فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

الف: فرصت جوانی

استفاده از فرصت های مناسب و زمینه های مساعد، از اصول مهم موفقیت و از ارکان اساسی خوشبختی به حساب می آید. خردمند همواره گوش به زنگ و آماده، در کمین فرصت هائی است که بنابر این فرمایش امیر مؤمنان (علیه السلام).
سریعاً از دست می رود و بازگشت آن بسیار کند است.(404)
همچنین می فرمایند:
... الفرصه تمر مر الحساب فانتهزوا فرص الخیر.(405)
فرصت بسان عبور ابر (از افق زندگی) می گذرد، پس (اوقات مناسب و) فرصت های نیک را غنیمت شمارید (و به خوبی از آنها بهره مند گردید).
پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز پیرامون غنیمت شمردن فرصت های خیر این چنین سفارش فرموده اند:
من فتح له باب خیر فلینتهزه فانه لایدری متی یغلق عنه.(406)
کسی که در خیری بر رویش گشوده شود، باید آن را غنیمت شمرده و از آن بهره جوید، زیرا نمی داند چه هنگامی آن در بر او بسته خواهد شد.
از امام هادی (علیه السلام) پیرامون دوراندیشی سؤال شد در پاسخ فرمودند:
هو أن تنتهز فرصتک و تعاجل ما أمکنک.(407)
دور اندیشی آنست که فرصت را قدر دانی و از دست ندهی و به قدر امکان در استفاده از آن سرعت نمائی.
یکی از فرصت های بی نظیر در طول زندگی ایام جوانی است. در دوران جوانی که ایام مسئولیت و بیداری و به خود آمدن است عواطف انسانی به شدت بارور شده، به طور طبیعی جوانمردی و مردانگی و سجایای انسانی در انسان ظهور بیشتری می یابد.
باید از این زمینه مساعد به خوبی بهره گرفت و از امتیازات فوق العاده ای که در سنین بالاتر از دست می رود و در شاهراه زندگی در اختیار جوان قرار گرفته است، در راه تعالی معنوی و پی گیری اهداف انسانی به شکلی مطلوب استفاده نمود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در توصیه به اباذر (رحمه الله) فرموده اند:
اغتنم خمساً قبل خمس: شبابک قبل هرمک وصحتک قبل سقمک و غناک قبل فقرک وفراغک قبل شغلک و حیاتک قبل موتک.(408)
پنج چیز را پیش از پنج چیز غنیمت شمار: جوانیت را پیش از آنکه پیر گردی، سلامتیت را قبل از آنکه بیمار شوی، بی نیازیت را پیش از تهیدستی، فراغت خود را قبل از آنکه گرفتاری های دنیا تو را مشغول سازد، و زندگانیت را پیش از آنکه آن را وداع گوئی.
فعالیت های زندگی و کار و تلاش شبانه روزی، آنگاه از عالی ترین نتیجه و بیشترین بازدهی برخوردار خواهد بود که مبتنی بر شناخت استعدادها و امکانات بالقوه و بالفعل شخصی و در راستای رفع نیازهای عمومی بوده، بر واقع بینی استوار باشد. از اینرو تلاش برای شناخت خود و استعدادها و ویژگی ها و امتیازات درونی و آشنائی با محیط و نیازهای آن نیز کوشش برای ارتقاء سطح علمی و بینش مذهبی و آگاهی نسبت به وظائف انسانی و تکالیف دینی را می توان از مهمترین وظائف و مسئولیت های دوران جوانی برشمرد. تأکید فراوان اولیاء گرامی اسلام و حضرات معصومین (علیهم السلام) بر پرورش عقل و رشد علمی نیز حکایت از اهمیت فوق العاده پرداختن به تعلیم و تربیت در دوران جوانی دارد.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
لست احب أن أری الشاب منکم الا غادیاً فی حالین: اما عالماً أو متعلماً فان لم یفعل فرط....(409)
دوست ندارم جوانی از شما را ببینم مگر آنکه روز خود را با یکی از دو حالت آغاز نماید: یا عالم باشد، و یا به تحصیل علم اشتغال ورزد، اگر چنین نباشد کوتاهی کرده است....
از دست دادن این فرصت گرانبها نه تنها موجب خسران و محرومیت از فیض نعمت بزرگی می شود که برای دستیابی به سعادت ابدی و رشد و تعالی معنوی در اختیار انسان قرار داده شده، بلکه عتاب و مؤاخذه اخروی را نیز به دنبال خواهد داشت.
امام صادق (علیه السلام) ضمن نقل برخی از مواعظ لقمان به فرزندش، یادآور فرصت با ارزش جوانی شده، می فرمایند:
در آن هنگام که در پیشگاه خدای بزرگ قرار می گیری، از تو درباره جوانیت، و اینکه چگونه آن را گذراندی سؤال خواهند کرد!.(410)
امام موسی بن جعفر (علیه السلام) نیز از پدران بزرگوار خود به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:
لاتزول قدما عبد یوم القیامه حتی یسأل عن أربع: عن عمره فیما أفناه و (عن) شبابه فیما أبلاه وعن ماله من أین کسبه وفیما أنفقه وعن حبنا أهل البیت.(411)
روز قیامت هیچ بنده ای گام برندارد تا درباره چهار چیز از او سؤال کنند: از زندگانی و عمرش که در چه راهی آن را به پایان رسانده، از جوانیش که در چه مسیری پشت سرگذرانده، از مالش که از کجا به دست آورده و در چه راهی صرف نموده، و درباره دوستی ما خاندان رسالت (که چگونه با آن برخورد کرده است؟).
در این حدیث شریف، جوانی که تنها بخشی از دوران زندگانی است، به طور مستقل مورد توجه قرار گرفته و این خود بیانگر ارزش و اهمیت فوق العاده دوران جوانی است.
از امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه سؤال شد:
أولم نعمر کم ما یتذکر فیه من تذکر؟.(412)
آیا به شما به اندازه ای که اهل پند و عبرت در آن متذکر می گردند، عمر ندادیم؟.
آن حضرت در پاسخ فرمودند: در این آیه ملامت و سرزنش جوانانی است که به سن هجده رسیده اند (و از فرصت جوانی خود استفاده نمی کنند).(413)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
هر شب فرشته ای به جوانان بیست ساله ندا می دهد:
جدوا واجتهدوا....
(در راه عبادت خدا و انجام مسئولیت های خویش) کوشش و جدیت نمائید!
ای کسانی که به سی سالگی رسیده اید، زندگی دنیا شما را نفریبد! و شما ای چهل سالگان! برای ملاقات با پروردگارتان چه چیز آماده کرده اید؟.(414)
پس ای عزیز! لختی به خود آی و لحظه ای بیندیش و از این فرصتی که در اختیارت گذارده اند توشه ای بردار، کمر همت را محکم ببند و مردانه به پای خیز که به زودی نه از جوانی خبری و نه از زندگانی من و تو اثری!

ب: مستی جوانی

دوران عمر آدمی به تناسب شرائط سنی و نیروی جسمانی، و به اقتضای رشد فکری و گرایش های طبیعی، از مراحلی، چندگانه با ویژگی های گوناگون و حالات مختلف تشکیل می گردد. خداوند متعال می فرماید:
اعلموا أنما الحیاه الدنیا لعب ولهو وزینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد....(415)
بدانید زندگی تنها بازی سرگرمی و تجمل گرائی و فخرفروشی در میانتان و افزون طلبی در اموال و فرزندان است.
کودکی عمدتاً به بازی می گذرد. دوران نوجوانی هم ایام لهو و سرگرمی است. ویژگی خاص ایام جوانی نیز خودنمائی، تجمل گرائی و پرداختن به حسن و جمال زینت آرایش است. میان سالی هم دوران فخر فروشی و تفاخر به حسب و نسب است. و سرانجام، ایام سالخوردگی است که روزگار حرص، و صحنه ازدیاد و مال و منال دنیا است!
آری؛ دوران جوانی، دوران غلبه حس زیباپرستی و ایام شکوفائی غریزه زیبادوستی و لذت طلبی است. روزگار آرایش، و صحنه خودنمائی و زینت است. عرصه مهرورزی و دلدادگی است. دوران تخیلات غیر منطقی و دور از واقع، و ایام جسارت و تهور و بی باکی است. زمان، زمان آشفتگی روحی و ظهور حرکات جنون آمیز است.(416) و جوان در حالی بر عرصه مرحله جدیدی از زندگی پای می نهد که فطرت پاک، حسن ظن بی شائبه، و عواطف بی دریغ - در برابر جهانی نیرنگ و دروغ و خدعه - از یک سو، احساسات تند، آرزوهای دور و دراز، دانش و تجربه ای اندک، و روانی سرشار از هیجانات روحی از سوی دیگر، او را با خطرات عظیمی مواجه ساخته است. امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرمایند:
ینبغی للعاقل أن یحترس من سکر المال و سکر القدره و سکر العلم و سکر المدح و سکر الشباب، فان لکل ذلک ریاحاً خبیثه تسلب العقل و تستخف الوقار.(417)
برای خردمند، شایسته است که خود را از مستی مال، مستی قدرت، مستی علم، مستی ستایش، و مستی جوانی نگاه دارد. زیرا هریک از این امور را تند بادهای پلیدی است که عقل را زائل و وقار را فرو می ریزد.
آری، جوانی منظر حسن و جمال، مظهر طراوت و نشاط، و ایام شکوفائی زیبادوستی و لذت طلبی است. لیکن از آنجا که بهجت و سرور و لذت حاصل از مشاهده هر صورت زیبا، و هر منظره دلربا، به قدر شرافت و منزلت آن است و زیبائی و حسن و جمال، تنها در مظاهری مادی آن خلاصه نمی گردد - بلکه جمال حقیقی و کمال حسن، در وراء مظاهر مادی، و در پس حجاب های عالم ماده نهفته است - لذتی که از مشاهده جمال ربوبی و درک عظمت و جلال، و قدرت و کبریا، و بها و جمال حضرت حق حاصل می گردد، به مراتب از لذت مشاهده صحنه های خیره کننده، و مناظر دلربای عالم ماده، و مظاهر شگفت انگیز آن برتر و بالاتر است.
جوانی فرصتی است بی نظیر برای جوان، تا با بهره گیری از مواهب بزرگ نهفته در خود، با تلاشی پیوسته، و کوششی خستگی ناپذیر در راه معرفت حق و اتصاف به صفات جلال و جمال، به قدر لیاقت و ظرفیت خویش از این فیض عظیمی بهره مند می گردد.

ج: کنترل غرائز و احساسات

انسان به اقتضای وجود غرائز و به تناسب شدت و ضعف هر یک از آنها در سنین مختلف و شرائط گوناگون، طبیعتاً اهدافی را دنبال می کند که هر یک، تأمین کننده بخشی از خواسته ها و نیازهای طبیعی او بوده، و حفظ و بقای حیات انسانی وی مستقیماً به تحقق آنها وابسته است. دستیابی به مقاصد والای انسانی، و سلامت و امنیت زندگی در گرو پی گیری دقیق اهداف تعیین شده و عملکرد صحیح غرائز است. و از آنجا که آدمی با چگونگی ارضای صحیح آنها آشنا نیست و مصادیق حقیقی را از غیر حقیقی باز نمی شناسد، برای گزینش مسیری درست به منظور هدایت صحیح غرائز، نیازمند فکر و اندیشه ای سالم، همتی بلند، عزمی راسخ و پشت کاری مردانه است تا در سایه تعالیم سازنده راهنمائی دلسوز و آگاه، و بهره مندی از فرهنگی همسو با فطرت، خطوط اصلی زندگی خویش را به صورتی منطقی و واقع بینانه ترسیم نموده، و زمینه تأمین نیازها و پاسخ درست به خواسته های طبیعی را در پرتو عمل صحیح غرائز فراهم آورد.
با انحراف هر یک از غرائز از مسیر طبیعی، به تناسب محدوده فعالیت و دامنه قلمرو نفوذ، بخشی از فعالیت های آدمی تحت تأثیر کشش و نیروی ویرانگر آن قرار گرفته، مفاسد عظیمی را به همراه خواهد داشت.
اگر به یمن وجود غریزه حب نفس، زمینه فعالیت های شبانه روزی فراهم آمده، و زندگی رونق می یابد، خود خواهی، خودپسندی، تکبر و دخالت در اموری که خارج از محدوده توان و فهم و شناخت آدمی است نیز که پاره ای از زشت ترین صفات ناپسند است از انحراف آن به وجود می آید.
و اگر انگیزه صیانت نفس، انسان را به دفاع از خویش برانگیخته، و در مقابل ظلم و جنایت، پایداری می بخشد، بسیاری از تجاوزات، جرائم، ستمگری ها و حتی استثمار و استکبار، ریشه در انحراف این غریزه دارد.
اگر در سایه گرایش کمال جوئی، دستیابی به صفات عالی انسانی امکان پذیر گشته، و زمینه تکامل و تعالی روحی و معنوی انسان فراهم می گردد، سر و دست شکستن برای نیل به مقامات مادی دنیوی، تلاش بی وقفه و دیوانه وار برای انباشتن مال، و سرمایه های عظیم انسانی را صرف امیال و خواسته های زودگذر چند صباح زندگی کردن، از تبعات ارضای نادرست همین غریزه است.
اگر زمینه حرکت به سوی ذات مستجمع جمیع زیبائی ها و تلاش برای تعالی معنوی که از عالی ترین جلوه های زیبایی برخوردار است، به وسیله غریزه زیباپسندی فراهم می گردد، پرداختن به تزئینات و تجملات به شکلی که آسایش و امنیت زندگی و سلامت دینی و معنویت را در عرض نابودی قرار داده، بخش کوچکی از آثار زیان بار انحراف آن به شمار می آید.
اگر بقاء زندگی و تأمین سلامتی آدمی به برکت پاسخ صحیح به غریزه گرسنگی و تشنگی میسر می گردد، قساوت قلب و بیماری های روزافزونی که سراسر جهان را دستخوش آثار تباه کننده خود ساخته نیز از آثار پرخوری و ارضای نادرست این غریزه است.
و سرانجام، اگر تشکیل خانواده و به جریان افتادن طبیعی تولید نسل و بقاء نوع انسان از پرتو وجود غریزه جنسی و به میمنت این کشش نیرومند امکان پذیر گشته، گسترش فساد اخلاقی، مفاسد نکبت بار بی بند و باری و پایمال شدن شرافت و منزلت انسانی که جهان را در معرض تباهی و سقوط حتمی قرار داده، از پی آمدهای انحراف خطرناک همین غریزه است.
انسان در هر مرتبه و مقامی که باشد پیوسته از ناحیه تمایلات و هواهای نفسانی و طغیان غرائز و بیراهه رفتن عواطف و احساسات در معرض خطر است. و این خطر بیش از همه متوجه کسانی است که غرائز و احساسات در آنان، از بیشترین و بالاترین قوت و قدرت برخوردار بوده، و امیال، کشش ها، خواسته ها، و شهوات گوناگون، آنان را از جمیع جوانب مورد هجوم کوبنده خود قرار داده است.
فضاهای آلوده و مهیج در کوچه و بازار و خیابان و محل کار، برنامه های شهوت انگیز تلویزیونی و تماشای صحنه های بسیار منحط - و ضد اخلاق و عفت فیلم های ویدیویی و سی دی های کامپیوتری، استفاده از سایت های مبتذل و آلوده در شبکه اینترنت، تأخیر غیر منطقی ازدواج از وقت مناسب، و طغیان بی امان غریزه جنسی در دوران جوانی - که دوران طوفان غریزه جنسی است - هر یک برای درهم ریختن ارکان ایمان، و پایه های اخلاق، و کانون پاکدامنی و مبانی فضیلت کافی است.
غریزه جنسی همچون آتشی است در زیر خاکستر! چنانچه لحظه ای از آن غفلت شود، زمینه انحرافات و مفاسد اخلاقی بی شماری را خصوصاً در سنین نوجوانی و جوانی هموار ساخته، طغیان سهمگینش، فعال ترین و شکوفاترین دوران زندگی را تباه، و خرمن دین و ایمان و آبرو و حیثیت آدمی را طعمه شعله های ویرانگر خود خواهد نمود. تجربه نشان داده است که انسان در هیچ زمینه ای تا این اندازه آسیب پذیر نبوده و هیچ غریزه ای از لحاظ سرکشی تا این حد نیازمند کنترل و مراقب نیست.
جهان غرب که در تبلیغات زهرآگین خود پیوسته پیشرفت علوم مادی را در آن دیار، مرهون آزاد گذاردن غرائز و پیروی بی چون و چرا از خواسته ها و هواهای نفسانی و پشت پا زدن به تمامی فضائل انسانی و کمالات اخلاقی دانسته، و به منظور چپاول غنائم و ثروتهای فراوان کشورهای جهان سوم و جوامع شرقی، آنان را به تبعیت مطلق از برنامه های نکبت بار خویش فراخوانده است، اینک خود در دامی که فراراه ملت ها و جوامع مختلف انسانی گسترده، گرفتار، و در کام شعله های آتشی که بر افروخته، به شدت می سوزد.
تعدیل تمایلات نفسانی و رام کردن غرائز، نه تنها از شروط اساسی سعادت و تکامل، و از ضروریات مهم تعالی و رشد معنوی است بلکه امروزه حتی بنابر اعتقاد دانشمندان، آگاهان، و دست اندرکاران امور فرهنگی غرب نیز که از نزدیک شاهد انحطاط تکان دهنده اخلاقی جوامع خود هستند، از اصول بسیار مهم همزیستی، و از ارکان اصلی تمدن بشری به حساب می آید. آنان به خوبی دریافته، و عملاً تجربه کرده اند که زندگی اجتماعی بدون پای بندی به موازین اخلاقی و معیارهای انسانی - که کنترل غرائز و تعدیل احساسات، از شاخص ترین آنهاست - قابل دوام نبوده، دیر یا زود شالوده آن درهم فرو ریخته و از هم متلاشی خواهد گردید.
