مقتل مقرم

نویسنده : استاد سید عبدالرزاق مقرم

پیشگفتار مترجم

بسمه تعالی

حسین محور عزت و مصباح هدایت

حماسه جاویدان عاشورا که از بستر شنهای داغ و سوزان کربلا(1) سرزد، همواره الهام بخش نهضتهای آزادی بخش و رهائی گستر میلیون ها انسان آزاده و افراد وارسته در طول تاریخ اسلام گریده است و شور و شوق و جذبه آن، همواره شیفتگان آزادی و طالبان افتخار و سربلندی را، به سوی محور این عنصر آزادی بخش و کانون نجات، متوجه ساخته است بنیانگذار این نهضت مقدس، همواره مصباح هدایت و سفینه نجات و کانون عزت و شرف و محور کرامت و مروت انسانها بوده است و خواهد بود حادثه جانسوز کربلا تاکنون مشعل فروزان محافل شیعه و عامل محرک مجامع آنان در طول قرون و اعصار و در گسترده نسل ها و اجیال و توده ها بوده است و در آینده نیز همچنان نور بخش و الهام بخش أمم اسلامی و ملل جهانی باقی خواهد ماند. اکنون ما در این صدد هستیم که در حدود فهم و توان خویش از خصوصیات قهرمان اصلی این حادثه بزرگ و از ویژگیهای منحصر به فرد او سخن بگوئیم تا به رمز بقأ و جاودانگی این حادثه، بهتر و بیشتر پی ببریم چون قهرمان اصلی این حادثه آن چنان در هاله ای از عظمت و بزرگواری قرار گرفته است که هرگز نمی توان به سادگی نظیری بر آن تصور، و شبیهی به آن قایل شده و این حادثه بزرگ آنچنان با باورهای اعتقادی، اجتماعی، انسانی مردم، رقم خورده است که هرگز نمی توان آنرا از هم دیگر تفکیک و جدا نمود یا روزی به بوته نسیان و فراموشی سپرد. مردم مسلمان جهان، بویژه شیعیان و دوستداران آن امام همام (علیه السلام)، از آن روزهای نخستین وقوع این حادثه که در سال 61 هجری به وقوع پیوست به اهمیت سرنوشت ساز این حادثه جانسوز پی برده اند و در راه تثبیت تاریخی آن، به تحریر و نگارش و بارگوئی درسهای عبرت آموز آن برآمده اند به حدی که بخش اعظمی از قفسه های کتابخانه بزرگ اسلامی را به این امر مهم اختصاص داده اند و در ضبط و نگهداری آن با وسائل مختلف کوشیده اند نگارنده نیز به سهم ناچیز خود در گذشته با ترجمه لهوف سید بن طاووس و نشر وسیع آن(2) و با نگارش مجدد حماسه سازان کربلا ترجمه ابصار الحسین فی انصار الحسین (علیه السلام) تألیف مرحوم سماوی و چند ناچیز دیگر عظمت و عمق این فاجعه تاریخی را نشان داده است و اکنون به مناسبت ترجمه کتاب، در این فرصت پیش آمده تلاش دارد تا حدودی، رمز جاودانگی و راز ابدی بودن این حادثه را نشان دهد و می خواهد عوامل جاودانگی آرا مورد بررسی و بازنگری قرار دهد. در بررسی علل و عوامل اصلی این جاودانگی، بیش از هر چیز، خصوصیات روحی و عظمت شخصیت وجودی قهرمان اصلی این حادثه، جلب توجه می کند درست است عوامل دیگری هم در این امر دخالت دارند مانند: روحیه ظلم ستیزی و... .ولی عظمت روحی امام (علیه السلام) و خصوصیات روحی و اخلاقی او تمام این عوامل را تحت الشعاع خود قرار می دهد. و رمز جاودانگی هم در این امر نهفته است.
حسین بن علی (علیه السلام) واجد تمام خصوصیات یک فرد کامل تربیت یافته آئین اسلام بود بلکه او أسوه و قدوه خداجویان جهان، به شمار می رفت در وجود او تمام علائم و نشانه های یک شخصیت بارز اسلامی، موج می زد. در وجود مسعود و مبارک او، تمام صفات کمالی و ارزشی از قبیل: آزادگی، جوانمردی، شرف، شهامت، شجاعت، صفا، وفا، صبر، پایداری، استقامت، مروت، عظمت روحی، کرامت نفس، عزم استوار، اراده قوی، عزت نفس، مناعت طبع، مالامال بود ولی در بین تمام این صفات برجسته و ملکات نفسانی، خصوصیت عزت نفس و مناعت طبع از تمام ویژگی های آن حضرت، برجسته تر و شاخص تر می نماید. ما در این پیشگفتار می خواهیم اندک مکثی در برابر این ویژگی آن بزرگوار نموده باشم و کمی به تدبر و تأمل و اندیشه بنشینیم تا در حد فهم خویش، به یکی از رمور جاودانگی قیام ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) پی برده باشیم چون که تمام این آوازها مرهون آن صفات عالی و رهین آن ویژگی والای معنوی و روحیه ممتاز و منحصر به فرد اوست که توانسته است طالبان کمال و عاشقان تعالی و تحول روحی را، به سوی کعبه آمال خود جذب کند و خود در مغناطیس فضیلت و در محور قطب دائره انسانیت، گام سپرد آری این عزت نفس و مناعت طبع عالی او بود که توانست او را از ورود به حقارت و پستی ها، حراست کند و این جوهره نفیس درونی او بوده که توانست رضای خدا را بر تمام خشنودی ها، شادی ها، تمتعات دنیوی ترجیح دهد تا از خاک به افلاک و از ملک، به ملکوت أعلی و از ثری تا به ثریا برساند و او را با ملکوتیان، همنوا و هم شأن و هم رتبه بلکه والاتر سازد.

عزت نفس چیست؟

اینک یه به سراغ تحلل عزت نفس و مناعت طبع می رویم نخست آن کلمه را در کلام خدا جستجو می کنیم و در قرآن مجید به این کلمه عزیز و نفیس می رسیم جانی که خداوند متعال، خود و رسول و مؤمنان خویش را با آن صفت عالیه می ستاید و می فرماید: ولله العزه و لرسوله و للمؤمنین و لکن المنافقون لا یعلمون(3) عزت و بزرگواری از آن خدا و رسول خدا و مؤمنان می باشد ولی منافقان نمی دانند و چه می فهمند که عزت چیست؟ و غریز واقعی کیست؟
عزت در مقابل ذلت بالا گرفتن مقام شامخ روح، و آلوده نساختن آن با مطالع پست دنیوی، و حراست نفس از آلوده شدن با زخارف ناچیز مادی و خواهشهای زودگذر نفسانی است. فرد عزیز آنست که خود را از پستی ها، حقارت ها، دنائتهای نفس دور نگهدارد و آنچه برخلاف شأن رفیع نفس نفیس اوست بجا نیاورد و هرگز تن به پستی و خواری که پائین تر از شأن و مقام اوست در ندهد خواه در امور دینی باشد یا امور دنیوی.
این کلمه در میان واژه های ارزشی آنچنان از شأن و اعتبار والائی برخوردار است که خداوند متعال این کلمه و اشتقاقات آنرا از قبیل: عز، یعز، أعز، عزیز، عزت را دقیقا یکصد و نوزده مرتبه (119) در قرآن مجید به کار برده است(4) و این اهتمام خاص الهی نشان می دهد این صفت اخلاقی از تعالیم عالیه قرآن مجید و از پیام های خاص و عزت بخش و سعادت آفرین آن کتاب آسمانی می باشد. امام حسین (علیه السلام) که خود تربیت یافته قرآن و بزرگ مروج و مبلغ آن بود این صفت کمالی را از آن مبده وحی و منشاء حیات روحی دریافت نموده است. و خود در تمام مراحل زندگی پابند فرامین و اصول عزت نفس و بلندی طیع و آقائی و سیادت روحی بوده است.