فرهنگ تربیت

نویسنده : عباس اسماعیلی یزدی

کمال از نظر اسلام

از نظر اسلام جمیع مخلوقات در جهت کمال و رشد و تعالی و هدفی که ایده آل آنهاست هدایت فطری شده اند. آیات قرآنی نیز با بیان های مختلف بدین معنا اشاره دارد، مثل آیه شریفه ای که می فرماید:
ربنا الذی أعطی کل شی ء خلقه ثم هدی.(5)
پروردگار ما همان است که همه اشیاء را نعمت حیات بخشیده، سپس هدایت (تکوینی) را بر ایشان مقرر فرموده است.
انسان نیز مانند سایر مخلوقات، بر اساس فطرتی که او را به سوی تکمیل نواقص و رفع حوائجش فرا می خواند آفریده شده، لکن به واسطه وجود اختیاری که در نهاد او به ودیعت گذاشته شده، و به خاطر نیازها و احتیاجات تکوینی بیشتری که دارد نمی تواند همه نواقص خود را به تنهائی تکمیل نماید، بلکه کمال کامل و حقیقی انسان از دیدگاه اسلام مستلزم تعاون و همکاری و مساعدت های فراوانی است که از مسیر ازدواج آغاز و با مشارکت و تلاش جمعی در رفع موانع حیات انسانی و تأمین نیازهای عامه و ایجاد زمینه تشکیل محیطی سالم برای رشد و تعالی انسان ها امکان پذیر می گردد.
و در این مسیر، نیازمند اصول و قوانینی است علمی و محتاج راه و روش و سننی است علمی، که از قابلیت ها و خواسته های نهادینه شده او ریشه گرفته، پاسخگوی احتیاجات حقیقی او باشد. و این همان مفاد و محتوای کلی ادیان الهی است و فطری بودن دین نیز می تواند به معنای همسویی و موافقت اصول و احکام اسلامی با فطرت توحیدی انسان باشد:
فأقم وجهک للدین حنیفاً فطرت الله التی فطر الناس علیها.(6)
پس روی خود را به سوی این دین حنیف کن (با اعتدال کامل و توجه تمام به دین، اقبال نمای، که مطابق است) با همان فطرت و سرشتی که خداوند، مردم را بر آن سرشت آفریده است.
طرز تفکر افراد اجتماع - درباره حقیقت زندگی دنیا و بینش آنان درباره آغاز و پایان جهان - به هر شکلی باشد، سنت هائی که در آن اجتماع وضع می شود همانگونه شکل می گیرد.
و به عبارت دیگر؛ صورت و شکل زندگی با اختلاف در اصول اعتقادی مختلف می گردد.
از دیدگاه اسلام، انسان هدف و غایتی ندارد مگر سعادت و کمال، و خوشبختی و کمال جز برآورده شدن نیازهای حقیقی و به فعل رسیدن قوا و استعدادها و مقتضیات واقعی او چیزی نیست.
گرچه حرکت به سوی کمال و سعادت، حتی در محیطهای ناسالم و غیر شایسته نیز امکان پذیر است و بسیاری از اولیای الهی در آلوده ترین جوامع بشری توانسته اند به عالی ترین مراحل کمال نائل گردند، لیکن تحقق کمال و سعادت برای نوع انسانها، تنها در صورتی میسر است که اجتماعی صالح برپا گردد، اجتماعی که در آن، سنت ها و قوانین صالح و منطبق با خواسته ها و نیازهای حقیقی انسان حکومت کند، و این جز در سایه اعتقاد به اصولی علمی و پای بندی به سنت ها و روش های علمی نشأت گرفته از وحی - که منطبق و هم جهت با سیر تکاملی تکوین و همسو با خواسته های فطری بشر است - میسر نیست.
سعادت و کمال حقیقی انسان در گرو شناخت درست، کامل و واقع بینانه اوست. از اینرو اسلام معتقد است تنها خالق انسان که آگاه به تمام جنبه های روحی و جسمی اوست باید برای کمال وی برنامه ریزی نماید.
