فهرست کتاب


بهار ازدواج

امیر ملک محمودی‏

نمونه ای از یک زندگی زیبا و با معنویت طی سالها تحصیل، تحقیق، تألیف و تدریس

خانم مطهری همسر حضرت آیت الله مرتضی مطهری می گوید:(31) ... سیزده ساله بودم و در کلاس هفتم درس می خواندم که آقای مطهری چون با پدرم آشنایی داشتند، برای خواستگاری به خانه ما آمدند... بعد از ازدواج وقتی در قم بودیم، من مقداری عربی پیش ایشان یاد گرفتم، چون خیلی اصرار در تحصیل من داشتند. بعد که به تهران آمدیم، می گفتم که شما نگذاشتید که من علم جدید بخوانم و دیپلم بگیرم. ایشان می گفتند: بخوان! و به طور متفرقه و با حجاب کامل اسلامی، برو امتحان بده. من با حفظ حجاب و عفاف کامل درسم را ادامه دادم تا دیپلم گرفتم.
در مدت 26 سالگی که با ایشان زندگی کردم (و استاد شهید مشغول تحصیل، تحقیق و تألیف و تدریس بودند) همیشه با یک حالت تواضع و آرامش با من رفتار می کردند. با صدای متین و چهره خندان، به طوری که من با یک ارادت و عشق خاصی کار می کردم و علاقه شدید ایشان به من و محبت هایی که می کردند، مرا در انجام کارهای منزل رغبت و شوق عجیبی می بخشید. من بسیار کم سن و سال بودم که به منزل ایشان آمدم. ولی با همه صغر سن، هیچ وقت یادم نمی آید که از ایشان ناراحتی و رنجی دیده باشم.
هر چه از صفا و محبت و تقوای ایشان (شهید مطهری بگویم، کم گفته ام. ایشان از تمام مسایل خانه خبر داشتند و در بیشتر کارها به من و بچه ها کمک می کردند. ایشان بزرگترین حامی من و بچه ها بودند... بیشتر صبح ها چای درست می کردند. در تمام طول زندگی به یاد ندارم که به من گفته باشند یک لیوان آب به ایشان بدهم. از ظلم به زن ها بسیار ناراحت بودند و منقلب می شدند... رفتار محترمانه و صمیمانه ای بین من و ایشان بود، آنقدر با من صمیمی و نزدیک بودند که رنج و ناراحتی مرا نمی توانستند تحمل کنند و....

مشکل داشتن خواهر یا خواهران بزرگتر

امروزه در بعضی مناطق متأسفانه طبق ایده ها و خرافه هایی، اگر دو خواهر مجرد در خانه باشند و خواستگار برای خواهر کوچکتر آمده باشد و اگر بخواهند جواب مثبت به او بدهند، گویا کار خلاف شرع، عقل و منطقی صورت گرفته است و یا کار ننگ و خلافی را مرتکب شده اند. و عقیده دارند اگر خواهر کوچکتر را زودتر به خانه بخت بفرستند، دختر بزرگتر ضربه روحی می خورد و شاید آشنایان و اقوام فکر کنند که او کمبودهایی داشته و...
متأسفانه این باور غلط و تلقین منفی در بین خیلی از خانواده ها رسوخ پیدا کرده و همین ذهنیت منفی، باعث افسردگی شکست، یأس و ناامیدی دختر بزرگتر می شود و او را مبتلا به بیماریهای جسمی و روحی می کند.

چگونه می شود این مشکل را حل کرد؟

حقیقتاً این مشکل نیز یکی از همان آداب، رسوم و عقاید خرافی بعضی از خانواده ها می باشد که با شرع مقدس و عقل سلیم سازگاری ندارد.
والدین گرامی و جوانان عزیز باید بدانند که هر کاری با اراده و لطف خداوند مهربان صورت می گیرد و ما باید توکلمان بر خدا باشد و مطمئن باشیم اگر ما مقداری سعه صدر، تحمل، گذشت، ایثار و فداکاری داشته باشیم، خداوند نیز پاداش اعمال نیک و خیر ما را خواهد داد و در قرآن کریم می فرماید:
هل جزاء الاحسان الا الاحسان(32).
آیا جزای نیکی جز نیکی است؟!
اگر جوان لایق و مناسبی به خواستگاری دختر بزرگتر آمد، وظیفه والدین و خواهر بزرگتر می باشد که با دقت بیشتر تمام جوانب کار را بسنجند، سپس با کمی ایثار و گذشت و فداکاری فرزند بزرگتر، با روی گشاده، به خواستگار او جواب مثبت دهند، مطمئن باشید که مردم شما را به خاطر این احسان و فداکاری و سنت حسنه تعریف و تمجید خواهند نمود و این کار خدا پسندانه شما را حمل بر سلامت روح و روان و بلند نظری و عفت و متانت خواهر بزرگتر می نمایند و خداوند مهربان نیز هر چه زودتر، جواب احسان و نیکی شما را خواهد داد و خواستگار مناسب و ایده آلی هر چه زودتر برای فرزند بزرگتر خانواده نیز خواهد آمد. و نویسنده شاهد ده ها نمونه از این سنت های نیکو و احسان الهی به آن خانواده ها بوده است.