باده گلگون «چهار صد و چهل کلمه در سلوک الی الله از آیة الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

نویسنده : تدوین و تحقیق و تصحیح:م الف

سخن آغازین

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله علی ما عرفنا من نفسه و الهمنا من شکره و فتح لنا من ابواب العلم بروبیته و دلنا علیه من الاخلاص له فی توحیده و اغلق عنا باب الحاجه الا الیه، حمداً یکون و صله الی طاعته و عفوه و سبباً الی رضوانه، والصلوه و السلام علی نبی الرحمه و مفتاح الخیر و البرکه، سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم اجمعین.
در روزگار و عصری که ذات اقدس حضرت احدیت بر امت اسلامی منت نهاد و به رهبری فقیهی عارف که سراسر وجودش را با خدا معامله کرده و فانی در حضرت حق جل جلاله شده بود، نظامی بر پایه اصول الهی شکل گرفت و هدایتهای آن پیر روشن ضمیر مسیحادم، آتش عشق به معارف توحیدی را در ضمیر پاک و آماده جوانان عزیز این مرز و بوم شعله ور ساخت و زبانه های آن، عالمیان را مات و مبهوت کرد، همواره این خطر احساس می شد و می شود که مبادا در اثر اندک غفلتی، امر تربیتشان به دست ظاهر فریبانی بیفتد که در لحظه هوشیاری، جز حسرت و ندامت و پشیمانی از خسرانی که دیده اند نصیبشان نگردد و سرمایه نقد عمرشان را به جای سلوک در صراط مستقیم، در دوری از خدا به باد دهند؛ و در طول تاریخ همواره چنین بوده است که هر قدر کالایی نفیس تر و ارزشمندتر و گران بهاتر باشد، غل و غش و تقلب در آن فراوان تر و بیشتر است و به راستی چه چیزی برای آدمی که گل سر سبد عالم خلقت است؛ و به راستی چه چیزی برای آدمی که گل سرسبد عالم خلقت است؛ گران بهاتر از گوهر عرفان و معرفت الهی که ارزشش به مقیاس و میزان در نیاید و در کریمه مبارکه به عنوان هدف غایی عالم خلقت معرفی شده که و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون(1) و بر همین اساس، عارف کامل تیزبین، حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) مشتاقان سیر و سلوک الی الله را هدایت نموده و به چنین خطری توجه داده و مطالعه و انس با کلمات جمال العارفین مرحوم آیه الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (رحمه الله علیه) را سفارش فرموده است، به این بیان که: ای عزیز! با کلمات ائمه هدی (علیه السلام) و کلمات بزرگان علماء، انس بگیر که در آن برکاتی است؛ فرضاً که از عرفا کسی را به بزرگی نمی شناسی، از علماء بزرگ معرفت و اخلاق، آنها را که پیش همه علماء مسلم اند پیروی کن و از علمای معاصر، کتب شیخ جلیل القدر، عارف القدر، عارف بالله، حاج میرزا جواد [آقا ملکی ] تبریزی (قدس سره) را مطالعه کن.(2)
جمال العارفین، آیه الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (قدس سره) سالک مستقیم مجذوبی است که حجاب های بین خود و خدایش را خرق کرده و تحت تربیت پرچمدار عرفان و توحید، حضرت جمال الاولیاء و العرفاء، آیه الله آخوند مولی حسینقلی همدانی (قدس سره) آن چنان استقامت و جدیتی از خود نشان داد که به مقام شهود معشوق ازلی و ابدی بار یافت.
آن بزرگ مرد در مدت شاگردی چهارده ساله اش در محضر مرحوم آخوند، آن چنان پیشرفتی کرد که خود خضر راه شد و مقام استادی و راهبریش، مورد تصدیق و امضای بار یافتگان به مقام شهود و وصل قرار گرفت و با بیان و بنان خود هدهدوار، طالبان مقام قرب و سالکان طریق توحید را به سیمرغ حقیقی راهبری می نماید.
او پیر راه پرخطری است که آئین دلبری را می داند و خبر از دامهای شیاطین جنی و انسی دارد و با راهنمایی های خود، قدم به قدم سالک را به پیش می برد و منزل به منزل او را قافله سالاری می کند تا کشتی طوفان زده اش را در بحر عمیق دنیا از گرداب دامها و موانع، به ساحل امن محبوب حقیقی برساند.
طریقت میرزا بر مبنای شریعت است و در مکتب تربیتی او رسیدن به حقیقت، بدون التزام عملی به ظواهر احکام که آداب عبودیت است نه تنها ناممکن می باشد، بلکه چیزی جز بعد عن الله را در پی نخواهد داشت.
دستورات او چون مشایخ و رفیقان سلوکیش از هرگونه اعوجاج و انحرافی که آدمی را از سلوک در صراط مستقیم منحرف کند، مبرا می باشد.
در مکتب سلوکی آن استوانه معرفت و توحید، بر قطب گرایی و مرید پروری و شهرت طلبی و دعوت به خود و ادعاهای صوفی مآبانه و فریفته کرامات شدن، خط بطلان کشیده شده است.
آن آیت عظیم الهی، سر تا پای وجودش دستور العمل بود و شب که می شد، دیوانه وار در صحن خانه قدم می زد و به این بیت مترنم بود که:
گر بشکافند سراپای من - جز تو نیابند در اعضای من
آنچه بر زیان و قلم آن عارف و اصل جاری شده است، روشنگر آن است که مقصد و هدفی جز مقصد قرآن و حدیث که تصفیه عقول و تزکیه نفوس و ایجاد قابلیت برای حصول کمال عبودیت است ندارد.
میرزا از استادان برجسته اخلاقی است که هم راهنمای سالکان است هم راهبر آنها، همرا علاج را ارائه می کند و هم بیماری را درمان می نماید.
مطالعه و انس با کلماتی که در این کتاب از آن عارف مناجاتی آمده است، قلوب قاسی را نرم کرده و دلهای ظلمانی را نور می بخشد و انسانهای غیر مهذب را به وادی تهذیب می کشاند و دامن نیاز آدمی را پر از گوهر عشق و محبت می سازد.
کلمات میرزا برای انسانهای آماده خودسازی بسان استاد اخلاق و تهذیب بوه و برای تشنگان معرفت، جام حیات و جاودانگی می باشد.
امید است دل های پاک و مستعد از چشمه سار زلال و نورانی این کلمات جرعه ها نوشیده و در گلستان هستی شکوفا گردیده و جام جهان نما شوند و جهانیان را از درخشش معارف ناب توحیدی و الهی باخبر سازند.
آن اعجوبه روزگار نه تنها در حال حیات ظاهریش مشتاقان سلوک را تا ملکوت و قرب الهی پرواز می داد و سوختگان از درد فراق و هجران را به مقام وصل رهنمون بود، بلکه بعد از مرگ ظاهریش نیز چنین بوده و سالها است که مرقد پاک و منورش محل حوایج اهل الله و برطرف کردن مشکلات سلوک سالکان الهی می باشد و حضرت امام خمینی - نور الله مرقده - حاصل عمرش مرحوم علامه شهید آیه الله مطهری - عطرالله مضجعه - را به این نکته توجه داده و فرموده است: در قبرستان قم یک مرد خوابیده است و او حاج میرزا جواد آقای تبریزی (قدس سره) است(3).
این حقیر از زمانی که طریق انس با کلمات عرفای بالله را از شیخ عارف و اصل گمناممان، مرحوم آیه الله پهلوانی (سعادت پرور) - روحی فداه آموختم، بر آن شدم تا کلمات راه گشای عارف کامل مرحوم آیه الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی - اعلی الله مقامه - را از نوشته های گران سنگ اش تدوین نمایم، تا هم دل غبار گرفته ام را با آن تلطیف کنم و هم تذکری برای مشتاقان تهذیب نفس باشد.
