برنامه سعادت «ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة»

نویسنده : سید ابن طاووس مترجم : سید محمد باقر حسینی گلپایگانی‏

شرح حال (مؤلف) قدس سره الشریف

نام و نسب شریف او، هو رضی الدین ابو القاسم علی بن سعد الدین ابی ابراهیم موسی بن جعفر بن محمد بن احمد بن محمد بن احمد بن ابی عبد الله محمد الطاوس بن اسحاق بن حسن بن محمد بن سلیمان بن داود بن الحسن المثنی بن الامام الحسن المجتبی بن امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیهما السلام و معروف است بسید بن طاوس نسبت بجد اعلای خود محمد بن اسحاق که چون جمالی زیبا و صورتی نیکو داشت و لکن پاهای وی مناسب با جمال وی نبوده طاوسش نامیدند.
از طرف پدر حسنی، و از طرف مادر حسینی است، زیرا که والده ماجده جد اعلای او سلیمان بن داود (ام کلثوم) دختر حضرت علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام است.
والده ماجده وی دختر شیخ عالم زاهد ورام بن ابی فراس حلی صاحب کتاب (تنبیه الخواطر و نزهة الناظر) معروف به (مجموعه ورام) است.
والده ماجده پدر بزرگوارش، دختر شیخ الطائفه ابی جعفر محمد بن الحسن الطوسی است، چنانچه خود در کتابهای خود تصریح نموده است، و در موارد بسیار از شیخ الطائفة به جد یا جد والدی، و از شیخ ابو علی حسن بن شیخ طوسی به خال یا خال والدی تعبیر فرموده است.
تاریخ و محل ولادت او
- ولادتش در روز پنجشنبه نیمه ماه محرم سال 589 بوده، چنانچه خود در فصل نهم از همین کتاب ب آن تصریح فرموده است، و محل ولادتش شهر حله بوده است، و در هر یک از کربلا و نجف و کاظمین سه سال اقامت نموده است و قصد داشته که سه سال هم در سامراء (که در آن زمان مانند صومعه در بیابانی بوده است) توقف نماید، و در حدود پانزده سال در بغداد در زمان بنی العباس اقامت نموده، و پس از آن بحله و نجف مراجعت کرده و مجددا در زمان دولت مغول به بغداد بازگشت نموده و متصدی امر نقابت بوده است.
تاریخ وفات او
- وفات سید قدس سره در سال 664 در بغداد واقع شد، و جنازه مقدسش را بنجف اشرف حمل کردند، و در جوار قبر مولانا امیر المؤمنین علیه السلام بخاک سپردند، اما ماه وفات سید را در کتاب (هدیة الاحباب) پنجم ذی القعده سال 664 نوشته، و لکن علامه خبیر آقای حاج شیخ آقا بزرگ طهرانی ادام اللَّه ظله العالی در شرح حال سید که در اول همین کتاب طبع نجف چاپ شده است ماه جمادی الثانیه سال 664 مرقوم فرموده است.
مقامات علمی او
مقام و مراتب علمی سید قدس سره محتاج به بیان نیست، (آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است) و از مراجعه بمؤلفات او مقام علمی و تبحر وی در فنون کثیره بر اهل بصیرت واضح و آشکار میگردد.
مقام تقوی و ورع و زهد او
مقام قدس و تقوی و ورع و زهد سید قدس سره بالاتر از آنست که وصف شود، بس است در مقام مقدس جنابش اینکه مکرر بشرف حضور امام عصر عجل الله فرجه الشریف مشرف شده است، که خود او و علمای اعلام نقل نموده اند که فوق حد تواتر و مسلم عند الکل است، و مقام زهد و عدم اعتنای وی بشئون دنیوی محتاج به بیان نیست، مکرر خلفاء و سلاطین و وزراء با اصرار زیاد مناصب و مقامات عالیه را بر او عرضه داشتند و قبول ننموده و رد کرده است مگر در مواقع ضرورت، چنانچه در زمان هلاکوخان مقام نقابت علویین را که جد وی محمد ملقب بطاوس هم دارا بوده قبول فرموده است، و چند نفر از این خانه دان نیز دارای این مقام و منصب بوده اند، و قریب چهار سال متصدی این مقام بوده، و بمصالح علویین و قضای حوائج آنان و رفع ظلم و تعدی از ایشان و سایر شئون اجتماعی آنان قیام نموده است، و بعد از وی نقابت باولاد او منتقل شده است.
