فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

د: سرگذشت دیگران

نقل داستان وسیله خوبی برای تحریک اندیشه، عبرت آموزی، تسلی خاطر، برانگیختن حس کنجکاوی، تحرک و فعالیت، و ابتکار و نوآموزی است.
از طریق داستان می توان رمز پیشرفت ها را آموخته، با علل سقوط اقوام گذشته آشنا شد. سرگذشت پیشینیان و تفکر در امور آنان نقش به سزائی در تذکر انسان و بیداری وی از خواب غفلت ایفا می کند. آدمی را از عواقب ناگوار و پایان شیرین وقایع آگاه می سازد.
داستان، بیدار کننده وجدان و عواطف، و تقویت کننده تمایلات عالی انسانی است. خیالات را کنترل و جان و روان را شدیداً تحت تأثیر خود قرار می دهد به گونه ای که انسان خود را جزئی از آن می بیند.
مولا امیر مؤمنان (علیه السلام) در وصیت به فرزند خویش می فرمایند:
و اعرض علیه أخبار الماضین و ذکره بما أصاب من کان قبلک من الأولین.(114)
خبرهای گذشتگان را بر دل خویش عرضه دار و آنچه را که بر پیشینیان تو رسیده یادش آور.
و نیز می فرمایند:
أی بنی انی - و ان لم أکن عمرت عمر من کان قبلی - فقد نظرت فی أعمالهم و فکرت فی أخبارهم و سرت فی آثارهم حتی عدت کأحدهم.(115)
ای فرزندم! اگرچه من عمر پیشینیان خود را نداشتم ولی در کارهای آنها نگریسته و در اخبارشان اندیشیدم و در آثار برجای مانده از آنان سیر کردم به طوری که یکی از آنان گردیدم.
قرآن کریم نیز داستان های گذشتگان را به زیباترین شکل با طرح مهم ترین مسائلی که با آن مواجه بوده اند، همراه با نتیجه گیری و هشدار و پند و اندرز ارائه فرموده، ضمن نقل داستان های عبرت آموز آنان، کیفر و عذاب تبه کاران، سرانجام شوم بدکاران و نتیجه بی تفاوتی در برابر عصیان مردم، به تربیت و پرورش پیروان خود می پردازد.
روایات ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز حاوی داستان های پند آموزی از سرگذشت امت های گذشته است که آن بزرگواران کوشیده اند بدین وسیله مردم را از مواعظ و پندها و عبرت های آن بهره مند سازند.
البته نقل داستان نیز همچون مواعظ باید با رعایت شرایط سنی شنوندگان صورت گیرد. مراعات این امر بسیار مهم است. مثلاً انتخاب داستان هایی مناسب برای کودکان چنانچه به صورت جذاب و زیبا نقل گردد، می تواند ضمن سرگرمی، آنان را از بسیاری از انحرافات و خطرات باز دارد. داستان برای کودک به منزله واقعیتی ملموس است به طوری که آنچه را می بیند، یا می شنود و یا می خواند، حتی اگر واقعیت خارجی نداشته باشد به عنوان یک امر واقعی تلقی می نماید.
بر همین اساس است که بیگانگان و دشمنان دین و فرهنگ ما، با جعل داستان های دروغین و با هدف تحریک عقاید و بیگانه کردن فرزندان ما از فرهنگ خود، به تخریب بنیاد اعتقادات حقه و معتقدات دینی آنان پرداخته، پایه های ایمان را سست، فرهنگ های مبتذل صادراتی را رایج و عفت عمومی را دستخوش تهاجمات فرهنگی قرار می دهند.
باید کوشید تا داستان های واقعی را که منابع فرهنگی ما سرشار از آنهاست به صورت جذاب و متناسب با شرایط زمان و مکان و به شکل نمایش، فیلم و کتاب در اختیار جوانان و نوجوانان قرار داد تا علاوه بر مقابله عملی با تهاجمات بیگانگان، آنان را با فرهنگ پربار مکتب اسلام آشنا کرده، استعدادهای آنها را در مسیر شکوفائی و تکامل بارور نمود.

