سیمای امام علی علیه السلام در آیینه قرآن «ترجمه شواهد التنزیل لقواعد التفضیل »

نویسنده : حافظ کبیر ابو القاسم عبید اللَّه بن عبد اللَّه بن احمد معروف به حاکم حسکانی نیشابوری مترجم : مترجم:یعقوب جعفری‏

مقدمه مترجم

ابعاد شخصیت والای امیر المؤمنین علی علیه السلام آن چنان گسترده و فراگیر است که هیچ کس را توان آن نیست که در اندیشه رسیدن به عمق آن باشد و به گفته رسول گرامی اسلام: جز خدا و محمد هیچ کس علی را آن چنان که بایسته است نشناخته و به گفته خود مولا: هیچ پرنده ای قدرت پرواز بر قله عظمت او را ندارد.
این است که می بینیم در طول تاریخ، هزاران کس در باره آن بزرگوار گفته اند و نوشته اند و آثار هنری آفریده اند، ولی همگی به ناتوانی خود اعتراف کرده اند و هیچ کدام جز گوشه ای از شایستگی های آن امام عظیم را ننموده اند.
کارهای بزرگی صورت گرفته ولی هنوز هم میدان برای انجام کارهای بزرگتر باز است و دنیای امروز که تشنه حق و عدالت و در آرزوی پی ریزی شهری ناکجاآباد است، بیش از هر زمان دیگری نیازمند آگاهی های لازم در زمینه شخصیت امام و آشنایی با اندیشه های تابناک آن بزرگوار است و بر شیعیان و رهروان راه اوست که کاری کارستان کنند و چهره ملکوتی و آرمانهای والای او را به جهان امروز بشناسانند و در این راه از ابزار و وسایل ارتباطی شگفت آور روز بهره ببرند.
عشق به علی عشق به همه خوبی هاست و محبت او مطمئن ترین راه تقرب به خدا و رسیدن به کمالات انسانی است و به همین جهت است که پیامبر اسلام پیوسته و در هر فرصتی محبت علی را توصیه می کرد و امت اسلامی را به سوی او رهنمون می شد و آثار و نتایج سودمند محبت آن یگانه را در دنیا و آخرت بر می شمرد و این تأکید و تکرار نه از جهت علایق شخصی، بلکه به فرمان خداوند بود و رسول خدا مأمور رساندن این پیام ها بود و حتی گاهی از ترس حرف مردم در رساندن برخی از این پیام ها اندکی درنگ می کرد و بلافاصله مورد خطاب الهی قرار می گرفت و از او خواسته می شد که درنگ نکند، یک نمونه آن، آیه مربوط به غدیر خم است که خداوند به پیامبرش گوشزد می کند که اگر پیام الهی در مورد وصایت علی را نرساند، گویا که رسالت خود را ابلاغ نکرده است و سپس اطمینان می دهد که او را از مردم حفظ خواهد کرد.
علیّ بن ابی طالب (ع) ولیّ خدا و محبّ خدا و محبوب خدا بود، این است که می بینیم در جای جای قرآن از علی و فضیلت های او یاد شده است و با نگاهی به کتاب های تفسیری و حدیثی و کتاب های خاصی که تحت عنوان «مناقب» نوشته شده، حضور گسترده علی را در آیات قرانی به روشنی در می یابیم و می بینیم که آیات بسیاری از قرآن کریم به وجود آن حضرت تفسیر و تأویل شده است و این تفسیر و تأویل تنها از سوی دانشمندان شیعه نقل نشده بلکه دانشمندان اهل سنت نیز در این کوی سبق برده اند و روایات مربوط به این مطلب را به طور گسترده و با اسناد فراوان و با عشق و علاقه ذکر کرده اند و گاهی در این باره کتاب های مستقلی نوشته اند و آیات مربوط به امیر المؤمنین را گردآوری کرده اند و این، علاوه بر کتاب های بسیاری است که تحت عنوان «مناقب» تألیف نموده اند و در آنها فصل مشبعی را راجع به آیات مربوط به علی آورده اند.
از جمله کتاب هایی که به طور مستقل در خصوص آیات نازل شده در باره علی (ع) از طرف علمای اهل سنت تألیف شده است، می توان از کتاب های زیر یاد کرد:
- ما انزل من القرآن فی امیر المؤمنین؛ تألیف: ابو الحسن احمد بن محمد بن میمون قزوینی؛- ما نزل من القرآن فی امیر المؤمنین؛ تألیف ابو الفرج اصفهانی (علیّ بن الحسین) متوفی سال 356؛- ما انزل من القرآن فی علی؛ تألیف: حسین بن حکم بن مسلم حبری متوفی سال 286؛- ما نزل من القرآن فی علی- یا- المنتزع من القرآن العزیز فی مناقب مولانا امیر المؤمنین؛ تألیف: ابو نعیم اصفهانی (احمد بن عبد اللَّه بن اسحاق) متوفی سال 430؛- ما نزل من القران فی علی- یا- نزول القرآن فی شأن امیر المؤمنین؛ تألیف: ابو بکر محمد بن مؤمن شیرازی از علمای قرن