و در جلالت شأن او کافی است مدائحی که آیت الله علامه حلی در اجازه بنی زهره از وی نموده، و او را ازهد و اعبد زمان خود و صاحب کرامات دانسته است.
و صاحب (روضات الجنات) گوید: از جمله کرامات و مقامات سید تشرف او بملاقات حضرت صاحب الزمان و مکالمات او با آن حضرت است.
و از جمله مقامات سید قدس سره اهمیت دادن باستخاره است، چنانچه خود در کتاب (الاستخارات) فرموده است که: بعضی از ارباب مناصب هنگامی که در جانب غربی بغداد ساکن بودم مرا طلب نمود، و من در طول بیست و دو روز برای ملاقاتش همه روزه استخاره نمودم و غیر از لا تفعل نیامد- یا سه لا تفعل متوالی یا در ضمن چهار رقعه و بعد- بر من معلوم شد که خیر من در ملاقات وی نبوده است.
و نیز میفرماید: در زمانی که در بغداد بودم برای چند روزی بحله رفتم. و بعضی از خویشان من بمن اظهار کرد که با بعضی از فرمانروایان و بزرگان آنجا ملاقات نمایم، و من همه روزه صبح و شام استخاره نمودم- تا پنجاه استخاره- و همه لا تفعل بود، و بعد برای من معلوم شد که مصلحت من در عدم ملاقات وی بوده است، و اگر ملاقات کرده بودم ضرر عظیمی بمن میرسید.
و نیز صاحب (روضات) گوید: و از جمله مقامات سید قدس سره متبرک نمودن کفن خود است در اماکن مقدسه که خود فرموده است که: در عرفات از اول وقوف تا غروب عرفه کفن را بنحو خاصی بلند نموده، و بعد از آن بخانه کعبه و حجر الاسود، و قبر مطهر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و روضه ائمه بقیع علیهم السلام، و بعد از آن بضریح سیدنا امیر المؤمنین علیه السلام در نجف، و بعد از آن بضریح حسینی در کربلا، و بعد از آن بضریح حضرت موسی بن جعفر و حضرت جواد. و بعد از آن بضریح عسکریین علیهما السلام و محل غیبت امام زمان علیه السلام متبرک نمودم، و تمام اینها برای نیل بشفاعت ایشان علیهم السلام، و نجات از فزعهای آخرت ببرکت ایشان علیهم السلام بوده است، و آن کفن در نزد وی بسیار عزیز و محترم بوده است، تا اینکه میفرماید: در روایت وارد شده است که کفن را قبل از مرگ مهیا نمائید، و همیشه ب آن نظر کنید. و من این کار را مینمایم، و گوئیا خود را مشاهده میکنم که آن را پوشیده و در پیشگاه خداوند متعال ایستاده ام (انتهی ملخصا) و نیز صاحب (روضات) میفرماید: و از جمله مقامات سید قدس سره اینست که قبر خود را در زمان حیات خود در نجف اشرف مهیا نموده بود، چنانچه خود میفرماید: این کار را برای این کردم که خود را مهمان مولای خود علی بن ابی طالب علیه السلام قرار دهم، و بحضرتش پناه برده و بجنابش متوسل گردم، و قبر خود را پائین پای والد خود قرار دادم، زیرا که خداوند امر بخفض جناح نسبت به والدین فرموده است، و باحسان بایشان وصیت کرده است، پس خواستم که سر من پائین پای ایشان بوده باشد (انتهی ملخصا) و نیز میفرماید: و از مقامات سید قدس سره اینست که میفرماید: جدم ورام بن ابی فراس وصیت نمود که نگینی از عقیق که بر آن اسماء ائمه علیهم السلام نقش باشد بعد از موت او در دهانش بگذارند، و چون وی کسی است که بافعال او تأسی می شود من هم بر نگینی از عقیق این کلمات را (اللَّه ربی و محمد نبیی و علی ... (و باقی ائمه را نام برده است) ائمتی و وسیلتی) نقش نموده و وصیت کردم که بعد از مرگم در دهانم بگذارند که ان شاء اللَّه در قبرم جواب ملکین بوده باشد (انتهی).
