فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

ج: جاذبه ها(112)

جاذبه قانونی است عمومی که بر سرتاسر نظام آفرینش حکومت می کند. از بزرگ ترین اجسام و اجرام عالم تا کوچک ترین ذرات آن دارای این نیروی مرموز هستند. هیچ ذره ای از ذرات جهان هستی نیز از دایره حکومت جاذبه عمومی خارج نیست.
تمامی موجودات عالم هستی از انسان گرفته تا حیوان، و از نبات تا جماد، هر کدام از یک سو متأثر از این قانون عالمگیر و تحت تأثیر شعاع قدرتمند و نافذ آن قرار دارند، و از سوی دیگر، سایر موجودات را در معرض تابش نیروی جاذبه خویش قرار داده، همچون مغناطیسی که براده های آهن را جذب می کند، هم سنخ خود را مجذوب خویش می سازند.
ذره ذره که اندر این ارض و سماست - جنس خود را همچو کاه و کهرباست
تأثر و تأثیر انسان نسبت به این نیروی اقتدار آفرین به تناسب سعه وجودی و حقارت نفس در افراد مختلف، متفاوت است.
مردانی که دریای وجودشان از پرتو جاذبه حق روشن گشته و ارکان هستی آنان تحت تأثیر جاذبه های فیض الهی همچون شعله هائی از خرمنی آتش، سوزان و پر فروغ است، عناصر شریف و نجیبی که بارقه جذبات عشق، عمق و ژرفای دل آنان را دستخوش نور و روشنی و شور و نشاط و سرور قرار داده، و بالاخره شیفتگان خداپرستی که در قلمرو تابش حیرت انگیز جاذبه های محبت، سر از پا نشناخته، کانون هستی شان مرکز تجلی شکوه و عظمت حق گشته است، آری اینان به تناسب بزرگی روح و سعه وجود و شرح صدر و فطرت سالم و سرشت پاک خویش، محیط و جامعه و پیرامون خود را تحت تأثیر جاذبه های وجد آفرین خود قرار داده، علاوه بر مشغول داشتن خاطرها و سرگرم کردن اندیشه ها، به دلها و روح ها نور و حرارت و عشق و نشاط و ایمان و استحکام می بخشند.
اساساً عشق و محبت، زاییده همین جاذبه هاست. جاذبه ها محبت آفرین اند، و محبت آدمی را به سوی مشابهت و مشاکلت می راند، و قدرت آن سبب می شود که محب به شکل محبوب درآید. محبت مانند سیم برقی است که از وجود محبوب به محب وصل می گردد و صفات محبوب را به وی منتقل می سازد.
انسان نیازمند اکسیر جاذبه هاست. آنجا که پرتو جاذبه نیکان و پاکان بتابد، خار را گل و یاسمن، بخیل را بخشنده، ضعیف و کم طاقت را متحمل و شکیبا می سازد.
جاذبه ها اطاعت آورند. عاشق جان باخته را یارای سرپیچی از خواست معشوق نباشد. از این رو همه چیز می گذرد و همه چیز را فدای راه و خواست او می سازد.
جاذبه ها، نفس را نرم و پر شور قرار می دهند، تمام ارکان هستی مجذوب را تحت تأثیر خود قرار داده، گرمی و حرارت و لطافت و صفا می بخشند. ضعف و زبونی و کدورت و تفرقه را از بین برده، وی را از آلودگی ها و تیرگی ها بیزار می گردانند.
جاذبه ها، علاقه و تمایل انسان را به خارج از وجودش متوجه ساخته، وجد وی را توسعه داده، کانون هستی او را عوض می کنند. انسان را از خودی و خودپرستی بیرون برده، حصار سردی و ضعف و ترس و بخل و حسد و بدخواهی را در هم می شکنند. قوای خفته را بیدار و نیروها و استعدادهای بسته را آزاد می سازند. تکبر و عجب و حقد و کینه را زایل، عداوت و طمع و تنبلی را از بین می برند.
