فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

نقش محبت و دوستی:

امام باقر (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرموده اند:
ود المؤمن للمؤمن فی الله من أعظم شعب الایمان. ألا و من أحب فی الله و أبغض فی الله و اعطی فی الله و منع فی الله فهو من أصفیاء الله.(233)
دوستی مؤمن با مؤمن برای خدا از بزرگ ترین شعبه های ایمان است. آگاه باشید که هرکس برای خدا دوستی کند و برای خدا (با کسانی که نسبت به خدا و مؤمنین از در بغض و کینه توزی، عناد ورزیده و با حق و حقیقت در ستیزند) دشمنی نماید و منع و عطایش برای خدا باشد از برگزیدگان خداست.
نیل به کمال و دستیابی به مدارج عالی ایمان جز در سایه عمل به واجبات (به عنان اساسی ترین راه کارهای حیاتی حرکت در مسیر تکامل) و پرهیز از محرمات (به عنوان بزرگ ترین موانع این سیر معنوی) میسر نیست. و آشنایی با وظیفه و شناخت صحیح تکلیف، از شروط اساسی تحقق این مهم محسوب می گردد.
در میان وظایف و تکالیف دینی، برخی از آنها از جایگاه ویژه و اهمیت خاصی برخوردار است، به طوری که ترک آنها باعث تخریب بنیاد ایمان و تزلزل در ارکان اصول اعتقادی انسان می گردد، و پای بندی و عمل به آنها نیز در بردارنده آثاری شگفت و بس فوق العاده و عظیم است.
محبت و دوستی خالصانه مؤمنین نسبت به یکدیگر را با توجه به اثر و منزلتی که در این حدیث شریف از آن یاد شده، می توان به عنوان نمونه ای از این تکالیف مهم برشمرد.
آری دوستی و محبت برای خدا نشانه ایمان است و از چنان منزلت و جایگاهی برخوردار است که پای بندی به آن، انسان را به قله های شرف و آسمان افتخار نایل گردانیده، او را از برگزیدگان خدای متعال قرار داده و خلعت اصفیاء اللهی بر تن او خواهد نمود.
ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمودند:
ان المتحابین فی الله یوم القیامة علی منابر من نور، قد أضاء نور وجوههم و نور أجسادهم و نور منابرهم کل شی ء حتی یعرفوا به، فیقال: هؤلاء المتحابون فی الله.(234)
کسانی که برای خدا با یکدیگر دوستی می کنند، روز قیامت بر منبرهایی از نورند، نور چهره ها و نور اجساد و نور منبرهایشان همه چیز را روشن می کند به طوری که بدین وسیله شناخته می شوند و گفته می شود: اینان محبت کنندگان در راه خدایند.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
ان المسلمین یلتقیان، فأفضلهما أشدهما حباً لصاحبه.(235)
دو مسلمان که با هم برخورد می کنند، هر کدام دیگری را بیشتر دوست دارد برتر و بهتر است.
حضرت رضا (علیه السلام) از پدران خود نقل می کنند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
لا تزال أمتی بخیر ماتحابوا و تهادوا و أدوا الأمانة، واجتنبوا الحرام، و قروا الضیف، و أقاموا الصلاة و آتوا الزکاة، فاذا لم یفعلوا ذلک ابتلوا بالقحط و السنین.(236)
پیروان من مادامی که یکدیگر را دوست داشته، به هم هدیه بدهند، امانت دار بوده، از حرام دوری نمایند، مهمان نوازی کرده، نماز برپا دارند و زکات بدهند، همواره در خیر و خوبی می باشند. هرگاه چنین نکنند خداوند آنان را به قحطی مبتلا نماید.

جایگاه سپاسگزاری:

نمونه دیگری از تکالیف ویژه تربیتی که در میان عواطف انسانی از جایگاه و منزلتی بس عظیم برخوردار است قدردانی و سپاسگزاری است به گونه ای که بنا بر آنچه در مباحث اعتقادی مورد نظر دانشمندان علوم دینی و معارف اسلامی است رکن و اساس ایمان به خدا و پذیرش فرمان های الهی و پیروی از مکتب انبیاء عظام، سپاسگزاری در مقابل نعمت های بزرگ خداوند متعال است.
شکر و سپاس، خود یکی از اقسام عبادت و وسیله ای برای تکامل انسان است. خداوند همه نعمت ها را در اختیار انسان قرار داده تا با استفاده از آنها، در نهایت به کمال معنوی و ابدی خود برسد و یکی از راه های وصول انسان به کمالات معنوی، شکر منعم و سپاسگزاری اوست.
انگیزه سپاسگزاری به هنگامی در انسان پیدا می شود که از کسی بهره ای ببرد، یا نیازی از نیازهای او تأمین گردد. به عبارت دیگر؛ سپاسگزاری بازتاب عاطفی مهر و محبت در روان انسان است. انسان فطرتاً دوست دارد محبت و احسان دیگران را ارج نهاده، از نیکی و مهر آنان قدردانی نماید، و هر اندازه که بیشتر از رشد عواطف انسانی برخوردار باشد، انگیزه سپاسگزاری در او نیرومندتر است به گونه ای که با مشاهده کوچک ترین احسانی از دیگران، خود را موظف به انجام تکلیفی می داند که از اعماق وجودش احساس می نماید و تا زمانی که از عهده آن برنیامده، ناراحت است و از آن رنج می برد.
سپاسگزاری در حیوانات نیز به صورت یک واکنش غریزی وجود دارد. به عنوان نمونه می توان سگ را مورد مطالعه قرار داد که در مقابل لقمه نان یا پاره استخوانی، تمام عمر قدردان نیکی انسان بوده و برای جبران آن حتی از جان خود دریغ نمی ورزد.
سپاسگزاری، عملی است واقع گرایانه، و حرکتی است در مسیر شناخت واقعیات که انسان را از انکار حقایق دور کرده، حق شناسی را در او تقویت می نماید. از همین روست که آن را یکی از بزرگ ترین راه کارهای سیر معنوی و بازتاب آن را رفع گرفتاری ها و دفع عذاب اخروی دانسته اند.
مرحوم نراقی می نویسند:
شکر، افضل منازل سعادت و عمده توشه مسافرین به عالم نور و بهجت است، سبب رفع بلا و باعث زیادتی نعمت ها است.
خداوند می فرماید:
ما یفعل الله بعذابکم ان شکرتم و آمنتم.(237)
خداوند به مجازات شما چه نیازی دارد، اگر شکرگزاری کنید و ایمان آورید؟!.
و نیز می فرماید:
لئن شکرتم لأزیدنکم(238).
اگر شکرگزاری کنید، البته (شما را رشد داده، نعمت خود را) بر شما خواهم افزود.(239)

