فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

(مبادی دانش تربیت)

مفهوم تربیت
تربیت مقدمه اخلاق
لزوم تربیت
گفتار معصومین (صلی الله علیه و آله و سلم)
تربیت و شناخت
تربیت برای همه
آغاز تربیت
تربیت مداوم
تربیت و محیط فاسد
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
اگر از عمرت تنها دو روز باقی مانده، یک روزش را برای فراگیری ادب و تربیت اختصاص بده تا به هنگام مرگ از آن یاری بجویی.

الف: مفهوم تربیت

تربیت به معنای پرورش دادن و پروراندن است. و پروراندن هر چیزی به کمال رساندن آن است تا تمام قابلیت های آن شکوفا گردد.
بنابر این معنا، پرورش دادن گیاهان برای رسیدن به رشد مطلوب، نوعی تربیت محسوب می شود. و در تربیت انسان پرورش دادن جسم و روح اوست به گونه ای که به کمال شایسته خود برسد.
به عبارت دیگر: تربیت در انسان به معنای فراهم آوردن زمینه رشد و پرورش استعدادهای درونی و قوای جسمانی و روانی او برای وصول به کمال مطلوب است. و این کار در واقع عملی است آگاهانه با هدف رشد دادن، ساختن، دگرگون کردن و شکوفا نمودن استعدادهای مادرزادی بشر.
هر مکتبی بر اساس هدفی که دارد طرح تربیتی مخصوصی را دنبال می کند و بر اساس اغراض و و هدف های خود انسان را برای وصول به آن اهداف در خدمت می گیرد. از این رو تعریف تربیت در اصطلاح هر مکتبی از دیدگاه آن مکتب نسبت به انسان است.
مکتب هائی که طرح تربیتی دارند، به خاطر عدم شناخت ابعاد مختلف آدمی به تمام استعدادهای او توجهی نکرده، بلکه منکر عمق و وسعت ابعاد وجودی انسان هستند. تنها مکتب اسلام است که به همه جنبه ها و ابعاد و استعدادهای گوناگون انسان توجه کامل نموده است.
تربیت از دیدگاه اسلام؛ ایجاد زمینه رشد در جنبه های مختلف عقلی، فکری، اعتقادی، اخلاقی، عاطفی، روانی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و ارائه راه درست اندیشیدن و نیکو زیستن - به گونه ای که آدمی را از مرحله حیوانیت به مرتبه کامل انسانی برساند - می باشد.
به بیانی دیگر: تربیت به معنای فراهم آوردن زمینه فکری برای به فعلیت رساندن قوا و استعدادهای نهفته آدمی و تعدیل غرائز در جهت رساندن انسان به هدف نهایی خود - که مقام قرب خداوند و خلیفةاللهی است - می باشد.
نظرات تربیتی اسلام محدود به رفتار شخصی انسان در زندگی نیست بلکه جمیع مسائل فردی و اجتماعی را بر اساس فطرت و ارزش های واقعی انسان، مدنظر دارد و برای تمام ابعاد پیچیده او - که روان شناسی غرب به جهت عدم آگاهی به حقیقت انسان از آن طفره رفته - در چارچوب فرامین الهی طرح و برنامه عملی دارد، و تنها به فرضیه و تئوری قناعت نکرده بلکه با ارائه الگو (و سرمشق های تضمین شده از انسان های ساخته شده به دست خداوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) او را در راه کمال و تعالی خود یاری کرده، راه او را هموار و تسهیل می نماید.
اما در روان شناسی تربیتی غرب تنها بر پایه رفتار انسان و بر اساس تجربه کندوکاو می شود.
روان شناسان غربی رفتار انسان را از دوره جنین بررسی و ریشه روانی آن را با متدهای تجربی و علمی تحقیق کرده، و تئوری های خود را در آزمایشگاه های روانی مورد آزمایش قرار می دهند، ولی نتیجه اکثر آزمایش ها با شخصیت حقیقی انسان سازگار نیست، زیرا شخصیت والای انسان در محیط تحقیقاتی روان شناسی و تربیتی غرب تنزل کرده، و به جهت تلقی نادرست آنان از انسان به عنوان حیوانی تکامل یافته، شرافت آدمی و ارزش های متعالی او نادیده گرفته می شود.
روان شناسی غرب در عین حال که ریشه روانی مشکلات و جرایم بی شمار جوامع خود را در کاستی ارزش های شخصیتی انسان می داند و حتی نمونه های فراوانی هم در این زمینه ارائه می دهد، به طوری که اگر از یک مربی غربی سؤال کنیم: برای تربیت انسان متعهد و مسئول چه باید کرد؟ با قاطعیت می گوید: باید شخصیت او را در خانواده و مدرسه و جامعه بالا برد ولی عملاً به جهت عدم شناخت انسان در کانون های علمی و تحقیقاتی و روانکاوی، شخصیت انسان را تا حد یک حیوان پایین می آورد.
از آن بدتر در جوامع کمونیستی است که انسان تا حد یک مهره تنزل می یابد. در فرهنگ شرق همه اصالت ها به جامعه داده می شود و انسان در مقابل اهداف اجتماعی قربانی گشته، تمام ارزش های والای او به عنوان ره آورد استعمار پامال می گردد، و به اخلاق و طرح های تربیتی که متناسب با شأن انسان و روحیات و نیازهای اوست از این دریچه نگاه می شود. و بر همین اساس بدون در نظر گرفتن ارزش های اخلاقی و تربیتی، او را به صورت ماشینی متحرک و خالی از هرگونه احساس و عواطف انسانی به خدمت می گیرند.

ب: تربیت مقدمه اخلاق

همانطور که قبلاً نیز یادآور شدیم در تربیت معنای پروراندن و سرایت دادن لحاظ شده، در حالی که اخلاق حاصل تربیت و نتیجه آن است.
و به بیانی دیگر: مجموعه ملکات نفسانی و خصایص روحی و فضایل و صفات عالیه انسانی که به صورت ملکات راسخه در نفس آمده، و مهمترین ثمره تربیت صحیح می باشد، اخلاق نیکو نامیده می شود.
البته همان گونه که تخلق به صفات نیکو نشأت گرفته از تربیت صحیح اسلامی است، صفات ناپسند و رذائل قبیح حیوانی نیز که به عنوان اخلاق سوء نامیده می شود، زاییده دوری از برنامه های تربیتی صحیح و یا نتیجه تربیت بر اساس برنامه های غیر منطبق با فطرت انسان است.(14)
تبیین مباحث اخلاقی و بررسی صفات پسندیده و خصلتهای ناروا را به رساله فرهنگ اخلاق وا می گذاریم.