جاذبه، الهام بخش است و قهرمان ساز، و بالاخره جاذبه یک عامل بزرگ اخلاقی و تربیتی است.
اینها بخش کوچکی از آثار و پیامدهای شگفت آور و سازنده جاذبه های مثبت است. و از اینجا به تأثیر مخرب جاذبه های منفی پی خواهیم برد.
بخش عمده ای از دوستی ها و رفاقت ها بر اساس همین جذب و انجذاب ها است. انسان نیز چنین خلق شده و مصالح حیاتی نیز او را این چنین پرورده است که با آنچه در آن خیری احساس می کند بجوشد. و از همین جا وظیفه و نقش بزرگ مربیان جامعه، در آگاه نمودن افراد تحت تربیت خود و جلوه دادن و قرار دادن جاذبه های سازنده در معرض دید و توجه آنان روشن می گردد.
هریک از صفاتی که خالق توانا در انسان به ودیعه گذارده - حتی برخی از صفات مذموم که در ظاهر مانع رشد و تعالی انسان است - اگر درست و به طور صحیح با آنها برخورد شود، در واقع نقشی در پیشرفت او در مسیر کمال ایفا خواهد نمود. کودکی را که از دست زدن به وسایل خانه منع می کنیم، با پافشاری و لجاجت، بر خواسته خویش اصرار می ورزد و نوعاً ما از این حالت رنج می بریم، در حالی که وجود این صفت در او می تواند وی را در برخورد با ناملایمات و پی گیری اهداف عالی انسانی، پایداری، نیرو و استقامت ببخشد.
اگر به جای ممانعت از اقداماتی که به مصلحت او نمی دانیم، توجه او را به جاذبه های محیط و اطرافش - که اسباب بازی ها نمونه ای از آنها به حساب می آید - جلب نمائیم، نه تنها لجاجت نخواهد کرد بلکه به راحتی و با علاقه، سرگرم آنها می گردد.
موعظه و نصیحت برای جوانی که گرفتار شهوات دوران پر هیجان و پر التهاب جوانی است و فکر و اندیشه و دل او دستخوش طوفان های بنیان برانداز مفاسد اجتماعی و مناظر شهوت انگیز و دلربائی است که هر لحظه پیرامون خود با آن مواجه است، چندان نمی تواند کارساز و مؤثر باشد، اما فراهم آوردن امکانات و زمینه ازدواج برای او به سهولت می تواند وی را از غوطه ور شدن در این مهالک کشنده نجات بخشیده، عامل کنترل او گردد.
کارسازترین عاملی که می تواند نوجوانی را که اسیر وسوسه های دوستی نامناسب گشته نجات بخشد، جاذبه محبت رفیقی مناسب است که او را مجذوب خویش سازد.
مذمت دنیا بسا موجب ازدیاد علاقه در شیفتگان دنیا گردد. زیرا که فرموده اند:
الانسان حریص علی ما منع.(113)
اما توجه به جاذبه های نعمت های الهی و اوصاف ضیافت گاه بهشت که معشوق برتری است، برای کسی که در مقابل متاع کوچک دنیا زانویش سست می گردد، به درک حقارت دنیا و زایل گشتن محبت آن انجامیده، دل را از علاقه به دنیا خالی، و حب پروردگار مهربان را در آن جایگزین خواهد نمود.
آری، تنها مذمت و بدگوئی از بدی ها کافی نیست، باید در کنار آن بلکه گاهی پیشتر از آن، به ارائه مظاهر خوبی ها و جاذبه های آنها پرداخت، و همچنانکه آیات قرآنی و روایات معصومین (علیهم السلام) به آن پرداخته اند، با ترسیم خوبی ها و لذت های بهشت و نعمت های معنوی، از نیروی قدرتمند جاذبه های آن، برای اصلاح فرد و جامعه و به خصوص نوجوانان و جوانان بهره گیری کرده، آنان را مجذوب معشوق حقیقی نمود تا علاوه بر نیل به کمال واقعی خویش در پرتو جاذبه نور حق، بدون چشم داشت به بهشت و نعمت های آن، به بندگی خالصانه خدای متعال اشتغال ورزند.

د: سرگذشت دیگران

نقل داستان وسیله خوبی برای تحریک اندیشه، عبرت آموزی، تسلی خاطر، برانگیختن حس کنجکاوی، تحرک و فعالیت، و ابتکار و نوآموزی است.
از طریق داستان می توان رمز پیشرفت ها را آموخته، با علل سقوط اقوام گذشته آشنا شد. سرگذشت پیشینیان و تفکر در امور آنان نقش به سزائی در تذکر انسان و بیداری وی از خواب غفلت ایفا می کند. آدمی را از عواقب ناگوار و پایان شیرین وقایع آگاه می سازد.
داستان، بیدار کننده وجدان و عواطف، و تقویت کننده تمایلات عالی انسانی است. خیالات را کنترل و جان و روان را شدیداً تحت تأثیر خود قرار می دهد به گونه ای که انسان خود را جزئی از آن می بیند.
مولا امیر مؤمنان (علیه السلام) در وصیت به فرزند خویش می فرمایند:
و اعرض علیه أخبار الماضین و ذکره بما أصاب من کان قبلک من الأولین.(114)
خبرهای گذشتگان را بر دل خویش عرضه دار و آنچه را که بر پیشینیان تو رسیده یادش آور.
و نیز می فرمایند:
أی بنی انی - و ان لم أکن عمرت عمر من کان قبلی - فقد نظرت فی أعمالهم و فکرت فی أخبارهم و سرت فی آثارهم حتی عدت کأحدهم.(115)
ای فرزندم! اگرچه من عمر پیشینیان خود را نداشتم ولی در کارهای آنها نگریسته و در اخبارشان اندیشیدم و در آثار برجای مانده از آنان سیر کردم به طوری که یکی از آنان گردیدم.
قرآن کریم نیز داستان های گذشتگان را به زیباترین شکل با طرح مهم ترین مسائلی که با آن مواجه بوده اند، همراه با نتیجه گیری و هشدار و پند و اندرز ارائه فرموده، ضمن نقل داستان های عبرت آموز آنان، کیفر و عذاب تبه کاران، سرانجام شوم بدکاران و نتیجه بی تفاوتی در برابر عصیان مردم، به تربیت و پرورش پیروان خود می پردازد.
روایات ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز حاوی داستان های پند آموزی از سرگذشت امت های گذشته است که آن بزرگواران کوشیده اند بدین وسیله مردم را از مواعظ و پندها و عبرت های آن بهره مند سازند.
البته نقل داستان نیز همچون مواعظ باید با رعایت شرایط سنی شنوندگان صورت گیرد. مراعات این امر بسیار مهم است. مثلاً انتخاب داستان هایی مناسب برای کودکان چنانچه به صورت جذاب و زیبا نقل گردد، می تواند ضمن سرگرمی، آنان را از بسیاری از انحرافات و خطرات باز دارد. داستان برای کودک به منزله واقعیتی ملموس است به طوری که آنچه را می بیند، یا می شنود و یا می خواند، حتی اگر واقعیت خارجی نداشته باشد به عنوان یک امر واقعی تلقی می نماید.
بر همین اساس است که بیگانگان و دشمنان دین و فرهنگ ما، با جعل داستان های دروغین و با هدف تحریک عقاید و بیگانه کردن فرزندان ما از فرهنگ خود، به تخریب بنیاد اعتقادات حقه و معتقدات دینی آنان پرداخته، پایه های ایمان را سست، فرهنگ های مبتذل صادراتی را رایج و عفت عمومی را دستخوش تهاجمات فرهنگی قرار می دهند.
باید کوشید تا داستان های واقعی را که منابع فرهنگی ما سرشار از آنهاست به صورت جذاب و متناسب با شرایط زمان و مکان و به شکل نمایش، فیلم و کتاب در اختیار جوانان و نوجوانان قرار داد تا علاوه بر مقابله عملی با تهاجمات بیگانگان، آنان را با فرهنگ پربار مکتب اسلام آشنا کرده، استعدادهای آنها را در مسیر شکوفائی و تکامل بارور نمود.

ه: مسابقات علمی و تربیتی

پی گیری مقاصد مادی و اهداف معنوی و انسانی، نیازمند انگیزه و خواست قلبی است. انسان بدون علاقه و انگیزه، نه تنها در مقابله با مشکلات و موانع، فاقد قدرت پایداری و استقامت است و کوچک ترین مسأله ای می تواند او را به سادگی از پای درآورد، بلکه اساساً آدمی بدون دارا بودن انگیزه ای قوی، هیچ هدفی را دنبال نخواهد کرد. محرک و انگیزه درونی از قوی ترین عوامل تکامل و رکن اساسی تمامی تلاش ها و فعالیت های مادی و معنوی است.
مکتب حیات بخش اسلام که عالی ترین برنامه های تربیتی را در اختیار پیروان خود قرار داده، ضمن دعوت از مؤمنین برای سبقت و پیش افتادن از دیگران در انجام امور خیر، به تقویت طلب درونی و خواست و انگیزه باطنی در آنان اقدام نموده است.
خداوند مهربان در قرآن می فرماید:
فاستبقوا الخیرات.(116)
در نیکی ها و کارهای خیر بر یکدیگر سبقت جویید.
گرچه در روایات، مهم ترین و اصلی ترین مصداق کار خیر پذیرش ولایت ذکر شده است، اما هر کار نیکی که انسان را در نیل به اهداف عالی انسانی یاری کرده، او را در رشد و پیشرفت در مسیر کمال مدد رساند مصداق روشنی برای کار خیر است.
از این رو مسابقات علمی و تربیتی که با هدف بالا بردن سطح علمی و اطلاعات دینی و آشنا شدن مردم با فرهنگ اسلام برگزار می گردد می تواند از ابزارهای مناسب تربیتی و یکی از مصادیق کار خیر برای آیه مذکور باشد.
مسابقات علمی علاوه بر اینکه یکی از وسایل تربیت و عامل مهمی برای رشد فرهنگی جامعه است، به لحاظ در بر داشتن عامل رقابت، به پویائی و نشاط و تحرک جامعه نیز کمک می کند.
رقابت عامل ایجاد انگیزه در انسان است. جامعه ای که فاقد برنامه های رقابتی است، جامعه ای است کم تحرک و بی نشاط.
از عوامل مهم شکست بلوک شرق و جوامع کمونیستی که اساس مکتب آنها بر خلاف نیازهای فطری بشر پایه گذاری شده، فقدان همین رقابت سازنده بود. محیط زندگی نباید به صورت سربازخانه درآید. انسان آزاد آفریده شده است و تحمیل هر برنامه ای بر او با هر انگیزه ای که باشد، فاقد نتیجه مطلوب انسانی خواهد بود.
اسلام با برنامه های عالی منطبق با حرکت فطری بشر، زمینه تربیت آزاد را برای پیروان خود فراهم می آورد تا آنان بتوانند آزادانه، ارزش های والای انسانی را برگزیده، در مسیر کمال گام بردارند.
البته هر پدیده ای خوب و بد، مشروع و نامشروع دارد. رقابت نیز می تواند فاقد ارزش سازنده باشد. چشم و هم چشمی های متداول و رقابت های تجملاتی از نمونه های زشت رقابت است که آسایش و آرامش را از مبتلایان به آن سلب نموده است. مربیان جامعه باید مردم را از عواقب سوء به کارگیری رقابت در مسیرهای انحرافی آگاه نموده، با برنامه های متنوع و مناسب، زمینه رقابت صحیح و سازنده را برای آنان فراهم سازند.