فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

ح: تربیت و محیط فاسد

خداوند متعال می فرماید:
یا أیها الذین آمنوا علیکم أنفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم الی الله مرجعکم جمیعاً فینبئکم بما کنتم تعملون.(34)
ای کسانی که ایمان آورده اید مراقب خودتان باشید، اگر شما (به راه راست) هدایت یافته اید (گمراهی) گمراهان به شما زیان نمی رساند. بازگشت همه به سوی خداست و در قیامت شما را به آنچه انجام می دهید آگاه می سازد.
این آیه هرگونه بهانه جویی انسان را در گرایش به فساد و قرار گرفتن در مسیر انحراف و مغلوب جو ناسالم شدن مردود می شمارد.
تردیدی نیست که پرداختن به امر تربیت و تلاش در مسیر کمال، نیازمند محیطی سالم و متناسب با حرکت فطری انسان و همسو با دعوت انبیای الهی است. و این نیز روشن است که اقدام به این امر خطیر در فضائی ناسالم و جوی آلوده و محیطی فاسد و جامعه ای منحرف، کاری است بس بزرگ و حرکتی است بس عظیم و تلاشی است جانکاه و سعی و کوششی است طاقت فرسا.
در محیطی که زمینه فساد و تباهی برای انحراف انسان فراهم است، و در جامعه ای که جاذبه های گمراهی و انحراف، ندای فطرت و دعوت پیامبران الهی را تحت الشعاع خود قرار داده، اجابت این دعوت و پاسخ مثبت به این ندا، به منزله حرکت در مسیر خلاف سیل خروشانی است که کوه ها را از جای کنده و همه چیز را از سر راه خود بر می دارد.
لکن دشواری پرداختن به امر خطیر تربیت در محیطهای فاسد به معنای عدم امکان اصلاح نفس و به معنای ناتوانی انسان از مقابله با این معضل اجتماعی نیست.
اگر انسان پیش از آنکه فساد و آلودگی و تباهی جامعه دامنگیر او گردد، و قبل از آنکه عنان وجودش در اختیار محیط فاسد قرار گیرد، و پیش از آنکه هجوم ویرانگر فرهنگ منحط جامعه آلوده، بنیاد انسانی او را فرو ریزد، کمر همت خویش را برای تهذیب نفس و تطهیر جان و روح از ظلمت و تاریکی، و تربیت و تعالی خود محکم ببندد و پیوسته با مراقبت دائمی در راه هدایت خویش کوشا باشد، البته خویشتن را از غوطه ور شدن در گرداب جهل و فساد و گمراهی بازداشته، و به دریای نور و ایمان و پاکی و هدایت رهنمون ساخته، و با توکل به ساحت اقدس الهی و توسل به دامن اولیای کرامش، و با اعتماد به نفس و اتکا به نور ایمان، می تواند در راه خودسازی و اصلاح خویش محکم و استوار گام برداشته، پیوسته در این راه بزرگ ثابت قدم باشد، و هرگز تسلیم جاذبه های گمراه کننده جامعه فاسد نگردد.
حضرت امیر مؤمنان (علیه السلام) فرموده اند:
طوبی لمن بادر الهدی قبل أن تغلق أبوابه.(35)
خوشا به حال کسی که به سوی هدایت و رستگاری شتاب کند پیش از آنکه درها و راه های هدایت به رویش بسته شود.
اولیای اسلام نه تنها سفارش می کنند که مغلوب جو ناسالم نگردیم بلکه تأکید دارند که می توان آن را وسیله ای برای تربیت خود قرار داد.
حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:
کفاک أدباً لنفسک اجتناب ما تکرهه من غیرک.(36)
برای ادب و تربیت تو، دوری نمودن از آنچه برای دیگران بد می دانی بس است.
و در حدیث است که:
به حضرت عیسی (علیه السلام) عرض شد: چه کسی شما را ادب و تربیت نمود؟ فرمود: هیچکس مرا ادب نکرد، بلکه به زشتی نادانی نگریستم و از آن دوری نمودم.(37)

راه بردها و عوامل تربیت

نقش مربی:

خداوند متعال ذات اقدس خویش را به رب العالمین توصیف فرموده است، و این بدان معناست که هدایت تکوینی و تشریعی انسان به دست قدرت و توانای او صورت می پذیرد، و هم اراده بی منازع اوست که اسباب هدایت را فراهم می آورد.
رسول گرامی اسلام و ائمه طاهرین (علیهم السلام) نیز که واسطه بین خدا و خلق او هستند و حقیقت انسان و ابعاد وجودی و نیازها و استعدادهای او را می شناسند، و بیوت شریفشان محل نزول وحی است که در بر دارنده قوانین کامل الهی و تأمین کننده صلاح و سعادت بشر است، در واقع مجریان اراده الهی و تربیت کنندگان حقیقی نفوس مؤمنین هستند.
امیرمؤمنان (علیه السلام) در سفارشات خود به کمیل (رحمه الله) می فرمایند:
ان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عزوجل، و هو أدبنی و أنا أؤدب المؤمنین و أورث الأدب المکرمین.(38)
خدای بزرگ رسول گرامی خود را تربیت فرمود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز تربیت مرا عهده دار بود، و من به تربیت مؤمنین همت گمارده (هدایت و رشد و تربیت آنان توسط من صورت می پذیرد، و در واقع منم که) ادب را برای آنان که مورد نظر و اکرام خداوندی قرار گرفته اند به ارث می گذارم.
در عین حال هرگز نباید از تأثیر و نقش پدران و مادران و آموزگاران بر نفس و روح و جان و اندیشه کودکان و جوانان و فرزندان خود غافل بود. زیرا انسان ناگزیر از همکاری، برخورد، مشارکت، تماس و معاشرت با همنوعان خویش است.
صفحه دل و اندیشه اش در دوران کودکی در اختیار پدر و مادر است، مراحلی از نوجوانی و جوانی خویش را نیز با پذیرش بی چون و چرای آموزش های آموزگاران خود سپری می کند، پیوسته از دوستان و معاشران خود متأثر گشته، رنگ می پذیرد.
نیاز او به تهیه مایحتاجش او را به انفعال در مقابل کسانی وا می دارد که در مراحلی از زندگی به حسب ظاهر، رگ حیات او را در اختیار دارند، مطالعه کتب و استماع سخنان گویندگان، و دیدن و شنیدن مطالب گوناگون از رسانه های ارتباطی، او را که عنصری تأثیرپذیر است، پیوسته متأثر از محیط اطراف خود قرار می دهد، و در یک جمله:
ارتباط متقابل انسان با طبیعت و جامعه، مجموعه ای از تأثیر و تأثرات خوب و بد را پدید می آورد.
دغدغه و نگرانی دائمی مربیان صالح و پدران و مادران دلسوز، از زیان های جبران ناپذیر و خطرات فراوانی است که از تربیت غلط و برنامه های زیانبار روزمره حاصل می شود.
از طرفی تربیت صحیح، مستلزم رعایت فنون و دقایق و نکات ظریفی است که جز در سایه صلاحیت کامل - که ناشی از تقوی و شرح صدر و خبرگی و آگاهی از پیچ و خم های مسائل تربیتی و اشراف بر زوایای نفس است - امکان پذیر نیست.
مسأله انسان سازی آن اندازه بی اهمیت نیست که هر فرد ناآگاه و بی تعهد چشم و گوش بسته بر آن همت گمارد. خطرات بزرگ ناشی از تربیت غلط و زیان های جبران ناپذیر آن بر کسی پوشیده نیست.
از اینجاست که حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:
من نصب نفسه للناس اماماً فعلیه أن یبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره، ولیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه.
و معلم نفسه و مؤدبها أحق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم.(39)
کسی که خود را پیشوای مردم قرار می دهد باید پیش از یاد دادن به دیگران نخست به تعلیم نفس خویش بپردازد و باید تربیت دیگران را با عمل و روش نیک خود بر تأدیب زبانی مقدم بدارد.
و البته آنکه به تربیت نفس خویش همت گمارده، از آموزگار و تربیت کننده دیگران، به اجلال و تعظیم سزاوارتر است.
و از این روست که انتخاب مربی لایق و استادی حاذق و برگزیدن آموزگاری صالح و با کفایت، تأمل و مشورت و دقت و مراقبت فراوانی را می طلبد.

همانطور که گذشت عوامل گوناگونی در طول حیات در رشد و تربیت، و یا سقوط و انحطاط انسان مؤثرند. مهم ترین و مؤثرترین آنها که در این زمینه نقش اجرائی و عملی بسیار تعیین کننده بر عهده دارند عبارت اند از: