تصویری از بهشت و جهنم

نویسنده : احمد حبیبیان

مقدمه ناشر

معاد و جهان پس از مرگ، یکی از اصول سه گانه شرایع آسمانی و مورد توجه بسیار شریعت اسلام و قرآن کریم است. این اصل از چنان اهمیتی برخوردار است که پس از توحید بیشترین مباحث قرآنی را به خود اختصاص داده است اعتقاد به اصول دین و از جمله معاد، باید از روی تحقیق و تتبع صورت گیرد که تقلید در اصول، ممنوع و نارواست. این در حالی است که به گفته مرحوم مجلسی (ره) اکثر مردم در اصول دین خود از حد تقلید، آن هم از افراد نادانی مثل خویش، تجاوز نکرده و به مرحله استنباط و تعیین نرسیده اند همین بیان که متأسفانه قابل تسری به جامعه امروز، نیز هست، بیانگر این حقیقت است که تلاش و کوشش در جهت نشر معارف اصولی به زبان ساده و قابل فهم همگان، به هیچ وجه کافی نبود، و زمینه فعالیت، در این موضوع حیاتی بسیار فراوان است.
مجموعه حاضر که هم اینک پیش روی خواننده گرامی قرار دارد، کوشی در این راستا است. زبان اثر ساده و روان و برای عموم مخاطبان به سادگی قابل فهم است و مستند آن آیات شریفه قرآنی و احادیث و اخبار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان طاهرینش می باشد که به صورت منطقی و متناسب تلفیق و تألیف شد و بعضاً با چاشنی تحلیل های فلسفی، کلامی درآمیخته و از سوی معاونت پژوهشی سازمان تبلیغات اسلامی به زیور طبع آراسته گردیده است. باشد که این قدم هر چند کوچک در راه نشر معارف حقه اهل بیت (علیهم السلام) مورد عنایت آن ذوات مقدس به ویژه حضرت ولی عصر ارواحنا فداه بوده، مرضی خدای متعال قرار گیرد و ذخیره آخرت ذوی الحقوق گردد. بحق محمد و آله.
سازمان تبلیغات اسلامی.

مقدمه

سه مسأله مهم همیشه برای انسان مطرح بوده و خواهد بود، و تا پاسخ این سه سئوال کما هو حقه به شرط اعتقاد و عمل داده نشود، انسان هرگز روی سعادت را نخواهد دید و در گرداب جهل و خرافات دست و پا زنان غرق خواهد شد.
هر انسانی از خود می پرسد: از کجا آمده ام؟ به کجا می روم؟ و اکنون که وجود دارم، چه کسی باید باشم؟ این سه مسئله همان است که علی (علیه السلام)، دانای به آنها را قرین سعادت و رحمت الهی معرفی فرمودند:
رحم الله امرء علم من این وفی این والی این.
رحمت خدا بر کسی باد که بداند از کجا آمده؟ و در کجاست؟ و به کجا خواهد رفت؟
انسان در طول تاریخ، تلاش بسیار نموده است تا بتواند برای این معما، که اصل تمام معماهاست پاسخ درستی پیدا کند، اما تاکنون نتوانسته است چشم انداز روشنی از عالم بالا و در رأس آن، عالم الوهیت ارائه بدهد. و هنوز مسأله روح و ادامه حیات پس از مرگ، آینده جهان مادی و... برایش یک سؤال حل نشده است، هنوز هم دنبال الگویی می گردد که به وسیله آن بتواند تمامیت استعدادهای خود را آشکار ساخته و عقده های ناگشوده روحش را باز کند، اما مع الاسف بر صورت هر کدام از این الگوهای بشری جز ماسکی فریبنده نبود و صاحبان این صورتها، خودشان گمراه تر از پیروانشان شناخته شدند.
بنابراین، انسان می ماند و خطی که انبیای الهی پیش روی آنها رسم نموده اند؟ این چهره های استثنایی و آشنای بشریت چه خوب توانستند گره از این مسایل بگشایند و چه زیبا با شکوه نغمه توحید را بر گوش فطرت انسان ها فرو خوانند. آنها به انسان فهماندند که خاستگاه آفرینش خود وجود است که لایتناهی است و سرچشمه تمام زیبایی ها و کمالات. وجودی که ذات بی مثالش جدا از آفرینش نیست و نظام آفرینش سراسر جلوه گاه آن ذات بی نهایت است. قیومی است که حتی نفسهای یک حشره ذره بینی قائم به اوست، اراده حکیمانه او یک اراده دائمی است که تمام عوالم هستی را تحت سیطره عام خود داشته و هیچ جنبش و حرکتی هر چند بسیار خفیف و غیرمحسوس، بی اراده او صورت نمی گیرد:
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. حکیمی است عادل، عادلی است مهربان، رحیمی است مطلق. بساط حکمت و عدل و رحمت او تمام نظام آفرینش را فرا گرفته یک لحظه از حال مخلوقاتش غافل نیست که: لا تاخذه سنة و لا نوم.
انسان، با داشتن چنین چشم اندازی از نظام آفرینش، هرگز احساس تنهایی و وحشت نمی کند، خودش را طفلی می بیند در آغوش دایه مهربان آفرینش که در کمال امنیت زندگی می کند و از هیچ چیزی وحشت و هراسی ندارد.
دومین مسأله ای که انبیاء عظام برای بشریت روشن نمودند، مسأله راه و روش زندگی و ارائه شیوه ای برای دستیابی به کمال انسانی است. آنان نه تنها آورنده پیام بودند بلکه خود، شاهد تجسم پیام بودند. می گفتند: اقیموا الصلوة در عین حال خودشان عین نماز بودند، می گفتند: و استعینوا بالصبر در عین حال خودشان اسوه صبر و اسطوره مقاومت بودند. آری آنها نه تنها راه را نشان دادند بلکه خودشان راه گشتند و میلیون ها انسان را به بهشت کمالات انسانی رسانیدند. امامان پس از پیامبران، کار پیامبران را ادامه دادند و هنوز هم ادامه می دهند و این رسالت تا پایان عمر دنیا ادامه خواهد یافت.
سومین مشکلی را که پیامبران حل کردند معمای مرگ و جهان پس از مرگ است. به جرأت می توان گفت که کاری که انبیاء در این زمینه انجام دادند ارزشش جهان پس از مرگ مهمتر و چشم گیرتر از اراده معارف ناب درباره مبدأ جهان و اراده شیوه زندگی بود، زیرا حکماء و فلاسفه دستشان برای پسی بردن به خالق جهان و درک صفات او - جلت عظمته - و هم چنین پیدا کرد راه درست زندگی، بازتر از شناخت معاد و جهان پس از مرگ بوده، به عنوان مال الهایات فلسفه الهی یونان سرشار از مطالب بسیار جالب درباره خداوند است و نیز مدینه فاضله افلاطون حاوی مطالب بسیار مفیدی در زمینه شیوه زندگی بر اساس فضایل انسانی است. اما اگر فلاسفه بودند و تفسیر خودشان درباره آینده جهان، آنهم به فرض کاربرد عقل سلیم، چیزی جز این نمی توانستند بگویند که جهانی در پس از جهان وجود دارد که جهان فعلی آهسته آهسته به سوی آن حرکت می کند، اما درک جزئیات آن جهان و شناخت دقیق مشاهدات انسان مانند سکرات و غمرات موت و الم برزخ، صورتهای برزخی، چیزی نبود که در حوزه تجربه و عقل انسان قرار بگیرد. این پیامبران و کتب آسمانی به خصوص قرآن کریم بودند که جزء به جزء، عالم پس از مرگ را با زیباترین بیان ترسیم نمودند و خیال آبناء بشر را در مورد آینده مبهمشان آسوده ساختند.
با استناد به اهمیت مسأله معاد، نگارنده بر آن شد که با خوشه چینی از خرمن معارف اسلامی یعنی قرآن کریم و روایات ائمه دین صلوات الله علیهم اجمعین، مطالبی فراهم آورد. هر چند که در این زمینه صدها جلد کتاب و هزاران مقاله نوشته شده و سخن، سخن تاره ای نیست، اما نظر به اینکه این بحث در همه دور آنها تازه و جذاب است، ما هم وظیفه خود دانستیم که با سبکی خاص درباره این حقیقت مسلم بحث کنیم.
در این کتاب، نگارنده سخت به آیات قرآن کریم و روایات معصومین (علیه السلام) دلبستگی نشان داده و به جرأت می توان گفت که بیش از نصف صفحات آن حاوی آیات و روایات است. اما تلاشی که در تدوین مطالب بکار رفته این است که:
1- بدون مقدمه وارد مطالب نشده، بلکه برای مطرح ساختن نصوص قرآنی و متون ادبی، زمینه چینی لازم صورت گرفته تا خواننده عزیز و ارجمند بهتر بتواند اطلاعات خود را در زمینه صحنه های معاد تصور نماید.
2- از مجموعه نظرات و دیدگاههای دانشمندان اسلامی بهره جسته و حق آن عزیزان را در تلاش صادقانه آنها برای بالا بردن فرهنگ دینی مردم، محفوظ داشته است.
3- از روایاتی استفاده شده که با روح آیات قرآن تنافی و تناقضی نداشته و عقل در پذیرش آنها انعطاف داشته باشد.
4- اخبار مورد استناد نویسنده، مجموعه شریف بحارالانوار بوده و بحق می توان گفت که این کتاب یک اقتباس از جزء ششم و هفتم و هشتم این دریای نور می باشد.
5- ما نام این کتاب را تصویری از بهشت و جهنم نهادیم. زیرا عمده ترین مسأله معاد همین دو جایگاه است، هر چند که از مجموع هشت فصل تنها دو فصل به این دو عنوان اختصاص داده شده است.
از خداوند بزرگ مسئلت دارم که این تلاش ناچیز را از این بنده خطا کرش قبول فرموده و او را همواره بر صراط مستقیمش قرار دهد.
مقدمه چاپ دوم
خدای را سپاس می گزارم که این کتاب مورد استقبال هموطنان عزیز قرار گرفت و اندکی پس از انتشار به چاپ دوم آن نیاز افتاد.
از آنجا که خورشید تمدن عظیم اسلامی - بمعنای حقیقی خود - از سرزمین مقدس کشور ما طلوع نموده و شعاع گرم و نورانی آن، تمامی سرزمین های سرد و تاریک کره زمین را در می نوردد، بسیار بجا و مناسب است که هر از گاهی تذکاری صمیمانه با بهره گیری از زلال معارف قرآنی و رهنمودهای پیشوایان معصوم علیهم السلام، در خصوص ماهیت انسان و فلسفه زندگی او، و ره سپاریش به عوالم فوق مادی، و ملاقات یا ذات اقدس الهی، داده شود.
توصیه ما در مطالعه یا این کتاب اینست که هر فصل آن مکرر مطالعه شود و اگر پدر یا مادر فرصت داشته باشند، مضامین هر فصل را در اوقات مناسب برای فرزندان خود با زبانی درخور، بازگو نموده تا با شنیدن این حقایق، بذر معنویت در اوان نوجوانی و جوانی در دل پاک آنها نهاده شود؛ زیرا انقلاب اسلامی برای تداومش به نسلی معتقد و متعهد نیاز دارد که غفلت از این مهم - خساراتی جبران ناپذیر ببار خواهد آورد.
احمد حبیبیان

فصل اول : مرگ