهد داشت که نادیده گرفتن حرمت پدر و مادر، لجاجت، پرخاشگری و برخورد خشن از شایع ترین موارد آن به حساب می آید.
پدران و مادران و مربیان باید با برخوردی شایسته، جوانان را در تصمیم گیری های خود در امور مختلف زندگی آزاد گذارده، میدان استقلال را برای آنها تنگ نسازند، و با گشاده روئی، حسن برخورد، ارتباط صمیمانه و مشورت با آنان علاوه بر پیشگیری از پی آمدهای ناپسند، محیط زندگی را از شور و نشاط جوانان سرشار نموده، خود از پرتو مزایای فراوان آن بهره مند گردند.

ه: جوان و استقلال

هیچ یک از تمایلات، کشش ها و خصلت های درونی که به صورت قوه و استعداد در نهاد آدمی به ودیعه گذارده شده، به خودی خود دارای ارزش مثبت یا منفی نبوده، نقص یا مزیتی برای او به حساب نمی آیند بلکه آنگاه از رنگ و بو و ارزش مثبت برخوردار می گردند که با انگیزه ای متعالی و در راه هدفی ارزشمند فعلیت یابند.
بر روی زمین کم نیستند موجوداتی که همچون انسان از نعمت حیات برخوردارند. می خورند، می آشامند، تولید مثل می کنند، در راه تهیه مایحتاج روزمره و ساختن سرپناه و لانه و آشیانه تلاش کرده، و با موانع آن به صورت جدی برخورد می نمایند. بسیارند حیواناتی که به صورت دسته جمعی و با آدابی خاص و نظمی شگفت انگیز زندگی کرده و هر گروهی عهده دار مسئولیتی ویژه هستند، حتی در مواقع خطر به کمک یکدیگر می شتابند. اما آنچه که زندگی آدمی را حقیقتاً از آنان متمایز ساخته و به آن ارزش حقیقی بخشیده، انگیزه، نیت و اعتقاد اوست. و آنچه که به زندگی او رنگ و بوئی ویژه می بخشد، سعی و تلاشی است که در راه اعتلای معنوی و تبلور اعتقادات ارزشمند خویش، از خود بروز می دهد.
باید با شناخت درست و به موقع هر یک از استعدادهای و قابلیت های درونی، و جهت مند کردن اعمال آنها و ارضای صحیح هر یک، ارزش حقیقی آنها را احیاء نموده، و از بیراهه رفتن و ضایع گشتن آنها به شدت جلوگیری نمود.
با سپری شدن روزگار کودکی و فرا رسیدن دوران بلوغ و جوانی، تدریجاً صفات و خصائص جدیدی از انسان بروز می نماید که زندگی وی را به طور کامل از دوران کودکی متمایز می سازد. احساس استقلال و میل به تثبیت شخصیت را می توان از شاخص ترین تمایلات و ممیزات دوران جوانی برشمرد.
با پاسخی درست به این نیاز، و انتخاب صحیح راهی منطقی و طبیعی برای بروز دادن شخصیت حقیقی، ضمن برخوردار شدن از اعتماد به نفس کافی و جرأت و جسارت لازم برای ورود به صحنه های نبرد زندگی، خواهیم توانست در برابر سختی ها و دشواری ها، ایستادگی کرده، و برای بهره مند شدن از مزایای یک زندگی سالم، فعال و پربار، با صبر و بردباری و مقاومت و پایداری، مشکلات و موانع راه را یکی پس از دیگری پشت سر گذاریم.
دوران بلوغ و جوانی که به منزله اعلان طبیعی برخوردار شدن از درک و قدرت کافی برای پذیرش مسئولیت های فردی و اجتماعی است، از یک سو فرد بالغ را در برابر وظائف خطیر انسانی و دینی مسئول می سازد، و از سوی دیگر جامعه را به پذیرش رسمی عضویت اجتماعی وی موظف می نماید. سهل انگاری نسبت به انجام هر یک از این دو وظیفه مهم، پی آمدهای ناروا و خطرات ناگوار فراوانی را به دنبال خواهد داشت.
بسیاری از نوجوانان و جوانان به علت برخی از ناهنجاری ها اخلاقی و یا عدم برخورداری از فیض راهنمائی های مربیان شایسته، و بعضاً به خاطر موضع گیری های نادرست اطرافیان، از مسیر صحیح منحرف گشته، و از انطباق خود با اجتماع عاجز می مانند. پاره ای از ناکامی ها، شکست ها، محرومیت ها، و برخوردهای بسیار تند جوانان نسبت به جامعه و فرهنگ و مذهب و حتی برخی از موارد انتحار و خودکشی آنان از ضعف شخصیت و سوء تدبیر نسبت به گزینش روشی که به همزیستی و سازگاری با جامعه بیانجامد سرچشمه می گیرد.
پدران، مادران، مربیان، معاشران و اطرافیان باید تثبیت شخصیت جوانان را که با ابراز برخی از جلوه ها و مظاهر استقلال طلبی همراه است، به عنوان یک حق طبیعی و یک پدیده مثبت تلقی نموده، با برخوردی شایسته، آنان را برای ابراز شخصیت و رشد و تعالی و سازگاری با جنبه های مثبت موجود یاری کرده، از اعتراض آنان نسبت به گرایش های منفی و عادات و رسومات نادرست، با شرح صدر استقبال نمایند.