کنترل عواطف و احساسات:

هریک از تمایلات گوناگونی که در مجموعه جسم و جان بشر نهفته است در تأمین خوشبختی و سعادت او سهمی داشته و نقشی ایفا می کند. احساسات تا آنجا که یکی انفعال طبیعی است، ارزش مثبت یا منفی ندارد ولی عکس العمل هایی که انسان به تناسب این حالات از خود بروز می دهد، نظر به اختیاری بودن آنها دارای ارزش مثبت یا منفی است.
از آنجا که برخی از مظاهر احساسات مانند یأس و نومیدی، قساوت قلب، ترس ذلت بار و خشم غیر منطقی طبیعتاً نیازمند مقابله و مبارزه جدی است و همچون دلبستگی بی مورد و دوستی بیش از حد که مراقبت دائمی را می طلبد، لازم است با محاسبه منطقی و رعایت اصول و ضوابط تربیتی و اندازه گیری صحیح علمی و واقع بینانه، ضمن تعدیل آنها هریک را در جهت صحیح و در حد ضرورت ارضا نمود تا از پی آمدهای افراط و تفریط و عوارض زیان بار آن پیشگیری کرده و آدمی از جمیع جهات به کمال شایسته خویش نایل گردد.
به عنوان مثال اگر لازمه برخورداری از عواطف و احساسات پاک انسانی، اظهار دوستی و محبت است، و اگر محبت و دوستی، لازمه انسانیت است در عین حال زیاده روی و افراط در موارد غیر ضروری موجب خسارات و ضایعات فراوانی می گردد.
زود رنجی، خود بزرگ بینی، پر توقعی و از خود راضی بودن از تبعات منفی محبت بیش از حد است. کودکی که از مهر و محبت دور از اعتدال برخوردار گردد، فردی لوس، غیر منضبط و مسئولیت ناپذیر خواهد شد.
همچنین است آثار سوء و پی آمدهای ناگوار محبتی که در جهت صحیح و بر اساس استحقاق و میزان درست انجام نپذیرد. کودکی که به خاطر شکستن شیشه همسایه و یا ضرب و شتم کودکان دیگر مورد تشویق قرار می گیرد هرگز انسانی معتدل، خردمند و حق شناس بار نخواهد آمد. بسیاری از مفاسد اجتماعی و بزه کاری های کودکان و نوجوانان از همین جا سرچشمه می گیرد.
اختلافات قومی، کینه توزی های دامنه دار و حتی درگیری های فیزیکی که در برخی موارد منجر به کشت و کشتار نیز می گردد، ریشه در افراط و عدم گزینش جهت معقول نسبت به ارضای تمایلات و عواطف دارد.
از همین جاست که در روایات فی الله بودن و لله بودن اعمال و به خصوص حب و بغض مورد تأکید فراوان قرار گرفته است.
امام صادق (علیه السلام) نقل می فرمایند: (روزی) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به یاران خود فرمودند:
کدام یک از دستاویزهای ایمان محکم تر است؟ عرض کردند: خدا و رسولش داناترند، و بعضی از آنها گفتند: نماز، برخی عرض کردند: زکات، عده ای روزه، گروهی حج و عمره، و تعدادی جهاد را مطرح کردند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هر یک از اینها که گفتید فضیلتی دارد، ولی پاسخ پرسش من نیست.
و لکن أوثق عری الایمان الحب فی الله و البغض فی الله و توالی أولیاء الله و التبری من أعداء الله.
محکم ترین دستاویز ایمان؛ دوستی برای خدا، دشمنی برای خدا، دوستی و پیروی اولیای خداوند، و بیزاری از دشمنان خداست.(240)
امام حسن عسکری (علیه السلام) از پدران بزرگوار خود نقل می کنند که روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به یکی از یاران خود فرمودند:
یا عبدالله! أحبب فی الله و أبغض فی الله و وال فی الله و عاد فی الله، فانه لا تنال ولایة الله الا بذلک، و لا یجد رجل طعم الایمان و ان کثرت صلاته و صیامه حتی یکون کذلک....(241)
ای بنده خدا! دوست بدار در راه خدا، دشمنی کن در راه خدا، مهرورزی کن در راه خدا و خصومت نما در راه خداوند، زیرا جز از این طریق به ولایت خدا نخواهی رسید، و آدمی تا چنین نباشد طعم ایمان را نمی یابد، هرچند نماز و روزه اش بسیار باشد....