از خاک تا خدا

نویسنده : جواد محدثی

با شما

ای کاش عمر ما
در امتداد شاید و افسوس نگذرد!
ای کاش لحظه های فراری
در پنجه اراده ما، رام تر شود
ای کاش اضطراب درونی
با تابش فروغ حقیقت
آرام تر شود...(1)
اگر شوق روییدن و ذوق نو شدن داشته باشیم، نمی توانیم در برابر خانه دل بی تفاوت بنشینیم و شاهد نشستن گرد و غبار غفلت بر سر و سیمای وجدان و فطرت باشیم.
می توانیم فاصله آنچه هستیم تا آنچه باید باشیم را با پای اراده و بال شوق طی کنیم و از این که اکنون کجاییم و دیروز کجا بودیم و فردا کجا باید باشیم، تصور روشن و امید بخشی داشته باشیم و گرفتار یأس نشویم.
از قدیمی ترین و کهنه ترین واژه های همیشه تازه، یکی هم خودسازی است که هیچ وقت از جاذبه نمی افتد. تا انسان انسان است و برخوردار از کشش های عقلانی و نفسانی و درگیر نزاع عقل و نفس در میدان درونی خویش، بحث تهذیب نفس و خودسازی است، بحثی امروزی و کاربردی است، به ویژه برای جوانان.
ما شاهد گذشت سریع و بی رحمانه زمان و عمریم.
گاهی به طول عمر، بیش از عرض و عمق آن می اندیشیم. این نشانه بی برکتی عمر و کم سویی دید و نگاه است.
سرمایه ای را که به نام عمر از دست می دهیم، اگر به موازات آن دست آوردی نداشته باشیم، بازنده ایم. خودسازی برای جلوگیری از همین باخت هاست.
می توان نحوه سپری کردن عمر را به کشت و کار در مزرعه عمر تشبیه کرد. هر چه بکاریم، همان را برداشت می کنیم.
اگر جوانی را که فصل بذر افشانی در این مزرعه است، به غفلت بگذرانیم، هنگام برداشت محصول، خواهیم دید که بذری افشانده ایم، نه نهالی کاشته ایم و نه امیدی به چیدن میوه و ثمر و برداشت محصول از خرمن عمر داریم. این برای فرزانگانی که قدر سرمایه های معنوی خویش را می دانند، زیبنده و قانع کننده نیست.
بعضی چوب حراج به عمرشان می زنند،
بذر فرصت ها را در شوره زار عمر، هدر می دهند،
کالای جان و سرمایه عمر را زیر قیمت می فروشند و چون به بهای وجود خود توجهی ندارند، به آنچه کمتر از خودشان می ارزد، راضی می شوند. این بدترین و زیان بارترین تجارت است.
اگر عمر ما هم چهار فصل دارد، ما اکنون در فصل چندمیم؟ بهارانه زندگی می کنیم، یا در خزانیم و رو به زمستان؟
کی فرصت می کنیم که پرونده روح و فکر و عمل خویش را بازخوانی کنیم و میزان سود و زیان خود را در بازار عمل بشناسیم و به خودمان نمره دهیم؟
آن گاه یک تصمیم جدید، یک تحول و دگرگونی و طلوع با چهره ای نو و نورانی.
باری... آنچه می خوانید، اشارات و بشاراتی است که می تواد انگیزه خودسازی را تقویت کند و راه را نشان می دهد، راهی که طولانی و پر سنگلاخ است و پیمودنش نیاز به بصیرت، اراده، انگیزه، نیرو و امید دارد.
فرصت های ویژه در طول سال - از جمله رمضان و شب قدر - را از دست ندهیم و این بهاری ترین فصل زندگی مان را با رویش معنوی و رشد اخلاقی پربارتر کنیم، که: پاک بودن در جوانی، شیوه پیغمبری است....
بیا که چهره دل را
به آب توبه بشوییم و پاک تر گردیم
بیا به فطرت بی عیب خویش برگردیم.
قم. جواد محدثی
1387 ش

1 : اردوی معنوی

به جاست که فرا رسیدن بهاری ترین ایام سال، یعنی ماه مبارک را گرامی بداریم و در قدوم خجسته آن که ما را به ضیافت الهی دعوت می کند و میهمان بزم حضور می سازد، دل و جان نثار کنیم.
آنچه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، در جمعه پایانی ماه شعبان با امت خویش و نسل های آینده در میان نهاد، نوید آمدن همین فصل بهاری بود، با شکوفه های رنگارنگ و معطر رحمت و برکت و مغفرت که رهاورد رویشی در باغ جان ها و مزرعه وجود انسان هاست: قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکه..(2)
اگر وجود خویش را به زمینی تشبیه کنیم، خودسازی و تهذیب نفس و گام زدن در مسیر معنویت و اخلاق، زراعت وجودی است و زدودن علف های هرزه و شاخ و برگ های آفت گرفته و خشکیده از این باغ است.
این جهان، مزرعه آخرت است - هر چه خواهد دلت ای دوست بکار
و اگر وجود خود را همچون نهالی بالنده و رو به رشد بدانیم، آراستگی به کمالات اخلاقی و ارزشهای معنوی، مثل شکفتن غنچه و به برگ و بار نشستن آن است، و دریغ از غنچه ای که نشکفته پرپر شود و شاخه ای که به بار ننشسته بشکند و خرمنی که به بهره نرسیده بسوزد.
بذر مزرعه وجود ما، موعظه و حکمت است، گاهی تنبه و بیداری، زمینه ساز شکفتن گل کمال می شود و زمانی هم قرار گرفتن در مدار جاذبه! یک روح قوی و عرفانی، یک پیام جان بخش و حیاتی، یک مناسبت الهام بخش و تحول آفرین، انسان را بالا می کشد، می رویاند و از خاک به افلاک می برد.
رمضان، یکی از همین گونه محورها و مدارها و جاذبه هاست، نمونه ای نیرومند و جامع که مجموعه ای از همه عوامل را در خویش دارد.
رمضان، با آمدنش عطری از بهشت می آورد.
هم بهار قرآن و تلاوت و موسم نیایش و راز و نیاز است،
هم فصل حضور در میعادگاه های معنویت بار مسجد و نماز و مجالس قرائت و دعا و توسل و حال و حضور و احیا و شب زنده داری است، هم موسم نشستن بر مائده تقوا و عفاف و بهره مندی از سفره قرآن است، هم ذخیره سازی عمل صالح و حسنات و زدودن آثار سیئات و فرصت توبه از گناهان و پاکی از رذایل است.
به جمع خلوتیان حضور مژده دهید
که خوان سبز ضیافت گشوده در رمضان
خبر دهید به مستان باده سحری
شبانه چهره جان
به آب دیده بشویند و پاکدل گردند
به شط شب، بلم استغاثه اندازند
و بادبان دعا را
به بیکرانه امواج دل برافرازند.
رمضان، یک اردوی معنوی است، به گستردگی همه خانه ها در همه شهرها و آبادی ها و هر جا که دلی به عشق خدا و محبت رسول می تپد و سایه قرآن بر آن جا افتاده است. افتتاحیه این اردو، رؤیت هلال در آغاز ماه است و اختتامیه آن، عید فطر و نماز عید است.
و... در این میانه، ماییم و درس ها و برداشت ها و بهره ها. مبادا که ایام اردو را به غفلت بگذرانیم.

2: فرصت ویژه

دل ها را از غربت یازده ماهه باید در آورد.
رمضان ماه آشتی با خداست. البته برای آنان که در ایام دیگر، با خدا بی رابطه بوده اند، یا ارتباطی سست و کمرنگ داشته اند. و گرنه، برای اهل دل، اوج لحظه های حضور در پیشگاه محبوب و فصل ویژه ارتباطهای بلند و با حال است.
تلاش در مسیر خودسازی، تکلیف همگانی و هرجایی و هرگاهی ماست. این وظیفه، در ماه رمضان که ماه خداست، دو چندان می شود و رها شدگان از دام ابلیس و نجات یافتگان از چنگ عادات زشت و زندان هوای نفس نیز در این موسم خدایی، بیش از فرصت ها و مناسبت های دیگرند. پس در ویژه بودنش حرفی نیست، ناچار برنامه های ویژه ای هم باید داشت.
تنوع خطوط رابطه با خدا در این ماه، چشم گیر است.
دعاهای روز و شب، سحرها و افطارها، تلاوت قرآن و انس با کتاب خدا، روزه داری و تلاش برای کف نفس از تمایلات، مهارزدن بر زبان و چشم و دل، صدقه و انفاق به مساکین، همدردی و همنوایی با محرومان، یاد آوری تشنگی و گرسنگی قیامت، همه و همه برنامه های خاص این ماه ویژه است و از ما نیز برخورد ویژه می طلبد.
بهار جان، رمضان است و روزهای نوروز
و حال ها همه در آستانه تحول
در این ضیافت نور
به شاخه های شب و روز اهل راز و نیاز
هماره می شکفد غنچه های ذکر و دعا
و در هوای لطیف خلوص و بیداری
رژیم عمق جان، گل شب بوی توبه می روید.
باید با حاکم ساختن اراده بر عادات بد و گناهان، نشان داد که استحقاق خلیفه اللهی را داریم و آن گوهر نهفته در سرشت ما، که فرشتگان را به سجود در برابر انسان واداشت، همان گوهر ناب هجرت الی الله و زیستن در فضای پاک فطرت است.
جوانان، در مناسب ترین دوران عمر خویش، بهتر از سال خوردگان می توانند جلوه های ملکوت را در زندگی خویش نشان دهند و با پای نهادن در جای گام اولیای دین، که ره یافتگان وادی سلوک و نوشندگان از چشمه زلال معرفت و یقین اند، ابلیس را از خود طرد کنند و خویش را از قلمرو سلطه شیطان بیرون آورند.
فرمان خداست که از ولایت شیطان گریخته و به ولایت رحمان در آییم و دنباله روی از وسوسه های نفسانی نکنیم.
فرصت یک ماهه رمضان، برنامه عملی برای تمرین ولایت پذیری از خداوند است.
این که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: درهای بهشت در این ماه باز است و درهای جهنم بسته و شیاطین در بندند، اشاره به همین حقیقت دارد که با غلبه بر تمنیات نفس و نه گفتن به اشتهای سیری ناپذیر آن، مالک خویش شویم و خود را از قید و بند دوزخ و شیطان برهانیم و بنده خدا شویم.
هر که به این عبودیت آزادی بخش دست یابد، از بردگی های غیر خدا می رهد.
این همان آزادگی است که در سایه بندگی به دست می آید و عزتی است که ثمره فروتنی و خاکساری در پیشگاه خداست.
گدای کوی تو، از هفت دولت آزاد است!