آداب باطنی و اسرار معنوی نماز«گزیده ای از کتاب آداب الصلوة امام خمینی و اسرار الصلوة ملکی تبریزی قدس سرهما»

نویسنده : تدوین و تلخیص:علی شیروانی

پیشگفتار

قلب خود را قبله زبانت قرار ده و جز با اشاره قلب و موافقت عقل و رضای ایمان زبان مجنبان.
حدیث شریف نبوی
انسان را زبانی است ظاهر، که اغلب از نیک و بد و صلاح و فساد او حکایت می کند و زبانی است باطن، که قلب او و قبله زبان او است!
قلب آدمی هم راه را می نمایاند، هم مقصد را. هم ملاک و معیار شناخت و معرفت است و هم راهنمای مقصود.
... و نماز، اگر نماز باشد، دل را که زبان باطن است به یاری می طلبد، زبان را که زبانه ترازوی ایمان است، نیز!
نماز داستان رهایی انسان از خود و رسیدن او به خدا است. انسانی که در سراسر زندگی سراسیمه و پرشتاب در کندو کاو معنای خویش است و تا دست کم اندکی از این معنی را در نیابد، از پا نمی نشیند، لا جرم در جستجوی فرصتی است که فارغ از نیک و بد حیات، به سرچشمه ناب همه معانی دست یازد، دمی با او خلوت گزیند و حکایت دل با او باز گوید.
آدمی در دنیای امروز، در جلوه نمایی آزمندی ها و مطامع، محتاج فرصتی است که از برون خسته و افسرده، اندکی گریخته و سری به درون متعالی خویش زند. پرده های غفلت و عصیان را کنار زده، چشمی به روشایی بازکند و واسط این کار جز نماز چیست؟
اگر این نبود چرا شارع مقدس، دل سپردن به این فریضه و مداومت بر انجام آن را رکن رکیت این دین ساخته و از آن به عنوان فاصله بین کفر و ایمان یاد کرده است؟
از نماز که بگذریم، به انسان هایی بر می خوریم که نماز مجسم اند.
دائم الذکر و دائم الصلواتند. اولی الالباب اند!
ان فی خلق السماوات و الأرض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لأولی الألباب الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم...
کسانی که باطن نماز را می بینند و با هر اذان مشتاقانه به سوی آن پر می کشند. انتظار آنان بر سجاده از انتظار عاشق در طلب معشوق شیرین تر است، و ذکر آنان با خدا از نجوای یاران مشتاق با یکدیگر طرب انگیزتر!
آنان از خوبی خوبان عالم گذشته وبه چشمه فیاض همه ی خوبی ها رسیده اند. هم او که هر ستایشی نخست در خور او است. الحمد الله رب العالمین کسی که به دریا رسید، مگر به قدحی آب دل خوش می کند؟! و آنکه بر خوانی از نعمت حاضر شد، مگر به لقمه ای بسنده می نماید؟!
این کتاب حکایت آن نماز است از زبان سالکان راه هدایت و معرفت!
شرحی بر نجوایی عاشقانه از زبان عشاقی دل سوخته که جذبه کلامشان آدمی را مسحور می کند، و نسیم خوش عرفان نابشان روح و جان انسان را می نوازد.
آداب باطنی و اسرار معنوی نماز گزیده دو کتاب آدب الصلوه اثر خامه نورانی و عرفانی حضرت امام خمینی (قدس سره) و اسرار الصلوه تألیف برجسته آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی (رحمه الله) است که ستاد اقامه نماز نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها به چاپ و نشر آن مبادرت نموده است.
صیت و شهرت این دو عالم ربانی برون از حد کلام و زبانزد خاص و عام است. آنچه از ایشان و اثری که خالق آنند جلوه نمایی می کند، نه تنها بیان فضایل و آداب و اسرار نماز، بلکه تلألؤ روح بلندی است که از نماز، پرتو گرفته و بر قله معنویت و عرفان بر آمده است.
کتاب آداب الصلوه به زبان فارسی است و فرازهایی از آن بدون هیچ تغییری، جز حذف پاره ای از بخش ها، نقل شده و فصل اول و سوم کتاب حاضر را تشکیل داده است.
اما کتاب اسرار الصلوه که به زبان عربی است و پیش از این نیز ترجمه فارسی آن در اختیار علاقمندان قرار گرفته است، در اثر حاضر به گونه دیگری برگردان شده و فصل دوم کتاب را به خود اختصاص داده است.
تدوین این کتاب به گونه ای صورت پذیرفته است که در بردارنده ی مهمترین نکات آن دو کتاب شریف بوده و محققان و علاقمندان بتوانند از مطالب آن بهره کافی برند.
از آنجا که نثر حضرت امام و تعبیرات عرفانی ایشان در ایجاد فضای معنوی خاصی که مورد نظر ما است نقش بسزایی دارد، متن ایشان دست نخورده باقی مانده و حتی المقدور از تغییر آن اجتناب گردید.
مطالعه این اثر را به اهل نماز و جوندگان طریق معرفت توصیه می کنیم و از فاضل گرامی جناب حجه الاسلام و المسلمین علی شیروانی که در ارائه ی اثر حاضر نهایت مساعی خویش را مبذول داشته اند، تشکر و قدردانی می نماییم.
دبیرخانه ستاد اقامه نماز
نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

فصل اول: آداب مشترک در همه عبادات

امام خمینی قدس سره

توجه به عزت ربوبیت و ذلت عبودیت

یکی از آداب قلبیه در عبادات و وظایف باطنیه سالک طریق آخرت، توجه به عز ربوبیت و ذل عبودیت استد و آن یکی از منازل مهمه سالک است؛ که قوت سلوک هر کس به مقدار قوت این نظر است، بلکه کمال و نقص انسانیت تابع کمال و نقص این امر است. و هر چه نظر انیت و انانیت و خودبینی و خود خواهی در انسان غالب باشد، از کمال انسانیت دور و از مقام قرب ربوبیت مهجور است.
و حجاب خودبینی و خود پرستی از جمیع حجب ضخیم تر و ظلمانی تر است، و خرق این حجاب از تمام حجب مشکل تر و خرق همه حجب را مقدمه است، بلکه مفتاح مفاتیح غیب و شهادت و باب الابواب عروج به کمال روحاینت، خرق این حجاب است.
تا انسان را نظر به خویشتن و کمال و جمال متوهم خود است، از جمال مطلق و کمال صرف محجوب و مهجور است؛ و اول شرط سلوک الی الله خروج از این منزل است، بلکه میزان در ریاضت حق و باطل همین است. پس هر سالک که با قدم انانیت و خودبینی و در حجاب انیت و خود خواهی طی منزل سلوک کند، ریاضتش باطل و سلوکش الی الله نیست، لکه الی النفس است:
مادر بتها بت نفس شما است(1).
سالک الی الله را ضرور است که به مقام ذل خود پی برد و نصب العین او ذلت عبودیت و عزت ربوبیت باشد. و هر چه این نظر قوت گیرد، عبادت روحانی تر شود و روح عبادت قوی تر شود، تا اگر به دستگیری حق و اولیای کمل (علیهم السلام) توانست به حقیقت عبودیت و کنه آن واصل شود، از سر عبادت لمحه ای در می یابد.