اسلام با واقع بینی و بر اساس فطرت و از طریق وحی، با استمداد و استخدام عقل و با توجه به ابعاد مختلف معنوی و مادی انسان، و با عنایت به خواسته های فطری و نیازهای روحی و جسمی او، با ارائه برنامه های عملی متناسب، و تشریع قوانین هماهنگ با تکوین، مردم را به ایمان به خدا و پذیرش دعوت انبیا، و اعتقاد به روز جزا فرا خوانده، و ضمن تعالیم عالیه خود، بر تطهیر نفس از ناپاکی ها و پلیدی ها، و تخلق به اخلاق پاک و صفات عالی انسانی تأکید و سفارش فراوان نموده است.
در عین حال، ضمن دعوت به پرهیز از هرگونه افراط و تفریط در مسیر اصلاح نفس، او را از لذایذ طبیعی که از خواسته های فطری بشر است، محروم نگردانیده است.(7)
لکن با محاسبه صحیح نیازهای واقعی انسان، بهره بردن از مظاهر لذت بخش دنیوی را تا آنجا که تار و پود سعادت او را بر باد ندهد، و جامعه را به ناپاکی و پلیدی نکشاند، مجاز شمرده است.
اسلام سعادت بشر را در گرو برآورده شدن تمام نیازهای اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی، سیاسی، فردی و اجتماعی انسان دانسته، در عین تأکید فراوان بر اهمیت امور معنوی و ایمان و اخلاق و فضایل انسانی، به جنبه های مادی و طبیعی بشر نیز توجهی خاص مبذول فرموده، پیروان خود را به فعالیت های اقتصادی و به کارگیری نیروی انسانی و بهره برداری از ذخایر طبیعی برای رفع نیازهای مادی و تأمین سلامت فرد و جامعه دعوت نموده است و در این زمینه احادیث فراوانی وارد شده است.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
الکاد علی عیاله (من حلال) کالمجاهد فی سبیل الله.(8)
کسی که برای (تحصیل معاش) خانواده اش از راه حلال کوشش و فعالیت کند همانند مجاهد در راه خداست.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
من أکل من کد یده یکون یوم القیامة فی عداد الأنبیاء و یأخذ ثواب الأنبیاء.(9)
کسی که از دست رنج خود استفاده کند در قیامت در زمره انبیا محشور گردد و پاداش آنان به او داده شود.
امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوار خود روایت کرده که امیرمؤمنان (علیه السلام) فرموده اند:
من وجد ماء و تراباً ثم افتقر فأبعده الله.(10)
کسی که آب و خاک (منابع طبیعی) در اختیار داشته باشد (ولی نیروی انسانی خود را به کار نبندد) و با تهیدستی بگذراند، خداوند او را از (رحمت) خود دور کند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
اگر ساعت انقراض عالم و قیام قیامت فرا رسد و در دست یکی از شما نهال درختی باشد، چنانچه به قدر کاشتن آن فرصت دارد آن را بکارد.(11)
ابن عباس گوید: هرگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به کسی التفات می نمودند، و مورد توجه آن حضرت قرار می گرفت، سؤال می کردند:
آیا شغلی دارد؟ اگر جواب منفی داده می شد، می فرمودند: از چشم من افتاد. و چون از سبب آن سؤال می شد می فرمودند: اگر مؤمن شغلی نداشته باشد دینش را وسیله امرار معاش قرار می دهد.(12)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
العبادة عشرة أجزاء تسعة أجزاء فی طلب الحلال.(13)
عبادت ده جزء است نه جزء آن در طلب روزی حلال است.

