درآمدی بر کلیات گناه شناسی

نویسنده : رضا رمضانی گیلانی

به جای پیشگفتار

سرور من!
این تویی که منت نهادی، تویی که نعمت دادی، تویی که احساس کردی. تویی که زیبا نمودی، تویی که افزون دادی، تویی که کامل کردی، تویی که روزی دادی، تویی که توفیق دادی، و عطا نمودی و بی نیاز کردی. تویی که سرمایه دادی، تویی که پناه بخشیدی، و کفایت کردی و راه نشان دادی، و نگاه داشتی، و خطا پوشیدی. آمرزیدی و نادیده گرفتی، و مکنت دادی و عزت بخشیدی، و کمک کردی، و مساعدت فرمودی، و تأیید کردی، و نصرت دادی، و شفا بخشیدی، و سلامت دادی. تویی که گرامی داشتی. تو مبارک و برترینی.
پس سپاس دائمی برای توست و شکر پی در پی از آن تو.
اما من، ای خدای من!
معترف به گناهانم هستم، پس از آنها درگذر. منم که بدی نمودم و خطا کردم. منم که بر گناه قصد کردم. منم که نادانی نمودم و غفلت ورزیدم. منم که اشتباه کردم و منم که به غیر تو اعتماد کردم. منم که دانسته گناه کردم. منم که وعده دادم و خلف وعده کردم. منم که پیمان شکنی کردم، منم که اقرار کردم. منم که به نعمتها در نزد خود اعتراف کردم. پس آنها را بر من ببخشای، ای که گناهان بندگان به او زیانی نمی رساند، و او از اطاعت آنان بی نیاز است، و با یاری و رحمتش نیکوکاران را موفق می گرداند! پس تو راست، حمد و ستایش. ای معبود من! و ای سرور من! خدای من! فرمانم دادی، تو را سرکشی کردم، مرا بازداشتی، دوباره سوی گناه رفتم. پس اکنون نه دلیلی برای تبرئه خود دارم تا پوزش خواهم و نه توانی که از آن مدد گیرم.
ای سرور من!
با چه رویی به تو رو آورم؟ با گوشم، با دیده ام، با زبانم، با دستم، با پایم؟ آیا همه اینها نعمتهای تو در نزد من نیست؟ ولی من با همه این ها تو را سرکشی کردم. ای سرور من!... معبودی جز تو نیست، تو پاک و برتری و به راستی من از امیدوارانم،... .

مقدمه استاد

بسمه تعالی
امنیت، آرامش و اطمینان از دست آوردهای مهم اجرای قوانین الهی است و با توجه به جامعیت قانون الهی در عرصه روح و روان و در حوزه جامعه، رویکرد به آن از ضرورتهای احیای جوامع بشری می باشد؛ زیرا فقط قانون الهی است که به همه ابعاد خواسته های انسان، از نظر مادی و معنوی توجه شایسته و فراگیر داشته و مطابق با نیازهای واقعی او قرار داده شده است.
از این رو، با توجه به شناخت کامل و جامعی که خدای متعال نسبت به آفرینش و ساختار وجودی اش - از آن جهت که آفریننده آن است - دارد، فقط اوست که با صفت علم، قدرت و حیات خود می تواند قانونی آرام بخش، حیات آفرین زا و سعادت ساز را برای آدمیان وضع نماید. از این رو، به بشر منت نهاد و به واسطه انبیای خود قانون و فرمانش را به آن ها ابلاغ نمود؛ لذا تا زمانی که قانون گرایی و عمل به آن در نظام حیات فردی و جامعه به عنوان یک اصل قرار گیرد، هیچگاه آدمیان با مشکل و آسیب مواجه نخواهند شد.
تخلف از قانون روح بخش الهی و هنجار شکنی باعث بروز مشکلات، مصیبتها، وابستگیها و بلایا می شود و افراد جوامع بشری را با مشکلات لاینحل روبه رو می کند. از این رو، شناخت گناه و جستجو در این زمینه، از جهاتی برای همه ضرورت دارد:
1- آثار هنجار شکنی و آلودگی به گناه به گونه ای است که زندگی را به کام انسان تلخ کرده و آرامش را از انسان سلب می نماید.
2- هنجار شکنی باعث بروز چند دستگی و تفرقه میان صفوف مسلمین می شود و جامعه را برای دفاع از دشمنان سست و بی پایه می نماید.
3- قانون شکنی موجب اسارت معنوی انسان و شیوع ضد ارزش هایی چون ریا، دو رویی، تملق و چاپلوسی و... می شود.
4- مخالفت با فرمان الهی فضای هجمه فرهنگی را تشدید می نماید و جامعه را از مسیر انسانی و الهی منحرف می سازد.
5- ناهنجاری سبب بروز اختلاف در خانواده و در بعضی از شرائط باعث جدائی و تبعات ناشی از آن می شود.
آثار وضعی و تکوینی گناه از نظر، فردی، اجتماعی، روحی و روانی به گونه ای است که نظام جامعه را مختل ساخته، سستی رابطه با حق را به دنبال داشته و باعث بروز بلایا در فرد و خانواده و جامعه خواهد گشت. آگاهی از این آسیب ها، چه بسا انزجار و تنفر از گناه را زمینه سازی نماید و باعث دوری از گناه و ترک آن گردد.
پیروی از قانون الهی وصول امنیت فراگیر، شکوفائی استعدادها، دست یابی به خود واقعی و تصور واقعی از خود، بروز کرامت و عزت، خروج از بن بست ها، تعقل گرایی، ارتقاء و تعالی فرهنگ و تمدن، سعادت دنیا و آخرت و تحقق عشق و محبت الهی را موجب خواهد شد.
اگر حقوق الهی - که مطابق با خواست حق تعالی است - احیاء شود و جوامع بشری، حق خدا، خود، افراد و طبیعت را به درستی اداء نمایند در عالم به کسی ظلم و تجاوز نخواهد شد.
گناه و هنجار شکنی، فرد و جامعه را به لحاظ روحی و روانی ناهمگون، غیر متوازن و غیر متعادل جلوه خواهد داد. و پرهیز از این قانون شکنی باعث بروز و تثبیت ملکه تقوی، عزت مداری و کرامت ورزی، و احیای فطریات، حیات دل و نورانیت باطن، گام نهادن به سوی سلوک معنوی، بهره مندی از مقام فرقان و تحصیل حکمت عملی، برخورداری از لطف و عنایت ویژه الهی و دست یابی به پاداش خاص خداوند متعال، رهایی از شیطان خارجی، گشایش روزی، نیک عاقبتی، نجات از رخدادهای دست آورد، مانند سختی لحظه مرگ و جان دادن و عذاب قبر است و برخورداری از هدایت باطنی امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - را به دنبال خواهد داشت.
آدمی با این امکانات هستی برای پیوستن به حق آفریده شده است تا خود را به لقای الهی برساند و صفات الهی را در خود جلوه سازد و انسان قدرت، علم و حکمت حق تعالی را با اندیشه، فکر و عمل به نمایش گذارد. لذا گناه، زیبنده انسان با این همه عظمت نیست. چگونه انسان به خود جرأت و جسارت ارتکاب گناه را می دهد!؟ آیا می تواند جای خلوتی پیدا کند که خدای متعال او را مشاهده نکند؟ آیا می تواند لحظه ای از ولایت الهی خارج شود؟ آیا می توان از قبض روح قابض الارواح جلوگیری کرد و آیا می توان خود را از عذاب وجدان و عذابی که خدای متعال به مأمورانش فرمان می دهد خلاص کرد؟ اگر جواب همه این ها نه می باشد، پس چرا و به چه منظور خود را به گناه آلوده می کند و از بندگی، لذت معنوی دعا و ذکر و یاد و نام خدا غافل می شود؛ خدایی که هر لحظه و کمتر از آن، با انسان بوده و هست و خواهد بود و نظاره گر می باشد؛ چگونه به خود اجازه می دهد که نافرمانی آن دوست و آن مهربان را بجا آورد؟ ان شاءالله خدای متعال تنفر از گناه را و نیز توفیق ترک آن را به همگان عنایت فرماید!

در آخر لازم است که از طلبه سخت کوش و فاضل، حجه الاسلام جناب آقای ترابی - زید توفیقه - که در تنظیم و تبویب کتاب زحمات فراوانی کشیده اند، تشکر و قدردانی نمایم که به حق شایسته تحسین است. امید است خدای متعال پاداش در خور را به این عزیز عنایت فرماید و همواره او را از دعاهای خاصه ولی الله الاعظم - روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء - بهره مند سازد. همچنین از مجموعه عزیزانی که در چاپ و نشر این کتاب همت نمودند تشکر و قدردانی می نمایم. امید است این اثر مقبول خدای متعال قرار گیرد.
از فرهیختگان و صاحبان قلم انتظار می رود نظرات اصلاحی و تکمیلی را که لازم می دانند در چاپهای بعد از افزوده شود ارسال فرمایند و ما را از تذکرات و لطف و عنایت خود بهره مند نمایند.
سلامتی و طول عمر با عزت و برکت روز افزون را از خدای متعال برای رهبری معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای مسألت می نمایم.
رضا رمضانی گیلانی
1/8/82

فصل اول: ضرورت ها و مبانی