و از کارهای مهم سید قدس سره که سبب نجات جمع کثیری از هلاکت شده اینست که در سال 656 که هلاکوخان بغداد را فتح کرد امر نمود که علماء را جمع نموده و از ایشان استفتاء نمایند که: آیا سلطان کافر عادل افضل است؟ یا سلطان مسلمان جابر ظالم؟ پس علما را در مستنصریّه جمع کردند و این مطلب را از ایشان پرسش نمودند، علماء تماما متحیر ماندند که در جواب چه بنویسند، و سید بزرگوار علی بن طاوس نیز حاضر بود، و مقام او محترم و بر سایرین تقدم داشت، چون تحیر علما را دید کاغذ را گرفته و بخط خود نوشت: کافر عادل از مسلمان جابر افضل است، پس علما همه باو تاسی نموده و بخط خود ذیل ورقه را امضا نمودند (و بدین وسیله جمع کثیری از هلاکت نجات یافتند).
و در میان سید و وزیر قمی مؤید الدین محمد بن محمد بن عبد الکریم، وزیر ناصر و پسر او ظاهر، و مستنصر خلفاء عباسی صداقت و دوستی مؤکد بوده است، چنانچه در میان او و وزیر ابن علقمی و پسر او صاحب المخزن نیز دوستی مؤکد بوده است.
و از شدت ورع و احتیاط سید قدس سره اینست که با آن همه تالیف و تصنیف، از نوشتن کتب فقهیه و فتوی دادن خودداری نموده است، چنانچه خود فرموده است: بدان که من بتألیف کتاب (غیاث سلطان الوری لسکان الثری) در قضاء نماز اموات از کتب فقهیه اکتفا کردم، و کتاب دیگری تصنیف نکردم، زیرا که مصلحت دنیا و آخرت خود را در اجتناب از فتوی در احکام شرعیه دیدم، برای اختلافاتی که در میان فقهاء اصحاب در تکالیف نقلیه و روایات وارده دیدم، و کلام خداوند جل جلاله را در باره عزیزترین خلق خود محمد صلی الله علیه و آله دیدم که میفرماید: و لو تقول علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین تا آخر آیه، پس اگر کتابی در فقه تصنیف نمایم که بعد از من ب آن عمل شود منافی با تورع من از فتوی است، و داخل در خطر آیه شریفه فوق خواهم بود، زیرا که اگر تهدید خداوند جل جلاله نسبت برسول عزیز خود چنین باشد، پس حال من در پیشگاه حضرتش اگر فتوائی بخطا دهم یا تصنیف غلطی نمایم چگونه خواهد بود؟ ملخص از روضات).
مشایخ و اساتید سید قدس سره
مشایخ و اساتید سید قدس سره چنانچه علامه خبیر آقای حاج شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب کتاب (الذریعه) در شرح حال سید نوشته که در اول همین کتاب طبع نجف اشرف چاپ شده است عبارتند از:
1- الشیخ حسین بن احمد السوراوی که در تاریخ ج 2 (607) بوی اجازه داده است.
2- الشیخ ابو الحسن علی بن یحیی الحناط که در تاریخ ع 1 (609) بوی اجازه داده است.
3- الشیخ ابو السعادات اسعد بن عبد القاهر اصفهانی مؤلف کتاب (رشح الولاء) که در تاریخ (635) بوی اجازه داده است.
4- الشیخ نجیب الدین بن نما.
5- السید شمس الدین فخار بن معد الموسوی.
6- السید صفی الدین محمد بن معد الموسوی.
7- الشیخ تاج الدین الحسن الدربی.
8- الشیخ سدید الدین سالم بن محفوظ بن غزیرة السوراوی.
9- السید ابو حامد محیی الدین محمد بن عبد اللَّه بن زهرة الحلبی، پسر برادر صاحب (الغنیه).
10- الشیخ نجیب الدین یحیی بن محمد السوراوی، که شرح حال این ده نفر در خاتمه مستدرک صفحه (472) مذکور است.
11- السید کمال الدین حیدر بن محمد بن زید بن محمد بن عبد اللَّه الحسینی، که سید در روز شنبه شانزدهم جمادی الثانیه سال (620) بر او قرائت نموده است، چنانچه خود در باب (194) از کتاب (الیقین) خود ذکر کرده است.
12- و از مشایخ سید محب الدین محمد بن محمود معروف بابن نجار بغدادی متوفی در سال (643) صاحب (ذیل تاریخ بغداد) و غیره است از علماء عامه، که سید در کتب خود از او بسیار روایت نماید.
شاگردان سید که از وی روایت نموده اند
شاگردان و تلامذه سید چنانچه علامه طهرانی ذکر نموده عبارتند از:
1- الشیخ سدید الدین یوسف بن علی بن مطهر، والد علامه حلی.
2- الشیخ جمال الدین یوسف بن حاتم شامی 3- آیة اللَّه علامه حلی جمال الدین حسن بن یوسف.
4- فرزند برادر او السید غیاث الدین عبد الکریم بن ابی الفضائل احمد بن طاوس 5- الشیخ تقی الدین حسن بن داود حلی، مؤلف (رجال).
6- الشیخ محمد بن احمد بن صالح القسینی.
7 و 8 و 9- پسران شیخ قسینی مذکور الشیخ ابراهیم الشیخ جعفر، الشیخ علی، که برای آنان در سال وفاتش (ج 2- 664) اجازه نوشته است.
10- السید احمد بن محمد علوی.
11- السید نجم الدین محمد بن الموسوی.
12- الشیخ محمد بن بشیر، که این سه نفر را نیز با آن سه نفر در اجازه که ذکر شد شریک نموده است.
و در همین کتاب (کشف المحجة) بدو فرزند خود (النقیب صفی الدین محمد) و (النقیب رضی الدین علی) و بدو خواهرشان نیز اجازه روایتی داده است.
مؤلفات و مصنفات سید قدس سره
بدان که علاوه بر صفات ذات، و نورانیت قلب. و خلوص در عمل، و حسن نیتی که خداوند متعال بسید قدس سره عنایت فرموده است، وسائل بسیار دیگری نیز برای او مهیا
فرموده است که برای احدی مهیا نفرموده است، که از آن جمله کتابهای معتبر بسیاریست که سید دارا بوده و بدست ما نرسیده است مگر قلیلی از آنها، که اگر سید در تألیفات خود آنها را نقل نکرده بود هر آینه ما از فوائد و تعلیمات آن صفر الید و بی نصیب بودیم، که در وقت تألیف کتاب (اقبال) (سال 650) دارای یک هزار و پانصد جلد کتاب از کتب معتبره بوده است، و این عدد از کتاب آنهم در آن زمان که از چاپ خبری نبوده و با هزاران خون دل کتب را نوشته و تهیه مینمودند قابل توجه و اهمیت است، و خدا داند که تا آخر عمر بچند جلد کتاب دیگر دست یافته است.
و در همین کتاب (فصل 140) که در سال (649) تألیف نموده انواع کتابهائی که دارا بوده است ذکر نموده است، که از آن جمله شصت مجلد کتاب در خصوص ادعیه بوده است، و در اواخر کتاب (مهج الدعوات) که قبل از وفاتش بدو سال (662) تألیف نموده میفرماید:
بیش از هفتاد جلد کتاب در ادعیه در کتابخانه من موجود است.
خلاصه با چنین وسائل و اسبابی که خداوند باو عنایت فرموده است، تا آخر عمر بتألیف و تصنیف کتابهائی که مورد رضای خدا و رسول و ائمه علیهم السلام بوده مشغول بوده است که برای عموم مردم شفای امراض مزمنه روحیه، و عاهات و بلیات جسمیه است، پس بدین سبب او را قدوه و مقتدای عباد و آنان را رهین منت وی قرار داده است، و از موائد نعمتهای او آنان را متنعم فرموده است، زیرا که عمل کردن بدستوراتی که در کتب عملیه او است شفای کامل از تمام امراض دنیویه و وصول بسعادت ابدیه خواهد بود.
و از تدبر و تفکر در کتب علمیه او چنان قوت یقین و جزم بعقاید دینیه در قلوب راسخ شود که هرگز شبهات معاندین و ضلالتهای مبتدعین در آن اثر ننماید، و بالجمله برای سید قدس سره حق عظیمی است بر کافه مسلمانان، زیرا که در کتب خود آنان را بمعرفت رب العالمین و رسول امین و اوصیاء او ائمه میامین علیهم السلام دلالت نموده، و بطریق عبادت، و کیفیت سیر و سلوک الی اللَّه ارشادشان فرموده، و طریق محاسبه و مراقبه و تهذیب نفس و سایر مراتب مکارم اخلاق را تعلیمشان نموده است، و تمام این تعلیمات را از معادن علوم دینیه و اهل بیت وحی و عصمت از اصول و کتب معتبره اخذ نموده است که خداوند متعال برای وی مهیا فرموده است، که چنانچه اشاره شد بجز قلیلی از آنها بما نرسیده است، که اگر جمع و تدوین وی نبود ما از آنها صفر الید بودیم.
و خود سید قدس سره بعضی از تألیفات و تصنیفات خود را در کتاب (الاجازات لکشف طرق المفازات) خود ذکر نموده است، و علامه مجلسی قدس سره الشریف بعضی از آنها را در مجلد اجازات بحار الانوار صفحه 18 ذکر کرده است.
و در فصل 140 از همین کتاب بعضی از تألیفات خود را ذکر نموده، و نام 12 کتاب را برده است، طالبین ب آن فصل رجوع نمایند، ما بتکرار آن نپردازیم.
و اما مؤلفاتی که در آن فصل ذکر نکرده است و علامه طهرانی در شرح حال سید که در تاریخ 25 محرم 1370 مرقوم فرموده و در اول این کتاب طبع نجف اشرف چاپ شده ذکر نموده است عبارتند از:
اقبال مضمار السبق جمال الأسبوع مهج الدعوات المجتنی محاسبة الملائکة الکرام الاجازات فرج الهموم الملاحم و الفتن الطرف سعد السعود الیقین کتاب (ری الظم آن) من مروی محمد بن عبد اللَّه بن سلیمان، که میفرماید نه خود سید در کتاب «الاجازات» و نه علمائی که ترجمه حال سید را نوشته اند ذکری از آن نکرده اند، بلکه خود سید در باب 188 از کتاب «الیقین» خود آن را نام برده است و از مؤلفات سید کتاب «سالک المحتاج الی مناسک الحاج» است که خود در فصل 144 از همین کتاب نام برده است
کتاب حاضر
و از مؤلفات سید قدس سره همین کتاب حاضر است «کشف المحجة لثمرة المهجة » که بعنوان وصیت بفرزند خود تألیف نموده است و نام دیگری هم برای این کتاب اختیار کرده است (اسعاد ثمرة الفؤاد علی سعادة الدنیا و المعاد) «چنانچه خود در فصل از همین کتاب خطاب بفرزند خود میفرماید: اگر بخواهی آن را «اسعاد ثمرة الفؤاد علی سعادة الدنیا و المعاد» بنام و اگر میخواهی آن را «کشف المحجة با کف الحجة» بنام» علامه طهرانی میفرماید: الحق اسمی است که از آسمان نازل شده است؛ زیرا که متکفل سعادت دارین و عمل کننده ب آن سعادتمند نشأتین است، و با این کوچکی بر کتابهای بزرگی که در اخلاق و سیر و سلوک نوشته شده است فضیلت و برتری دارد، و چون بنظر انصاف بنگری سالک الی اللَّه را از سایر کتب از قبیل احیاء و شفاء و اسفار بی نیاز نماید انتهی، اجمالا این کتاب شریف محتاج بتوصیف و تعریف نیست بلکه معارف و مطالب مهمی که در بر دارد بر عظمت و اهمیت آن دلیلی است واضح و آفتابی است درخشنده، فجزاه اللَّه عن الاسلام و المسلمین خیر الجزاء.
سید محمد باقر شهیدی
شرح حال (مترجم) سید محمد باقر بن الحاج سید هاشم حسینی گلپایگانی
شرح حال مترجم- در سال 1318 قمری در گلپایگان متولد شده و مقدمات و عربیت را در نزد اساتید محل فرا گرفته، و در سال 1338 بنجف اشرف مشرف شده و سطوح را در نزد علماء اعلام آن آستان قدس علوی تحصیل نموده، که عمده آنان آیت اللَّه مشکینی مرحوم آقا میرزا ابو الحسن صاحب حاشیه بر کفایه قدس سره است، و در حدود یک سال و نیم هم در سامراء از برکات آن آستان قدس بهره مند شده، و در سال 1342 بایران مراجعت و باصفهان مسافرت و از علمای آن دار العلم استفاده نموده که عمده ایشان مرحوم آیت اللَّه آقای حاج سید محمد صادق بوده، و مجددا در سال 1345 بنجف اشرف مراجعت و از محضر مقدس مراجع وقت حضرت آیت اللَّه عراقی مرحوم آقا ضیاء الدین: و حضرت آیت اللَّه اصفهانی مرحوم آقا سید ابو الحسن، و حضرت آیت اللَّه نائینی مرحوم آقا میرزا محمد حسین قدس اللَّه أسرارهم و غیر ایشان استفاده نموده، و در سال 1349 به رنگون عاصمه برما (هند و چین) مسافرت نمود و تا سال 1361 در آنجا بانجام وظائف دینی و تبلیغ احکام اشتغال داشته و در اثناء جنگ جهانی دوم در اثر بمبارد شدن رنگون پس از متواری بودن دو ماه در جنگلها بفضل خداوند متعال بایران مراجعت و در شهر اراک بانجام وظائف دینی از اقامه جماعت و تدریس و تبلیغ احکام اشتغال داشته، تا در سال 1365 پس از زیارت عتبات عالیات بطهران آمده، و تا حال در این شهر بانجام وظائف دینی اشتغال دارد، و مدت قلیلی هم در قم از محضر مقدس مرحوم آیت اللَّه بروجردی آقای حاجی آقا حسین بهره مند شده، و تا حال مکرر بزیارت عتبات عالیات و آستان قدس رضوی موفق و مشرف شده است، و مکرر (7 مرتبه) بحج بیت اللَّه الحرام و زیارت مدینه منوره موفق و مشرف شده است که خود «مترجم» شرح حال خود را مفصلا با ذکر اساتید و تألیفات خود در اول کتاب «در دو درمان» یا امراض جامعه و علاج آن که در طهران بطبع رسیده است نوشته است و فقه اللَّه لما یحب و یرضی و جعل عاقبته خیرا من الاولی و الحمد اللَّه اولا و آخرا و الصلاة و السلام علی خیر خلقه محمد خاتم المرسلین و آله الطیبین الطاهرین

پیشگفتار مؤلف

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
چنین گوید بنده و مملوک خدا سید امام عالم عامل فقیه کامل علامه فاضل زاهد عابد ورع مجاهد اوحد دهره و فرید عصره، رضی الدین رکن الاسلام و المسلمین افتخار آل طه و یس جمال العارفین افضل السادة سید الشرف ابو القاسم، علی بن موسی بن جعفر بن محمد طاوسی علوی فاطمی داودی سلیمانی بلغه اللَّه فی الدارین مناه و کبت اعدائه بمحمد و آله.
خداوند جل جلاله را ببیان مقال و لسان حال حمد مینمایم حمدا دائم الاتصال و الکمال، که بنور معرفت خود. و اقرار و اعتراف بفضل و کمال خود، و جاری نمودن زبان مرا بثناخوانی و وصف جمال و جلال و بزرگواری خود بر من منت گذاشته است، خدائی که از روز ازل مرا در شمار آنان که بخلعت وجود مفتخر فرموده یاد نموده است، و از کتم عدم بعرصه وجودم آورده است، و در زمره ذخایر در این عالم که لسان حال آنان را از انکار و جحود حق حفظ فرموده قرارم داده است، هنگامی که آسمان و زمین را بخطاب: «ائتیا طوعا او کرها» مخاطب نموده یعنی بیائید با رضایت و میل، یا کراهت و بی میلی، و در جواب عرضه داشتند: اتینا طائعین با کمال میل و رغبت آمده و در مقام اطاعت و بندگی حاضریم، پس از آن گرامیم داشته باینکه از میان تمام موجودات بافتخار: «و لقد کرمنا بنی آدم» مفتخرم فرموده است، و از ذریه و نسل کسی که از میان پیغمبران برگزیده و تمام ملائکه را بسجده کردن باو امر فرموده است قرارم داده است، پس از آن بالطف و عنایت خود از اصلاب پدران بارحام مادران منتقلم فرموده در حالتی که از آن چه بر امتهای گذشته هالکه جاری شده مصون و محفوظم داشته است، و بکرم خود از طعن در انساب و سستی اسباب حفظم فرموده است، زیرا که مرا از ذریه سید المرسلین و خاتم النبیین و افضل العالمین، و از فروغ و نسل اکمل الوصیین و امام المتقین و کاشف اسرار رب العالمین، و میوه دل سیدة نساء العالمین قرار داده است که خداوند از هر عیب و نقصی پاکیزه و منزهشان نموده است، و بصنع کامل خود اخلاق ایشان را در اعلا مرتبه کمال قرار داده است، پس هر شرف و بزرگواری که بسبب ولادت، و کمال پدران و مادران در ایشان بوده و هست برای ما نیز هست و مشمول آن الطاف و سعادتها هستیم، و جمله از فوائد این اصول و شجره جلیله در ضمن فصول آینده ذکر خواهد شد.

فصل اول

بدان که آنچه را که میگویم نه آنست که از شرافت تقوی و پرهیزکاری غفلت داشته و در مقام خودستائی باشم، بلکه از این باب است که سالم بودن اعقاب از طعن، و منزه بودن انساب از لئامت و پستی خود از بزرگترین نعمتهای خداوند است که ما را باقرار و اعتراف بقدر و منزلت آن امر نموده، و در قرآن شریف بحدیث کردن و اظهار آن ترغیب و تحریص فرموده است (و اما بنعمة ربک فحدث).