(مبادی دانش تربیت)

مفهوم تربیت
تربیت مقدمه اخلاق
لزوم تربیت
گفتار معصومین (صلی الله علیه و آله و سلم)
تربیت و شناخت
تربیت برای همه
آغاز تربیت
تربیت مداوم
تربیت و محیط فاسد
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
اگر از عمرت تنها دو روز باقی مانده، یک روزش را برای فراگیری ادب و تربیت اختصاص بده تا به هنگام مرگ از آن یاری بجویی.

الف: مفهوم تربیت

تربیت به معنای پرورش دادن و پروراندن است. و پروراندن هر چیزی به کمال رساندن آن است تا تمام قابلیت های آن شکوفا گردد.
بنابر این معنا، پرورش دادن گیاهان برای رسیدن به رشد مطلوب، نوعی تربیت محسوب می شود. و در تربیت انسان پرورش دادن جسم و روح اوست به گونه ای که به کمال شایسته خود برسد.
به عبارت دیگر: تربیت در انسان به معنای فراهم آوردن زمینه رشد و پرورش استعدادهای درونی و قوای جسمانی و روانی او برای وصول به کمال مطلوب است. و این کار در واقع عملی است آگاهانه با هدف رشد دادن، ساختن، دگرگون کردن و شکوفا نمودن استعدادهای مادرزادی بشر.
هر مکتبی بر اساس هدفی که دارد طرح تربیتی مخصوصی را دنبال می کند و بر اساس اغراض و و هدف های خود انسان را برای وصول به آن اهداف در خدمت می گیرد. از این رو تعریف تربیت در اصطلاح هر مکتبی از دیدگاه آن مکتب نسبت به انسان است.
مکتب هائی که طرح تربیتی دارند، به خاطر عدم شناخت ابعاد مختلف آدمی به تمام استعدادهای او توجهی نکرده، بلکه منکر عمق و وسعت ابعاد وجودی انسان هستند. تنها مکتب اسلام است که به همه جنبه ها و ابعاد و استعدادهای گوناگون انسان توجه کامل نموده است.
تربیت از دیدگاه اسلام؛ ایجاد زمینه رشد در جنبه های مختلف عقلی، فکری، اعتقادی، اخلاقی، عاطفی، روانی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و ارائه راه درست اندیشیدن و نیکو زیستن - به گونه ای که آدمی را از مرحله حیوانیت به مرتبه کامل انسانی برساند - می باشد.
به بیانی دیگر: تربیت به معنای فراهم آوردن زمینه فکری برای به فعلیت رساندن قوا و استعدادهای نهفته آدمی و تعدیل غرائز در جهت رساندن انسان به هدف نهایی خود - که مقام قرب خداوند و خلیفةاللهی است - می باشد.
نظرات تربیتی اسلام محدود به رفتار شخصی انسان در زندگی نیست بلکه جمیع مسائل فردی و اجتماعی را بر اساس فطرت و ارزش های واقعی انسان، مدنظر دارد و برای تمام ابعاد پیچیده او - که روان شناسی غرب به جهت عدم آگاهی به حقیقت انسان از آن طفره رفته - در چارچوب فرامین الهی طرح و برنامه عملی دارد، و تنها به فرضیه و تئوری قناعت نکرده بلکه با ارائه الگو (و سرمشق های تضمین شده از انسان های ساخته شده به دست خداوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) او را در راه کمال و تعالی خود یاری کرده، راه او را هموار و تسهیل می نماید.
اما در روان شناسی تربیتی غرب تنها بر پایه رفتار انسان و بر اساس تجربه کندوکاو می شود.
روان شناسان غربی رفتار انسان را از دوره جنین بررسی و ریشه روانی آن را با متدهای تجربی و علمی تحقیق کرده، و تئوری های خود را در آزمایشگاه های روانی مورد آزمایش قرار می دهند، ولی نتیجه اکثر آزمایش ها با شخصیت حقیقی انسان سازگار نیست، زیرا شخصیت والای انسان در محیط تحقیقاتی روان شناسی و تربیتی غرب تنزل کرده، و به جهت تلقی نادرست آنان از انسان به عنوان حیوانی تکامل یافته، شرافت آدمی و ارزش های متعالی او نادیده گرفته می شود.
روان شناسی غرب در عین حال که ریشه روانی مشکلات و جرایم بی شمار جوامع خود را در کاستی ارزش های شخصیتی انسان می داند و حتی نمونه های فراوانی هم در این زمینه ارائه می دهد، به طوری که اگر از یک مربی غربی سؤال کنیم: برای تربیت انسان متعهد و مسئول چه باید کرد؟ با قاطعیت می گوید: باید شخصیت او را در خانواده و مدرسه و جامعه بالا برد ولی عملاً به جهت عدم شناخت انسان در کانون های علمی و تحقیقاتی و روانکاوی، شخصیت انسان را تا حد یک حیوان پایین می آورد.
از آن بدتر در جوامع کمونیستی است که انسان تا حد یک مهره تنزل می یابد. در فرهنگ شرق همه اصالت ها به جامعه داده می شود و انسان در مقابل اهداف اجتماعی قربانی گشته، تمام ارزش های والای او به عنوان ره آورد استعمار پامال می گردد، و به اخلاق و طرح های تربیتی که متناسب با شأن انسان و روحیات و نیازهای اوست از این دریچه نگاه می شود. و بر همین اساس بدون در نظر گرفتن ارزش های اخلاقی و تربیتی، او را به صورت ماشینی متحرک و خالی از هرگونه احساس و عواطف انسانی به خدمت می گیرند.