ه: مسابقات علمی و تربیتی

پی گیری مقاصد مادی و اهداف معنوی و انسانی، نیازمند انگیزه و خواست قلبی است. انسان بدون علاقه و انگیزه، نه تنها در مقابله با مشکلات و موانع، فاقد قدرت پایداری و استقامت است و کوچک ترین مسأله ای می تواند او را به سادگی از پای درآورد، بلکه اساساً آدمی بدون دارا بودن انگیزه ای قوی، هیچ هدفی را دنبال نخواهد کرد. محرک و انگیزه درونی از قوی ترین عوامل تکامل و رکن اساسی تمامی تلاش ها و فعالیت های مادی و معنوی است.
مکتب حیات بخش اسلام که عالی ترین برنامه های تربیتی را در اختیار پیروان خود قرار داده، ضمن دعوت از مؤمنین برای سبقت و پیش افتادن از دیگران در انجام امور خیر، به تقویت طلب درونی و خواست و انگیزه باطنی در آنان اقدام نموده است.
خداوند مهربان در قرآن می فرماید:
فاستبقوا الخیرات.(116)
در نیکی ها و کارهای خیر بر یکدیگر سبقت جویید.
گرچه در روایات، مهم ترین و اصلی ترین مصداق کار خیر پذیرش ولایت ذکر شده است، اما هر کار نیکی که انسان را در نیل به اهداف عالی انسانی یاری کرده، او را در رشد و پیشرفت در مسیر کمال مدد رساند مصداق روشنی برای کار خیر است.
از این رو مسابقات علمی و تربیتی که با هدف بالا بردن سطح علمی و اطلاعات دینی و آشنا شدن مردم با فرهنگ اسلام برگزار می گردد می تواند از ابزارهای مناسب تربیتی و یکی از مصادیق کار خیر برای آیه مذکور باشد.
مسابقات علمی علاوه بر اینکه یکی از وسایل تربیت و عامل مهمی برای رشد فرهنگی جامعه است، به لحاظ در بر داشتن عامل رقابت، به پویائی و نشاط و تحرک جامعه نیز کمک می کند.
رقابت عامل ایجاد انگیزه در انسان است. جامعه ای که فاقد برنامه های رقابتی است، جامعه ای است کم تحرک و بی نشاط.
از عوامل مهم شکست بلوک شرق و جوامع کمونیستی که اساس مکتب آنها بر خلاف نیازهای فطری بشر پایه گذاری شده، فقدان همین رقابت سازنده بود. محیط زندگی نباید به صورت سربازخانه درآید. انسان آزاد آفریده شده است و تحمیل هر برنامه ای بر او با هر انگیزه ای که باشد، فاقد نتیجه مطلوب انسانی خواهد بود.
اسلام با برنامه های عالی منطبق با حرکت فطری بشر، زمینه تربیت آزاد را برای پیروان خود فراهم می آورد تا آنان بتوانند آزادانه، ارزش های والای انسانی را برگزیده، در مسیر کمال گام بردارند.
البته هر پدیده ای خوب و بد، مشروع و نامشروع دارد. رقابت نیز می تواند فاقد ارزش سازنده باشد. چشم و هم چشمی های متداول و رقابت های تجملاتی از نمونه های زشت رقابت است که آسایش و آرامش را از مبتلایان به آن سلب نموده است. مربیان جامعه باید مردم را از عواقب سوء به کارگیری رقابت در مسیرهای انحرافی آگاه نموده، با برنامه های متنوع و مناسب، زمینه رقابت صحیح و سازنده را برای آنان فراهم سازند.

