فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

و: آغاز تربیت

اگرچه تربیت به ظاهر از بدو تولد آغاز می شود، ولی با در نظر داشتن تأثیر جنبه های وراثتی در تربیت، زمینه آن سال ها قبل از تولد فرزند، و در واقع به هنگام انتخاب همسر فراهم می گردد.
از این رو شارع مقدس در مورد انتخاب همسری شایسته عنایتی خاص مبذول فرموده که ان شاء الله این بحث را تفصیلاً در آینده مطرح خواهیم کرد.
تربیت در سنین اولیه زندگی نیز دارای ارزش و اهمیت خاصی است، زیرا علاوه بر اینکه کودکان نوعاً در این دوران پیوسته با پدر و مادر مأنوس هستند، روحیه تأثیرپذیری در آنها نیز بیشتر می باشد.
از این رو پیش از آنکه دشمنان و گمراهان و بدخواهان، فرزندان ما را با بدآموزی و برنامه های سوء خود گمراه نمایند، باید از همان اوان کودکی مراقب آنها بوده، در تربیت آنان کوشا باشیم.
فرزندی که در خردسالی تربیت نشود، امکان اصلاح و تربیت او در آینده اندک و تأثیرگذاری بر او دشوار می شود.
بنابراین، سهل انگاری در امر تربیت در این سال ها زیان فراوانی را به همراه خواهد داشت. هرگز نباید امر تربیت فرزندان را به حساب اینکه هنوز خردسال هستند و نمی فهمند به تأخیر انداخت، زیرا روح پذیرش از آغاز تولد در آنها پدید می آید.

ز: تربیت مداوم

جهان هستی مجموعه ای است از موجودات و مخلوقات، از جماد و نبات و حیوان و انسان، و دریائی است از شور و جاذبه و حرکت و عشق و محبت، و هرگز آنی از این تکاپو و جنب و جوش دائمی باز نمی ایستد.
توقف در عالم وجود به مثابه مقابله با سیر تکاملی کل عالم خلقت، و برابر با نابودی و در هم کوبیده شدن همه نیروها و استعدادها و قابلیت های انسانی در این جهان پر تلاطم است.
و تعلیم و تربیت به معنای حرکت در جهت تعالی و همسویی با سیر تکاملی همه موجودات عالم هستی است.
از نظر اسلام، از آنجا که تعلیم و تربیت، امری است هم جهت و منطبق با فطرت انسانی، و عملی است همگام با حرکت عمومی جهان خلقت، این وظیفه بزرگ همواره در طول حیات دامنگیر هر انسانی است و آدمی در تمام مراحل زندگی و دوران عمر موظف است که در جهت شکوفائی استعدادهای خود گام بردارد.
به حکم عقل نیز مادامی که انسان از محیط خود تأثیرپذیر است و اجزای بدن او از هم گسسته نشده، و بین فرد و جامعه ارتباط برقرار است، باید تربیت ادامه یابد و آدمی نمی تواند در هیچ مرحله ای خود را از آن بی نیاز بپندارد.
مشاهده تحت تأثیر قرار گرفتن افراد بزرگسال و سالخورده از عوامل محیطی و رنگ گرفتن آنان از دیگران دلیل روشنی است بر لزوم استمرار تربیت در تمام دوران حیات.
مسئولیت و تعهد دائمی افراد نسبت به یکدیگر و در زمینه بهسازی محیط زندگی، عمومیت تحصیل دانش و فرهنگ در تمام سنین، وظیفه امر به معروف و نهی از منکر در تمام دوران زندگی، همه حاکی از لزوم تربیت به عنوان یک مسئولیت همیشگی است.

ح: تربیت و محیط فاسد

خداوند متعال می فرماید:
یا أیها الذین آمنوا علیکم أنفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم الی الله مرجعکم جمیعاً فینبئکم بما کنتم تعملون.(34)
ای کسانی که ایمان آورده اید مراقب خودتان باشید، اگر شما (به راه راست) هدایت یافته اید (گمراهی) گمراهان به شما زیان نمی رساند. بازگشت همه به سوی خداست و در قیامت شما را به آنچه انجام می دهید آگاه می سازد.
این آیه هرگونه بهانه جویی انسان را در گرایش به فساد و قرار گرفتن در مسیر انحراف و مغلوب جو ناسالم شدن مردود می شمارد.
تردیدی نیست که پرداختن به امر تربیت و تلاش در مسیر کمال، نیازمند محیطی سالم و متناسب با حرکت فطری انسان و همسو با دعوت انبیای الهی است. و این نیز روشن است که اقدام به این امر خطیر در فضائی ناسالم و جوی آلوده و محیطی فاسد و جامعه ای منحرف، کاری است بس بزرگ و حرکتی است بس عظیم و تلاشی است جانکاه و سعی و کوششی است طاقت فرسا.
در محیطی که زمینه فساد و تباهی برای انحراف انسان فراهم است، و در جامعه ای که جاذبه های گمراهی و انحراف، ندای فطرت و دعوت پیامبران الهی را تحت الشعاع خود قرار داده، اجابت این دعوت و پاسخ مثبت به این ندا، به منزله حرکت در مسیر خلاف سیل خروشانی است که کوه ها را از جای کنده و همه چیز را از سر راه خود بر می دارد.
لکن دشواری پرداختن به امر خطیر تربیت در محیطهای فاسد به معنای عدم امکان اصلاح نفس و به معنای ناتوانی انسان از مقابله با این معضل اجتماعی نیست.
اگر انسان پیش از آنکه فساد و آلودگی و تباهی جامعه دامنگیر او گردد، و قبل از آنکه عنان وجودش در اختیار محیط فاسد قرار گیرد، و پیش از آنکه هجوم ویرانگر فرهنگ منحط جامعه آلوده، بنیاد انسانی او را فرو ریزد، کمر همت خویش را برای تهذیب نفس و تطهیر جان و روح از ظلمت و تاریکی، و تربیت و تعالی خود محکم ببندد و پیوسته با مراقبت دائمی در راه هدایت خویش کوشا باشد، البته خویشتن را از غوطه ور شدن در گرداب جهل و فساد و گمراهی بازداشته، و به دریای نور و ایمان و پاکی و هدایت رهنمون ساخته، و با توکل به ساحت اقدس الهی و توسل به دامن اولیای کرامش، و با اعتماد به نفس و اتکا به نور ایمان، می تواند در راه خودسازی و اصلاح خویش محکم و استوار گام برداشته، پیوسته در این راه بزرگ ثابت قدم باشد، و هرگز تسلیم جاذبه های گمراه کننده جامعه فاسد نگردد.
حضرت امیر مؤمنان (علیه السلام) فرموده اند:
طوبی لمن بادر الهدی قبل أن تغلق أبوابه.(35)
خوشا به حال کسی که به سوی هدایت و رستگاری شتاب کند پیش از آنکه درها و راه های هدایت به رویش بسته شود.
اولیای اسلام نه تنها سفارش می کنند که مغلوب جو ناسالم نگردیم بلکه تأکید دارند که می توان آن را وسیله ای برای تربیت خود قرار داد.
حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:
کفاک أدباً لنفسک اجتناب ما تکرهه من غیرک.(36)
برای ادب و تربیت تو، دوری نمودن از آنچه برای دیگران بد می دانی بس است.
و در حدیث است که:
به حضرت عیسی (علیه السلام) عرض شد: چه کسی شما را ادب و تربیت نمود؟ فرمود: هیچکس مرا ادب نکرد، بلکه به زشتی نادانی نگریستم و از آن دوری نمودم.(37)