چهارم؛- ما نزل من القرآن فی علی؛ تألیف: ابو الحامد مظفر بن ابی بکر احمد حنفی رازی آقسرائی متوفی 631؛- ما نزل من القرآن فی علی؛ تألیف: عبد العزیز بن یحیی بن احمد جلودی متوفی سال 332؛ - الآیات النازلة فی اهل البیت؛ تألیف: ابو محمد ابن فحّام حسن بن محمد مقری شافعی متوفی سال 458؛- ابانة ما فی التنزیل من مناقب آل الرسول؛ تألیف: احمد بن حسن بن علی، ابو العباس طوسی متوفی سال 384؛ - ما نزل من القرآن فی امیر المؤمنین؛ تألیف: ابو بکر بن مردویه؛- ما نزل من القرآن فی علی؛ تألیف: هارون بن عمر بن عبد العزیز مجاشعی - شواهد التنزیل لقواعد التفضیل (کتاب حاضر).
در میان این کتاب ها، کتاب شواهد التنزیل تألیف حافظ کبیر ابو القاسم عبید اللَّه بن عبد اللَّه بن احمد معروف به حاکم حسکانی نیشابوری از علمای قرن پنجم هجری (زنده در سال 470) که در باره اهل بیت پیامبر عموما و امیر المؤمنین خصوصا تألیف شده است، نظم و ترتیب جالبی دارد و همه روایات آن با ذکر سند است و گاهی برای یک حدیث چندین سند آورده است. در این کتاب 210 آیه را به ترتیب سوره های قرآن آورده و در ذیل هر کدام روایاتی را از مشایخ خود نقل کرده است، مجموع این روایات که در تفسیر آن آیات آمده بیش از 1200 روایت است.
مؤلف کتاب ابو القاسم حاکم حسکانی از محدثان و حافظان بزرگ اهل سنت و اهل نیشابور بود و به گفته شاگردش عبد الغافر او پیرو مذهب ابو حنیفه بود شرح حال او در بسیاری از کتب تراجم آمده است، از جمله ذهبی او را ضمن طبقه 14 محدثان آورده و از او به عنوان شیخ متقن که عنایت تمامی به علم حدیث داشت یاد کرده است. کتاب شواهد التنزیل با تحقیق و تعلیقات سودمند محقق مفضال شیخ محمد باقر محمودی در بیروت در یک مجلد و در ایران در دو مجلد به اضافه یک جلد فهرست چاپ شده و نگارنده سالهاست که با آن مأنوس است و در تفسیری که به نام «تفسیر کوثر» در دست تألیف دارد، در آیات مربوط به ولایت از آن بهره جسته است.
مدت ها بود که با خود می اندیشیدم که این کتاب را به فارسی ترجمه کنم و آن را به هموطنانی که شیفته امیر المؤمنین هستند، تقدیم کنم ولی به این کار موفق نمی شدم، با اعلام سال جاری به عنوان سال امیر المؤمنین، این فکر در من تقویت شد و علاقه بیشتری به ترجمه این کتاب پیدا کردم؛ ولی در عین حال کار نوشتن تفسیر مرا از آن باز می داشت تا اینکه روزی در این باره به قرآن تفأل کردم و این آیه در بالای صفحه سمت راست قرآن قرار داشت:
وَ هُدُوا إِلَی الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلی صِراطِ الْحَمِیدِ (و به سوی سخن پاکیزه هدایت شدند و به سوی راه خداوند شایسته ستایش هدایت شدند.» گویا که قرآن با من سخن می گفت و مرا به این کار تشویق می کرد، تردیدها از میان رفت و دیگر درنگ روا نبود، برای انجام این کار مدتی نوشتن تفسیر را متوقف کردم و به ترجمه کتاب پرداختم.
شیوه ما در ترجمه این کتاب چنین بود که سندهای روایات را نیاوردیم چون برای عموم سودی نداشت و اهل تحقیق هم در صورت نیاز به متن عربی مراجعه می کنند، همچنین روایاتی را که متن آنها تکراری بود ولی با سندهای دیگر هم نقل
شده بود؛ نیاوردیم و به یکی از آنها بسنده کردیم ولی تذکر دادیم که این روایت با سندهای دیگر هم نقل شده است؛ البته اگر میان آن روایات تفاوت های مهمی بود همه را آوردیم. همچنین پاورقی های محقق محترم آقای محمودی را به همان دلیلی که در بالا گفتیم، ترجمه نکردیم و فقط در مواردی با استفاده از این پاورقی ها برخی از روایات متن را، در پاورقی به کتاب های دیگر نیز ارجاع دادیم. ضمنا برای تتمیم فایده، متن عربی روایات را هم آوردیم. البته در شماره آیات و گاهی در متن آیات اشتباهاتی بود که تصحیح کردیم.
امید است که رهروان راه آن امام بزرگوار این اثر را مورد توجه قرار دهند و با مطالعه آن بر نورانیت دل های خود بیفزایند و از تماشای سیمای تابناک امام علی در آیینه قرآن لذت ببرند.
قم- یعقوب جعفری 19 آبان 1379 12 شعبان 1421

« مقدمه مؤلف »

