الگوی زندگی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : حبیب الله احمدی

پیش گفتار

ترت شناسی

انسان تشنه کام هماره در تکاپوی یافتن کوثری است که بتواند خویش را سیراب کند. قرآن و عترت کوثر معارف الهی اند که در میان انسان ها جاری می باشند. برای بهره وری از کوثر معارف ذهن ها مانند ظرف ها درون کوثر فرو رفته و از آب زلال به مقدار ظرفیت خود پر می شوند. بدین جهت اذهانی که می خواهند از این مبدأ بهره گیرند باید بستری را فراهم آورند تا تشنه کامی آنان سیراب شود. در فراهم آوردن چنین بستری نکاتی باید اندیشه شود که به آنها اشاره می شود.
الف: نکته اول در بهره وری از کوثر معارف باید ذهن ها زلال و شفاف و خالی از هر گونه پیش داوری باشند. زیرا با آلودگی های این سویی معارف الهی رنگ و بوی بشری به خود گرفته و آمیخته به اندیشه های این سویی خواهد شد. قرآن و عترت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم هر دو یک منبع زلال معارفند دو وحی و مصون از هر گونه آلودگی و پیراسته از هرگونه باطل گرایی و شک و تردید می باشند. قرآن و عترت هر دو حجت الهی، خالص و زلال و شفاف می باشند. باید در فهم این دو و برداشت های معرفی نیز بدور از هرگونه پیرایه در پیشگاه این دو زانو زد، تا زمینه بهره وری فراهم شود.
عترت همانند قرآن مصون از هر گونه خطا و خطر است. عترت همانند قرآن حجت خداست و تمام شؤون آن سرچشمه زلال معارف است. شؤون عترت در گفتار و رفتار و حتی سکوت آن متجلی است و همه این شؤون بر دیگران برهان و دلیل الهی می باشد برای دست رسی به این شؤون باید با ذهنی خالی از پیش داور در محضرت عترت زانو بر زمین نهاد، تا از کوثر جرعه نوشید. به همین سبب همان گونه که تحمیل پیش فرض ها بر قرآن تحریف تفسیری و برداشت های انحراف و به اصطلاح تفسیر به رأی خواهد بود، آمیزش سیره و و رفتار و گفتار عترت به اندیشه های این سویی نیز سوء برداشت از سیره عترت و در واقع آمیختگی بین سیره عترت و دیگر برداشت بوده و مانع بهره وری از کوثر معارف خواهد بود.
ب: وحی الهی که در قرآن و عترت متجلی است تا رسیدن به گوش مردم و در اختیار قرار گرفتن مصون از هر خطر است تا هدفی اصلی تأمین شود و مردم به حقیقت آن دسترسی پیدا کنند. قرآن و عترت هر دو از یک سرچشمه یعنی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم پدیدار می شوند: انی تارک فیکم الثقلین. فرجام آن دو نیز همان سرآغاز آنان است: لن یفترقاً حتی یردا علی الحوض. و این دو تا در دسترس قرار گرفتن مردم مصون از هر خطرند.
رسالت سفیران الهی در بعد اطلاع رسانی تا این مرحله است لیعلم ان قد ابلغوا رسالات ربهم(1). بعد از این مرحله این مردم هستند که در بهره گیری از این منبع متفاوت می باشند. برخی برای رهنمون شدن با فراهم آوردن شرایط از این آب زلال می نوشند. برخی وحی را با آلودگی ظرف ها و اندیشه های این سویی می آلایند. معجونی از وحی و غیر وحی را در اختیار دارند. و برخی نیز پیرایه های فراوان بر اطراف وحی بخصوص عترت آویخته می نمایند. قرآن و عترت تا رسیدن به دست مردم مصون از تحریف می باشند. از آن مرحله به بعد برداشت های گوناگون از این منبع رخ می دهد. تفسیر به رأی های فراوان از زمان نزول قرآن تا کنون پیرایه های که به عنوان گفتار و رفتار عترت مطرح است، از این سمت جهت می گیرند. به همین جهت برای بهره وری از سیره و روش عترت باید پیرایه ها را پیرایش نموده تا به زلال کوثر رسید. غبارهای خرافه و پیرایه ها همواره چهره ها را تیره چه بسا تاریک می نمایند.
ج: شرط دیگری نیز در بهره گیری از قرآن و عترت مطرح ساخته است و آن این که همان گونه که قرآن یک مجموعه گفتار الهی است؛ و در رسیدن به دیدگاه قرآن می توان بخشی از آیات آن را ملاک قرار داد بلکه فرد در صورتی توان رسیدن به دیدگاه قرآن را خواهد داشت که بر قرآن احاطه و اشراف داشته باشد. برداشت از قرآن و رسیدن به دیدگاه قرآن اشراف و آشنایی با فنون سخن و محاوره ای قرآن را می طلبد. و باید آگاهی صحیح از تمام محتوای قرآن داشته باشد؛ در غیر این صورت برداشت، دیدگاه قرآن نخواهد شد. همانند صدر و ذیل یک آیه می شود که لا تقربوا الصلوة... را مشاهده نموده لیکن ذیل آن: و انتم سکری را نادیده انگاشته است، که نتیجه آن این است که به نماز نزدیک نشوید و نماز بر پا ندارید!
معرفی چهره عترت و برداشت از راه و رسم آن نیز بدون اشراف و احاطه به ابعاد زندگی عترت ممکن نخواهد بود. اگر کسی بخشی از گفتار و رفتار عترت را ملاک داوری و بهره وری قرار داد، همانند مثال ملای رومی خواهد شد که افرادی در تاریکی فیلی را لمس می نمایند هرکس به هر عضوی از اعضای فیل تماس حاصل می کند نوع برداشت خویش را رنگ آمیزی می نماید. یکی می گوید ستون، دیگری می گوید تخته سنگ و سومی می گوید بادبزن را لمس کردم!
عترت یک مجموعه راه و روش است که در افراد متعدد تبلور دارد. لیکن همان گونه که زندگی با نشیب و فراز یک فرد، یک مجموعه روش است و کسی نمی تواند یک روی داد و یا چند موضوع گیری وی را ملاک داوری قرار دهد، بلکه باید برای بهره وری از سیرت و روش به ابعاد زندگی آن اشراف حاصل کند. بهره گیری از سیره عترت نیز باید با اشراف به زندگی و موضع گیری ها و رفتار و گفتار مجموعه عترت باشد. حتی با بهره گیری و اشراف به ابعاد زندگی یک فرد از عترت نیز نمی توان اکتفا نمود، زیرا که: کلهم نور واحد. همه عترت یک حقیقت است. شرط بهره وری صحیح از سیره و روش عترت افزون بر احاطه به خصوصیات زندگی هر فرد، بیاد اشراف به خصوصیات همگان داشته باشد تا به دیدگاه صحیح دست رسی حاصل کند.
معرفی دین با معرفی منابع آن قرآن و عترت شکل می گیرد. با تأسف بیاد اعتراف کرد که در این راستا بسی تفسیرهای ناسازاوار رخ داده است و بسی پیرایه ها با اعتماد به تاریخ و عباراتی به عنوان روایت و نیز برداشت سست و بی اساس افراد با، با سیره عترت آمیخته شده است.
در سیره نگاری باید توجه به این نکات محوری و عمیق معطوف گردد و همان گونه که دامن قرآن باید از تفسیر به رأی ها پیراسته شود، دامن عترت نیز از آمیختگی به خرافات و رفتارهای دون شأن عترت پالایش گردد. و تا این مهم تحقق نیابد دست رسی به کوثر معارف ناممکن خواهد بود.
در سیره نگاری از اعتماد به روایات ضعیف که با روش محکم عترت ناسازگار است باید پرهیز نمود. از اعتماد به تاریخ که با محکمات از سیره و روش قرآن و عترت همواره نیست دوری نمود. زیرا همان گونه که قرآن محکم و متشابه دارد، روایات و آثار عترت نیز محکم و متشابه دارد. افزون بر پیرایه هایی که در این راستا رخ داده است، سیره نگار باید علاوه بر پیرایش و خرافه زدایی، متشابه های سیره در رفتار و گفتار را به محکمات آنها بازگرداند تا به برداشت صحیح دست رسی حاصل کند.

امام علی الگوی زندگی

شاخص ترین فرد عترت علی علیه السلام می باشد. ابعاد زندگی علی به گستره وجودی انسان است . قلم نگارش باید در همان آغاز به عجز خودش اعتراف کند، که توان نگارش ابعاده ویژگی های امام همام را ندارد. و خرسندی نگارنده از آن جهت است که به درگاه کریمانه اش عذر آورم که به یقین حضرتش پذیرا خواهد بود، و الا در توان کدام توانمندی است که در اطراف دریای فضایل ساحل پیمانی کند. تنها ممکن است به عنوان نمی ازیم شیرینی فضایل آن را به کام حق باوران بچشاند. امام همام در تمام ابعاد زندگی الگوی دیگران است. در آگاهی و اندیشه و حق باوری، در تقوا و طهارت، در تحمل بردباری، در نبرد و جهاد، در مدیریت و مردم داری و ایثار و فداکاری، در عطوفت و مهربانی، در همگرایی و همدلی مظهر و آینه عبرت و الگوی همگان است.
برای الگوگیری و بهره وری از الگوها باید سیره آنان پیراسته از خرافات و آمیختگی های بشری باشد. به امید آنکه در این نوشتار کوتاه بهره ای از این حقیقت را برده باشیم و توانسته باشیم به این هدف و لو اندک دست یازی نماییم.
این نوشتار در چهار بخش تنظیم شده است. در بخش اول نگاهی کوتاه به زندگی پربار حضرت افکنده، در بخش دوم برخی فضایل امام را مورد توجه قرار داده، و در بخش سوم سیره امام در حفظ آرمان و ارزش های الهی تحلیل شده است؛ و در آخرین بخش موضع گیری های امام در برابر گروه ها و روی دادهای زمان پرفراز و نشیب حضرت مورد بررسی قرار گرفته است.