ادیان آسمانی و پیامبران الهی نیز که از سرچشمه وحی الهام گرفته، و طبیبان واقعی بشرند، و تعالیم حیات بخش آنان، تأمین کننده خواسته های طبیعی و فطری آدمی است، همواره بر این نکته اصرار ورزیده اند که کمال حقیقی و حیات معنوی و بهره مند شدن از فضیلت های انسانی، بدون کنترل احساسات، و تعدیل گرایش های غریزی و ارضای صحیح و منطقی غرائز، امکان پذیر نبوده، و پیروزی بی قید و شرط از هواهای نفسانی و ارضای نادرست غرائز، و اعمال بی حساب احساسات، جز تیره ساختن نور عقل و خاموش کردن ندای وجدان و نهایتاً انحطاط و سقوط انسانیت، نتیجه و ثمره ای در بر نخواهد داشت.
اینها و جز اینها به مثابه هشدار و زنگ خطری است به آنان که به شرافت و مقام و منزلت آدمی می اندیشند. آنان که به اعتلای معنوی و رشد و تعالی روحی به عنوان برترین و عالی ترین هدف زندگی معتقد بوده، و در صددند با پاسداری از فضائل اخلاقی و سجایای انسانی، زمینه شکوفائی استعدادها و بارور شدن قابلیت های درونی خویش را هموار ساخته، خود و جامعه را از مزایای سرشار این موهبت بزرگ الهی بهره مند سازند.
همچنانکه در امان ماندن از ویرانگری های خسارت بار رودخانه های بسیار بزرگ، و بهره مندی از نیروی عظیم حاصل از مهار آب آنها، تمهیدات علمی گسترده، و اجرای برنامه های گوناگون و متناسب با فشار و قدرت خاص خود را می طلبد، و کنترل آنها جز از طریق ایجاد سدهای بسیار مقاوم و مستحکم میسر نمی گردد، رام کردن غرائز سرکش و خواهش های نفسانی نیز که از گروه احساسات بسیار قوی و نیرومند انسانی اند، نیازمند وجود عوامل گوناگون، برنامه های فرهنگی متنوع، و راه کارهای عملی فراوانی است که جز با رعایت دقیق و اجرای کامل هر یک از آنها، زمینه حصول این هدف بزرگ و شرائط لازم برای دستیابی به این مقصد والا فراهم نخواهد گردید.
باید با بهره گیری از همه نیروها و تمامی امکانات بالقوه و بالفعل برای پرداختن به این مسئولیت خطیر و انجام این وظیفه انسانی بسیار سنگین، با استعانت از امدادهای بی کران الهی، و مدد خواستن از عنایات بی دریغ حضرات معصومین (علیهم السلام)، و مراقبت دائمی و تلاش همیشگی برای ارتقاء سطح علمی و استفاده بهینه از چراغ روشنگر عقل، و توجه ویژه به ندای پرخروش وجدان اخلاقی، ایمان به خداوند متعال و عشق و محبت به آفریدگار مهربان را - که در مقابل ضربات خردکننده و فشارهای سهمگین طوفان های غریزی و هیجانات نیرومند شهوی، بسان سدی عظیم مقاومت و ایستادگی می کند - در خود تقویت کرده، از احساسات مذهبی و عواطف ایمانی برای کنترل منطقی تمایلات سرکش و احساسات تند دوران جوانی به خوبی بهره مند گردید(418)، و خویشتن را از پی آمدهای خطرناک رها ساختن احساسات و ارضای نادرست غرائز حراست نمود.
در عین حال، اقدامات عملی برای کاستن موقت از قدرت فعالیت غریزه جنسی که در مبحث غریزه جنسی با تفصیل بدان پرداختیم، و تلاش برای تحکیم ارکان عفت عمومی و حیاء اجتماعی از طریق نظارت ملی و همگانی، و مبارزه با مظاهر فساد و عوامل مهیج شهوت که از جمله راه کارهای مؤثر در تحقق این هدف بزرگ دینی و انسانی محسوب می گردد، و اجرای دقیق قوانین کیفری که مسئولیت بزرگ آن عمدتاً متوجه کارگزاران و عوامل حکومتی است را نیز نباید از نظر دور داشت.