فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

راه کارهای تعدیل غریزه جنسی:

در اینجا برخی از راه کارهای کنترل و تعدیل غریزه جنسی از دیدگاه اسلام را یادآور می گردیم:
ازدواج و همسر گزینی:
طبیعی ترین وسیله ای که می تواند ضمن پاسخ مثبت به این خواسته درونی تا اندازه زیادی آن را تحت کنترل درآورده، از انحراف و طغیانش جلوگیری نماید ازدواج است.
با صرف نظر از تشریفات کمر شکن و آداب و رسوم دور از منطق و هزینه های تحمیلی سرسام آور که هر روز ابعاد تازه ای می یابد، ازدواج می تواند این نیروی سرکش را آرام، و امواج خروشان آن را فرونشانده، علاوه بر ارضای غریزه جنسی و اجابت غریزه مهرطلبی و سیراب شدن از محبت همسر، از خطرات فراوان آن که مفاسد فردی و اجتماعی بزرگی را در پی دارد جلوگیری نماید.(265)
ازدواج برای دور ماندن از پی آمدهای فشار غریزه جنسی، یک راه حل عمومی است بلکه در برخی موارد که انسان خود را در معرض خطر جدی عصیان و تاخت و تاز آن می یابد اقدامی ضروری و واجب خواهد بود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
جوانان! هریک از شما که توانایی دارید، همسر اختیار کنید زیرا ازدواج، چشم را (از حرام) بهتر می پوشاند و پاکدامنی نیکوتری می بخشد....(266)
امام صادق (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کنند که آن حضرت فرموده اند:
من تزوج أحرز نصف دینه....(267)
هرکس ازدواج کند نیمی از دین خود را حفظ کرده است....
و نیز از آن بزرگوار نقل شده که همسر عثمان بن مظعون - رضوان الله علیه - نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده، عرض کرد: عثمان روزها روزه دار و شب ها به عبادت مشغول می باشد (و از من کناره گرفته است). رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در حالی که از شدت خشم کفش های خود را همراه می برند، نزد عثمان آمدند. عثمان که مشغول نماز بود با تشریف آوردن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دست از نماز کشید. آن حضرت فرمودند:
ای عثمان، خداوند مرا برای رهبانیت نفرستاده، بلکه مرا با دینی معتدل و آسان برانگیخته است. من روزه می گیرم، نماز می خوانم، با زنان نیز آمیزش دارم.
فمن أحب فطرتی فلیتسن بسنتی و من سنتی النکاح
هرکس دین فطری مرا دوست دارد باید به سنت من عمل نماید و آمیزش با زنان سنت و راه و روش من است.(268)
امروزه تأخیر ازدواج از سنین طبیعی به صورت یک مشکل بزرگ اخلاقی و اجتماعی درآمده است.
گرچه سبب عمده و ریشه اساسی این تأخیر در واقع به عوامل فرهنگی باز می گردد لیکن مشکلات فراوان اقتصادی که بخش بزرگی از موانع ازدواج را تشکیل می دهد و به صورت هیولای وحشتناکی در نظر جوانان درآمده است را نیز نباید از نظر دور داشت.
جهان کنونی شاهد فاصله و تأخیر بلوغ اقتصادی از بلوغ جنسی است و همین امر موجب وحشت جوانان از ازدواج گردیده است. سنگینی بار اقتصادی ازدواج، آنان را ناگزیر از پرهیز و خودداری از اقدام به این امر حیاتی نموده و نتیجه جهان شاهد فاجعه بزرگ سقوط اخلاقی و توسعه حیرت انگیز فحشا و منکرات گردیده است.
با توجه به نقش حساس و اهمیت فوق العاده ازدواج، بر صاحبان مکنت و نفوذ و عوامل موثر و مسئولین جوامع است که در رفع موانع ازدواج جوانان با جدیت تمام کوشا باشند تا علاوه بر حل این معضل بزرگ اجتماعی و پیشگیری و رفع پی آمدهای خطرناک آن، از اجر و پاداش اخروی نیز بهره مند گردند.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
من زوج أعزب کان ممن ینظر الله الیه یوم القیامه.(269)
آنکه بی زنی را همسر دهد از کسانی است که خداوند روز قیامت به او نظر می کند.
جوانان عزیز! شما نیز با کنار گذاشتن تشریفات بی مورد و اشکال تراشی های غیر منطقی و توقعات بی جا می توانید ضمن کاستن از موانع و مشکلات این امر خطیر، علاوه بر بهره مند شدن از مزایای دنیوی، در پاداش اخروی آن نیز سهیم باشید، و بدانید که رعایت دین و اخلاق، به مراتب از در نظر گرفتن مال و مقام و زیبایی و جهات مادی مهمتر است.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
اذا تزوج الرجل المرأه لجمالها أو لمالها و کل الی ذلک، و اذا تزوجها لدینها رزقه الله المال و الجمال.(270)
هرگاه مردی با زنی به خاطر زیبایی یا مالش ازدواج نماید، به همان واگذار گشته (هیچ بهره ای جز آن نخواهد داشت) و هنگامی که به خاطر دینش با او ازدواج کند خداوند (جبران نموده، علاوه بر پاداش اخروی) مال و زیبایی (نیز) به او روزی می فرماید.
و در روایت دیگری فرموده اند:
ثروتش باعث طغیان او، و زیبائیش سبب هلاکت و سقوط او می گردد.(271)
مال و منال دنیا قابل اعتماد نیست. ثروت باد آورده را باد حوادث، دستخوش طوفان های روزگار خواهد نمود. زیبایی و جمال ظاهری نیز نمی تواند در جلب محبت و فراهم نمودن انس که پایه و اساس صفا و صمیمیت و آرامش و آسایش زندگی مشترک است نقش اول را ایفا نماید.
البته برگزیدن همسری مناسب و شایسته و در خور شأن که خواسته هر انسانی است مورد تأکید شرع مقدس و توجه خاص معصومین (علیهم السلام) بوده است، لیکن آنچه مهم است شناخت معیارهای صحیحی است که بر اساس آنها انسان می تواند به نیازهای حقیقی خود پاسخی درست داده و در سایه اقدامات واقع بینانه به سعادت و کمال خویش نزدیک گردد.
علی بن اسباط که گویا خواستگارانی را که برای دخترانش می آمده اند هم شأن و مناسب خانواده خود نمی دیده، از امام جواد (علیه السلام) در این باره سؤال می کند.
آن حضرت وی را از توجه به این مسائل منصرف کرده می فرمایند:
فلا تنظر فی ذلک - رحمک الله - فان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: اذ جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه الا تفعلوه تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر.(272)
خدا ترا رحمت کند به این چیزها توجه مکن، زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هنگامی که خواستگاری نزد شما آمد که از اخلاق و دین او راضی هستید به تزویج او اقدام نمائید، اگر سر باز زنید فتنه و فساد بزرگی زمین را فرا می گیرد.
ابوحمزه ثمالی گوید: در خدمت امام باقر (علیه السلام) بودم که مردی عرض کرد: دختر فلانی را خواستگاری کردم، اما به خاطر زشتی و تهیدستی و غربتم مرا رد کردند.
امام باقر (علیه السلام) فرمودند:
تو فرستاده منی، نزد او برو و بگو: محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب می گوید: دخترت را به منجح بن ریاح تزویج نما و او را رد مکن...
جویبر مردی از اهل یمامه بود، در مدینه خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و به اسلام اعتقاد نیکویی پیدا کرد و چون مردی کوتاه قد، نیازمند، برهنه، سیاه چهره و زشت منظر بود، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بسیار از او دلجویی می کردند. شب ها به فرمان آن حضرت در مسجد می خوابید. به تدریج بر تعداد مهاجران و غریبان افزوده می شد تا آنکه به پیامبر وحی شد که آنان را در جایی بیرون از مسجد مسکن دهند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دستور خداوند عمل کرده، برای آنها جایگاهی بنا نمودند که بعدها صفه نام گرفت، و آنان را بدین جهت اصحاب صفه می نامیدند...
روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به رأفت و دلجویی در جویبر نگریسته و از او خواستند برای خود همسری برگزیند. عرض کرد: پدر و مادرم فدایت، کدام زن به همسری با من رغبت می کند؟! به خدا حسب و نسب و مالی ندارم و از زیبایی بی بهره ام.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: اسلام رسوم جاهلیت را از میان برداشت، آنان که در آن هنگام ناچیز بودند، اینک باگرویدن به اسلام عزیزند و کسانی که در جاهلیت (به خاطر پول و قدرت و نسب) خود را عزیز می پنداشتند، امروز خوار و ذلیل هستند. انسان ها همه از سفید و سیاه، عرب و عجم، فرزند آدم می باشند و آدم را خداوند از خاک آفرید، بهترین افراد نزد خداوند کسی است که فرمانبردارتر و پرهیزکارتر باشد، بنابراین هیچ یک از مسلمین را بر تو امتیازی نیست مگر به تقوی و اطاعت از خداوند.
آنگاه به جویبر فرمودند:
به خانه زیاد بن لبید که از اشراف قبیله خویش است برو و بگو: رسول خدا مرا فرستاده تا دخترت ذلفا را به همسری من درآوری. جویبر به فرموده آن حضرت به خانه زیاد بن لبید رفت و پیام آن حضرت را رسانید. زیاد با شگفتی پرسید: آیا پیامبر تو را به همین منظور فرستاده اند؟ گفت: آری من به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دروغ نمی بندم. زیاد گفت: ما دختران خود را فقط به کسی تزویج می کنیم که هم شأن خودمان و از انصار باشد. بازگرد تا خودم آن حضرت را ملاقات کنم و عذرم را عرضه دارم. جویبر بازگشت، در حالی که با خود می گفت: به خدا این رفتارتان با فرمان قرآن و گفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سازگار نیست.
ذلفا دختر زیاد در گوشه ای ایستاده، گفتار جویبر را شنید. پدر را به خلوت خواند و چون از جریان آگاه شد گفت: زود او را بازگردان، سوگند به خدا او بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دروغ نمی بندد. زیاد او را بازگردانده، خود به حضور آن حضرت شرفیاب شد و عرض کرد: پدر و مادرم به قربانت، جویبر چنین پیامی از جانب شما آورده، شما می دانید که ما جز به هم شأن خود دختر نمی دهیم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: جویبر مؤمن است:
المؤمن کفو للمؤمنه و المسلم کفو للمسلمه....
مرد مومن هم تراز زن مؤمن و مرد مسلمان هم پایه زن مسلمان است، دخترت را به او تزویج کن و از او روی بر متاب
زیاد بازگشت و فرموده حضرت را برای دخترش بازگو کرد. ذلفا ضمن درخواست از پدر برای پذیرش فرمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، گفت: اگر نافرمانی کنی کافر می شوی!
زیاد چون دختر با ایمان خود را بدین وصلت راضی دید جویبر را میان بستگان خود آورد و ذلفا را به او تزویج نمود. و چون جویبر خانه نداشت منزلی هم به او بخشید تا هر دو به آسودگی زندگی خود را آغاز کنند....(273)
در کتب اهل سنت آمده: عبد الرحمان بن عوف و عثمان بن عفان که هر دو از ثروتمندان بودند به عزم خواستگاری حضرت فاطمه (علیها السلام) نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند. عبد الرحمان گفت: ای رسول خدا! اگر فاطمه را به همسری من درآوری حاضرم یک صد شتر سیاه و آبی چشم که همگی بارشان پارچه های کتان اعلای مصری باشد، با ده هزار دینار مهریه او قرار دهم. عثمان نیز گفت: من هم حاضرم همین مهریه را بپردازم، من از عبد الرحمان زودتر مسلمان شده ام.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از سخنان آنان بسیار برافروخته، مشتی سنگریزه برداشتند و به طرف عبد الرحمان پاشیده و فرمودند:
خیال می کنی من بنده پول و ثروتم که با آنها بر من فخر می فروشی؟.
سرانجام حضرت فاطمه (علیها السلام) را به عقد حضرت علی (علیه السلام) درآوردند و مهریه آن بانو را مهر السنه که پانصد درهم بود قرار دادند. و با این اقدام عملاً به آنها فهماندند که ملاک در ازدواج تنها هم کفو بودن ایمانی است و نباید همچون بعضی از ثروتمندان از خدا بی خبر، دختران خود را مورد معامله قرار داد.
عفاف و خویشتن داری:
گرچه ازدواج راه کاری طبیعی و همسو با ارضای انگیزه جنسی و غریزه لذت طلبی است، اما نظر به مضیقه ها و مشکلات فراوانی که به خصوص در این زمان برای بسیاری از جوانان مطرح است، و عملاً گروهی از آنان قادر به انجام این امر مهم نخواهند بود، اسلام عزیز با دعوت به خویشتن داری در مقابل هجوم ویرانگر غریزه جنسی به پیروان خود از آثار عظیم معنوی عفاف خبر می دهد:
و لیستعفف الذین لا یجدون نکاحاً حتی یغنیهم الله من فضله.(274)
کسانی که امکانی برای ازدواج نمی یابند، پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز گرداند.
امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرمایند:
ما المجاهد الشهید فی سبیل الله بأعظم أجراً ممن قدر فعف، لکاد العفیف أن یکون ملکاً من الملائکه.(275)
اجر و پاداش مجاهدی که در راه خدا به فیض شهادت نائل گشته، از کسی که توان (انجام گناه) پیدا کند و خود داری نماید بیشتر نیست. نزدیک است که شخص خویشتن دار و عفیف فرشته ای از فرشتگان گردد.
