فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

جوان و تربیت

دوران جوانی:

جوانی آسمان بلند همت، و نقطه اوج پرواز است. جوانی اقیانوس بی کران عشق، و دریای پرتلاطم محبت است.
جوانی موج خروشان حرکت، طوفان سهمگین جنبش و رعد بی امان آزادگی است. جوانی برق تند جهش، خورشید گرم نشاط، و چشمان همیشه بیدار امید و آرزو است. جوانی قله رفیع نیرومندی است. جوانی کوه استوار صلابت، آب زلال صفا، و باران بی دریغ سخاوت است. جوانی درخت سبز زندگی، و گلزار طراوت و تازگی است. جوانی لبخند پرشکوه جوانمردی است. آغوش گشاده فداکاری، و سینه ستبر مقاومت است. فریاد اعتراض، و خروش ویرانگر بنیاد تعلق و واماندگی است.
دوران جوانی، دوران کار و تلاش، صحنه شور و هیجان، و عرصه خستگی ناپذیر سازندگی است. دوران درخشندگی، و فروغ زندگی است.
جوانان، قلب طپنده حیات، و مغز همیشه فعال زندگی اند. نقطه مرکزی توجه پیامبران، و گوش شنوای پیام وحی، همواره جوانان بوده اند.
امام صادق (علیه السلام) از ابی جعفر احوال پرسیدند: به بصره رفتی؟ عرض کرد آری. فرمودند: شتاب مردم را در ورود به مذهب شیعه چگونه دیدی؟ پاسخ داد: به خدا قسم، تنها اندکی از آنان روی آوردند و فعالیتشان نیز اندک بود. حضرت فرمودند:
علیک بالاحداث فانهم أسرع الی خیر....(401)
به جوانان بپرداز! که گرایش آنان نسبت به هر خیر و صلاحی (از سایر طبقات مردم) سریع تر است.
امیر مؤمنان (علیه السلام) نیز درباره اهمیت و ارزش دوران جوانی فرموده اند:
شیئان لایعرف فضلهما الا من فقدهما: الشباب والعافیه.(402)
قدر و منزلت دو چیز را هیچ کس نمی شناسد مگر کسی که آن دو را از دست داده باشد: جوانی و عافیت.
بلی، همین ارزش و منزلت فوق العاده است که مسئولیتی بس عظیم را متوجه جوانان نموده است.
روش معمول و متداول در امور مادی این است که اجر و پاداش را به تناسب بزرگی و کوچکی مسئولیت، بود و نبود قدرت و امکانات، و شدت و ضعف مشکلات و موانعی که بر سر راه است اندازه گیری می کنند. آن کسی که از قدرت کافی برخوردار است، امکانات بالقوه و بالفعل بیشتری در اختیار، و موانع کمتری در پیش دارد، مسئولیت سنگین تری متوجه اوست و طبیعتاً از پاداش بیشتری بهره مند می گردد. این، امری است منطقی و میزانی است درست، به طوری که بنابر آنچه که در روایات معصومین (علیهم السلام) وارد شده، در مورد اعطاء پاداش اخروی نیز اعمال می گردد.
پاداش عظیم عبادت در جوانی که در برخی از احادیث به آن اشاره شده، متناسب با بزرگی مسئولیت، فزونی قدرت، برخورداری از امتیازات و امکانات فراوان، و کثرت و شدت مشکلات و موانع دوران جوانی، و بر اساس همین میزان منطقی لحاظ گردیده است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
ما من شاب ینشأ فی عباده الله حتی یموت علی ذلک الا أعطاه الله أجر تسعه و تسعین صدیقاً.(403)
هیچ کس نیست که جوابش را تا هنگام مرگ در راه عبادت خداوند به کار بندد، مگر آنکه خدایش پاداش (عظیم) نود و نه صدیق به او عطا فرماید.

الف: فرصت جوانی

استفاده از فرصت های مناسب و زمینه های مساعد، از اصول مهم موفقیت و از ارکان اساسی خوشبختی به حساب می آید. خردمند همواره گوش به زنگ و آماده، در کمین فرصت هائی است که بنابر این فرمایش امیر مؤمنان (علیه السلام).
سریعاً از دست می رود و بازگشت آن بسیار کند است.(404)
همچنین می فرمایند:
... الفرصه تمر مر الحساب فانتهزوا فرص الخیر.(405)
فرصت بسان عبور ابر (از افق زندگی) می گذرد، پس (اوقات مناسب و) فرصت های نیک را غنیمت شمارید (و به خوبی از آنها بهره مند گردید).
پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز پیرامون غنیمت شمردن فرصت های خیر این چنین سفارش فرموده اند:
من فتح له باب خیر فلینتهزه فانه لایدری متی یغلق عنه.(406)
کسی که در خیری بر رویش گشوده شود، باید آن را غنیمت شمرده و از آن بهره جوید، زیرا نمی داند چه هنگامی آن در بر او بسته خواهد شد.
از امام هادی (علیه السلام) پیرامون دوراندیشی سؤال شد در پاسخ فرمودند:
هو أن تنتهز فرصتک و تعاجل ما أمکنک.(407)
دور اندیشی آنست که فرصت را قدر دانی و از دست ندهی و به قدر امکان در استفاده از آن سرعت نمائی.
یکی از فرصت های بی نظیر در طول زندگی ایام جوانی است. در دوران جوانی که ایام مسئولیت و بیداری و به خود آمدن است عواطف انسانی به شدت بارور شده، به طور طبیعی جوانمردی و مردانگی و سجایای انسانی در انسان ظهور بیشتری می یابد.
باید از این زمینه مساعد به خوبی بهره گرفت و از امتیازات فوق العاده ای که در سنین بالاتر از دست می رود و در شاهراه زندگی در اختیار جوان قرار گرفته است، در راه تعالی معنوی و پی گیری اهداف انسانی به شکلی مطلوب استفاده نمود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در توصیه به اباذر (رحمه الله) فرموده اند:
اغتنم خمساً قبل خمس: شبابک قبل هرمک وصحتک قبل سقمک و غناک قبل فقرک وفراغک قبل شغلک و حیاتک قبل موتک.(408)
پنج چیز را پیش از پنج چیز غنیمت شمار: جوانیت را پیش از آنکه پیر گردی، سلامتیت را قبل از آنکه بیمار شوی، بی نیازیت را پیش از تهیدستی، فراغت خود را قبل از آنکه گرفتاری های دنیا تو را مشغول سازد، و زندگانیت را پیش از آنکه آن را وداع گوئی.
فعالیت های زندگی و کار و تلاش شبانه روزی، آنگاه از عالی ترین نتیجه و بیشترین بازدهی برخوردار خواهد بود که مبتنی بر شناخت استعدادها و امکانات بالقوه و بالفعل شخصی و در راستای رفع نیازهای عمومی بوده، بر واقع بینی استوار باشد. از اینرو تلاش برای شناخت خود و استعدادها و ویژگی ها و امتیازات درونی و آشنائی با محیط و نیازهای آن نیز کوشش برای ارتقاء سطح علمی و بینش مذهبی و آگاهی نسبت به وظائف انسانی و تکالیف دینی را می توان از مهمترین وظائف و مسئولیت های دوران جوانی برشمرد. تأکید فراوان اولیاء گرامی اسلام و حضرات معصومین (علیهم السلام) بر پرورش عقل و رشد علمی نیز حکایت از اهمیت فوق العاده پرداختن به تعلیم و تربیت در دوران جوانی دارد.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
لست احب أن أری الشاب منکم الا غادیاً فی حالین: اما عالماً أو متعلماً فان لم یفعل فرط....(409)
دوست ندارم جوانی از شما را ببینم مگر آنکه روز خود را با یکی از دو حالت آغاز نماید: یا عالم باشد، و یا به تحصیل علم اشتغال ورزد، اگر چنین نباشد کوتاهی کرده است....
از دست دادن این فرصت گرانبها نه تنها موجب خسران و محرومیت از فیض نعمت بزرگی می شود که برای دستیابی به سعادت ابدی و رشد و تعالی معنوی در اختیار انسان قرار داده شده، بلکه عتاب و مؤاخذه اخروی را نیز به دنبال خواهد داشت.
امام صادق (علیه السلام) ضمن نقل برخی از مواعظ لقمان به فرزندش، یادآور فرصت با ارزش جوانی شده، می فرمایند:
در آن هنگام که در پیشگاه خدای بزرگ قرار می گیری، از تو درباره جوانیت، و اینکه چگونه آن را گذراندی سؤال خواهند کرد!.(410)
امام موسی بن جعفر (علیه السلام) نیز از پدران بزرگوار خود به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:
لاتزول قدما عبد یوم القیامه حتی یسأل عن أربع: عن عمره فیما أفناه و (عن) شبابه فیما أبلاه وعن ماله من أین کسبه وفیما أنفقه وعن حبنا أهل البیت.(411)
روز قیامت هیچ بنده ای گام برندارد تا درباره چهار چیز از او سؤال کنند: از زندگانی و عمرش که در چه راهی آن را به پایان رسانده، از جوانیش که در چه مسیری پشت سرگذرانده، از مالش که از کجا به دست آورده و در چه راهی صرف نموده، و درباره دوستی ما خاندان رسالت (که چگونه با آن برخورد کرده است؟).
در این حدیث شریف، جوانی که تنها بخشی از دوران زندگانی است، به طور مستقل مورد توجه قرار گرفته و این خود بیانگر ارزش و اهمیت فوق العاده دوران جوانی است.
از امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه سؤال شد:
أولم نعمر کم ما یتذکر فیه من تذکر؟.(412)
آیا به شما به اندازه ای که اهل پند و عبرت در آن متذکر می گردند، عمر ندادیم؟.
آن حضرت در پاسخ فرمودند: در این آیه ملامت و سرزنش جوانانی است که به سن هجده رسیده اند (و از فرصت جوانی خود استفاده نمی کنند).(413)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
هر شب فرشته ای به جوانان بیست ساله ندا می دهد:
جدوا واجتهدوا....
(در راه عبادت خدا و انجام مسئولیت های خویش) کوشش و جدیت نمائید!
ای کسانی که به سی سالگی رسیده اید، زندگی دنیا شما را نفریبد! و شما ای چهل سالگان! برای ملاقات با پروردگارتان چه چیز آماده کرده اید؟.(414)
پس ای عزیز! لختی به خود آی و لحظه ای بیندیش و از این فرصتی که در اختیارت گذارده اند توشه ای بردار، کمر همت را محکم ببند و مردانه به پای خیز که به زودی نه از جوانی خبری و نه از زندگانی من و تو اثری!