از همان ابتدای امر که به تدوین کلمات میرزا - قدس سره العزیز - اشتغال پیدا کردم، نکاتی که مرحوم زاهد و اصل و عارف کامل، فخر الحکماء و العرفا حضرت آیه الله علامه طباطبایی (قدس سره) در تقریظشان بر کتاب المراقبات بیان فرموده اند، برایم بیشتر واضح و روشن می شد. آن عارف فرزانه می فرماید: کتاب [المراقباتش ] دریای لبریزی است که در سنگ و پیمانه نگنجد و نویسنده اش پیشوای بلند مرتبه ای است که [قدر و ارزشش ] با هیچ وجب و مقیاسی قابل اندازه گیری نیست.
در این کتاب، لطایفی که اهل ولایت الهی همیشه از آن مراقبت می کنند و ظرافت هایی که در دل و الهین در محبت الهی خطور می کند و تمام مطالبی که برای ریاضت کشان در عبادت الهی آشکار می شود، وجود دارد.(4)
شایسته است که طالبان کمال خصوصاً اهل علم، بر مطالعه و انس با این کلمات مواظبت نموده و آن را کتاب بالینی خود قرار داده و با قرائت آن در مجالس انس، دلهای خود را تلطیف نمایند. و باید توجه داشت که مطالعه این گونه کلمات، به گونه ای نیست که یک بار خوانده شود و سپس کنار گذاشته شود. این گونه کتب باید تا پایان عمر در کنار آدمی بوده و با مطالعه و به کارگیری آن، مرحله به مرحله پیش رفته و به نوسازی خویش پرداخته شود.
در پایان لازم به یادآوری است که کلمات میرزا - عطرالله تربته - از کتاب های لقاء الله(5) و المراقبات(6) و اسرار الصلوه(7) ایشان استخراج شده و عناوین و آنچه در ][ و پاورقی آمده از این حقیر می باشد و در تطبیق ترجمه ها با متن اصلی کتب در پاره ای موارد اصلاحاتی به عمل آمده است.
در پایان از حضرت احدیت عاجزانه خواهانم که مرقد نورانی صاحب این کلمات را از بارش رحمت خاصه اش سیراب نماید و ما را در عمل به این کلمات موفق بدارد و امیدوارم که این خدمت ناچیز، مورد قبول و امضای ریاضت قطب عالم امکان، حضرت بقیه الله الاعظم - روحی و ارواح من سواه فداه - قرار گیرد و از الطاف خاصه آن حضرت بهره مند گردیم.
9/4/1386
م - الف

1 - موازنه دنیا و آخرت

در خطاب به نفس خویش گویم: ای بنده پست و زبون بیهوده کار! بدان که این روزها و شب ها و اوقاتی که بر تو می گذرد، از ساعتی که به این جهان پا نهاده ای، تا هنگامی که از آن پا درکشی، به منزله منزلگاه های تو به سوی وطن اصلی ات می باشد که برای اقامت و مجاورت و زندگانی جاوید در آن دیار، آفریده شده ای و همانا پروردگار و مالک و صاحب اختیارت، تو را برای این بدین سفر رهسپار فرموده، تا فواید بسیار و کمالات بی شماری بدست آوری که عقول عقلاء و علوم علماء و اوهام حکماء، نتواند به روشنایی و نورانیت و سرور و حبور(8) و بلکه به سلطنت و جلال و بهجت و جمال و ولایت و کمال آن فواید، پی ببرد و احاطه ای حاصل نماید!
