نبرد جمل

نویسنده : ضامن بن شد قم بن زین العابدین علی بن بدر الدین حسن نقیب مترجم : حسن شانه‏چی

سخن مترجم

بازشناسی و معرفی آثار مکتوب گذشتگان اساسی ترین کار در راستای احیای میراث فرهنگ اسلامی است که ضرورت آن در دستیابی به منابع جدید معرفتی و پی بردن به دانسته های نو و حقایق تازه علمی، ادبی و تاریخی نمایان می شود.
شناسایی و تحقیق این متون به حق کاری دشوار و حساس و در خور دقت و بذل توجه فراوان است و جای بسی قدردانی از فرهیختگان این فن وجود دارد که بدین گونه، آثاری را که چه بسا در طی قرون و اعصار به دست فراموشی سپرده شده بودند بار دیگر به عرصه حیات فرهنگی باز گردانده اند.
به همان اندازه که احیای میراث مکتوب اسلامی حایز اهمیّت است، آماده سازی آن ها به منظور بهره گیری گسترده تر و عمومی تر ضروری می نماید. در همین راستا ترجمه آثاری که به لحاظ کیفی و کمّی و بر آوردن خواسته های مورد نظر سودمند هستند جایگاه خاصّی دارد. بی شک در میان طیف گسترده میراث مکتوب عربی- اسلامی آثار بسیاری وجود دارند که بر گرداندن آن ها به زبان فارسی می تواند در تأمین اهداف مذکور سهم به سزایی داشته باشد.
کتاب حاضر گر چه به لحاظ تاریخ نگارش چندان قدیمی نمی نماید از آن دسته آثار تاریخی اسلامی به شمار می رود که بنا به دلایلی در موضوع خود حایز اهمیّت است نخست این که از معدود کتاب هایی است که در این زمینه- تاریخ جنگ جمل- نوشته شد و از خطر نابودی رسته است و دیگر این که علیرغم اختصار و حجم کم، در بردارنده نکاتی سودمند و حقایقی روشنگر است که خواننده را در شناخت هر چه بهتر این واقعه و دروه تاریخی که در آن واقع شده، یاری می دهد. به نظر می رسد که مؤلف قصد نداشته تاریخ واقعه جمل را با همه جزئیاتش بنگارد بلکه مقصود او فقط اشاره به قضایای مهم و حساسی بوده که توجه به آنها، علل و عوامل پدید آمدن این واقعه اسفناک و انگیزه های برپا دارندگان آن را آشکار می سازد. واقعه ای که پیامدهای ناهنجار و دستاوردهای شوم آن حکومت نو پای خلیفه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلم را به چنان تنشی دچار کرد که به ناچار دوران کوتاه باز مانده را هم به ستیز با فرزندان نامشروع جمل سپری ساخت. از این رو مشاهده می کنیم که مؤلف اخباری را به صورت گزینشی نقل کرده است که گاه به جهت زمانی قرابتی با هم ندارند.

زندگانی و خاندان مؤلف

مؤلّف کتاب سید ضامن بن شد قم بن زین العابدین علی بن بدر الدین حسن نقیب است که نسب او با 27 نسل به امام زین العابدین علیه السّلام می رسد و چند تن از اجداد او نقیبان علویان در مدینه منوّره بودند. او گاه به جهت انتساب به جدّ نزدیکش ضامن بن علی و به جهت انتساب به جدّ دورش، ضامن بن حسن نامیده شده است. درباره شرح حال وی در کتب تراجم مطالب زیادی ذکر نشده است امّا آثار و کتابهای باقی مانده او و اطلاعاتی که از حیات علمیش ارائه داده حاکی از این است که وی از نسب شناسان بنام و فرهیخته زمان خود بوده که در قرن یازدهم هجری می زیسته است.
خاندان آل شدقم
خاندان آل شدقم عموما از بزرگان و مشاهیر مدینه بودند که یا اهل فضل و علم بوده و یا منصب نقابت علویان را به عهده داشتند و برخی از هر دو بهره مند بودند از آن جمله جدّ بزرگ مؤلف سیّد حسن نقیب، که همه تراجم نویسان و کسانی که از او یاد کرده اند وی را به علم و فضل و شرافت ستوده اند. امّا بهترین توصیف درباره او از آن خود ضامن بن شد قم است او در شرح حال جدّش چنین می گوید: «ولادتش در مدینه به سال 942 هجری بود و همان جا رشد یافت و نزد پدرش به تعلّم پرداخت و بیشتر دانشش را از او گرفت ...» سپس سطوری در توصیف و تجلیل از شخصیّت وی آورده است و متذکّر شده که سید حسن نقیب بعد از پدرش متولی نقابت علویان و رسیدگی به املاک ایشان شد ولی پس از چندی زهد پیشه ساخت و از این امور کناره گرفت. در سال 962 ه از مدینه راهی هندوستان شد و در آن جا مورد استقبال سلطان حسین نظام شاه حاکم شیعی دکن و احمد آباد قرار گرفت و پس از آن از طریق شیراز عازم مشهد و زیارت امام هشتم علیه السّلام شد (در سال 964 ه) و مورد توجه و احترام شاه طهماسب صفوی قرار گرفت و بار دیگر به درخواست سلطان حسین نظام شاه به هندوستان باز گشت. با درگذشت سلطان در 967 هجری مدتی نایب السلطنه فرزند خردسال او مرتضی نظام شاه گردید ولی در 976 ه به قصد حج راهی حجاز شد و در مدینه اقامت گزید. سید حسن نقیب پس از مرگ همسرش، همراه خانواده به هندوستان عزیمت کرد و بقیه عمرش را در آن جا و در کنار سلاطین نظام شاهی سپری کرد و سرانجام در 14 صفر 999 هجری در دکن درگذشت و همان جا دفن شد. ولی بنا به وصیت او جنازه اش را پس از چند سال به قبرستان بقیع در مدینه انتقال دادند. او به هنگام فوت 57 سال داشت. سید حسن نقیب نزد عالمان بسیاری درس خواند و از شماری از ایشان اجازه روایت داشت که نامشان ذکر شده است. وی همچنین تألیفاتی داشت از جمله کتاب زهر الریاض و زلال الحیاض که آیت اللّه مرعشی از وجود دو نسخه آن یاد کرده است. و علامه مجلسی درباره آن گفته است تاریخ نیکویی مشتمل بر اخبار بسیار است. کتاب دیگر او جواهر النظامیه بوده که گویا برای سلطان نظام شاهی نوشته بود. او به جهت همین تألیفاتش لقب «مؤلف» یافته بود. چنان که ضامن بن شدقم نیز در یک جای کتاب خود ضمن استناد به گفته جدش از او با همین لقب یاد می کند. سید محسن امین احتمال داده است که کتاب ضامن بن شدقم- تحفه الازهار- ذیلی بر کتاب زهر الریاض وی بوده باشد. درباره پدر ضامن بن شدقم اطلاعات زیادی در دست نیست گویا او هم مردی عالم و فاضل بوده است. اطلاعات ما درباره زندگانی سید ضامن نیز بسیار محدود و بطور عمده برگرفته از مطالبی است که خود او- در ابتدای کتاب تحفه الازهار- بازگو کرده است. تاریخ ولادت او دانسته نیست و خود او هم اشاره ای به آن ندارد. بلکه بیشتر به شرح سفرهایش برای علم آموزی و یادگیری انساب پرداخته است. او می گوید: «در ربیع الثانی 1068 به بصره رسیدم و با سید شریف عبد الرضا بن عبد الشمس ملاقات کردم ...» و در جای دیگر می گوید که در جمادی الثانی 1068 هجری در دورق بوده است. او در سال 1078 هجری به ایران آمده و در اصفهان رحل اقامت افکند و گویا تا 1080 هجری در این شهر بوده زیرا از دیدارش با سید یحیی در اصفهان به سال 1082 هجری یاد کرده است. و نیز در 1082 در همان شهر با سید یعقوب نامی ملاقات داشته که برخی انساب را از وی آموخت. پس از چندی برای زیارت راهی عراق شده و دوباره به اصفهان باز می گردد و تا 1085 هجری در آنجا می ماند و در این مدت کتاب تحفه الازهار را می نویسد. سید ضامن اظهار داشته که سه بار موفق به زیارت شاه عبد العظیم در ری شده بود که نخستین آنها در سال 1050 و دومین در 1053 و سومین در 1079 هجری بوده است که در سفر آخر دو پسرش محمد ابراهیم عز الدین و قاسم جمال الدین همراه او بودند. آخرین تاریخ سفر وی مربوط به ذی الحجه 1092 هجری است که در بصره با سید ناجی دیدار داشت. با این توضیحات معلوم می شود که مؤلف ما در طی سالهای 1050 تا 1092 ه ق در قید حیات بوده است و با توجه به تاریخ نخستین سفر وی- 1050 هجری- و این که در سال 1079 ه دو پسر بزرگ داشته، می توان حدث زد که تاریخ ولادتش در دهه بیست همین سده بوده است و با این احتساب وی در آخرین سفرش به سال 1092 هجری حدود 70 سال از عمرش می گذشته است.

مشایخ و استادان مؤلف

سید ضامن مشایخ خود را ذکر نکرده است ولی در کتاب های او به نام برخی از ایشان اشاره شده است مانند:
سید عبد الرضا بن عبد الشمس ساکن بصره سید محمد بن جویبر حسینی سید محسن امین در اعیان الشیعه احتمال داده است که شیخ بهایی و میرداماد نیز از مشایخ او بوده باشند.