و: تمرین های مداوم

یکی دیگر از ابزارها و برنامه های عملی تربیت تمرین است. رسوخ یک صفت در نفس به آسانی میسر نبوده، نیازمند صبر و حوصله و تمرین و انجام تدریجی و مداوم اعمالی است که زمینه های پیدایش و ظهور آن صفت را به صورت ملکه در انسان فراهم آورد.
به عنوان مثال، فردی که به شدت گرفتار صفت بخل و امساک است، چنانچه خواهان اتصاف به صفت سخاوت باشد، باید به مراقبت و تمرین و تکرار بذل و گذشت، تا آن اندازه به این کار ادامه داده و در مقام عمل، سخاوت را منش و روش روزانه و همیشگی خود قرار دهد تا آنکه آرام آرام انجام آن توأم با میل قلبی و مقتضای طبیعت وی گردد.
نشانه تحقق این حالت و ظهور یک صفت به صورت ملکه، این است که انسان در مقام ابراز عملی آن هیچ تردیدی نداشته باشد.
انسان ترسو در سایه تلاش و تمرین می تواند متصف به شجاعت گردد. کسی که کم حوصله و عجول است دفعة حلیم و بردبار نمی شود. اما تمرین و تکرار اعمال مناسب و ممارست پی در پی، او را به فردی حلیم و بردبار متحول می سازد. حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:
ان لم تکن حلماً فتحلم، فانه قل من تشبه بقوم الا اوشک أن یکون منهم.(117)
اگر بردبار نیستی خود را به بردباری وادار (تا در اثر این کار حلیم و بردبار شوی) زیرا کسی که خود را به گروهی همانند سازد عنقریب از آنان خواهد شد.
ذیل این حدیث شریف که مبین قانونی کلی است، حاوی این معناست که تمرین در همه چیز مؤثر است. بلکه حضرت در جای دیگر می فرمایند:
من لم یتحلم لم یحلم.(118)
کسی که خود را به بردباری وادار نکند بردبار نخواهد شد.
یعنی بدون تمرین و اظهار حلم صوری که با دشواری همراه است بردباری حقیقی ممکن نیست.
این معنا در مورد سایر صفات نیز جاری است مثلاً آن حضرت در مورد زهد می فرمایند:
اول الزهد التزهد.(119)
اولین مرحله زهد آن است که انسان با دشواری، خود را به زهد و بی رغبتی نسبت به دنیا وا دارد.
و در مورد ملکه صداقت و راستگوئی می فرمایند:
الصدق یهدی الی البر، و البر یدعوا الی الجنة، و مایزال أحدکم یصدق حتی لایبقی فی قلبه موضع ابرة من کذب حتی یکون عندالله صادقاً.(120)
صداقت و راستی انسان را در مسیر نیکی و نیکوکاری رهنمون می گردد و نیکی به سوی بهشت فرا می خواند. فردی از شما همواره راست می گوید به طوری که (ملکه صداقت در او پیدا خواهد شد، و) سر سوزنی از دروغ در دلش باقی نمی ماند، و در پیشگاه خداوند به عنوان فردی صادق و راستگو به حساب خواهد آمد.
عادات تربیتی که در اثر تمرین های پیگیر به وجود می آید، در برخی موارد چنان قوی و ریشه دار می شود که بر سرشت موروثی انسان غالب آمده، موجب پیدایش طبیعتی جدید در وی می گردد.
حضرت امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرمایند:
العادة طبع ثان.(121)
عادت، سرشت و طبیعت دوم انسان است.
کسی که برای اولین بار سیگار می کشد به جهت ناسازگاری ریه با دود، ممکن است دچار سرفه های ممتد و سرگیجه گردد، اما در اثر تکرار، رفته رفته معتاد شده، ریه او طبع اولی خود را از دست می دهد.
بنابراین، به همان اندازه که انسان برای اتصاف به صفات نیک، از همه ابزارها و وسایل و راه کارهای ممکن و از آن جمله تمرین بهره می برد، لازم است با کمال مراقبت، از انجام کارهای ناپسند که تکرارش موجب عادت و طبیعت جدیدی می گردد بپرهیزد و از سرمایه های عظیمی که خدای بزرگ در وجودش به ودیعه گذارده، به خوبی حراست نماید.