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
سپاس خداوندی را که هر کدام از اولیای خود را که بخواهد با انواع کرامت ها گرامی می دارد و او را با افزونی در مقام و منزلت و بالا بردن درجه ها، نعمت می بخشد و بهترین درودها و صلوات بر پیامبر برگزیده او و خاندانش باد.
خبر داد مرا شیخ بزرگوار علیّ بن حمزة بن رشکی که عمرش طولانی باد، گفت:
خبر داد مرا پسر مصنف وهب اللَّه بن علی حسکانی حذاء، گفت: امام حاکم حسکانی که خدا از او راضی باشد می گوید:
اما بعد، برخی از کسانی که ریاست بر عوام پیدا کرده اند و از اصحاب «ابن کرام» هستند، در این روزها در مجلس خود نشسته و گروه بسیاری گرد او جمع شده اند و او با عیبجویی در باره نقیب و سرپرست علویان، آن گروه را گمراه می سازد و تا جایی غلوّ کرده و در پایین آوردن مقام پدران او پیش رفته که گفته است: هیچ یک از مفسران نگفته اند که سوره «هَلْ أَتی عَلَی الْإِنْسانِ» و نه چیز دیگری از قرآن در باره علی و اهل بیت او نازل شده است.
من جرات او را نکوهیدم و دروغ و بهتان او را بزرگ شمردم و منتظر شدم که از علما و بزرگان کسی پاسخگوی او باشد ولی کاری صورت نگرفت جز از طرف قاضی امام عماد الاسلام ابو العلا صاعد بن محمد (قدس روحه) که فقط برخی از خواص خود را که در آن مجلس حاضر شده بودند، مورد عتاب قرار داده و از این کار زشت چشم پوشی کرده است، با اینکه مدعی بود که به امر به معروف و نهی از منکر اهتمام خاصی دارد. این بود که بر خود لازم دیدم که این شبهه را از یاران دفع کنم و به همین جهت به گردآوری این کتاب مبادرت نمودم و در آن همه آیاتی را که گفته شده در حق اهل بیت نازل گشته و یا در باره آنان تفسیر گردیده و یا بر آنان حمل شده است، آوردم و از نقد اسانید روایات اعراض کردم و این به جهت انبوهی و فراوانی آن بود و از باب تهوّر نبود و آن را «شواهد التنزیل لقواعد التفضیل» نامیدم و خدا ما را بس است و او توفیق دهنده و نگهبان خوبی است.
پیش از آوردن آیاتی که در باره این خاندان نازل شده است، چند فصل را که ارتباط تنگاتنگی با مطالب کتاب دارد ذکر می کنیم:

فصل اول: در کثرت خصایص امیر المؤمنین

به نقل از سخن پیشینیان از جمله عبد اللَّه بن عباس دانشمند امت رضی اللَّه عنه که ابو الطفیل ما را از آن خبر داده است:
1- عن ابن عباس قال: لقد کانت لعلیّ بن ابی طالب علیه السلام ثمانیة عشر منقبه لو لم یکن له إلّا واحدة منهنّ لنجا بها. و قال جدّی- رحمه اللَّه- لقد کان علیّ بن ابی طالب ثمانیة عشر منقبة لو لم یکن إلّا واحدة لنجا بها، و لقد کانت له ثلاثة عشر منقبة لم تکن لأحد من هذه الأمة.
ابن عباس گفت: برای علیّ بن ابی طالب (ع) هیجده منقبت وجود دارد که اگر فقط یکی از آنها بود به وسیله آن نجات پیدا می کرد. و جدّ من رحمه اللَّه گفت: برای علیّ بن ابی طالب (ع) هیجده منقبت وجود دارد که اگر فقط یکی از آنها بود به وسیله آن نجات پیدا می کرد و برای او سیزده منقبت است که هیچ یک از این امت آنها را نداشت.
2- عن مجاهد و عبد اللَّه بن شدّاد قالا: ذکر علیّ عند ابن عباس فقال: لقد کانت لعلیّ ثمانیة، عشر منقبة، و أنّ خمسا منها لو لم یکن له إلّا واحدة منها کان نجا بها، و إنّ ثلاثة عشر منها ما کانت لأحد فی هذه الأمّة.
مجاهد و عبد اللَّه بن شداد گفتند: نزد عبد اللَّه بن عباس سخن از علی به میان آمد او گفت: علیّ بن ابی طالب (ع) هیجده منقبت دارد که پنج تا از آنها به گونه ای است که اگر جز یکی از آنها نبود به وسیله آن نجات می یافت و سیزده تای آن در هیچ یک از این امت وجود ندارد.
3- عن ابن عباس قال: لقد کان لعلیّ ثمانیة عشرة منقبة لو کان واحدة منها لرجل من هذه الأمة لنجا بها، و لقد کانت له اثنا عشر منقبة ما کانت لأحد من هذه الأمّة.
ابن عباس گفت: برای علیّ بن ابی طالب (ع) هیجده منقبت بود که اگر یکی از آنها برای کسی از این امت بود به وسیله آن نجات می یافت و دوازده منقبت برای او بود که هیچ یک از این امت آن را نداشت.