فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

ب: مستی جوانی

دوران عمر آدمی به تناسب شرائط سنی و نیروی جسمانی، و به اقتضای رشد فکری و گرایش های طبیعی، از مراحلی، چندگانه با ویژگی های گوناگون و حالات مختلف تشکیل می گردد. خداوند متعال می فرماید:
اعلموا أنما الحیاه الدنیا لعب ولهو وزینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد....(415)
بدانید زندگی تنها بازی سرگرمی و تجمل گرائی و فخرفروشی در میانتان و افزون طلبی در اموال و فرزندان است.
کودکی عمدتاً به بازی می گذرد. دوران نوجوانی هم ایام لهو و سرگرمی است. ویژگی خاص ایام جوانی نیز خودنمائی، تجمل گرائی و پرداختن به حسن و جمال زینت آرایش است. میان سالی هم دوران فخر فروشی و تفاخر به حسب و نسب است. و سرانجام، ایام سالخوردگی است که روزگار حرص، و صحنه ازدیاد و مال و منال دنیا است!
آری؛ دوران جوانی، دوران غلبه حس زیباپرستی و ایام شکوفائی غریزه زیبادوستی و لذت طلبی است. روزگار آرایش، و صحنه خودنمائی و زینت است. عرصه مهرورزی و دلدادگی است. دوران تخیلات غیر منطقی و دور از واقع، و ایام جسارت و تهور و بی باکی است. زمان، زمان آشفتگی روحی و ظهور حرکات جنون آمیز است.(416) و جوان در حالی بر عرصه مرحله جدیدی از زندگی پای می نهد که فطرت پاک، حسن ظن بی شائبه، و عواطف بی دریغ - در برابر جهانی نیرنگ و دروغ و خدعه - از یک سو، احساسات تند، آرزوهای دور و دراز، دانش و تجربه ای اندک، و روانی سرشار از هیجانات روحی از سوی دیگر، او را با خطرات عظیمی مواجه ساخته است. امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرمایند:
ینبغی للعاقل أن یحترس من سکر المال و سکر القدره و سکر العلم و سکر المدح و سکر الشباب، فان لکل ذلک ریاحاً خبیثه تسلب العقل و تستخف الوقار.(417)
برای خردمند، شایسته است که خود را از مستی مال، مستی قدرت، مستی علم، مستی ستایش، و مستی جوانی نگاه دارد. زیرا هریک از این امور را تند بادهای پلیدی است که عقل را زائل و وقار را فرو می ریزد.
آری، جوانی منظر حسن و جمال، مظهر طراوت و نشاط، و ایام شکوفائی زیبادوستی و لذت طلبی است. لیکن از آنجا که بهجت و سرور و لذت حاصل از مشاهده هر صورت زیبا، و هر منظره دلربا، به قدر شرافت و منزلت آن است و زیبائی و حسن و جمال، تنها در مظاهری مادی آن خلاصه نمی گردد - بلکه جمال حقیقی و کمال حسن، در وراء مظاهر مادی، و در پس حجاب های عالم ماده نهفته است - لذتی که از مشاهده جمال ربوبی و درک عظمت و جلال، و قدرت و کبریا، و بها و جمال حضرت حق حاصل می گردد، به مراتب از لذت مشاهده صحنه های خیره کننده، و مناظر دلربای عالم ماده، و مظاهر شگفت انگیز آن برتر و بالاتر است.
جوانی فرصتی است بی نظیر برای جوان، تا با بهره گیری از مواهب بزرگ نهفته در خود، با تلاشی پیوسته، و کوششی خستگی ناپذیر در راه معرفت حق و اتصاف به صفات جلال و جمال، به قدر لیاقت و ظرفیت خویش از این فیض عظیمی بهره مند می گردد.

ج: کنترل غرائز و احساسات

انسان به اقتضای وجود غرائز و به تناسب شدت و ضعف هر یک از آنها در سنین مختلف و شرائط گوناگون، طبیعتاً اهدافی را دنبال می کند که هر یک، تأمین کننده بخشی از خواسته ها و نیازهای طبیعی او بوده، و حفظ و بقای حیات انسانی وی مستقیماً به تحقق آنها وابسته است. دستیابی به مقاصد والای انسانی، و سلامت و امنیت زندگی در گرو پی گیری دقیق اهداف تعیین شده و عملکرد صحیح غرائز است. و از آنجا که آدمی با چگونگی ارضای صحیح آنها آشنا نیست و مصادیق حقیقی را از غیر حقیقی باز نمی شناسد، برای گزینش مسیری درست به منظور هدایت صحیح غرائز، نیازمند فکر و اندیشه ای سالم، همتی بلند، عزمی راسخ و پشت کاری مردانه است تا در سایه تعالیم سازنده راهنمائی دلسوز و آگاه، و بهره مندی از فرهنگی همسو با فطرت، خطوط اصلی زندگی خویش را به صورتی منطقی و واقع بینانه ترسیم نموده، و زمینه تأمین نیازها و پاسخ درست به خواسته های طبیعی را در پرتو عمل صحیح غرائز فراهم آورد.
با انحراف هر یک از غرائز از مسیر طبیعی، به تناسب محدوده فعالیت و دامنه قلمرو نفوذ، بخشی از فعالیت های آدمی تحت تأثیر کشش و نیروی ویرانگر آن قرار گرفته، مفاسد عظیمی را به همراه خواهد داشت.
اگر به یمن وجود غریزه حب نفس، زمینه فعالیت های شبانه روزی فراهم آمده، و زندگی رونق می یابد، خود خواهی، خودپسندی، تکبر و دخالت در اموری که خارج از محدوده توان و فهم و شناخت آدمی است نیز که پاره ای از زشت ترین صفات ناپسند است از انحراف آن به وجود می آید.
و اگر انگیزه صیانت نفس، انسان را به دفاع از خویش برانگیخته، و در مقابل ظلم و جنایت، پایداری می بخشد، بسیاری از تجاوزات، جرائم، ستمگری ها و حتی استثمار و استکبار، ریشه در انحراف این غریزه دارد.
اگر در سایه گرایش کمال جوئی، دستیابی به صفات عالی انسانی امکان پذیر گشته، و زمینه تکامل و تعالی روحی و معنوی انسان فراهم می گردد، سر و دست شکستن برای نیل به مقامات مادی دنیوی، تلاش بی وقفه و دیوانه وار برای انباشتن مال، و سرمایه های عظیم انسانی را صرف امیال و خواسته های زودگذر چند صباح زندگی کردن، از تبعات ارضای نادرست همین غریزه است.
اگر زمینه حرکت به سوی ذات مستجمع جمیع زیبائی ها و تلاش برای تعالی معنوی که از عالی ترین جلوه های زیبایی برخوردار است، به وسیله غریزه زیباپسندی فراهم می گردد، پرداختن به تزئینات و تجملات به شکلی که آسایش و امنیت زندگی و سلامت دینی و معنویت را در عرض نابودی قرار داده، بخش کوچکی از آثار زیان بار انحراف آن به شمار می آید.
اگر بقاء زندگی و تأمین سلامتی آدمی به برکت پاسخ صحیح به غریزه گرسنگی و تشنگی میسر می گردد، قساوت قلب و بیماری های روزافزونی که سراسر جهان را دستخوش آثار تباه کننده خود ساخته نیز از آثار پرخوری و ارضای نادرست این غریزه است.
و سرانجام، اگر تشکیل خانواده و به جریان افتادن طبیعی تولید نسل و بقاء نوع انسان از پرتو وجود غریزه جنسی و به میمنت این کشش نیرومند امکان پذیر گشته، گسترش فساد اخلاقی، مفاسد نکبت بار بی بند و باری و پایمال شدن شرافت و منزلت انسانی که جهان را در معرض تباهی و سقوط حتمی قرار داده، از پی آمدهای انحراف خطرناک همین غریزه است.
انسان در هر مرتبه و مقامی که باشد پیوسته از ناحیه تمایلات و هواهای نفسانی و طغیان غرائز و بیراهه رفتن عواطف و احساسات در معرض خطر است. و این خطر بیش از همه متوجه کسانی است که غرائز و احساسات در آنان، از بیشترین و بالاترین قوت و قدرت برخوردار بوده، و امیال، کشش ها، خواسته ها، و شهوات گوناگون، آنان را از جمیع جوانب مورد هجوم کوبنده خود قرار داده است.
فضاهای آلوده و مهیج در کوچه و بازار و خیابان و محل کار، برنامه های شهوت انگیز تلویزیونی و تماشای صحنه های بسیار منحط - و ضد اخلاق و عفت فیلم های ویدیویی و سی دی های کامپیوتری، استفاده از سایت های مبتذل و آلوده در شبکه اینترنت، تأخیر غیر منطقی ازدواج از وقت مناسب، و طغیان بی امان غریزه جنسی در دوران جوانی - که دوران طوفان غریزه جنسی است - هر یک برای درهم ریختن ارکان ایمان، و پایه های اخلاق، و کانون پاکدامنی و مبانی فضیلت کافی است.
غریزه جنسی همچون آتشی است در زیر خاکستر! چنانچه لحظه ای از آن غفلت شود، زمینه انحرافات و مفاسد اخلاقی بی شماری را خصوصاً در سنین نوجوانی و جوانی هموار ساخته، طغیان سهمگینش، فعال ترین و شکوفاترین دوران زندگی را تباه، و خرمن دین و ایمان و آبرو و حیثیت آدمی را طعمه شعله های ویرانگر خود خواهد نمود. تجربه نشان داده است که انسان در هیچ زمینه ای تا این اندازه آسیب پذیر نبوده و هیچ غریزه ای از لحاظ سرکشی تا این حد نیازمند کنترل و مراقب نیست.
جهان غرب که در تبلیغات زهرآگین خود پیوسته پیشرفت علوم مادی را در آن دیار، مرهون آزاد گذاردن غرائز و پیروی بی چون و چرا از خواسته ها و هواهای نفسانی و پشت پا زدن به تمامی فضائل انسانی و کمالات اخلاقی دانسته، و به منظور چپاول غنائم و ثروتهای فراوان کشورهای جهان سوم و جوامع شرقی، آنان را به تبعیت مطلق از برنامه های نکبت بار خویش فراخوانده است، اینک خود در دامی که فراراه ملت ها و جوامع مختلف انسانی گسترده، گرفتار، و در کام شعله های آتشی که بر افروخته، به شدت می سوزد.
تعدیل تمایلات نفسانی و رام کردن غرائز، نه تنها از شروط اساسی سعادت و تکامل، و از ضروریات مهم تعالی و رشد معنوی است بلکه امروزه حتی بنابر اعتقاد دانشمندان، آگاهان، و دست اندرکاران امور فرهنگی غرب نیز که از نزدیک شاهد انحطاط تکان دهنده اخلاقی جوامع خود هستند، از اصول بسیار مهم همزیستی، و از ارکان اصلی تمدن بشری به حساب می آید. آنان به خوبی دریافته، و عملاً تجربه کرده اند که زندگی اجتماعی بدون پای بندی به موازین اخلاقی و معیارهای انسانی - که کنترل غرائز و تعدیل احساسات، از شاخص ترین آنهاست - قابل دوام نبوده، دیر یا زود شالوده آن درهم فرو ریخته و از هم متلاشی خواهد گردید.
ادیان آسمانی و پیامبران الهی نیز که از سرچشمه وحی الهام گرفته، و طبیبان واقعی بشرند، و تعالیم حیات بخش آنان، تأمین کننده خواسته های طبیعی و فطری آدمی است، همواره بر این نکته اصرار ورزیده اند که کمال حقیقی و حیات معنوی و بهره مند شدن از فضیلت های انسانی، بدون کنترل احساسات، و تعدیل گرایش های غریزی و ارضای صحیح و منطقی غرائز، امکان پذیر نبوده، و پیروزی بی قید و شرط از هواهای نفسانی و ارضای نادرست غرائز، و اعمال بی حساب احساسات، جز تیره ساختن نور عقل و خاموش کردن ندای وجدان و نهایتاً انحطاط و سقوط انسانیت، نتیجه و ثمره ای در بر نخواهد داشت.
اینها و جز اینها به مثابه هشدار و زنگ خطری است به آنان که به شرافت و مقام و منزلت آدمی می اندیشند. آنان که به اعتلای معنوی و رشد و تعالی روحی به عنوان برترین و عالی ترین هدف زندگی معتقد بوده، و در صددند با پاسداری از فضائل اخلاقی و سجایای انسانی، زمینه شکوفائی استعدادها و بارور شدن قابلیت های درونی خویش را هموار ساخته، خود و جامعه را از مزایای سرشار این موهبت بزرگ الهی بهره مند سازند.