پس اگر به رضا و خشنودی آفریدگارت عمل کردی و به نور هدایت او حرکت نمودی و به سفارش ها و اوامر او مراقب شدی، از منافع این سفر، تو را سودهای عظیم و فضایل جسیمی(9) عاید خواهد شد که تمامی حساب دانان، بر شماره انواع و تعداد آن، توانایی نخواهند داشت و هیچ یک از افراد مهندسین جهان، قدر عظمت آن ها را اندازه نتوانند گرفت؛ بلکه نه بر قلب بشری خطور کرده و نه چشمی آن را دیده و نه اثری از آن را می توان به بیان و حکایت آورد و اگر خواهان شوی که از طریق منقول و از راه روایت و کتاب، این معنی را به فهم خود نزدیک گردانی و این مغز را از پوست آن جداسازی، بشنو که خدای جل جلاله در کتاب خود به بهترین بیانی تو را آگاه ساخته؛ آنجا که فرماید: فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین(10)؛ (هیچ کس نمی داند چه نعمت و لذت های بی نهایت که روشنی بخش دل و دیده است، در عالم غیب برایشان ذخیره شده است) و در جایی دیگر فرماید: و ان تعدوا نعمت الله لا تحصوها(11)؛ (اگر بخواهید نعمت های خداوند را به شمار آورید، هرگز نتوانید). و همچنین در اخبار متواتره ای که در فزونی نعم آخرت روایت گشته آمده است که: در هر روز جمعه، نعمت های بهشت دو برابر می شود(12)؛ بلکه در حدیث معراج آمده است که خداوند می فرماید:
انظر الیهم فی کل یوم سبعین نظره و اکلمهم کلما نظرت الیهم و ازید فی ملکهم سبعین ضعفاً(13)؛ (در هر روز هفتاد بار به آن ها نظر می افکنم و در هر نظری که به آن ها می افکنم، با آن ها سخن می گویم و دارایی آنان را هفتاد برابر می گردانم).
و اما از طریق درایت و راه معقول، همین بس تو را که در نعمات دنیویه و بدنیه، درنگ و تأمل کنی و آن ها را با نعم اخروی بسنجی و موازنه نمایی، چرا که خداوند متعال، از آن لحظه ای که اجسام و مادیات را آفریده به آن ها نظری نکرده است [و در مقابل ]، عالم آخرت، عالم قرب و نزدیک شدن و دیدار او می باشد.
بعضی از حکمای الهی گفته اند: آنچه گفته اند در پاره ای از عوالم آخرت است، تمامی پر از حیات و بی نیازی است و گویی خود، زندگانی و حیاتی است که جوشش می کند و از سرچشمه واحدی جاری می گردد، نه اینکه تنها حرارت واحد یا نسیم واحدی باشد بلکه تمام، کیفیت واحدی است که هر طعم و مزه ای در آن یافت می گردد و در این کیفیت، طعم شیرینی و شراب و سایر چیزهای صاحب طعم و نیروهای آن، احساس می شود و همچنین بوی خوش تمام روایح و تمام رنگ هایی که تحت نظر قرار می گیرد و تمام چیزهایی که تحت قوه سامعه واقع می شود، مانند: نواها و الحان، و تمام صداها و آوازهای زیبا و آهنگ های موزون موسیقی و تمام چیزهایی که به لمس در می آید و هر آنچه که با حس درک می شود، تمام در یک کیفیت و حالت واحده مبسوطه ای به شرحی که ذکر نمودیم موجود است، زیرا این کیفیت حیاتی عقلانی، حاوی تمام کیفیاتی است که توصیف نمودیم، بدون اینکه جزئی از آن با جزء دیگر مخلوط گردد، یا آنکه پاره ای، پاره دیگر را تباه سازد، تمام این حالات و کیفیات در آن محفوظ و موجود است و گوی همگان بر حد و اندازه خویش قائم می باشند [و هر کدام از این حالات، به تنهایی وجود دارد.(14)]

2 - ضرورت تلاش جدی سالک برای بدست آوردن منافع اخروی

ای انسان! اندکی به خود آی و اندیشه نمای و ببین که تو در رابطه با منافع این دنیای دون و زبون، در حرکات و سکنات خود آن گونه عمل می کنی و مراقبت داری که آنچه پر سودتر است، بدست آوری؟! و آنچه به نفع تو باشد، جلب نمایی؟! و جز آنچه که گران بهاتر است و مزیت و برتری بیشتری دارد، نگزینی؟! بلکه جان خود را به سختی و تعب می اندازی و وقت خود را بیهوده ضایع می سازی تا خوراک نیکو بدست آوری و شراب گوارا مهیا سازی و بالش نرم برای خوابگاه خود آماده نمایی و حال آنکه خود می دانی که از کشیدن این رنج ها، جز تفاوت اندکی [که آن هم فناپذیر است ] تو را حاصل نخواهد گشت! بلکه آن لذت هم به زودی از کف بیرون خواهد شد و از بین می رود!
