فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

ج: راه کارهای شاد زیستی

طرح مسائل مربوط به همسران و وظائف آنان نسبت به یکدیگر رساله ای مستقل می طلبد. ما این مهم را با بیان گزیده ای از مهمترین آنها پی می گیریم:
پایه گذاری زندگی بر محبت:
سابقاً نیز اشاره کردیم که انسان تشنه دوستی و محبت است. انگیزه بسیاری از تلاش ها و زحمات طاقت فرسای زندگی، محبت می باشد.
محبت زن و فرزند، پدر و مادر و دوست و آشناست که انسان را به فعالیت و کسب معاش وامی دارد.
همچنانکه آدمی از محبت خویش نسبت به دیگران لذت می برد، پیوسته در تلاش است که با اقدامات گوناگون، محبت دیگران را نسبت به خود جلب نماید.
انسان می خواهد که او را دوست داشته باشند، و اگر احساس کند که هیچ کس به او علاقه ندارد، جهان با همه وسعتش برای او تنگ و تاریک خواهد شد، خود را غریب و تنها می بیند و چه بسا همین احساس تنهائی، او را به اذیت و آزار دیگران و یا حتی خودکشی وادارد.
زن و شوهر بیش از دیگران، انتظار محبت از یکدیگر را دارند و همانگونه که پیشتر یادآور شدیم، یکی از اهداف مهم ازدواج نیز همین محبت خواهی و انس طلبی و آرامش در سایه کامیابی های مشروع است.
جهاز و مهر زن مهر است ای دوست - محبت مغز باشد مابقی پوست
در آن خانه که نبود مهربانی - جهنم دان و نامش زندگانی
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
هرگاه کسی را دوست داشتی او را بدان آگاه ساز، زیرا این کار، دوستی را در میان شما استوارتر می سازد.(318)
همچنین آن بزرگوار نقل می کنند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:
قول الرجل للمرأه انی احبک لایذهب من قلبها أبداً.(319)
گفتار مرد که به همسرش بگوید تو را دوست دارم هیچگاه از دل او بیرون نمی رود.
چه بسیار مشکلات و اختلافات خانوادگی که با باور این کلام جذاب و به کار بستن آن از بین می رود. آری کلامی که در فرهنگ روانشناسی و علوم تربیتی باید با خط زرین به صفحه دلها به نگارش درآید.
احترام متقابل:
هر انسانی به شخصیت خویش علاقمند است و از خدشه دار شدن آن می رنجد. عدم رعایت این امر مهم باعث بریدن رشته محبت و ایجاد فاصله بیت افراد می گردد. حفظ حرمت و شخصیت دیگران در گرو احترامی است که در برخوردها از انسان ظاهر می گردد. رعایت این مسأله خصوصاً از سوی کسانی که با هم انس و الفتی دارند باعث استحکام دوستی و گرمی روابط آنان خواهد شد.
هرگز نباید به خاطر ارتباط صمیمانه و تماس نزدیک و خصوصی با دیگران، از این امر مهم غفلت ورزید. زن و شوهر به دلیل ارتباط بسیار نزدیکی که با هم دارند بیش از همه موظف به رعایت احترام متقابل و حراست از شأن و منزلت یکدیگر هستند.
حفظ آبروی یکدیگر، پرهیز از تو توهین و افشای اموری که شخصیت دیگری را تخریب می کند، خودداری از داد و فریاد و ناسزاگوئی و دشنام به بستگان و نزدیکان یکدیگر، به کار بردن نام و لقب مورد علاقه طرف مقابل، پرهیز از نام بردن هریک از دو طرف به الفاظی که طرف دیگر را می رنجاند و خودداری از هر عملی که به گونه ای احترام و شخصیت دیگری را خدشه دار می نماید از مهمترین اموری است که باید به دقت از سوی هریک از زن و مرد مراعات گردد بلکه در برخی موارد به عنوان یک واجب شرعی و دینی باید به آنها توجه نمود، چه آنکه نه تنها گرمی و استحکام زندگی تا حد زیادی به آنها وابسته است بلکه از عدم مراعات آن ممکن است دیگران سوء استفاده کرده و نهایتاً موجب بدآموزی فرزندان گردد.
اخلاق خوش:
دارا بودن اخلاق خوش یکی از اصول بسیار مهم و سرنوشت ساز در حیات اجتماعی انسانهاست. اجتماعی که افراد آن با اخلاق خوش و برخورد نشاط آمیز و گشاده روئی بیگانه اند، اجتماعی است پر درد که زندگی در آن مصیبت بار است. بیماری های روانی و ناراحتی های روحی که امروزه جوامع بشری به آنان مبتلا است، عمدتاً از عدم رعایت این اصل مهم سرچشمه می گیرد.
خوش خلقی در محیط زندگی، نه تنها انسان را از نوع نگرانی ها و تشنجات عصبی مصون می دارد، بلکه عامل بسیار موثری برای پیروزی بر مشکلات و دشواری هائی است که برای آدمی پیش می آید.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
لاعیش أهنا من حسن الخلق.(320)
حیاتی گواراتر از خوش خلقی نیست.
فرد بدخلق بیش از همه در جهنم رفتار خویش می سوزد. دیگران نیز از معاشرت با وی بیزار، متنفر و گریزانند. اخلاق خوش تا آنجا از اهمیت برخوردار است که بسا فقدان آن، سبب ابطال اعمال نیک انسان می گردد.
در حدیث وارد شده که در حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره بانوی مسلمانی عرض شد که وی روزها روزه و شب ها به عبادت مشغول است ولی بداخلاق است و با زبانش همسایگان خود را می آزارد. حضرت فرمودند:
هیچ خیر و خوبی ندارد و اهل آتش است.(321)
همسران به خاطر معاشرت نزدیکی که پیوسته با هم دارند بیش از همه نیازمند رعایت این اصل مهم و پرهیز از بدخلقی می باشند. سوء خلق و بدی رفتار هر یک از آنان می تواند محیط زندگی را به جهنمی سوزان مبدل گرداند. بسیاری از طلاق ها و اختلافات همسران، ناشی از عدم برخورداری آنان از اخلاق خوش می باشد.
سعد بن معاذ صحابی بزرگی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با پای برهنه در تشییع جنازه او شرکت کردند، در اثر بد رفتاری با خانواده اش به فشار قبر مبتلا گشت.(322)
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
ملعونه ملعونه امرأه توذی زوجها و تغمه و سعیده سعیده امرأه تکرم زوجها و لاتوذیه و تطیعه فی جمیع أحواله.(323)
از رحمت خدا دور و به لعن و نفرین او گرفتار است زنی که شوهرش را اذیت کرده و اندوهگین می سازد، و خوشبخت و سعادتمند زنی است که شوهرش را احترام گذاشته، آزارش ندهد، و در همه حال دستورش را پذیرا باشد.
هریک از زن و مرد در محیط کار و زندگی خود با مسائل و مشکلات فراوانی روبرو هستند؛ مرد در خارج منزل با صدها مسأله درگیر است فراز و نشیب های زیادی را طی می کند، ناملایمات گوناگونی را متحمل می شود و با دلی پر از امید راه خانه را در پیش می گیرد، و به تنها جائی که برای تجدید نشاط و روحیه خود دل بسته است فضای منزل و برخورد شاد و خندان زن و فرزند خویش است.
از آن سوی، بانوی خانه با تلخی و شیرینی های فراوانی در طول روز مواجه می شود، کمبودهای زندگی را تحمل می کند، توقعات زیاد فرزندان را به هر شکلی که شده پاسخ می دهد، اذیت و شیطنت آنان را بر خود هموار می سازد و با روحیه ای خسته، تنها امیدش این است که شوهر مهربان خود را که تنها محل تکیه و اعتماد اوست ملاقات کرده، حیاتی تازه بیابد.
تن دادن به حکم عقل و اطاعت از دستور شرع و ضرورت رعایت موازین اخلاقی، و بالاخره لزوم به کارگیری تجربیات گرانبهای زندگی، همه و همه انسان را به خویشتن داری، بردباری، پرهیز از خشونت، دوری جستن از هر کار شتاب زده فرا می خواند.
هر کدام از زن و مرد اگر لحظه ای به حال و وضع دیگری بیندیشند و با اندکی بردباری و حوصله، برخورد ناخوشایند و زودگذری را که پیش می آید، به دیده اغماض بنگرند و پس از چند دقیقه سرور و نشاط انس و محبت را در محیط خانه مشاهده کنند، دیگر هرگز حاضر نخواهند شد با هیچ قیمتی صفا و صمیمت حاصل از خوش خلقی را با رفتاری ناشایست از دست بدهند.
سپاسگزاری و قدردانی:
چنانکه در مبحث عواطف گذشت، سپاسگزاری بازتاب عاطفی محبت و اخلاق خوش در روان آدمی است. هر انسانی طبیعتاً دوست دارد از کار نیک و محبت دیگران قدردانی کند و این یکی از صفات بسیار پسندیده و خود از بزرگترین رموز جلب دوستی و احسان دیگران است.
سپاسگزاری تا آن اندازه مورد توجه شارع مقدس بوده و از چنان منزلت عظیمی برخوردار است که کوتاهی در انجام آن به مثابه تقصیر در شکرگزاری نسبت به ساحت اقدس الهی به حساب آمده است.
در حدیث است که امام سجاد (علیه السلام) فرمودند:
در روز قیامت خداوند متعال خطاب به بعضی از بندگانش می فرماید: آیا از فلان کس قدردانی کردی؟ عرض می کند: من به شکر تو پرداختم. خداوند می فرماید: چون از او قدردانی نکردی، شکر مرا نیز بجا نیاوردی. آنگاه فرمودند:
أشکرکم لله أشکرکم للناس.(324)
هر یک از شما که بیش از همه سپاسگزار مردم باشد، در واقع از همه کس بیشتر خدا را شکرگزاری کرده است.
فقدان این خصلت نیکو در میان جوامع انسانی، نه تنها انسان را از انجام یک وظیفه بزرگ ایمانی محروم می سازد، بلکه از رغبت آدمی نسبت به انجام امر نیک و کار خیر می کاهد و چه بسا علاقه به ادامه زندگی را در انسان از بین برده و به تدریج به یأس و ناامیدی او بیانجامید.
رعایت این امر مهم نیز بسان دوستی و احترام و اخلاق خوش بیش از دیگران باید مورد توجه و اهتمام همسران قرار گیرد.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
بهترین زنان شما آن بانوئی است که اگر به او چیزی دهند (و یا خدمتی کنند) سپاسگزاری نماید و چنانچه از او بازگیرد راضی و خشنود باشد.(325)
نادیده گرفتن احسان و نیکی دیگران، انسان را از خیرخواهی آنان محروم و باعث زوال نعمت و نابودی کارهای نیک خود آدمی می گردد.
امام صادق (علیه السلام) فرموده اند:
أیما امرأه قالت لزوجها: ما رأیت قط من وجهک خیراً فقد حبط عملها.(326)
هر زنی به شوهرش بگوید: هرگز از تو خیری ندیده ام، اعمالش ضایع گردیده و از بین می رود.
کاستن از توقعات:
از عوامل مهمی که در استحکام و استمرار روابط صمیمانه و محبت آمیز نقش بسزائی ایفا می نماید، پرهیز از خواسته های بی موردی است که بدون در نظر گرفتن امکانات طرف مقابل، بر او تحمیل گشته و وی را دچار مشکلات گوناگون می نماید.
اگر انسان خواهان محبتی است که در آن هیچ گونه احساس ملالت و سنگینی نبوده، سایه اش آرامش جان و تن، و میوه اش انس و راحتی باشد، باید از تحمیل هر نوع خواهش و تمنائی که خارج از دایره وسع و بیرون از حد توان طرف مقابل است، و طرح آن زمینه ساز ایجاد بدبینی و دلسردی است بپرهیزد.
با نگاهی گذرا و نه چندان عمیق نیز می توان به خوبی دریافت که منشأ بسیاری از اختلافات و کشمکش های خانوادگی که حتی در برخی از موارد به طلاق و جدائی مردان و زنان از یکدیگر انجامیده و حیرت و سرگردانی فرزندان و خستگی، افسردگی و آزار روح و جان آنان را در پی داشته، انتظارات غیر منصفانه و غیر واقع بینانه ای است که عرصه زندگی را آنچنان بر مرد یا زن تنگ نموده که نجات خویش را با همه مخاطرات و پی آمدهای ناخوشایند آن در ترک زندگی مشترک دیده، و تلخی آن را به جان خریده اند!
برادران و خواهران عزیز! پدران و مادران مهربان! چه نیکو و پسندیده است که به قول معروف، با قاضی کردن کلاه خویش و با اندکی تأمل و نهیبی بیدار کننده به خود، به هوش آئیم و کانون پر مهر و صفای خانه و زندگی را با توقعات بی جا و ملال آور، عرصه تاخت و تاز ابلیس مطرود و نفس سرکش و ویرانگر، قرار نداده، سرنوشت خود و فرزندان خویش را دستخوش خواسته های غیر مشروع خود نسازیم.
به خدمت گرفتن بانوان برای ابتدائی ترین کارهای شخصی روزمره که حتی ضعیف ترین انسانها نیز به سادگی از عهده آن بر می آیند، تحمیل مهمانی ها و شب نشینی های دور از منطق و فوق توان و طاقت آنان را سوی مردان، بهانه گیری و درخواست های مختلف در زمینه تهیه لباس و مسکن و ماشین، بدون در نظر گرفتن امکانات مادی مردان از سوی بانوان که با هیچ معیار شرعی و اخلاقی سازگار نیست، و صدها مورد از این قبیل که مرد یا زن را نسبت به ادامه زندگی مشترک بی رغبت و دلسرد می نماید از جمله مواردی است که با خویشتن داری، مراقبت و تأمل در عواقب سوء آن باید به شدت از آنها پرهیز نمود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
أیما امرأه ترفق بزوجها وحملته علی ما لایقدر علیه و ما لایطیق لم تقبل منها حسنه وتلقی الله وهو علیها غضبان.(327)
هر بانوئی که با همسر خویش مدارا نکند و او را بر انجام کاری که در توانش نبوده، و طاقت آن را ندارد وادارد، هیچ حسنه و کار نیکی از او قبول نخواهد شد و در قیامت خدا را در حالی که بر او غضبناک است ملاقات می کند.
حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) در طول زندگی از همسر بزرگوارشان امیر مؤمنان (علیه السلام) چیزی درخواست نمی کردند. حتی می شد که چندین روز خود و فرزندان معصومشان گرسنه می ماندند و به آن حضرت یادآور نمی شدند. و هنگامی که حضرتش علت آن را جویا می شدند، پاسخ می دادند:
پدرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا نهی فرمودند که از شما چیزی طلب نمایم..(328)
تقسیم کار:
زن و مرد در طول حیات خود، رفیق راه و یار و یاور یکدیگرند. در غم ها و شادی ها شریک، و بار زندگی بر دوش مشترک آنهاست. هر دو با تمام توان خویش می کوشند تا زمینه را برای فراهم کردن محیطی پر از مهر و صفا مساعد کرده، ضمن بهره مندی از مزایا و مواهب آن، فضائی مناسب برای تربیت فرزندانی نیک به وجود آورند.
در عین حال اگر انجام کارها و امور داخل و خارج منزل از متناسب با توان و امکانات هر یک، با تفاهم و تقسیمی منطقی بر عهده گیرند، نه تنها از صمیمیت آنها نمی کاهد بلکه زندگانی را از آرامش بیشتری برخوردار می سازد:
امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوار خود نقل می کنند که امیرمؤمنان (علیه السلام) و حضرت فاطمه (علیها السلام) در مورد تقسیم کارهای منزل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) استمداد جستند.
آن حضرت کارهای داخل منزل را بر عهده حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) و امور مربوط به بیرون خانه را به حضرت امیر (علیه السلام) واگذاشتند.
حضرت فاطمه (علیها السلام) خرسندی خود را از این مسأله چنین بیان کرده اند:
فلا یعلم ما دخلنی من السرور الا الله باکفائی رسول الله صلی الله علیه و آله و تحمل أرقاب الرجال.(329)
جز خداوند کسی نمی داند که من چقدر خوشحال شدم از اینکه پدرم مرا از انجام کارهای بیرون خانه و سر و کار داشتن با مردان کفایت فرمود.
حضرت صادق (علیه السلام) در ارتباط با همین تقسیم کار فرموده اند:
امیر مؤمنان (علیه السلام) پیوسته هیزم فراهم می کردند، کشیدن آب از چاه و جاروب نمودن را شخصاً عهده دار بودند. و همواره فاطمه زهرا (علیها السلام) به کار آسیای آرد و خمیر کردن و پختن نان می پرداختند..(330)
پرهیز از عیب جوئی و لغزش یکدیگر:
عجیب جوئی و تجسس از خطاها و لغزش ها و عیوب دیگران یکی از زشت ترین صفات ناپسند است که از پستی، رذالت و پلیدی باطن فردی که به این کار مبتلا است حکایت می کند. آنکه در صدد ظاهر نمودن عیب دیگران است، در شمار کسانی است که در آیه شریفه قرآن، به آنها وعده عذاب داده شده است.
خداوند متعال می فرماید:
ان الذین یحبون أن تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الاخره....(331)
آنان که دوست دارند در میان مؤمنین، کارهای زشت ظاهر و علنی گردد، در دنیا و آخرت برای آنها عذاب دردناکی خواهد بود.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده اند:
کسی که عمل ناشایست دیگری را ظاهر کند مانند آن است که خود به جای آورده، و هر که مؤمنی را به چیزی سرزنش نماید، نمی میرد تا آنکه خود به آن مبتلا گردد.(332)
امام باقر و امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
نزدیک ترین حالات انسان به کفر آن است که با کسی ارتباط برادری و دینی داشته باشد و در صدد برشمردن بدی ها و لغزش های او باشد (و عیوب او را نگاه دارد) تا روزی بدان وسیله، او را سرزنش نماید.(333)
زن و شوهر علاوه بر روابط زناشوئی و همکاری و همیاری در اراده زندگی مشترک و مسئولیت های فراوان آن، ارتباط آنان مصداق روشنی برای برادری و رفاقت ایمانی به حساب می آید، و به خاطر نزدیکی و دوام این پیوستگی از حساسیت ویژه ای برخوردار است و اگر مراقب رفتار خویش نباشند و میدان زندگی را عرصه فعالیت ابلیس لعین و وسوسه های نفس قرار دهند، دیر یا زود به این بلای ویرانگر مبتلا خواهد شد و روزگار را بر خود و فرزندان خویش تنگ و تاریک خواهند ساخت.
هیچ کس از لغزش و عیب و کاستی بی بهره نیست، باید با اشتغال به عیوب خویش، عیوب دیگران را ندید و در صورت آگاه شدن از آن، با اغماض و کرامت و بزرگواری، از آن گذشت. به رخ کشیدن عیب دیگران، دردی را علاج نمی کند و بسا باشد که مفاسد عظیمی به بار آورد. چه بسیار است عیوبی که خود به آن مبتلا هستیم و دیگران آن را از ما و سایرین پوشیده اند.
مولا امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرمایند:
من نظر فی عیب نفسه اشتغل عن عیب غیره....(334)
هر که در عیب خویش بنگرد از عیب دیگری بازماند.
خودداری از بدگمانی:
امروزه دست اندرکاران امور تربیتی به خوبی پی برده اند که یکی از عوامل مهم رشد و صلاح جامعه، پرهیز از بدگمانی و حسن ظن نسبت به معاشران و اطرافیان است. مربیان و عالمان آگاه که از راز و رمز نفس و حساسیت آن به خوبی آگاهند بر این نکته تأکید دارند که بینش و نوع گمان آدمی نسبت به دیگران - خصوصاً افرادی که رابطه دوستی و محبت بین آنان برقرار است - بسان نیروی جهت دهنده قدرتمندی معاشران و همراهان انسان را به این سو و آن سو سیر می دهد.
کم نیستند افرادی که بدگمانی دیگران، آنان را به بیراهه سوق داده، و بسا خلاف کارانی که به خاطر نیت پاک و حسن ظن مصاحبان نیک اندیش، به راه صلاح و رستگاری کشیده شده اند، این مسأله آن چنان جدی و مجرب است که گوئی صفحات زندگی آدمی تا حد زیادی تحت تأثیر جاذبه های نیک و بد فکر و اندیشه و گمان همراهان رقم می خورد.
گمان بد علاوه بر پی آمدهای نامطلوب معنوی و آثار ناخوشایند روحی، پایه های محبت و ارکان ارتباط و اتحاد را متزلزل کرده، فضای زندگی را دستخوش طوفان های ویرانگر بدبینی، بی اعتمادی و سلب اطمینان خاطر می نماید.
پرهیز از هر کار یا عملی که لازمه اش تضعیف، بدبینی و رنجش دیگران است، نه تنها کانون گرم خانواده را از آثار مخرب سوء ظن در امان می دارد، بلکه به عنوان یک وظیفه شرعی باید از سوی همگان خصوصاً زنان و مردانی که مسئولیت زندگی مشترک را پذیرفته اند، مد نظر و مورد توجه کامل قرار گیرد. به سخن نزدیکان نیز چنانچه منشأ بدبینی گشته و بذر دشمنی را در محیط زندگی افشاند نباید ترتیب اثر داد.
راز داری:
پرهیز از تفحص در امور شخصی مردم، خودداری از پی بردن به اسرار، و نگهداری راز دیگران از عوامل بسیار مهمی است که نقش تعیین کننده ای در استحکام و بقاء دوستی، صمیمیت و اتحاد بین افراد ایفاء می نماید.
گرچه انسان به اقتضای حس کنجکاوی و گاه به خاطر علاقه و محبتش به دیگری، در صدد تفحص و جستجوگری برمی آید، اما نباید فراموش کرد که این کار در مواردی ضایعات و مفاسد بزرگی را در پی خواهد داشت، از این رو برای حفظ روابط و ارتباطات باید از دخالت در امور شخصی دیگران و از تفحص در آنچه که امنیت محبت را به مخاطره می افکند بپرهیزد و از افشای اسرار مردم برحذر بوده، رازداری و حفظ امانت آنان را به عنوان یک تکلیف شرعی و وظیفه انسانی تلقی نماید.
زن و شوهر نیز بیش از دیگران باید به رعایت این امر حیاتی همت گمارند و هرگز پنهان کردن برخی از امور شخصی را از یکدیگر، نشانه عدم اعتماد به حساب نیاورند.
سازگاری:
روزگار همیشه مطابق خواسته های ما نمی چرخد. زندگی دارای فراز و نشیب های فراوانی است. اگر امروز دنیا را در مقابل خود می بینیم، روزی دیگر آن را در کنار خویش و همساز و همنوای خود احساس خواهیم کرد.
انسان دارای ویژگی مثبت فراوانی برای بهره گیری در جهت عبور از تنگناها و ناهمواری های زندگی است. انس با محیط و خلق سازگاری را در زمره همین خصائص مثبت می توان برشمرد. اگر انسان فرهنگ سازگاری را بر صفحات ذهن و اوراق کتاب زندگی خویش ترسیم نماید تحمل گرفتاری ها و ناملایمات برای او آسانتر خواهد شد.
هرگز نباید انتظار داشت همسر و دوست و همکارمان در جمیع امور همراه و هم فکر و در سلیقه و اندیشه دارای نقطه نظرهای مشترکی با ما باشند.
چه بهتر که انسان در این گیر و دار بیش از آنچه که نسبت به جنبه های اختلاف حساسیت نشان می دهد به قابلیت ها و اشتراکات و خصیصه هائی که زمینه ساز وحدت است بپردازد.
اشکال تراشی های بی مورد، نق زدن های ملال انگیز، چون و چراهای بی حاصل و آزار دهنده، نه تنها مشکلی را حل نمی کند، بلکه علاوه بر آزردن روح و روان آدمی، امید به آینده بهتر را نیز از قلب و سینه انسان زائل کرده و ثمره آن فضای مسمومی است که زندگی در آن غیر قابل تحمل می گردد.
با بردباری و شکیبائی از آنچه که نمی پسندی درگذر تا لذت منش مردان بزرگ را در خود بیابی. آنان نیز همه چیز ما را نمی پسندند و رفتار و گفتاری شایسته تر از آنچه که از ما سر می زند انتظار دارند، اما نمی بینی که چگونه کریمانه از آن چشم می پوشند؟ تو گوئی هرگز جز نیکی و صلاح از ما ندیده اند!
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کنند که آن حضرت فرموده اند:
ما اصطحب اثنان الا کان أعظمهما أجراً وأحبهما الی الله عزوجل أرفقهما بصاحبه.(335)
هیچ دو نفری با هم رفاقت و مصاحبت نمی کنند مگر آنکه هر کدام که سازگاری و نرمی او با رفیقش بیشتر است، نزد خدای بزرگ پاداش او بیشتر و محبوبیتش افزون تر است.
همیاری:
مرد و زن با پذیرش زندگی مشترک، تن به قبول مسئولیت های فراوانی می دهند که جز با همکاری و اعانت یکدیگر، انجام پذیر نخواهد بود. گرچه زندگی دارای زمینه مسئولیت های مختلفی است که بسیاری از آنها به عنوان مسئولیتی فردی بر دوش یکی از همسران بار می اندازد، لیکن کانون مشترک حیات زن و مرد، آنگاه از طراوت و گرمی و نشاط کافی برخوردار می گردد که با مساعدت و یاری رساندن به هم خصوصاً در مواردی که هر یک نیازمند اعانت دیگری است، یکدیگر را آن گونه که محبت و همدلی ایجاب می کند کمک نمایند تا در هیچ شرائطی خود را تنها نیابند و پیوسته به زندگی مشترک خود امیدوار و دلگرم باشند.
کم نیستند مردان بزرگی که موفقیت های آنان در زمینه های مختلف علمی، فرهنگی، دینی و معنوی، مرهون فداکاری بانوان دلسوز و باوفای آنان بوده است.
چه نیکو است عمل نیک مردانی که در اوقات فراغت در خانه به یاری همسران خویش می شتابند تا از این رهگذر علاوه بر بهره مندی از لذت سروری که از لبخند رضایت آمیز بانوان خویش مشاهده می کنند، به پاداش بی بدیل اخروی نیز نائل گردند.
حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به منزل ما آمدند. حضرت فاطمه (علیها السلام) کنار دیگ غذا نشسته بودند و من عدس پاک می کردم. آن حضرت (با مشاهده کار من) فرمودند: گفتارم را (به خوبی) گوش کن که جز به فرمان خداوند سخن نگویم: هیچ مردی در خانه، همسرش را یاری نمی کند مگر آنکه... پاداش یک سال کسی را به او دهند که روزها روزه و شب ها به عبادت خدا مشغول باشد، و (به خاطر این عمل انسانی که از محبت و بردباری او حکایت می کند) خداوند اجر صابرین و پاداش (پیامبرانی چون) داود و یعقوب و عیسی (علیهم السلام) به او عطا فرماید....(336)
اقتصاد و میانه روی:
نیل به کمالات معنوی و دستیابی به فضائل انسانی در سایه قابلیت و پشت کار، و به یمن همت بلند و تلاش بی وقفه است. انحراف از بهره وری صحیح از این سرمایه های بزرگ که از سوی قادر منان در انسان به ودیعت گذارده شده، به مثابه خیانت در امانت، و به منزله حرکت در بیراهه و در جهت خلاف مصالح عالی انسانی خواهد بود.
بلند پروازی و همت عالی و تلاش خستگی ناپذیر، خصلت های گرانبهائی است که می تواند وسیله رشد و تعالی و یا ابزار انحطاط و سقوط در ورطه تاریک دنیا طلبی قرار گیرد.
استفاده به جا و درست از این مواهب عظیم الهی در صورتی میسور و امکان پذیر است که اقتصاد و میانه روی در زندگی به عنوان یک اصل مورد توجه قرار گیرد. انسان جز در سایه میانه روی و دوری از اسراف و تبذیر، آسایش و آرامش نخواهد داشت. البته همچنانکه اسراف و تبذیر کاری ناپسند و مورد نکوهش عقل و شرع است تنگ گرفتن در امر معیشت نیز نه مطلوب شرع و نه مقتضای طبع آدمی است.
قناعت و میانه روی اگر با اغماض، بردباری و شکیبائی، پرهیز از سخت گیری و توجه به ناپایداری دشواری ها توأم گردد می تواند زندگی را به همه سختی هایش شیرین و گوارا سازد.
انسان گرچه از فقر و تنگدستی رنج می برد اما این مستلزم فداکردن همه استعدادها، سرمایه ها و مقاصد بزرگ آدمی نیست. فراهم نبودن مایحتاج زندگی، کاستی ها و کمبودها هر یک می تواند زندگی را به کام آدمی تلخ، و دنیا را در مقابل دیدگان او تیره و تار سازد، اما تلخ کامی ها همیشه زائیده این پدیده های آزار دهنده نیست، چرا که فراوانند بخت برگشتگان سیاه روزی که با فراهم بودن جمیع امکانات رفاهی و مادی، از کمترین سکونت دل و اطمینان خاطر بی بهره، و با خوشی و سرور و شادمانی بیگانه اند.
چه بسیار لبهای خندان و دلهای شادی که از کمترین ضروریات حیات برخوردار نبوده، و زندگی را با گرمی محبت و نور امید و غنای قناعت صفا بخشیده، از روزگاری سرشار از مهر و نشاط و فرح و شادی برخوردارند.
همسران که در تلخی و شیرینی زندگی شریک و در فراز و نشیب های حیات مشترک، همراه و همگام یکدیگرند، با برگزیدن الگوی میانه روی، ضمن مصونیت از مفاسد فراوانی که دامنگیر زندگی نیک و بد این دوران است، نه تنها از مزایای یک زندگی انسانی بهره مند خواهند شد بلکه از پی آمدهای انحراف از مسیر میانه - که بعضاً ارتکاب گناهانی بزرگ و در برخی موارد تباهی سرمایه ها و متلاشی شدن ارکان زندگی مشترک است - به دور خواهند ماند.
تدبیر و مدیریت:
اداره صحیح و موفق یک اجتماع - هر چند کوچک و محدود - در گرو وجود عوامل متعدد، و رعایت اموری چند است که نقصان هر یک از آنها، تحقق اهداف مورد نظر آن اجتماع را با مشکل مواجه خواهد نمود.
وجود سرپرستی قدرتمند، با اختیارات کافی و متناسب را می توان از جمله مهمترین عوامل توفیق هدایت یک اجتماع به سوی مقاصد و اهداف تعیین شده برشمرد.
بشر امروز با تجربه ای که از زندگی چندین هزار ساله خود به دست آورده، به خوبی واقف است که حتی یک اجتماع دو نفره برای انجام مسئولیتی که به آنان محول گشته، در صورتی از عهده انجام صحیح و بی نقص آن برخواهند آمد که مسئولیت سرپرستی و اداره گروهشان به یکی از آنان واگذار گردد، والا دیر یا زود هرج و مرج ناشی از فقدان سرپرستی بر فضای آن اجتماع حاکم خواهد گردید.
خانواده یک واحد کوچک اجتماعی است و همانند هر اجتماع دیگری نیازمند رهبر و سرپرستی واحد است.
مرد و زن برای پیشبرد اهداف زندگی مشترک، و پیشگیری از دردسرهای ناشی از هرج و مرج، ناگزیر از رعایت این مسأله در اجتماع کوچک خویش هستند.
بدیهی است گزینش فردی برای اداره یک گروه، به تناسب نیازها، مشکلات، موانع و مقاصدی که فراراه آنان است، بر اساس ضوابطی خاص و مبتنی بر مسئولیت ها، امکانات و توانمندی های بالقوه و بالفعل او صورت می پذیرد تا علاوه بر حصول اطمینان از انجام نیکوی تعهدات، خود موجب پیدایش مشکلات تازه ای نگردد.
اسلام که احکام فردی و اجتماعی را به اقتضای نیازهای واقعی و به مقتضای گرایش های فطری بشر وضع فرموده، مسئولیت سرپرستی خانواده را بر دوش مردان نهاده، و آنان را از هرگونه زیاده روی و اجحاف در خلال انجام تکلیف الهی خویش بر حذر داشته است.
این موقعیت به خاطر وجود خصوصیاتی در مرد است، مانند ترجیح قدرت تفکر او بر نیروی عاطفه و احساسات (به عکس زن که از نیروی سرشار و عواطف بیشتر بهره مند است) و دیگری داشتن بنیه و نیروی جسمی بیشتر که با اولی بتواند بیندیشد و نقشه طرح کند و با دومی بتواند از حریم خانواده خود دفاع نماید.
به علاوه، تعهد او در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداختن هزینه های زندگی و پرداخت مهر و تأمین زندگی آبرومندانه همسر و فرزند، این حق را به او می دهد که وظیفه سرپرستی به عهده او باشد.
البته ممکن است زنانی در جهات فوق بر شوهران خود امتیاز داشته باشند، ولی قوانین به تک تک افراد و نفرات نظر ندارد بلکه نوع و کلی را در نظر می گیرد، و شکی نیست که از نظر کلی، مردان نسبت به زنان برای این کار آمادگی بیشتری دارند، اگر چه زنان نیز می توانند وظایفی به عهده بگیرند که اهمیت آن مورد تردید نیست..(337)
قرآن می فرماید:
الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض وبما أنفقوا من أموالهم.(338)
مردان به خاطر برتری هائی که خداوند برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و به خاطر انفاق هایی که از اموال خود می کنند، سرپرست و نگهبان زنانند.
تقبل رهبری مرد از سوی زن نه به معنای تسلیم شدن در برابر نظام ناحق سلطه، و نه به مفهوم پذیرش یک قرارداد اجتماعی محض، بلکه گزینشی درست، و حرکتی همراه و همسو با چرخش نظام آفرینش است که مرد و زن را در مسیر حیات اجتماعی و نیل به اهداف عالی انسانی یاری می رساند.
طفره رفتن در مقابل این امر فطری نه به مصلحت زن و نه به صلاح مرد است، و حاصلی جز تشویش، حیرت و محرومیت از حظ زندگی در برنخواهد داشت، بسیاری از مشکلات و چالش های اجتماعی و حرکت های ناهنجار خانوادگی در جوامع متمدن کنونی از پنداشت نادرست بانوانی سرچشمه می گیرد که با نادیده گرفتن جایگاه و منزلت عظیم زن در عرصه حیات اجتماعی، تن دادن به رهبری مرد را تحقیرآمیز و دور از عدالت و انصاف تلقی می کنند بلکه از زن بودن خویش احساس حقارت کرده، با انکار ویژگی های زن و مرد، با حرکت هائی که نتیجه اش چیزی جز تخریب شخصیت خود آنان نیست، در صدد توجیه این اندیشه ناهماهنگ با ناموس طبیعت و فطرت برآمده اند.
خود بزرگ بینی، تحقیر همسر، نادیده گرفتن ضعف های طبیعی خویش، انگشت گذاشتن بر نقاط ضعف شوهر و شانه خالی کردن از وظائف طبیعی را به عنوان بخشی از این حرکت های غیر واقع بینانه و زیان بار می توان نام برد و در اثر همین غفلت ضمن همگامی با فرهنگ های غیر واقع بینانه، به انواع و اقسام مفاسد اجتماعی دچار گشته و عواقب وخیم آن دامنگیر خود، همسر و فرزندان آنان بلکه کل جامعه خواهد گردید.
اصبغ بن نباته یکی از اصحاب بزرگ امیر مؤمنان (علیه السلام) از آن بزرگوار چنین نقل می کند:
یظهر فی آخر الزمان و اقتراب الساعه و هو شر الازمنه، نسوه کاشفات عاریات متبرجات، من الدین خارجات، فی الفتن داخلات، مائلات الی الشهوات، مسرعات الی اللذات، مستحلات المحرمات، فی جهنم خالدات.(339)
در آخر الزمان و هنگام نزدیک شدن قیامت که بدترین زمان هاست زنانی پیدا می شوند که آشکار کننده خود هستند، آنان برهنه اند و خود را برای نامحرمان می آرایند، از دین خارج گشته در فتنه ها وارد می گردند. به لذات و شهوات روی می آورند و محرمات الهی را حلال می شمارند.
(در نتیجه) در آتش جاودانه خواهند ماند.
پرهیز از برانگیختن احساسات:
زن سرشار از عاطفه، و لبریز از احساسات است، و ابعاد وجودی مرد آنگاه به کمال حقیقی خویش نائل خواهد شد که از پرتو این عواطف و احساسات به خوبی بهرمند گردد.
هرگز نباید با برانگیختن احساسات زن، خود و جمع خانواده را از منافع فراوان این موهبت الهی محروم ساخت. با شناخت صحیح زن و رفتاری متناسب با خلقت او می توان زندگی را از لطافت، صفا و طراوت وجود او سیراب نمود.
بزرگ جلوه دادن کار خود در خارج از منزل، و کاستن از ارزش زحمات طاقت فرسای زن در خانه، تعریف بی مورد از همتایان او، و سرکوفت، طعنه و ملامت بی مورد و دور از انصاف، هریک بسان انفجار باروتی است که فضای پاک زندگی را به آتش کشیده و بهره مندی از خیر وجود او را ناممکن می سازد.

د: ریشه های اختلاف

البته عوامل تفرقه انگیز که منشأ بروز اختلاف، نزاع، درگیری، عدم تفاهم، سردی و بی علاقگی نسبت به پیوند زندگی، و نهایتاً باعث فرو ریختن ارکان ارتباط صمیمانه و محبت آمیز و متلاشی شدن کانون زندگی مشترک می گردد، تنها به اعمال یا گفتار همسران نسبت به یکدیگر باز نمی گردد، بلکه در موارد زیادی ریشه این عوامل را در جاهای دیگر جستجو باید نمود.
با اشاره ای کوتاه به برخی از موارد یاد شده، این بحث را به پایان می بریم:
تنگدستی، به گونه ای که برآورده شدن خواسته های منطقی هر یک از اعضاء خانواده را با مشکل مواجه می سازد.
ضعف بنیه، ناتوانی های جسمی و مشکلات روحی و روانی که در برخی موارد، مانع کامیابی و بهره مندی از لذائذ مشروع می گردد.
دخالت های بی مورد بستگان و نزدیکان هر یک از زن و شوهر مثل پدر و مادر یا اقوام و آشنایان صاحب نفوذ، که بعضاً علاوه بر پدید آوردن مشکلات گوناگون، عرصه زندگی را برای همسران، دستخوش ناملایمات و مسائل ناخواسته نموده و در مواردی، سبب پیدایش تصورات نادرست نسبت به تمامیت شخصیت همسر، و نتیجتاً بدبینی و احساس حقارت می گردد، و بسا اختیار تصمیم گیری در امور شخصی یا مشترک را از آنان سلب می نماید.
آلودگی معنوی و مسمومیت فرهنگی محیط و منطقه سکونت که امروزه بسیاری از همسران را گرفتار پی آمدهای شوم و زهرآلود خود نموده است، و هجرت به عنوان یکی از عالی ترین و مترقی ترین طرح های عملی و سازنده مکتب حیات بخش اسلام، راه کار مناسبی برای رهائی از این معضل اجتماعی است.
ناهمگامی، که از دوگانگی موازین و معیارهای تربیت خانوادگی و اختلاف بینش فرهنگی و تفاوت شأن و منزلت اجتماعی سرچشمه می گیرد. و در مواردی نادر نیز از متفاوت بودن سنخیت خلقی و ناهمخوانی روحی ناشی می گردد.
اختلاف سن نیز چنانچه بیش از حد معمول و متعارف باشد ممکن است باعث برخی از چالش های خانوادگی گردد، چنان که گاهی مثلاً به خاطر پول و ثروت دختر جوان خود را به عقد مرد سالخورده ای در می آورند و دیری نمی گذرد که زندگی آنها به سردی و جدائی کشیده می شود.
پدرسالاری در گزینش همسر: این مسأله به خصوص در محیطهای کوچک حکم فرماست، پسران و خصوصاً دختران به خاطر حاکمیت و سلطه غیر مجاز بزرگ خانواده، از حق مسلم انتخاب، محروم گشته، و پی آمدها و عواقب آن نه تنها دامنگیر همسران می گردد، بلکه دست اندرکاران این روش نامطلوب نیز از حاصل عمل ناپسند خود بی نصیب نخواهد بود.
عدم آگاهی نسبت به اهداف و وظایف و مسئولیتهای مهمی که بر عهده هر یک از همسران نهاده شده نیز می تواند منشأ برخی از کشمکش های خانوادگی گردد.
این مسأله بیشتر در اثر بلوغهای زودرس ناشی از مشاهده برنامه های مبتذل سینمائی و نظائر آن و یا در مورد جوانانی اتفاق می افتد که به خاطر علاقه های کاذب، بدون در نظر گرفتن نیازها و امکانات، شتابزده اقدام به ازدواج می کنند و دیر یا زود، با فروکش نمودن شعله شهوت و برخورد با مشکلات و موانع گوناگون زندگی، دچار آثار نامطلوب و عواقب زیان بار آن می گردند.
تأخیر ازدواج از وقت مناسب نیز که امروزه مسأله ای عالمگیر گشته، یکی از عوامل مهم بروز اختلاف بین خانواده ها می باشد. اگر ازدواج در شرائط سنی مناسب با نیاز طبیعی انجام پذیرد، عادات اجتماعی و رسم و رسومات خانوادگی (که تغییر یا نادیده گرفتن و گذشت از آنها در سنین بالاتر بسیار دشوار می گردد) کمتر موجب بروز اختلاف بین همسران خواهد گشت.
سهل انگاشتن برخی از معتقدات مهم مذهبی، عدم پای بندی به فرمان های دینی و احکام عملی، ارتکاب معاصی: مبتلا بودن به اعتیاد و برخی از گرایش های اجتماعی که حیثیت اجتماعی و شخصیت دینی و وجهه مذهبی طرف مقابل را خدشه دار می سازد نیز که به نوعی به گفتار یا رفتار همسران باز می گردد، می تواند منشأ برخی از منازعات خانوادگی گردد.

ه: بارداری

با انتقال نطفه و استقرار آن در رحم، تأثیرگذاری مستقیم و نقش پدر بر نطفه - در جهت شکل گیری و تکون شخصیت انسانی فرزند، در بعد وراثت - پایان یافته، و دوران بارداری و مسئولیت خطیر مادر نسبت به حفظ و حراست از امانتی که در اختیار او نهاده شده آغاز می گردد.
در خلال این مدت، طفل به واسطه وابستگی خونی و ارتباط وراثتی با مادر خویش، همانند عضوی از اعضای وی به گونه ای شگفت انگیز تحت تأثیر خصائص روحی و ویژگی های خلقتی او قرار می گیرد.
