فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

جایگاه سپاسگزاری:

نمونه دیگری از تکالیف ویژه تربیتی که در میان عواطف انسانی از جایگاه و منزلتی بس عظیم برخوردار است قدردانی و سپاسگزاری است به گونه ای که بنا بر آنچه در مباحث اعتقادی مورد نظر دانشمندان علوم دینی و معارف اسلامی است رکن و اساس ایمان به خدا و پذیرش فرمان های الهی و پیروی از مکتب انبیاء عظام، سپاسگزاری در مقابل نعمت های بزرگ خداوند متعال است.
شکر و سپاس، خود یکی از اقسام عبادت و وسیله ای برای تکامل انسان است. خداوند همه نعمت ها را در اختیار انسان قرار داده تا با استفاده از آنها، در نهایت به کمال معنوی و ابدی خود برسد و یکی از راه های وصول انسان به کمالات معنوی، شکر منعم و سپاسگزاری اوست.
انگیزه سپاسگزاری به هنگامی در انسان پیدا می شود که از کسی بهره ای ببرد، یا نیازی از نیازهای او تأمین گردد. به عبارت دیگر؛ سپاسگزاری بازتاب عاطفی مهر و محبت در روان انسان است. انسان فطرتاً دوست دارد محبت و احسان دیگران را ارج نهاده، از نیکی و مهر آنان قدردانی نماید، و هر اندازه که بیشتر از رشد عواطف انسانی برخوردار باشد، انگیزه سپاسگزاری در او نیرومندتر است به گونه ای که با مشاهده کوچک ترین احسانی از دیگران، خود را موظف به انجام تکلیفی می داند که از اعماق وجودش احساس می نماید و تا زمانی که از عهده آن برنیامده، ناراحت است و از آن رنج می برد.
سپاسگزاری در حیوانات نیز به صورت یک واکنش غریزی وجود دارد. به عنوان نمونه می توان سگ را مورد مطالعه قرار داد که در مقابل لقمه نان یا پاره استخوانی، تمام عمر قدردان نیکی انسان بوده و برای جبران آن حتی از جان خود دریغ نمی ورزد.
سپاسگزاری، عملی است واقع گرایانه، و حرکتی است در مسیر شناخت واقعیات که انسان را از انکار حقایق دور کرده، حق شناسی را در او تقویت می نماید. از همین روست که آن را یکی از بزرگ ترین راه کارهای سیر معنوی و بازتاب آن را رفع گرفتاری ها و دفع عذاب اخروی دانسته اند.
مرحوم نراقی می نویسند:
شکر، افضل منازل سعادت و عمده توشه مسافرین به عالم نور و بهجت است، سبب رفع بلا و باعث زیادتی نعمت ها است.
خداوند می فرماید:
ما یفعل الله بعذابکم ان شکرتم و آمنتم.(237)
خداوند به مجازات شما چه نیازی دارد، اگر شکرگزاری کنید و ایمان آورید؟!.
و نیز می فرماید:
لئن شکرتم لأزیدنکم(238).
اگر شکرگزاری کنید، البته (شما را رشد داده، نعمت خود را) بر شما خواهم افزود.(239)

کنترل عواطف و احساسات:

هریک از تمایلات گوناگونی که در مجموعه جسم و جان بشر نهفته است در تأمین خوشبختی و سعادت او سهمی داشته و نقشی ایفا می کند. احساسات تا آنجا که یکی انفعال طبیعی است، ارزش مثبت یا منفی ندارد ولی عکس العمل هایی که انسان به تناسب این حالات از خود بروز می دهد، نظر به اختیاری بودن آنها دارای ارزش مثبت یا منفی است.
از آنجا که برخی از مظاهر احساسات مانند یأس و نومیدی، قساوت قلب، ترس ذلت بار و خشم غیر منطقی طبیعتاً نیازمند مقابله و مبارزه جدی است و همچون دلبستگی بی مورد و دوستی بیش از حد که مراقبت دائمی را می طلبد، لازم است با محاسبه منطقی و رعایت اصول و ضوابط تربیتی و اندازه گیری صحیح علمی و واقع بینانه، ضمن تعدیل آنها هریک را در جهت صحیح و در حد ضرورت ارضا نمود تا از پی آمدهای افراط و تفریط و عوارض زیان بار آن پیشگیری کرده و آدمی از جمیع جهات به کمال شایسته خویش نایل گردد.
به عنوان مثال اگر لازمه برخورداری از عواطف و احساسات پاک انسانی، اظهار دوستی و محبت است، و اگر محبت و دوستی، لازمه انسانیت است در عین حال زیاده روی و افراط در موارد غیر ضروری موجب خسارات و ضایعات فراوانی می گردد.
زود رنجی، خود بزرگ بینی، پر توقعی و از خود راضی بودن از تبعات منفی محبت بیش از حد است. کودکی که از مهر و محبت دور از اعتدال برخوردار گردد، فردی لوس، غیر منضبط و مسئولیت ناپذیر خواهد شد.
همچنین است آثار سوء و پی آمدهای ناگوار محبتی که در جهت صحیح و بر اساس استحقاق و میزان درست انجام نپذیرد. کودکی که به خاطر شکستن شیشه همسایه و یا ضرب و شتم کودکان دیگر مورد تشویق قرار می گیرد هرگز انسانی معتدل، خردمند و حق شناس بار نخواهد آمد. بسیاری از مفاسد اجتماعی و بزه کاری های کودکان و نوجوانان از همین جا سرچشمه می گیرد.
اختلافات قومی، کینه توزی های دامنه دار و حتی درگیری های فیزیکی که در برخی موارد منجر به کشت و کشتار نیز می گردد، ریشه در افراط و عدم گزینش جهت معقول نسبت به ارضای تمایلات و عواطف دارد.
از همین جاست که در روایات فی الله بودن و لله بودن اعمال و به خصوص حب و بغض مورد تأکید فراوان قرار گرفته است.
امام صادق (علیه السلام) نقل می فرمایند: (روزی) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به یاران خود فرمودند:
کدام یک از دستاویزهای ایمان محکم تر است؟ عرض کردند: خدا و رسولش داناترند، و بعضی از آنها گفتند: نماز، برخی عرض کردند: زکات، عده ای روزه، گروهی حج و عمره، و تعدادی جهاد را مطرح کردند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هر یک از اینها که گفتید فضیلتی دارد، ولی پاسخ پرسش من نیست.
و لکن أوثق عری الایمان الحب فی الله و البغض فی الله و توالی أولیاء الله و التبری من أعداء الله.
محکم ترین دستاویز ایمان؛ دوستی برای خدا، دشمنی برای خدا، دوستی و پیروی اولیای خداوند، و بیزاری از دشمنان خداست.(240)
امام حسن عسکری (علیه السلام) از پدران بزرگوار خود نقل می کنند که روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به یکی از یاران خود فرمودند:
یا عبدالله! أحبب فی الله و أبغض فی الله و وال فی الله و عاد فی الله، فانه لا تنال ولایة الله الا بذلک، و لا یجد رجل طعم الایمان و ان کثرت صلاته و صیامه حتی یکون کذلک....(241)
ای بنده خدا! دوست بدار در راه خدا، دشمنی کن در راه خدا، مهرورزی کن در راه خدا و خصومت نما در راه خداوند، زیرا جز از این طریق به ولایت خدا نخواهی رسید، و آدمی تا چنین نباشد طعم ایمان را نمی یابد، هرچند نماز و روزه اش بسیار باشد....

د: غرائز

امیال و خواسته های نفس را می توان به دو بخش کاملاً متمایز تقسیم نمود:
1 - مشتهیات نفسانی غیر ریشه دار که هوی و هوس نام دارد و انسان موظف به مخالفت با آنهاست.(242)
2 - تمایلات ریشه دار و ثابت موجود در نفس که منشأ رفتارها و فعالیت ها و واکنش های انسان در طول حیات است و خود، نشأت گرفته از یکی از عوامل و نیروهای بالقوه یا بالفعل زیر می باشد:
انگیزه های فطری در پاسخ به ندای فطرت و قضاوت وجدان.
خردگرایی در واکنش مثبت به احکام عقل.
تأثرات و انفعالات ناشی از حوادث، پیشامدها، نتایج اعمال خود و جریانات زندگی که به احساسات معروف اند.
کشش ها و حالات روانی جوشیده از درون که عامل حرکت آدمی است در مسیر تحصیل آنچه نیاز دارد و از آن به غریزه نام می برند.
نظر به اینکه انگیزه های ذاتی و تعداد و حد و حدود گرایش های نفس آن گونه که شایسته است شناخته نگردیده و در این باره نظریه قاطعی وجود ندارد، طبعاً تعریف دقیقی از غرائز در دست نیست.
از این رو به خوبی روشن نیست که آیا عامل جمیع رفتارهای انسان غرائز است یا خیر؟ و آیا تعریف هایی که تاکنون مطرح گردیده، همه فعالیت های انسان را تبیین می کند یا نه؟ در هر صورت منظور ما از غرائز عبارت از آن دسته گرایش های نفسانی و تمایلات انسانی است که حفظ و بقای زندگی فردی و نیازهای حیاتی آدمی را تأمین می نماید. به عبارت دیگر؛ غرائز، رفتارها و حرکت ها و تلاش های انسانی را که در مسیر رفع نیازهای فردی انجام می گیرد تفسیر و توجیه می نماید و طبیعتاً بخشی از آنها مشترک بین انسان و سایر حیوانات خواهد بود.
احتیاجات غریزی اکتسابی و آموختنی نیست، بلکه با ادراک درونی به صورت نیاز احساس می شود، به نژاد یا منطقه یا عصر خاصی اختصاص ندارد. گرچه در سنین مختلف از شدت و ضعف برخوردار است اما همواره ثابت بوده، اصالت خود را حفظ می نماید. همین ثبات و حفظ اصالت غرائز و فطریات است که امکان ارائه طرحی جامع و همیشگی برای تربیت انسان را فراهم نموده و به دین اسلام جاودانگی بخشیده است.
غرائز هدف را می شناسد اما با چگونگی ارضا و مصادیق آن آشنا نیست. مثلاً انسان ذاتاً طالب کمال است و پیوسته در جستجوی راهی است که با حرکت در آن به سوی کمال خویش پرواز نماید، اما به درستی نمی داند که کمال حقیقی او در چیست و راه وصول به آن کدام است. همچنین نیاز بدن به مواد غذایی، به او می فهماند که گرسنه است ولی انتخاب نوع غذایی که تأمین کننده سلامتی اوست بر عهده غریزه گرسنگی نمی باشد. این مربی و فرهنگ محیط است که او را در شناخت کمال حقیقی و گزینش راه صحیح و انتخاب غذای سالم یاری می کند.
از اینرو انسان برای جهت دادن و هدایت غرائز نیازمند معلم و فرهنگی سالم است تا فکر و اندیشه او را در مسیر ارضای صحیح غرائز راهنمایی و ارشاد نماید.
خطوط اصلی زندگی به وسیله غرائز ترسیم می شود لذا اطلاع از کم و کیف غرائز به ما امکان می دهد تا رفتار خود را در جریانات زندگی ریشه یابی کرده، برای حال و آینده خویش برنامه ای دقیق تر و متناسب با شأن انسانی خود تنظیم نماییم.
تحقیق در این زمینه را با طرح چند عنوان دنبال می کنیم: