اعتبار و کاربرد روایات تفسیری

نویسنده : دکتر علی احمد ناصح

مقدمه

بی تردید قرآن کریم کارسازترین کتاب در سرنوشت مردم جهان بوده و هست؛ قرآن نه تنها در سرنوشت مسلمانان تأثیر ژرف داشته، بلکه در فرهنگ و تمدن و سرنوشت مردم جهان اثر گذار بوده است. قرآن مهم ترین سند حقانیت اسلام و معجزه ابدی آن باید کاویده و به شرح و تفسیر آن پرداخته شود. شایسته ترین فرد برای شرح و تفسیر این کتاب کسی است که مخاطب اصلی آن بوده و این کتاب بر وی نازل گشته و نیز خاندان او که عارف و آشنای به همه زوایای این کتاب مقدس می باشند.(1)
میان قرآن و سنت و عترت پیامبر ارتباط تنگانگی وجود دارد؛ به گونه ای که برای دست رسی به تفسیر صحیح این کتاب مقدس راهی مطمئن تر از مراجعه به سنت و عترت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت والای او وجود ندارد.(2)
چرا که قرآن کریم تفصیل پاره ای از امور و معارف آیات را به عهده سنت و بیان آن گذارده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در قرآن صریحاً به عنوان معلم و مبین قرآن معرفی گشته و پیروی از امر و نهی و توضیحات واجب و بیانش بیان وحی دانسته شده است.(3)
بنابراین تنها پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم (علیه السلام) اند که به سبب پیوند با منبع وحی می توانند به عمق معانی و مقاصد قرآن دست یابند.
امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
ما یستطیع أحد أن یدعی أن عنده جمیع القرآن کله ظاهره و باطنه غیرالاوصیاء؛(4)
احدی را به جز اوصیا و جانشینان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یارای آن نیست که مدعی شود، تمام ظاهر و باطن قرآن را می داند.
از طرفی عوامل گوناگونی باعث شده تا سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت او از دست وضع و جعل مصون نماند. عده ای با انگیزه های مختلف سخنانی را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت او نسبت داده و به عنوان سنت قلمداد کرده اند، که پذیرش آن آسان نیست.(5) وجود موضوعات فراوان به خصوص در باب تفسیر و اسباب نزول باعث شده است که عده ای به طور کلی به این دیدگاه افراطی قائل شوند که روایات این باب اصلاً اعتبار و ارزشی ندارد و باید همه را کنار زد.(6)
ولی در هر حال یک نکته مسلم است و آن این که در میان آن چه به عنوان سنت در اختیار ما قرار دارد و روایات تفسیری صحیح و معتبری نیز وجود دارد و هرگز نمی توان به بهانه وجود موضوعات و احادیث ساختگی همه روایات تفسیری را کنار گذارد، به ویژه آن که می دانیم در میان روایات تفسیری معصومان (علیه السلام)، به دلیل آشنایی آنان با کلام الهی و پیوند ناگستنی شان با کتاب خدا، آموزه های بسیار ارزش مندی نیز وجود دارد.
پرداختن به آن چه گذشت انگیزه اصلی انتخاب موضوع این رساله است؛ یعنی اهمیت روایات تفسیری و لزوم پرداختن به آنها از یک طرف و ایجاد پرسش های جدی درباره آنها از طرف دیگر باعث شد که نگارنده با راهنمایی اساتید بزرگوار به بحث و بررسی این روایات پرداخته و دو موضوع مهم از مباحث مربوط به این گونه احادیث را تحقیق نماید. آن دو موضوع عبارتند از:
1. اعتبار و ارزش روایات تفسیری و نقد و بررسی دیدگاه ها در مورد آن.
2. نقش و کاربرد روایات تفسیری و تبیین موارد کارآمدی آنها در مباحث مربوطه.
در پایان این مقدمه جهت رعایت اصول و نکاتی که در نگارش پایان نامه رعایت آنها الزامی است چند نکته را به اختصار یادآور می گردد:
1. عنوان تحقیق: عنوان این تحقیق، نقد و بررسی دیدگاه درباره نقش کاربرد و اعتبار روایات تفسیری است.
2. اهداف تحقیق: هدف کلی از انجام این تحقیق، اثبات ارزش و اعتبار روایات تفسیری و کارآمدی آنها در مجموعه معارف دینی است و نیز تبیین و تأکید این امر که اگر این دسته روایات مورد اعتنا قرار گیرند مجموعه ای بس گران بها از لطائف علوم و نکات دقیق فرا روی مراجعه کننده به آنها قرار می گیرد و در صورت بی اعتنایی، محرومیتی بزرگ را به دنبال خواهد داشت.(7) بدیهی است که اهداف ویژه و جزئی تری نیز مورد نظر بوده است که بخشی از آنها عبارتند از:
الف) آگاهی از دیدگاه های مختلف در بحث حجیت روایات تفسیری و اطلاع از ادله و مبانی هر دیدگاه؛
ب) اثبات کارآیی روایات مربوطه در بحث چینش و حیانی و توفیقی آیات؛
ج) استفاده از روایات تفسیری جهت اثبات جاودانگی و گستردگی مفاهیم آیات؛
د) اثبات این که روایات تفسیری در تعیین مبهات آیات به عنوان بهترین راه برای رفع ابهام کاربرد دارند؛
ه) اثبات کار ساز بودن روایات تفسیری برای رسیدن به روش های تفسیری امامان (علیه السلام)؛
و) اثبات این که مراجعه به روایات تفسری در ذیل آیات الاحکام برای درک صحیح احکام مربوطه بسیار ضروری و کارساز است.
3. روش تحقیق: با توجه به ماهیت موضوع مورد پژوهش و اهداف مورد نظر نگارنده، روشی که برای انجام این تحقیق برگزیده شده، روش توصیفی و تاریخی است و مدارک و مستندات ما عمدتاً از آیات قرآن و روایات معصومان (علیه السلام) و نیز اقوال و آرای دانشمندان علوم معارف مربوط به قرآن و حدیث انتخاب گردیده اند.
4. پیشینه پژوهش: تا آن جا که نگارنده اطلاع دارد دو موضوع اعتبار و کاربرد روایات تفسیری مخصوصاً آن چه مربوط به موارد کاربرد می شود، تحقیق جامع و معتنابهی که ما را از پژوهش بی نیاز کند صورت نپذیرفته و یا در دست رس ما قرار نگرفته است. تنها موردی که به رسم سپاس یاد آوری آن را بر خود واجب می داند مقاله ای بود از حضرت استاد آیه الله معرفت تحت عنوان کاربرد حدیث در تفسیر - به صورت خطی - که با بزرگواری آن را در اختیار این جانب قرار داده و دست مایه اصلی این تحقیق در فصل اول یعنی بحث اعتبار و حجیت بود.
5. اهمیت و ارزش تحقیق: آشنایی با آرا و نظرات گوناگون در زمینه ارزش و اعتبار و یا عدم اعتبار روایت تفسیری و آگاهی از موارد کارساز بودن آنها در عرصه های مختلف معارف قرآنی از اهداف ارزش مند این تحقیق است؛ هم چنین نتیجه این تحقیق نشان خواهد داد که برای رسیدن به فهم و درک و صحیح آیات قرآن کریم یکی از مطمئن ترین راه ها که هیچ قرآن پژوهشی را از مراجعه به آن گریزی نیست، رجوع به روایات تفسیری معصومان (علیه السلام) است.
6. نکته قابل ذکر دیگر در این زمینه - که به اختصار می گردد - این است که: نتیجه این تحقیق نشان می دهد که در بحث اعتبار و حجیت روایات تفسیری بر خلاف آن چه از عنوان بحث به ذهن می آید هر دو گروه یعنی هم موافقان حجیت و هم مخالفان، اصل حجیت بودن سنت معصومان (علیه السلام) در تفسیر قرآن را پذیرفته و بر این نکته که دریافت و فهم و تفسیر معصوم (علیه السلام) برای ما حجت است اتفاق نظر دارند و بحث در حقیقت بر این محور استوار است که آیا فهم و درک معصوم (علیه السلام) که از راه خبر واحد به دست ما رسیده باشد، معتبر است و می توان آن را رأی و نظر امام به حساب آورد یا خیر؛ به تعبیر دیگر عنوان اصلی مسئله مورد نزاع این است که آیا با خبر واحد رأی و برداشت معصوم برای ما قابل دریافت است یا نه؟
7. این رساله در یک مقدمه، سه فصل و یک خاتمه به شرح ذیل سامان یافته است.
فصل اول: اعتبار و حجیت روایات تفسیری.
فصل دوم: نقش و کاربرد روایات تفسیری در غیر آیات الاحکام. این فصل شامل پنج بخش به این ترتیب است:
1. کاربرد روایات در اثبات چینش توقیفی آیات.
2. کاربرد روایات در اثبات جاودانگی و استفاده مفاهیم گسترده از آیات.
3. کاربرد روایات در تعیین مبهمات قرآنی.
4. کاربرد روایات در استخراج روش های تفسیری معصومان (علیه السلام).
5. کاربرد روایات در تبیین واژه ها و مفردات آیات.
فصل سوم: کاربرد روایات در آیات الاحکام. این فصل در چهار بخش به این شرح تنظیم گشته است:
1. کاربرد روایات در آیات الاحکام (عبادات)
2. کاربرد روایات در آیات الاحکام (معاملات)
3. کاربرد روایات در آیات الاحکام (احوال شخصیه)
4. کاربرد روایات در آیات الاحکام (جنایات، حدود و تعزیرات)
در آخرین بخش این رساله که خاتمه نام گذاری شده است ضمن یک جمع بندی نتایج به دست آمده توضیح داده شده و پیشنهادهایی ارائه گشته است.

فصل اول: اعتبار و حجیت روایات تفسیری

همان گونه که گذشت موضوع این رساله اعتبار و کاربرد احادیث تفسیری است و عمدتاً موارد نقش آفرینی و کاربرد احادیث تفسیری مورد تحقیق قرار گرفته و درباره اعتبار و حجیت این گونه احادیث به اختصار و در حد یک گزارش و جمع بندی، مطالبی عرضه شده است. در آغاز پس از طرح موضوع اعتبار و یا عدم اعتبار این گونه روایات، دو دیدگاه عمده در این مورد را تقریر نموده با مهم ترین طرف داران هر یک از دیدگاه های فوق و سخنان آنان آشنا می شویم و در نهایت با یک جمع بندی دیدگاهی که خود به آن رسیده ایم، ضمن ارائه نکاتی داده و این فصل را به پایان می بریم.

تقریر محل بحث

اعتبار و حجیت مجموعه روایات غیر فقهی از جمله روایاتی که به احادیث تفسیری موسوند از دیرباز مورد گفت و گو میان دانشمندان اسلامی قرار گرفته است و چنان که می دانیم در این باره دیدگاه واحدی که مورد پذیرش همگان باشد، وجود نداشته است.
در آغاز تذکر یک نکته ضروری است که با قطع نظر از نسبتی که به گروهی مانند شیخ مفید، سید مرتضی، ابن ادریس، قاضی ابن براج و طبرسی مبنی بر عدم حجیت خبر واحد به طور مطلق - چه در فقه و چه غیر آن - داده شده است، بیشتر فقها و اصولیان اصل حجیت خبر واحد را پذیرفته اند. بنابراین موضوع بحث ما یعنی اعتبار و حجیت و یا عدم اعتبار احادیث تفسیری فرع بر پذیرش اصل اعتبار و حجیت خبر واحد بوده و بعد از پذیرش آن قابل طرح می باشد. در نتیجه بسیار طبیعی خواهد بود که ما اعتبار و یا عدم این گونه احادیث را فقط در محدوده آرا و نظریات کسانی جست و جو خواهیم کرد که اصل حجیت خبر واحد را با قطع نظر از اختلافات جانبی آن پذیرفته اند.
با مطالعه و دقت در سخنان ارائه شده از ناحیه کسانی که اصل حجیت خبر واحد را پذیرفته اند به این نتیجه می رسیم که دو دیدگاه عمده در زمینه روایات غیر فقهی و از جمله احادیث تفسیری وجود دارد.
قبل از تبیین این دو دیدگاه یادآوری نکاتی لازم به نظر می رسد.
1. همان گونه که خواهد آمد دو دیدگاه در مورد عدم اعتبار روایات تفسیری وجود دارد، ولی این دو دیدگاه عمده و اصلی است و طبیعی خواهد بود اگر اصحاب و طرف داران هر کدام از دو دیدگاه فوق، صد در صد همه سخن و دلیل و مبنایشان با یک دیگر سازگار نباشد؛ به تعبیر دیگر ما همه کسانی که در نهایت حجیت خبر واحد در تفسیر را پذیرفته اند اصحاب یک دیدگاه به حساب آورده ایم، گرچه خود این افراد ممکن است مبنایی را به غیر از آن چه دیگری انتخاب کرده برگزیده باشد، پس آن چه برای ما ملاک قرار گرفته تا جمعی را به عنوان طرف داران یک دیدگاه به حساب آوردیم، در حقیقت پذیرش و یا عدم پذیرش حجیت خبر واحد در تفسیر از نظر آنان بوده است.
2. هر دو گروه فوق اصل حجیت داشتن بیانات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم (علیه السلام) درباره تفسیر آیات قرآنی را قبول دارند و در این کلام آن بزرگواران در تفسیر آیات قرآن از اعتبار و ارزش خاص خویش برخوردار است اختلافی وجود ندارد. اختلاف بر سر آن است که آیا همان گونه که با خبر متواتر و یا خبر غیر متواتر محفوف به قرائن قطعی، گفته معصوم (علیه السلام) برای ما ثابت می شود، از طریق خبر واحد نیز می توان به گفته معصوم دست یافت یا خیر؟ پس در حقیقت اختلاف به این بر می گردد که گفته معصوم از چه طرفی برای ما ثابت می گردد؛ آیا فقط از طریق خبر متواتر است و یا خبر غیر متواتر محفوف به قرائن و یا از طریق خبر واحد غیر محفوف به قرائن نیز می توان به رأی و نظر امام معصوم دست یافت. و الا در این که گفته معصوم در مورد تفسیر آیات قرآن حجیت دارد هیچ اشکالی وجود ندارد.
3. بحث حجیت و عدم حجیت روایات غیر فقهی از جمله روایات تفسیری به طور عمده در آثار دانشمندان شیعه مطرح شده است و دانشمندان اهل سنت کمتر متعرض این بحث شده اند، چرا که آنان از این جهت فرقی میان روایات قائل نشده و کسانی از اهل سنت که حجیت خبر واحد را پذیرفته اند، حجیت آن را در باب تفسیر نیز قبول دارند.
علامه طباطبائی (رحمه الله) در این باره می گوید: خبر غیر قطعی که در اصطلاح خبر واحد نامیده می شود و حجیت آن در میان مسلمین مورد خلاف است، منوط به نظر کسی است که به تفسیر می پردازد، و در میان اهل سنت نوعاً به خبر واحد که در اصطلاح صحیح نامیده می شود، مطلقاً عمل می کنند و در میان شیعه آن چه اکنون در علم اصول تقریباً مسلم است، این است که خبر واحد موثوق الصدور در احکام شرعیه حجت است و در غیر آنها اعتبار ندارد.(8)
پس از تذکر این سه نکته، با دیدگاه های موجود در این بحث و طرف داران عمده هر یک از دو دیدگاه همراه با ادله آنان آشنا می شویم: