فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

انزوا:

یکی از رفتارهای شایع مبتلایان به بیماری عقده حقارت، کنارگیری و انزوا از اجتماع است. این کار ضمن اینکه برتری ها و امتیازات دیگران را کمتر در معرض دید آنان قرار می دهد، طبیعتاً از تشدید احساس فرومایگی نسبت به دیگران نیز تا حدودی می کاهد، لیکن علاوه بر دور ماندن از عرصه های مختلف سازندگی که زمینه ساز تأمین نیازها و رشد استعدادهاست، و محرومیت از بهره مند شدن از فیض معاشرت با نیکان، اساساً احساس حقارت دردی است که از درون، آدمی را رنج می دهد و انزوا و کناره گیری از اجتماع، داروی شفابخشی برای این بیماری درونی نخواهد بود.

اعتیاد:

اعتیاد به مواد مخدر که از بزرگترین بلاهای ویرانگر عصر کنونی به حساب می آید، عمده از عقده حقارت سرچشمه می گیرد. گرچه دست پلید جنایت کاران دنیا طلب به خوبی از وراء این پدیده شوم مشاهده می گردد، لیکن کمبودهای عاطفی و احساس حقارت است که آنان را در اعمال خبیث و خسارت بارشان یاری می نماید.
جوانی که در دوران کودکی و نوجوانی به خوبی تحت تربیت بوده و کاملاً از لحاظ محبت و عواطف انسانی سیراب گشته است، هرگز تحت تأثیر تبلیغات زهرآگین این مفسدان تبهکار قرار نخواهد گرفت و سرمایه انسانی خویش را با ابتلاء به این مواد خانمانسوز برباد نخواهد داد.

انتقام جویی:

این خصلت نکوهیده نیز یکی از آثار و پی آمدهای بسیار شوم خود کم بینی و احساس حقارت است. فرد مبتلی به عقده حقارت وقتی خود را فاقد امتیازات و ویژگی های مثبت دیگران می بیند، چون بر این باور است که قادر به رفع نقائص و کمبودهای خویش نیست، و تلاش های خود را برای دور نگه داشتن آنها از دید اطرافیان بی نتیجه می یابد، در صدد انتقام جوئی برآمده، تنفر خود را از معاشران و اطرافیان با اقدامات انتقام جویانه ظاهر خواهد ساخت.
فرار از کانون گرم خانواده و ترک پدر و مادر که آبرو و شرافت خانوادگی آنان را خدشه دار می سازد، نمونه ای از همین اقدامات انتقام جویانه است.