فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

د: انذار

تربیت امری است اختیاری که بر اساس آگاهی دادن استوار، و بر هدایت و ارشاد مبتنی است و به هیچ وجه به اجبار و تحمیل و فشار و شدت عمل سازگار نیست. هیچ کس را به جبر و زور نمی توان به شیوه ای درست و بر مبنائی صحیح تحت تربیت قرار داد. اما نظر به اینکه به مقتضای عالم ماده و خصایص نفوس، همه افراد نسبت به پذیرش مقررات اجتماعی و پای بندی به اصول همزیستی یکسان نبوده و طبعاً گروهی از مردم به مقتضای خبث باطن و شرارت طبع و سرکشی نفس، از گزینش راه درست و تن دادن به قوانین ضروری زندگی اجتماعی سرباز می زنند، و از این رهگذر، حیات و امنیت و دین و ناموس عموم مردم به مخاطره افتاده، دستخوش تاخت و تاز کج روان و بداندیشان و تبهکاران می گردد، جوامع انسانی ناگزیر از به کارگیری برنامه های عملی خاصی برای به راه آوردن آنان هستند.
باز گذاردن دست تبهکاران و مجرمان امری است ناروا، و بی تفاوتی در برابر کج روی ها و انحرافات اجتماعی نیز دور از خردمندی است.
همیشه و در همه حال، ترغیب و تشویق کارساز نیست. قوام زندگی اجتماعی و تأمین امنیت و حفظ و حراست از جان، مال، ناموس، دین و فرهنگ مردم و فراهم آوردن زمینه مناسب برای تلاش همگانی در امر خودسازی و تربیت و حرکت در مسیر کمال، مستلزم راه کارهای دیگری است که انذار و وعید و تنبیه از آن جمله است.
برای رام کردن نفس سرکش و طبیعت چموش و خمیره طغیانگر که با تشویق و نرمی تن به رعایت حقوق دیگران نمی دهد، به حکم عقل و خرد و فرمان شرع، ناگزیر از بیم و تهدید خواهیم بود. و در صورت ثبوت عدم کارآئی وعید و انذار، تنبیه می تواند ابزاری مناسب برای تربیت طبایع ناسازگار با ناموس فطرت باشد.(98)
در عین حال مربی حاذق به خوبی از عواقب نامطلوب زیاده روی در این زمینه آگاه است و پیوسته از دو عنصر خوف و رجا و شوق و ترس به گونه ای استفاده خواهد کرد که افراد تحت تربیت او نه به امید و محبت مغرور گردند و نه با ترس و تهدید مأیوس شوند.
امام صادق (علیه السلام) از جد بزرگوار خود امیر مؤمنان (علیه السلام) نقل کرده اند که آن حضرت فرموده اند:
ألا أخبرکم بالفقیه حق الفقیه؟ من لم یقنط الناس من رحمة الله و لم یؤمنهم من عذاب الله و لم یرخص لهم فی معاصی الله.(99)
شما را از فقیه و دین شناس حقیقی باخبر نکنم؟ کسی که مردم را از رحمت خدا ناامید نسازد و از عذاب الهی ایمن نگرداند و به آنها رخصت گناه نداده، دستشان را در معصیت خداوند باز نگذارد.
پیامبران الهی که بیش از هر کس از ویژگی ها و خصایص و نیازهای نفوس مردم آگاه بوده اند، در دعوت خود در کنار ترغیب و تشویق و تبشیر، از انذار و هشدار و وعید نیز استفاده می کردند، تا آنجا که مبشر و نذیر - بشارت دهنده و بیم دهنده - از القاب خاص(100) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شمرده شده است.
در قرآن نیز هر جا سخن از عمل صالح و پاداش نیکوکاران به میان آمده، کیفر و عقوبت سرباز زدن از تکالیف الهی نیز گوشزد گردیده است. از اوصاف بهشت و نعمت های آن همراه با دوزخ و کیفر گناهان یاد شده است.
با این حال، همانگونه که اشاره کردیم استفاده از ابزار انذار و تنبیه تنها در صورت یأس از تأثیر ترغیب و تشویق جایز است. از اینرو تا جائی که امکان و امید به کارساز بودن ملاطفت و محبت و تشویق وجود دارد به کار گرفتن قوه قهریه و ضرب و تهدید جایز نیست.
مولا امیر مؤمنان (علیه السلام) در سفارشات خود به امام مجتبی (علیه السلام) می فرمایند:
و لا تکونن ممن لا تنفعه العظة الا اذا بالغت فی ایلامه، فان العاقل یتعظ بالأدب، و البهائم لا تتعظ - الا بالضرب.(101)
(فرزندم!) از کسانی که پند و اندرز به آنها سود نمی بخشد مگر وقتی که آنها را به رنج انداخته و بیازاری مباش، زیرا خردمند باادب و تربیت پند می گیرد اما چارپایان تنها با ضرب (تازیانه) رام می گردند.
علاوه بر آن، تداوم و استمرار تنبیه بدنی باعث می شود که فرد به آن عادت کرده و در نتیجه از کارآئی آن کاسته، و نهایة به حربه ای بی تأثیر مبدل گردد، و با بروز این حالت، تربیت و اصلاح شخص بسیار دشوارتر خواهد گردید.
شخصی محضر حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) از فرزندش شکایت کرد، فرمودند:
لا تضربه و اهجره و لا تطل.(102)
او را مزن بلکه با او قهر کن، ولی چندان طول مده.
کودکان دارای روحی لطیف و طبیعتی نرم و حساس هستند و قهر طولانی به شدت آنها را متأثر کرده، بسا در اثر طول دادن حالت قهر، دچار ضایعات جبران ناپذیری گردند که در طول حیات، وبال آن دامنگیر آنان باشد.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
تعجب می کنم از کسی که همسرش را می زند با اینکه خودش به کتک خوردن سزاوارتر است، زنان خود را با چوب نزنید که موجب قصاص می شود. (اگر همسرانتان خلاف کردند) با فشارهای مادی و امثال آن، آنان را تأدیب کنید، تا در دنیا و آخرت سود برید....(103)
در مواردی که تنبیه لازم می شود توجه به این نکات ضروری است:
پدر و مادر با هم اقدام نکنند، اگر مثلاً پدر فرزندش را تنبیه می نماید مادر نقش میانجی داشته باشد.
تنبیه با خشونت و قساوت صورت نگیرد.
هنگام تنبیه باید بر خود مسلط بود تا خطری برای طفل ایجاد نشده، باعث زخم یا درد بیش از حد نگردد، زیرا در بسیاری از موارد موجب قصاص شرعی می شود.
در مواقع غضب به تنبیه اقدام نباید کرد.
نهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عن الأدب عند الغضب.(104)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از تربیت کردن و تنبیه در هنگام غضب نهی کردند.
تنبیه متناسب با جرم و خطا باشد، نه مبتنی بر سلیقه معلم و مربی.
تنبیه ظالمانه نباشد و الا موجب فساد دیگری خواهد شد، مثلاً اگر نوجوانی را تنبیه می کنند، باعث یأس و ایجاد دل سردی او نسبت به خانه و زندگی نگردد و یا بیش از حد او را نترسانند.
همان طور که قبلاً یادآور شدیم تنبیه اندک باشد و تنها در صورت ضرورت انجام گیرد.
قهر و رنجش را ادامه ندهیم. زود آشتی کنیم و بهتر است در مورد کودکان به مادر گوشزد نمائیم که واسطه شود تا کودک جری نگردد.
عذر او را بپذیریم و راه توبه را همیشه باز گذاریم، به تعهدش بها دهیم، و اگر تکرار کرد قانون را اجرا نمائیم.
در همه حال خدا را در نظر داشته، از حدود الهی خارج نگردیم، و بدانیم ظلم و ستم و تجاوز به حقوق دیگران از نظر شرع مقدس اسلام محکوم است گرچه نسبت به زن و فرزند باشد.

ابزارهای تربیت

الف: تقلید

از نهمین ماه تولد، نمودهای تقلید در کودک ظاهر می شود و در همان سال های اولیه کودکی به اوج خود می رسد.
تقلید گرائی در بزرگسالان هم رایج است. با جرأت می توان گفت: نود و نه درصد مردم مقلدند. زنان و مردان، دختران و پسران در تمام شئون فردی و اجتماعی از لباس، کفش، نحوه آرایش و در کلیه امور روزمره داخل منزل و خارج از آن، چشم بسته در اختیار دیگران اند، ولی تقلید در کودکان بیشتر است.
بسیاری از آموزش های کودک از طریق تقلید صورت می پذیرد. تقلید ضمن اینکه ابزار گرانبهائی برای آموزش خصوصاً تکلم کودکان است، می تواند منشأ ابتکار نیز باشد.
در عین حال زمینه های نامطلوب و محیطهای آلوده ممکن است این نیروی خداداد را از مجرای طبیعی و فطری خارج نموده، وسیله انتقال اخلاق ناپسند و صفات ناشایست گردد و زیان های غیر قابل جبرانی را به بار آورد.
البته هر میزان که انسان رشد می کند و از نظر عقلی کامل تر می شود روحیه تقلید در او ضعیف تر و جنبه ابتکار در او قوی تر می گردد.
طفل در خانه ناظر خوبی ها و بدی هاست، و آنچه را می آموزد خیلی سریع منعکس می کند. پدران و مادران و دیگر اعضای خانواده الگوی وی در خانه هستند. کودک هر عمل خوب یا بدی را که از آنان می آموزد انجام می دهد.
چشمان طفل بسان دوربین عکاسی است که متوجه رفتار و حرکات و گفتار خانواده و افراد جامعه است. او از تمام آنچه در اطرافش می گذرد عکس می گیرد و در مخزن ذهنش آن را جای می دهد و از مصاحبتش با افراد، خوش خلقی، تندخوئی، مهر، خشونت، دروغ، ریا، حسادت، تنبلی، و ... را می آموزد.