فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

عقل و ثواب و عقاب:

پاداش نیک و بد اعمال و رسیدگی به حساب بر اساس مقدار عقل انسان است. امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:
انما یداق الله العباد فی الحساب یوم القیامة علی قدر ما آتاهم من العقول فی الدنیا.(143)
خداوند در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است دقت و باریک بینی می کند.
سلیمان دیلمی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: فلانی در عبادت، دیانت و فضیلت چنین و چنان است، آن حضرت فرمودند:
کیف عقله؟. عقلش چگونه است؟
گفتم: نمی دانم. فرمودند:
ان الثواب علی قدر العقل
پاداش به اندازه عقل است.
سپس فرمودند: مردی از بنی اسرائیل در یکی از جزایر که سبز و خرم و پرآب و درخت بود عبادت خدا می کرد، یکی از ملائکه از آنجا گذشت، عرض کرد: پروردگارا! مقدار پاداش این بنده ات را به من بنما، خداوند به او نشان داد، وی آن را اندک شمرد. آن ملک به امر خداوند به صورت انسانی درآمد و او را آزمایش کرد.
در پایان عابد به فرشته گفت:
اگر خداوند حماری داشت این علف ها تباه نمی شد در این هنگام خداوند به آن فرشته وحی کرد:
انما أثیبه علی قدر عقله
همانا او را به اندازه عقلش پاداش می دهم.(144)
حضرت صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کنند:
اذا بلغکم عن رجل حسن حال فانظروا فی حسن عقله، فانما یجازی بعقله.(145)
هرگاه خوبی حال و نکوئی مردی به شما رسید (به آن قانع نشوید بلکه) عقل او را بنگرید، زیرا پاداش عمل هر کسی تنها به مقدار عقل اوست.
خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از مردی ستایش کردند تا آنجا که همه خصال خوب را برایش برشمردند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
کیف عقل الرجل؟
عقل او چگونه است؟
عرض کردند: ای رسول خدا! ما به شما از کوشش وی در عبادت و کارهای خیر او گزارش می دهیم، شما از عقلش پرسش می نمایید؟! فرمودند:
ان الأحمق یصیب بحمقه أعظم من فجور الفاجر و انما یرتفع العباد غداً فی الدرجات و ینالون الزلفی من ربهم علی قدر عقولهم.
به راستی احمق به خاطر کم خردیش به مراتب بیش از بدکردار، گرفتار فسق و فجور شود. فردای قیامت مردم تنها به عقلی که دارند به درجات بالا و به قرب پروردگار خود می رسند.(146)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
للجنة مأة درجة تسعة و تسعون منها لأهل العقل و واحدة لسائر الناس.(147)
برای بهشت صد درجه می باشد. نود و نه درجه آن مخصوص صاحبان خرد و تنها یک درجه آن برای سایر مردم است.

عقل و تجربه:

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
لا یلسع العاقل من جحر مرتین.(148)
خردمند از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود.
انسان عاقل همواره تجربیات خود را به خاطر می سپارد و عملاً به کار می بندد، و اگر یک بار اشتباه کرد جبران نموده، دیگر تکرار نمی کند.
حضرت علی (علیه السلام) به فرزند خود امام حسن (علیه السلام) می فرمایند:
العقل حفظ التجارب، و خیر ما جربت ما وعظک.(149)
عقل، نگهداری تجربه های زندگی است، و بهترین تجربه ات آن است که تو را پند دهد.
و نیز می فرمایند:
و من لم ینفعه الله بالبلاء و التجارب لم ینتفع بشی ء من العظة.(150)
کسی که خداوند او را به وسیله گرفتاری ها و تجربه های زندگی بهره مند نسازد، از هیچ موعظه ای منتفع نمی گردد.
و در پاسخ به ابو موسی اشعری می فرمایند:
فان الشقی من حرم نفع ما اوتی من العقل و التجربة.(151)
شقی و بدبخت کسی است که از عقل و تجربه ای که به او داده اند بهره ای نبرد.
تجربیات از بررسی و تجزیه و تحلیل حوادث و پی بردن به علل آنها به دست می آید، انسان عاقل از مکتب روزگار تجربه می آموزد.
حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:
الأیام تفید التجارب.(152)
روزگار به آدمی (درس سودمند) تجربه می آموزد.
و نیز می فرمایند:
من عقل اعتبر بأمسه و استظهر لنفسه.(153)
انسان عاقل از وقایع دیروز خود عبرت می گیرد، و آن را در زندگی پشتیبان خود قرار می دهد.
و می فرمایند:
التجارب لاتنقضی و العاقل منها فی زیادة.(154)
تجربیات پایان ندارد و انسان عاقل (همواره) از راه تجربه (به ذخایر معنوی خود) می افزاید.
کسی که تجربه های زندگی را به کار می گیرد، رأی او متقن و کارش درست و از سقوط در امان بوده، چراغ عقلش روز به روز فروزان تر می گردد.
آن حضرت همچنین می فرمایند:
رأی الرجل علی قدر تجربته.(155)
(ارزش) رأی هر انسانی به مقدار تجربه اوست.
من أحکم من التجارب سلم من العواطب.(156)
کسی که کارهای خود را بر پایه تجربیات استوار نماید، از سقوط و تباهی در سلامت خواهد بود.
من حفظ التجارب أصابت أفعاله.(157)
آن کس که تجربیات خود را حفظ کرده، (و از آن بهره گیرد) کارهایش درست و صحیح از کار در می آید.

عقل و خواهش های نفسانی:

خواسته ها و تمایلات نفسانی اگر مهار نگردد، از پرقدرت ترین نیروهایی است که می تواند تار و پود زندگی انسان را در دست گرفته، و بر سرنوشت او حکومت کند، و عملاً آدمی را به مسیر خود سوق دهد.
در برابر این نیروی ویرانگر و بنیان برانداز، علاوه بر قدرت ایمان، نیرویی که قادر است خواهش های نفسانی را تعدیل، و احساسات را مهار، و آنها را به راه صحیح و مسیر سعادت هدایت کند، عقل است.
عقل نیرویی است پرقدرت و منبعی است جوشان و چراغی است فروزان که برای تشخیص حق از باطل، بهترین راهنماست، لکن متأسفانه غالباً تحت تأثیر خواسته های نفسانی و تمایلات حیوانی قرار گرفته، و با غبار کدورت ها کم فروغ می گردد.
هنگامی که حجاب هوی و هوس بر روی عقل پرده افکنده، جلو تابش آن را می گیرد و عقل محکوم هوی ها و شهوات گشته، خواهش های غریزی و تمایلات نفسانی بر انسان حاکم می گردد، عقل عملاً قدرت رهبری خود را از دست می دهد، در این صورت نه تنها جرایم و جنایات و فساد اخلاقی سراسر جوامع را فرا می گیرد، بلکه گمراهی های معنوی و انحرافات اعتقادی نیز دامن گیر نوع افراد گشته، وبال آن کل جوامع انسانی را در معرض سقوط و هلاکت قرار می دهد.
فرازهایی از کلمات گهربار مولای خردمندان حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) را زینت بخش این مبحث قرار می دهیم:
و کم من عقل أسیر عند هوی أمیر.(158)
چه بسیار عقلی که در برابر فرمان روائی هوی و خواهش های نفسانی، اسیر و گرفتار است.
من جانب هواه صح عقله.(159)
هرکس از هوای نفسانی خویش دوری کند، عقلش سالم خواهد ماند.
الهوی عدو العقل.(160)
هوی و خواهش نفس، دشمن عقل است.
الهوی آفة الألباب.(161)
هوی پرستی، نابود کننده خردهاست.
العاقل عدو شهوته، الجاهل عبد شهوته.(162)
خردمند، دشمن خواهش های نفسانی خود می باشد. نادان بنده شهوات خویش است.
العاقل من هجر شهوته و باع دنیاه بآخرته.(163)
خردمند کسی است که شهوات نفسانی را از خود دور ساخته، و دنیای خود را به آخرتش بفروشد.
آفة العقل الهوی.(164)
آفت خرد، هواپرستی است.
اذا کمل العقل نقصت الشهوة.(165)
هرگاه عقل کامل گردد، شعله شهوات نفسانی فروکش خواهد نمود.
سبب فساد العقل الهوی.(166)
هواپرستی سبب فساد و نابودی خرد است.
غلبة الهوی یفسد الدین و العقل.(167)
هوی و هوس که بر انسان چیره گردد، دین و عقل را تباه می سازد.
من غلب عقله هواه أفلح. من غلب هواه عقله افتضح.(168)
هرکس عقلش بر هوای نفس او غالب گردد، رستگار شود. هرکس هوای نفس او بر عقلش غالب آید، رسوا گردد.
من غلب هواه علی عقله ظهرت علیه الفضائح.(169)
آن کس که هوای نفس و تمایلات نفسانی او بر عقلش غالب شود، رسوایی هایش آشکار گردد.
لا عقل مع هوی.(170)
با پیروی از هوای نفس عقلی باقی نمی ماند.
اینها تنها بخش کوچکی از فرمایشات فراوان معصومین (علیهم السلام) پیرامون آثار و پیامدهای به کارگیری عقل، و مسائل مختلفی از قبیل کمال و رشد عقل و ارتباط آن با بهره مندی از تجربیات زندگی، و ستیز و ضدیت عقل با هواها و تمایلات نفسانی بود که نشان از اهتمام فوق العاده آن بزرگواران نسبت به توجه دوستان و پیروانشان، به این موهبت الهی و استفاده از نورانیت این چراغ هدایت و زمینه و بازوی توانمند وحی دارد.
سزاوار است این ودیعه گران قیمت را به نیکی ارج نهاده، جمیع مسائل زندگی و حیات فردی و اجتماعی خود را بر محور حکومت عقل استوار ساخته، بدانیم نیل به کمالات و فضایل انسانی جز در سایه پیروی از فرمان های الهی و سیادت نیروی عقل بر تار و پود برنامه های مادی و معنوی انسان میسر نخواهد بود.