فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

د: تربیت و شناخت

پی گیری و دنبال کردن هر هدفی بر دو رکن اساسی استوار است: آگاهی و اطمینان از وجود آن، و دیگری؛ امکان دسترسی و باور آن. البته این مسأله در امور مادی محسوس تر است.
مثلاً برای استخراج یک گنج نهفته و پنهان دو چیز لازم و ضروری است؛ اول اینکه باید خارجاً گنجی وجود داشته و انسان از وجود آن آگاه و مطمئن باشد. دوم؛ دسترسی به آن را در حیطه قدرت خویش دانسته، تحصیل آن را باور نموده و برای خود امکان پذیر بداند.
این مطلب عیناً در مورد احیاء استعدادهای درونی و تربیت انسان قابل انطباق است. کسی که از وجود چنین استعدادهای سرشار خدادادی در نفس و جان خود و فرزند خویش آگاه نیست و به این ارزش واقعی واقف نگشته و از ذخایر و سرمایه های نهانی نهفته در خود و فرزندش خبر نداشته باشد، هرگز برای احیاء آن استعدادهای پنهان و تربیت نفس خویش یا فرزندش کمر همت نبسته و سختی های آن را متحمل نشده و قیام نخواهد کرد.
همچنین کسی که خود را - از تربیت خویش و احیاء توان و سرمایه های عظیم بالقوه الهی نهفته در خود - عاجز می پندارد هرگز قدمی در راه این امر خطیر برنخواهد داشت.
از این روست که مربیان آگاه و اساتید بزرگ اخلاق، قبل از هرگونه اقدامی جهت تربیت افراد، آنان را از ارزش بزرگ انسان و سرمایه های بسیار ارزشمند انسانی واقف و آگاه نموده، مشعل توکل و امید را در نفس پیروان خویش شعله ور می سازند.
رها کردن نیروها و استعدادهای درونی و معطل گذاردن آنها، و عدم تلاش و کوشش در راه بارور کردن آنها - که به منزله خاموش نمودن چراغ سعادت، و حرکت در جهت سقوط در ورطه رذائل اخلاقی است - و نیز بسیاری از انحرافات و گرایش های باطل و مبتلا شدن به انواع هلاکت ها و آلودگی ها در واقع از عدم شناخت ارزش واقعی انسان سرچشمه می گیرد. و از همین جا به ریشه طفره رفتن و شانه خالی کردن بسیاری از افراد - از زیر بار مسئولیت بزرگ - تربیت نفس و تهذیب اخلاق خود - پی می بریم. چه آنکه عاقلی تن به نابودی اشیای قیمتی خود نمی دهد، چون ارزش آن را می داند.
مولای تربیت یافتگان مکتب ادب و اخلاق چنین می فرمایند:
من لم یعرف نفسه، بعد عن سبیل النجاة و خبط فی الضلال و الجهالات.(32)
هرکه نفس خویش را نشناسد (و به ارزش والای آن پی نبرد) از راه سعادت و رستگاری دور افتاده و به بی راهه گمراهی و نادانی فرو خواهد افتاد.
و نیز فرموده اند:
من عرف شرف معناه عن دناءة شهوته و زور مناه.(33)
کسی که گوهر انسانی و شرافت باطنی خود را بشناسد، خویش را از پستی شهوات و آرزوهای باطلش محفوظ خواهد داشت.

ه: تربیت برای همه

اسلام جمیع افراد بشر - با وجود انواع ویژگی ها و خصایص وراثتی و با هرگونه سرشت و طبیعت و خلق و خوی، و رشد یافته در هر محیط و شرایطی - را قابل تربیت تلقی می کند، و عملاً او را در معرض تعلیم و تربیت و درس خداپرستی و فراگیری سجایای اخلاقی و روش های پاک عملی قرار می دهد، تا با آموزش و پرورش متناسب با برنامه های مقدس الهی به حیات انسانی زنده گردیده و ذخایر مقدسی که در باطن او به ودیعت گذاشته شده، از قوه به فعلیت درآید.
پیشتر یادآور شدیم که اگر همه وراثت ها قطعی و غیر قابل تغییر بود، و تمام صفات ناپسند و خلقیات والدین در سرنوشت اولاد تأثیری حتمی و غیر قابل تغییر داشت، قیام انبیاء الهی و تعالیم ادیان آسمانی و کوشش مصلحان و آموزگاران تعلیم و تربیت، بی فایده و لغو می بود.

و: آغاز تربیت

اگرچه تربیت به ظاهر از بدو تولد آغاز می شود، ولی با در نظر داشتن تأثیر جنبه های وراثتی در تربیت، زمینه آن سال ها قبل از تولد فرزند، و در واقع به هنگام انتخاب همسر فراهم می گردد.
از این رو شارع مقدس در مورد انتخاب همسری شایسته عنایتی خاص مبذول فرموده که ان شاء الله این بحث را تفصیلاً در آینده مطرح خواهیم کرد.
تربیت در سنین اولیه زندگی نیز دارای ارزش و اهمیت خاصی است، زیرا علاوه بر اینکه کودکان نوعاً در این دوران پیوسته با پدر و مادر مأنوس هستند، روحیه تأثیرپذیری در آنها نیز بیشتر می باشد.
از این رو پیش از آنکه دشمنان و گمراهان و بدخواهان، فرزندان ما را با بدآموزی و برنامه های سوء خود گمراه نمایند، باید از همان اوان کودکی مراقب آنها بوده، در تربیت آنان کوشا باشیم.
فرزندی که در خردسالی تربیت نشود، امکان اصلاح و تربیت او در آینده اندک و تأثیرگذاری بر او دشوار می شود.
بنابراین، سهل انگاری در امر تربیت در این سال ها زیان فراوانی را به همراه خواهد داشت. هرگز نباید امر تربیت فرزندان را به حساب اینکه هنوز خردسال هستند و نمی فهمند به تأخیر انداخت، زیرا روح پذیرش از آغاز تولد در آنها پدید می آید.