امام صادق (علیه السلام) نیز در حدیث شریفی از پی آمدهای طبیعی که اصطلاحاً به آثار وضعی مشهور است این چنین خبر می دهند:
بروا آبائکم یبرکم أبناءکم، و عفوا عن نساء الناس تعف نساءکم.(276)
به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی نمایند و نسبت به زنان مردم خویشتن دار باشید تا دیگران درباره زنانتان راه عفاف پیشه کنند.
البته از عوامل گوناگونی که عفاف و خویشتن داری را تسهیل کرده، خصوصاً جوانان را در این امر خطیر یاری می نماید نباید غفلت نمود.
استعانت از روزه، پرهیز از خوراکی های محرک و مهیج شهوت، خودداری از تنها ماندن که زمینه مساعدی برای شعله ور ساختن آتش شهوت است، پرداختن به کار و تلاش و دوری کردن از بی کاری که بسیاری از مفاسد اجتماعی از آن سرچشمه می گیرد،(277) روی آوردن به مطالعه و کارهای فکری و فعالیت های ورزشی در اوقات فراغت، پرهیز از رفاقت با افراد منحرف و فاسد، خودداری از مشاهده فیلم های تحریک کننده و شنیدن موسیقی که خود از عوامل مهم تهییج شهوت است، فرو بستن دیدگان از مناظر شهوت انگیز، روی آوردن به عبادت خداوند مهربان و تقویت مهر و محبت آفریننده زیبایی ها در دل را می توان به عنوان نمونه هایی از این عوامل برشمرد.
کاستن زیمینه های انحراف:
پیشتر به طور مبسوط یادآور شدیم که انسان به شدت از محیط و اطراف خود، جاذبه ها و الگوها، معاشران و نزدیکان خویش رنگ می پذیرد و دائماً تحت تأثیر خلق و خوی و اخلاق نیک و بد آنان در معرض و تحول فرهنگی، فکری و معنوی قرار دارد.
حفظ و حراست آدمی از آثار سوء گرایش های منفی و انحرافات اخلاقی و به خصوص از تبعات فشار غریزه جنسی، نیازمند محیطی امن و دور از تحریکاتی است که امروزه سرتاسر جهان و حتی ممالک اسلامی را دامنگیر خود نموده، و عفاف و خویشتن داری را نیز بسیار دشوار نموده است.
اسلام برای پاسداری از ارزش های والای انسانی و مهار غریزه جنسی، طرح تربیتی عفت و حیا و حجاب و غیرت را مطرح ساخته و آن را به صورت یک ارزش واقعی در میان امت اسلامی ترویج نموده است.
بی عفتی، دریدن پرده حیا و چشم چرانی را به عنوان عملی ضد ارزش، به شدت مورد مذمت و نکوهش قرار داده، از اختلاط و روابط نامشروع زن و مرد نهی نموده است، و برای اینکه جامعه ای سالم و دور از عوامل تحریک کننده و مهیج به وجود آورد، برخورداری زنان در ارتباط با نامحرمان از حجاب کامل و کنترل مجموعه حرکات آنان از راه رفتن، لباس پوشیدن، سخن گفتن، و نوع آرایش را ضروری دانسته و بر آن تأکید فراوان نموده است.(278)

زمینه های بیرونی تربیت

همسر و تربیت

خانواده کانون مقدسی است که در سایه پیوند زناشویی پایه گذاری شده و با پیدایش فرزند در آن، شیرینی، گرمی و طراوت بیشتری می یابد.
تشکیل خانواده، تنها با هدف ارضای غریزه جنسی انجام نمی پذیرد، بهره مند شدن از زندگی مستقل، علاقه به فرزند، مهر طلبی، انس خواهی و برخورداری از سکونت و آرامش در سایه وجود همتایی مناسب، هر یک در گرایش و انگیزه آدمی در تشکیل خانواده مؤثر بوده و تا حد زیادی ایفای نقش می کند. در عین حال، اقدام به ازدواج به معنای پذیرش مسئولیت جدیدی است که هر یک از دو همسر، سنگینی آن را متحمل می شوند.
نقش همسر در امر تربیت و سازندگی غیر قابل تردید است. اخلاق و روحیه و فرهنگ همسر می تواند عرصه زندگی را در جمیع زمینه های فرهنگی، اخلاقی، دینی، معنوی، مادی و اقتصادی تحت تأثیر خود قرار داده، هدف و راه و رسم حیات فردی و اجتماعی را ترسیم نماید.