فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

ج: بدآموزی ها

بسیاری از کجروی های فرزندان، زائیده اشتباهاتی است که پدران و مادران مرتکب می شوند و بسا خود به آن توجهی نداشته، آن را امری عادی می پندارند، غافل از آنکه این امور از دیده کنجکاو کودکان مخفی نمانده، دیر یا زود اثرات نامطلوبش بر جان و روان آنان ظاهر خواهد شد.
گرچه در خلال مباحث گذشته به برخی از این موارد اشاره کردیم، نظری اجمالی و توضیحی مختصر پیرامون مواردی از زمینه های بدآموزی در اینجا خالی از فائده نخواهد بود:
کشمکش های خانوادگی:
هوا، آب و غذا نخستین و ضروری ترین مایحتاج آدمی است که فقدان هریک از آنها تداوم زندگی را ناممکن می سازد. برخورداری از یک زندگی طبیعی هم آنگاه برای انسان میسر است که علاوه بر رفع نیازهای اولیه، از پوشاک و مسکن در خور شأن بهره مند گردد. در عین حال، بهداشت کافی و تعلیم و تربیت شایسته را نیز باید از ضروری ترین لوازم بهره مندی از یک زندگی انسانی دانست.
اما مایحتاج آدمی تنها به موارد یاد شده خلاصه نمی گردد. انسان نیازمند امنیت است. نیازمند محیط امنی که در آن بتواند در راه تحقق اهداف عالی انسانی و شکوفا شدن استعدادها، و در مسیر رشد و تعالی و پیشرفت معنوی بدون دغدغه خاطر، و فارغ از هرگونه هراس و ناامنی به کوشش و تلاش همه جانبه بپردازد.
پدر و مادر که نخستین الگو و مؤثرترین عامل تربیتی کودک اند باید بکوشند فضای خانه را به عنوان محلی امن و محیطی مناسب برای پرورش سالم و تربیت شایسته او درآورده، از هرکاری که موجب سلب احساس امنیت از کودک می گردد، به شدت بپرهیزند. آنان باید بدانند که سعادت و شادکامی و رشد و پیشرفت فرزندان دلبندشان در گرو محیط امن و کانون گرم خانواده است، تنها در پرتو گرمی مهر والدین و احساس امنیت است که زمینه اعتلای معنوی و رشد حقیقی آنان فراهم می گردد.
اختلاف پدر و مادر گرچه در برخی موارد اجتناب ناپذیر است، لیکن رعایت بهداشت روان کودکان ایجاب می کند که طرفین بر اساس همین وجه مشترک، از بروز و استمرار کشمکش ها و اختلافات بپرهیزند و بدین طریق از آزرده شدن روحیه لطیف و حساس فرزندان خود جلوگیری نمایند.
برخوردهای تند و نزاع های دائمی و بحث های بی حاصل و پرخاشگری پدر و مادر به یکدیگر، محیط خانه را بحرانی و ناامن ساخته، به افسردگی، ناامیدی، نگرانی و نهایتاً عدم اعتدال کودکان می انجامد و بسا موجب می شود که فرار از خانه را به عنوان راه حلی برای نجات خود از تشویق دائمی برگزینند.
باید به خاطر فرزندان بی گناه هم که شده، با توجه به پی آمدهای ناگواری که وبال آن دامنگیر خود آنان نیز خواهد شد، اختلافات خود را با متانت و به طور منطقی و دور از دیدگان کودکان در میان گذارند و با تفاهم و گذشت، مسائل مورد اختلاف را که بسیاری از آنها زودگذر و سطحی نموده، شیرینی زندگی را بر کام خود و فرزندانشان تلخ نسازند.
افراط و تفریطها:
جلوه های گوناگونی از افراط و تفریط در اغلب خانواده ها به چشم می خورد که افراط و زیاده روی در مراقبت از کودکان، بی اعتنائی مطلق نسبت به اعمال و رفتار آنان و آزاد گذاردن آنها در همه شؤون زندگی، محبت خارج از حد اعتدال، و سخت گیری های کسالت آور از نمونه های شاخص آن به حساب می آید.
نه مراقبت بیش از اندازه - که از توابع آن، سراسیمگی و اضطراب فوق العاده در برابر حوادث بسیار کوچکی است که برای کودکان پیش می آید - و نه رها کردن بی چون و چرای آنان، هیچ یک به نفع ایشان نبوده و آثار نامطلوبی بر روحیه آنان خواهد گذاشت.
اگر محبت بیش از حد نیاز به لوس بار آمدن و طفیلی گری کودک می انجامد، سخت گیری زیاده از حد نیز به خستگی، کسالت، خشونت و پرخاشگری او منجر خواهد گردید. اگر انجام امور شخصی کودکان توسط والدین به تن پروری و ضایع شدن قابلیت های آنها می انجامد، توقعات بیرون از حد توان از آنان نیز به ضعف، خود کم بینی، ناامیدی، احساس حقارت و تنفر از دیگران منتهی می گردد.
کاری را که وظیفه کودک است و با کمترین تمرین، به خوبی از عهده او ساخته است نباید برای او انجام داد. کودک، خود باید لباس بپوشد، بند کفش و تکمه لباس خود را شخصاً ببندد. غذایش را با دست خود میل کند، رختخوابش را شخصاً جمع نماید؛ اما به رخ کشیدن امتیازات ویژه هم سن و سالان او و مقایسه وی با افراد نابغه و کودکانی که در موردی دارای استعداد فوق العاده ای هستند، و انتظار انجام اموری که از آن عاجز است، حرکتی است غیر واقع بینانه و توقعی است بیجا که آثار نامطلوب فراوانی را در پی خواهد داشت.
تذکر نقاط مثبت دیگران و مقایسه کودک با آنان و ارائه الگوی شایسته به آنها باید آنچنان از دقت و ظرافتی برخوردار باشد که به حساسیت و موضع گیری منفی او نیانجامد و آثار ناپسندی همچون برانگیخته شدن احساس حسادت و تنفر از رقیبان را در پی نداشته باشد.
انتظار تحمل رنج های دوران گذشته که معمولاً با ذکر برخی از سختی هائی که پدر و مادر دوران نوجوانی و جوانی کشیده اند توأم بوده، و بدین توجه به شرائط زمانی و مکانی مطرح می گردد نیز نمونه دیگری از توقعات بی مورد به حساب می آید.
زشتی گفتار:
بدآموزی از طریق زبان به گونه های مختلفی صورت می پذیرد:
بدگوئی والدین به یکدیگر و به کار بردن کلمات ناروا در مورد فرزندان از قبیل دشنام، نفرین و الفاظ بسیار رکیک که نه تنها موجب شکستن حرمت و خرد شدن شخصیت آنان می گردد، بلکه بدآموزی در مکالمه با دیگران پی آمد طبیعی آن خواهد بود.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:
ان الله حرم الجنه علی کل فحاش بذی قلیل الحیاء لایبالی ما قال ولا ما قیل له...(382)
خداوند بهشت را بر فحاش و پست که هر چه را بی پروا می گوید و از آنچه درباره وی گفته شود باکی ندارد، حرام فرموده است.
بدگوئی در غیاب دیگران در حضور فرزندان، غیبت، تهمت، عیب جوئی و... که نه تنها از گناهان بزرگ شمرده شده، و در آیات و روایات نیز به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است، بلکه به لحاظ انتقال این خصلت ناپسند به کودکان و بدآموزی های ناشی از آن، مسئولیت والدین را نسبت به پرهیز از این روش نکوهیده سنگین تر می سازد.
دوگانگی در گفتار که رفتار شایع بسیاری از خانواده هاست. وقتی کودکان مشاهده می کنند والدین آنان در غیاب افراد به گونه ای متفاوت با آنچه در حضورشان ابراز می دارند، سخن می گویند، و نیز هنگامی که اصرار آنان را بر راستگوئی و صداقت در کنار دروغ های روزمره آنها می بینند، چنانکه برای سرباز زدن از دیدار با کسی به فرزند خویش چنین القاء می کنند که به شکلی وانمود کند که آنان در خانه نیستند، و نمونه های دیگری از این قبیل، نه تنها نفاق و دوروئی را به آنان می آموزد، بلکه موجب سلب اطمینان کودکان نسبت به والدین آنان خواهد گردید.
شکوه و ناله مداوم والدین از دشواری های زندگی نیز ضمن آنکه خصیصه ای است مذموم و ناپسند، و حکایت از ضیق صدر و ناخرسندی نسبت به اراده و مشیت الهی دارد، روحیه یأس و دلسردی را بر فضای خانه و زندگی حاکم ساخته، امید و نشاط را در کودکان از بین خواهد برد.
رسواگری در حضور جمع، افشاء اسرار دیگران، سرزنش های حضوری و انتقاد والدین از بعضی از فرزندان در حضور سایرین نیز نمونه دیگری از بدآموزی های زبانی است که ضمن تخریب شخصیت افراد و جریحه دار شدن احساسات آنان، به لجاجت، جسارت و بعضاً به هتک حرمت والدین از سوی فرزندان می انجامد.
تمتعات جنسی در مقابل کودکان:
از جمله بدآموزی های رفتاری که خطرات زیان باری را در پی خواهد داشت تمتعات جنسی والدین در حضور کودکان خردسال است. این مسأله از چنان حساسیتی برخوردار است که در اسلام بهره گیری های جنسی در مقابل کودکان شیرخوار نیز مورد نهی قرار گرفته است. والدین باید در این زمینه کنترل کافی داشته و از هرگونه عملی که به نوعی حساسیت فرزندان را برمی انگیزد بپرهیزند، حتی الامکان اطاق خواب خود را از اطاق خواب فرزندان خویش جدا سازند. زیرا اطفال به خاطر حس کنجکاوی خود بسا می شود که چنین وانمود کنند که خواب هستند و با این کار در صدد کشف برخی از مسائل برآیند.
تبعیض ها:
ابراز محبت به بعضی از فرزندان گرچه به خاطر امتیازات و خصائص مثبتی باشد که در آن وجود دارد، باید با رعایت حرمت و شخصیت سایر فرزندان و دور از چشم آنان و یا به شکلی که باعث ترغیب و تشویق آنان گردد صورت پذیرد، تا علاوه بر قدردانی از کودکی که از امتیاز خاصی برخوردار است، دیگران نیز خود را در ویژگی های مثبت وی شریک احساس کنند.
سهل انگاری در این امر خطیر موجب برانگیختن حس کینه و حسادت و احیاناً سبب پیدایش احساس حقارت در دیگران خواهد شد.

نوجوان و تربیت

الف: مسئولیت پذیری

با پایان یافتن دوران کودکی و سپری شدن بخش کوچکی از نوجوانی و آغاز سومین دوره هفت ساله که عمدتاً دوران نوجوانی را تشکیل می دهد، مسئولیت تربیتی پدران و مادران از نظر شکل و ماهیت تغییر یافته، تدریجاً دوران مسئولیت پذیری و عهده دار شدن تکالیف شرعی و انسانی نوجوانان آغاز می گردد.
گرچه بسیاری از خصائص رفتاری در این مرحله، عمدتاً ظهور و انعکاس همان برنامه های تربیتی دوران کودکی است که توسط پدران و مادران و آموزگاران اعمال گشته، و نوجوانان در واقع حاصل بذری را که آنان در مزرعه وجودشان افشانده اند بروز می دهند، لیکن معاشران و اطرافیان و خصوصاً پدر و مادر و آموزگاران و مسئولین مراکز آموزشی و فرهنگی، باید نوع تماس و شکل ارتباط خود را به تناسب حس استقلال طلبی - که از بارزترین ویژگی های این دوره است - و متناسب با شرائط سنی و خواسته ها و نیازهای فطری و طبیعی آنان تغیر داده، و تجربیات، توصیه ها و نظرات خویش را صرفاً به صورت پیشنهاد - و نه به شکل امر و دستور - به آنها ارائه نمایند.
رعایت این مسأله آن چنان حساس، و تا آن اندازه از اهمیت برخوردار است که به جرأت می توان گفت بسیاری از مشکلات خانوادگی و منازعات و ناهنجاری های رفتاری در این دوران، مستقیماً از عدم توجه کسانی به وجود می آید که با نادیده گرفتن این امر مهم، و انتظار غیر واقع بینانه از نوجوانان، حس استقلال طلبی آنان را مورد بی مهری و بی اعتنائی قرار می دهند.
نوجوانان در این دوره، به اقتضای نیاز فطری خود، انتظار دارد که با وی به عنوان فردی مستقل که به خوبی مصالح خود را درک می کند معامله کنند. حق طبیعی خود می داند که بر اساس فهم و درک خود درباره مسائل فکری، مشکلات زندگی، انتخاب شغل، گزینش همسر و امور فراوان دیگری از این قبیل، اعمال نظر نموده، موافقت یا مخالفت کند و تصمیم نهائی را شخصاً بگیرد، و از برخورد و تماس معاشران با خود به شکل دوران کودکی به شدت متأثر شده و رنج می برد. باید این نیاز فطری را که آفریدگار مهربان - به خاطر مصالح بزرگی که همراه دارد - در وجود آنان قرار داده، به خوبی درک کرده، و با آنان به عنوان یکی از نعمت های الهی، برخوردی واقع بینانه و شایسته داشته باشیم، تا از نشاط فراوان بازوی توانمند، فکر و اندیشه فعال او در پیشبرد اهداف و پیگیری مقاصد بزرگ زندگی بهره مند گردیم.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با عنایت به همین ویژگی های ممتاز، از نوجوانان در سنین پانزده تا بیست و یک به عنوان وزیر - یعنی کسی که مسئولیت سنگین وزارت را بر عهده دارد، و انجام کارهای مهم بر دوش اوست - یاد فرموده اند.(383)
نوجوانان عزیز نیز با متانت و بردباری، نصایح کسانی را که از دانش، خرد و تجربه بیشتری برخوردارند، ارج نهاده، از حرمت آنان - که انگیزه ای جز یاری و دلسوزی ندارند - محافظت نموده، و از شرافت ابدی و تاج کرامت و افتخار بزرگ تکلیف و خطاب الهی با گام نهادن به سن بلوغ متوجه آنان گشته، به خوبی پاسداری نمایند. و برای برخورداری از یک زندگی سالم و مبتنی بر موازین و معیارهای منطبق با نیازهای طبیعی و فطری، آگاهی خود نسبت به وظائف شرعی و احکام الهی را افزایش داده، و به فرمایش امام صادق (علیه السلام) که آموزش حلال و حرام و آشنائی با مسائل شرعی را وظیفه (مهم) این دوران معرفی فرموده اند، پاسخ مثبت و نیکو دهند.(384)