همچنانکه در امان ماندن از ویرانگری های خسارت بار رودخانه های بسیار بزرگ، و بهره مندی از نیروی عظیم حاصل از مهار آب آنها، تمهیدات علمی گسترده، و اجرای برنامه های گوناگون و متناسب با فشار و قدرت خاص خود را می طلبد، و کنترل آنها جز از طریق ایجاد سدهای بسیار مقاوم و مستحکم میسر نمی گردد، رام کردن غرائز سرکش و خواهش های نفسانی نیز که از گروه احساسات بسیار قوی و نیرومند انسانی اند، نیازمند وجود عوامل گوناگون، برنامه های فرهنگی متنوع، و راه کارهای عملی فراوانی است که جز با رعایت دقیق و اجرای کامل هر یک از آنها، زمینه حصول این هدف بزرگ و شرائط لازم برای دستیابی به این مقصد والا فراهم نخواهد گردید.
باید با بهره گیری از همه نیروها و تمامی امکانات بالقوه و بالفعل برای پرداختن به این مسئولیت خطیر و انجام این وظیفه انسانی بسیار سنگین، با استعانت از امدادهای بی کران الهی، و مدد خواستن از عنایات بی دریغ حضرات معصومین (علیهم السلام)، و مراقبت دائمی و تلاش همیشگی برای ارتقاء سطح علمی و استفاده بهینه از چراغ روشنگر عقل، و توجه ویژه به ندای پرخروش وجدان اخلاقی، ایمان به خداوند متعال و عشق و محبت به آفریدگار مهربان را - که در مقابل ضربات خردکننده و فشارهای سهمگین طوفان های غریزی و هیجانات نیرومند شهوی، بسان سدی عظیم مقاومت و ایستادگی می کند - در خود تقویت کرده، از احساسات مذهبی و عواطف ایمانی برای کنترل منطقی تمایلات سرکش و احساسات تند دوران جوانی به خوبی بهره مند گردید(418)، و خویشتن را از پی آمدهای خطرناک رها ساختن احساسات و ارضای نادرست غرائز حراست نمود.
در عین حال، اقدامات عملی برای کاستن موقت از قدرت فعالیت غریزه جنسی که در مبحث غریزه جنسی با تفصیل بدان پرداختیم، و تلاش برای تحکیم ارکان عفت عمومی و حیاء اجتماعی از طریق نظارت ملی و همگانی، و مبارزه با مظاهر فساد و عوامل مهیج شهوت که از جمله راه کارهای مؤثر در تحقق این هدف بزرگ دینی و انسانی محسوب می گردد، و اجرای دقیق قوانین کیفری که مسئولیت بزرگ آن عمدتاً متوجه کارگزاران و عوامل حکومتی است را نیز نباید از نظر دور داشت.

د: پاسداری از حرمت جوانان

پیشتر یادآور گشتیم که محبت به ذات و علاقه به خویشتن، یکی از نشانه ها و علائم مهم سلامت باطن و اعتدال روان است.
هر انسانی چنانچه از اعتدال روانی و سلامت کافی برخوردار باشد، ضمن اینکه از هر رفتار یا برخوردی که به گونه ای حیثیت و شخصیت او را خدشه دار سازد، متأثر گشته و به شدت رنج می برد، از هر وسیله ای برای حراست از کرامت انسانی خویش استفاده کرده، از معاشران و اطرافیان خود نیز پاسداری از حرمت خویش را - که در گرو احترامی است که از آنان اعمال می گردد - انتظار دارد.
هر انسانی مایل است از سوی دیگران به خوبی مورد احترام واقع شده، آنچنان که مقام و منزلت و ارزش انسانی او ایجاب می کند به او نگاه کنند. عدم رعایت این مسأله خصوصاً نسبت به جوانانی که دوران کودکی و نوجوانی را پشت سرگذاشته، به تازگی وارد عرصه های زندگی شده اند، عواقب زیان باری را در پی خواهد داشت که نادیده گرفتن حرمت پدر و مادر، لجاجت، پرخاشگری و برخورد خشن از شایع ترین موارد آن به حساب می آید.
پدران و مادران و مربیان باید با برخوردی شایسته، جوانان را در تصمیم گیری های خود در امور مختلف زندگی آزاد گذارده، میدان استقلال را برای آنها تنگ نسازند، و با گشاده روئی، حسن برخورد، ارتباط صمیمانه و مشورت با آنان علاوه بر پیشگیری از پی آمدهای ناپسند، محیط زندگی را از شور و نشاط جوانان سرشار نموده، خود از پرتو مزایای فراوان آن بهره مند گردند.