پس تو را چه شده که نسبت به منافع آخرتت که تفاوت در آن عظیم و بزرگ بوده و فناناپذیر و پایدار و جاوید است، این گونه جهد و تلاش به جا نمی آوری؟! مثلاً چون کالایی برای بازرگانی بخری و پس از خرید آگاه شوی که اگر به جای آن، کالای دیگری خریده بودی، سودت دو چندان و بیشتر از خرید اول بود، از این کارت اندوهناک شده و به سختی دچار افسوس و آه می گردی و برای آینده، عزم خود را استوار می سازی که دیگر غفلت نکنی و سودی را از دست ندهی ولکن به آنچه در تجارت آخرت از کف می دهی و از سودی هفتاد برابر و بیشتر، بی بهره می مانی اندوه نداری و غمناک نمی شوی؟!
و اگر برای این گفتار گواهی بخواهی، به آنچه در دو چندان شدن ثواب اعمال با کیفیات خاص و در مواقع مخصوصه که در اخبار وارد گردیده، نظری نمای و بنگر که مثلاً به نمازی که به طور جماعت در مسجد جامع با پیشوای عالم پرهیزگاری به خصوص اگر عده نمازگزارانی که به او اقتدا کرده اند هم بیشتر باشد، ثوابش هزاران برابر افزون تر از نمازی است که در منزل به تنهایی به جای آوری و با این وصف، تو در اختیار آنچه سودش بیشتر و فضیلتش بالاتر است خودداری می کنی و از ثواب این جماعت، که از دست تو رفته، به اندازه یک دهم آنچه از سود تجارت دنیوی از دست داده ای، اندوهگین نمی شوی؟
پس در این سهل انگاری که تو را در کار آخرت است، تأملی کن و بنگر که آیا آن را جهتی جز سستی ایمان تو به آخرت می باشد؟! و بر حذر باش که این ایمان ضعیف هم در مواضع سختی و مواقع بدبختی به ویژه در هنگام سکر و مستی مرگ، از دست تو برود و فرجام کارت، به بدی کشیده شود و برای عقوبت و مجازات بزرگتر بودن هم و خواست دنیا از هم و خواهش آخرت، خود را آماده ساز و آنچه را معصوم (علیه السلام) در این باب فرموده بیاد آور که فرمود:
من اصبح و اکبر همه الدنیا فلیس من الله فی شی ء و الزم الله قلبه اربع خصال: هماً لا ینقطع عنه ابداً و شغلاً لا یفرغ عنه ابداً و فقراً لا ینال غناه ابداً و املاً لا یبلغ منتهاه ابداً(15)؛ (کسی که شب را به روز آورد و بامدادان، اندوه و هم بزرگش امور دنیایی باشد، او را در نزد خدا ارج و قدری نخواهد بود و خداوند چهار خصلت را ملازم دل او قرار می دهد: هم و اندوهی که هیچگاه از او جدا نشود، و مشغله و کاری که هیچگاه او را آسودگی نباشد، و فقری که هیچگاه به بی نیازی نرسد، و آرزویی که هیچگاه پایانی برای آن نمی باشد.)
آگاه باش و از اینکه فرموده: لیس من الله فی شی ء غافل مشو، چه این خود مجازات و عقوبت بزرگی است و از این عقوبت، بزرگتر چه خواهد بود؟! پس ای عاقل! این زیان بزرگ و بدبختی سترگ را در ترازوی عقل خویش با هر زیان و ضرر دنیائی که تصور می شود، مقایسه کن و ببین که آیا بین آن ها نسبت محدودی موجود است؟!(16)