تحقیقات موسسات فرهنگی و آزمایشات فراوان علمی و تجربیات دانشمندان امور تربیتی نشان می دهد که دامنه تأثیرگذاری مادر بر جنین بسیار فراتر از ابعاد مادی بوده، از گفتار و رفتار گرفته، تا نیت و انگیزه و صفات و اخلاقیات و ملکات او، طفل را متأثر از آثار نیک و بد خود می نماید.
همچنانکه مادر سایه آرامش، اعتدال، رعایت معیارهای انسانی، پای بندی به اصول دینی و ضوابط اخلاقی، اجتناب از رفتار و گفتار ناپسند، خودداری از گناه و پرهیز از اندیشه های نامطلوب می تواند به سلامت، زیبائی، وفور عقل، ذکاوت و تیزهوشی و حتی تدین آینده کودک خود امیدوار باشد، نارسائی ها و هیجانات روحی، ترس و اضطراب و نگرانی، غم و اندوه و افسردگی، کینه توزی و افکار پلید شیطانی، موضع گیری ها و گرایش های نادرست نیز ممکن است عامل به وجود آمدن فرزندانی معیوب، عقب افتاده، ناقص العضو و حتی دیوانه گردد.
وظیفه مادر در دوران بارداری بسیار سنگین است. جنین در رحم بسان مسافری است که در مسیر پیمودن منازل طبیعی برای تکامل و تمامیت جسم و روان خود، دائماً با خطرات گوناگون مواجه است.
مادر باید بداند کوتاهی و غفلت از مسئولیت بزرگی که بردوش اوست، عواقب زیان باری را به همراه خواهد داشت. غذائی که می خورد، قدمی که برمی دارد و سخنی که بر زبان جاری می کند، حتی اندیشه و نیتی که از قلب خود می گذراند مستقیماً بر جسم و جان فرزند دلبندش مؤثر خواهد بود.
همچنین که طبق نظر پزشکان، مراقبت نسبت به امور بهداشتی تا حد زیادی در تأمین سلامت کودک موثر است. نوع غذا به لحاظ دارا بودن و یا فقدان مواد ضروری برای تندرستی جنین، سبب استحکام یا سستی ارکان، اعضاء و قوای او می گردد. اعتیاد به مواد مخدر، استعمال دخانیات و مشروبات الکلی ضمن آثار نامطلوب بر جنین، در برخی موارد موجب مسمومیت او گشته، و بسا منجر به از بین رفتن کودک و سقط جنین می گردد.
بنابر فرمایشات معصومین (علیهم السلام) نیز پاکی یا آلودگی و نوع غذاها مستقیماً استعدادها و قوای روحی بلکه جسمی کودک را متأثر از آثار خود می سازد به طوری که زیبائی، بردباری، پرهیزکاری و سعادت فرد تا حدودی مرتبط با نوع غذائی است که مادر در دوران حمل از آن استفاده کرده است.(340)
سزاوار است مادران خصوصاً در این دوران حساس، از خوردن غذاهای شبهه ناک پرهیز کرده، به دقت مراقب اعمال و رفتار خویش باشند.
نام گذاری:
یکی از وظائف دینی و مسئولیت های انسانی پدران و مادران نسبت به فرزندان خویش، گزینش نام پسندیده برای آنهاست. از نظر اسلام، نام خوب، حقی است برای فرزندان که مسئولیت انتخاب آن بر عهده پدر است و مادر نهاده شده است.
نامی را که پدر و مادر برای کودک خود انتخاب می کنند تا لحظه مرگ شریک زندگی اوست، و به لحاظ دارا بودن پیام فرهنگی که از معنا و مفهوم خود به همراه دارد الهام بخش بوده و بر فرد و جامعه تأثیر می گذارد.
نام گذاری میادین بزرگ، خیابانها و شهرها در برخی از کشورها به نام مردان نامی، دانشمندان و عالمان معروف، سربازان سلحشور و شخصیت های بزرگ بشری نیز با انگیزه بهره گیری از پیام فرهنگی نام آن اسوه های انسانی انجام می پذیرد. عرب های قبل از اسلام نیز که نوعاً مرد جنگ و نبرد بودند، با انتخاب نام هائی که حاکی از شجاعت و دلیری بود، دشمنان خویش را از صلابت، قدرت و قوت خود باخبر می ساختند.
جهان خواران و سردمداران مرام های باطل نیز با عنایت به همین ویژگی است که ضمن بهره گیری از پیشرفته ترین روش های جلب دوستی و تبلیغات زهرآگین، با سرازیر کردن سیل اسامی و نام های بیگانه که محتوای آنها با شؤونات اسلامی، انسانی و ملی ما سازگار نیست، زمینه انتقال فرهنگ های ضد انسانی و غیر واقع بینانه را برای تحقق شوم خود فراهم می سازند.
امام باقر (علیه السلام) به ابن صغیر فرمودند:
نامت چیست؟ عرض کرد: محمد. پرسیدند: چه کنیه ای انتخاب کرده ای؟ گفت: ابوعلی. امام (علیه السلام) فرمودند: به شدت خود را از شیطان دور کرده ای. به راستی شیطان هرگاه نام محمد یا علی را می شنود مانند سرب آب می شود، تا اینکه کسی نام دشمنان ما را بر زبان آورد، در این هنگام به حرکت در آمده، متکبرانه سرمست می گردد..(341)
حضور امام صادق (علیه السلام) عرض شد:
ما فرزندان خود را به اسامی شما و پدرانتان نام گذاری می کنیم، آیا این کار برای ما سودی دارد؟ آن حضرت پاسخ دادند: بلی به خدا قسم، وهل الدین الا الحب؟ آیا دین جز دوستی، چیز دیگری است؟....(342)
با انتخاب اسامی پیامبران، اولیاء خدا و مردان و زنان بزرگی که با یادشان، بزرگی، عظمت، از خود گذشتگی، شجاعت، ایثار و فداکاری... تداعی می گردد، ضمن رسوخ بیش از پیش دوستی و محبت آن بزرگواران در نفس و جان آدمی، مقامات انسانی و منزلت رفیع آنان در دل ها زنده خواهد ماند.
تغییر اسامی ناپسند را نیز به عنوان راه کاری مناسب برای بهره مند شدن از خیر و فیض نام نیک نباید از نظر دور داشت.
امام صادق (علیه السلام) از پدران خود، نقل فرموده اند:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پیوسته اسامی زشت افراد و نام ناپسند شهرها را تغییر می دادند..(343)