شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 99:

متن حدیث :
یابن ادم کن وصی نفسک و اعمل فی مالک ما تؤثر ان یعمل فیه من بعدک.(292)
ترجمه :
ای فرزند آدم خودت وصی خودت باش و عمل کن در مال خود آنچه که اختیار میکنی که عمل کنند در آن مال از پس تو پس ایعزیز من:
خور و پوش و بخشای و راحت رسان - نگه می چه داری زبهر کسان
زر و نعمت اکنون بده کان تست - که بعد از تو بیرون زفرمان تست
تو با خود ببر توشه خویشتن - که شفقت نیاید ز فرزند و زن
غم خویش در زندگی خور که خویش - بمرده نپردازد از حرص خویش
به غمخوارگی چون سر انگشت من - نخارد کسی در جهان پشت من
دانایان گفته اند که دو کس مردند و حسرت بردند یکی آنکه داشت و نخورد و دیگر آنکه دانست و نکرد.
نیامد کسی در جهان کو بماند - مگر آن کز او نام نیکو بماند
نمرد آنکه ماند پس از وی بجای - پل وبرکه و خوان و مهمانسرای
بزرگی کزو نام نیکو نماند - توان گفت با اهل دل کو نماند

کلمه 100:

متن حدیث :
یا ابن ادم ما کسبت فوق قوتک فانت فیه خازن لغیرک.(293)
ترجمه :
ای پسر آدم آنچه اندوختی از درهم و دینار زیاده از قوت خود پس تو خزینه داری برای غیر خودت از حادث یا وارث.
و از اینجا است که شاعر گفته:
ما لی اراک الدهر تجکع دائباً - ألبعل عرسک لا ابا لک تجمع(294)
تو را اینقدر تا بمانی بس است - چه رفتی جهان جای دیگر کس است
پس از بردن و گرد کردن چه مور - بخور پیش از آن کت خورد کرم گور
از این نصیحت نگوید کست - اگر عاقلی یک اشارت بس است
تمام شد صد کلمه شریفه در ماه صفر سنه 1331 در ایام شهادت سبط اکبر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و چون در این ایام این رساله تمام شد مناسب دیدم که ختم آن کنم آن را بذکر موعظه آن حضرت که مناسبت با مقام دارد نیز.
جناده بن ابی امیه(295) روایت کرده است (296) که در مرض امام حسن (علیه السلام) بخدمت آنحضرت رفتم دیدم در پیش روی آنجنانب طشتی گذاشته بودند و پاره پاره جگر مبارکش در آن طشت میریخت گفتم ای مولای من چرا خود را معالجه نمیکنی فرمود ای بنده خدا مرگرا به چه چیز معالجه میتوان کرد گفتم: انا لله و انا الیه راجعون. پس بجانب من ملتفت شد و فرمود که خبر داد ما را رسولخدا صلی الله علیه و آله که بعد از او دوازده خلیفه و امام خواهند بود که یازده کس ایشان از فرزندان علی (ع) و فاطمه (س) باشند و همه ایشان بتیغ یا بزهر شهید شوند پس طشت را از نزد آنجناب برداشتند آنجناب گریست من عرضکردم یابن رسول الله مرا موعظه کن قال علیه السلام نعم استعد لسفرک و حصل زادک قبل حلول اجلک. فرمود: که مهیای سفر آخرت شو و توشه آن سفر را پیش از رسیدن اجل تحصیل نما و بدانکه طلب دنیا میکنی و مرگ تو را طلب میکند و بار مکن اندوه روزی را که هنوز نیامده است بر روزی که در آن هستی. و بدانکه هر چه از مال تحصیل نمائی زیاده از قوت خود در آن بهره نخواهی داشت و خزینه دار دیگران خواهی بود و بدانکه در حلال دنیا حسابست و در حرام دنیا عقاب و مرتکب شبهات آن شدن موجب عتابست پس دنیا را در نزد خود بمنزله مرداری دان و از آن مگیر مگر بقدر آنچه تو را کافی باشد که اگر حلال باشد زهد در آن ورزیده باشی و اگر حرام باشد و زری و گناهی داشته باشی و از این نوع موعظه فرمود تا آنکه نفس مقدسش منقطع شد و رنگ مبارکش زرد گردید پس حضرت امام حسین علیه السلام با اسود بن ابی الأسود از در در آمد برادر بزرگوار را در بر گرفت و سر مبارکش را با میان دو دیدگانش ببوسید و نزد او نشست و راز بسیار با یکدیگر گفتند و امام حسن (ع) امام حسین (ع) را وصی خود گردانید و اسرار و ودایع امامت را به وی سپرد و روز پنجشنبه آخر صفر(297) سال پنجاهم هجری بسن چهل و هفت(298) وفات یافت و در بقیع مدفون شد صلوات الله علیه.(299)
مربوط به ص 58 - یعنی بجهت چه میافکنی خود را در لجه دریا و می نشینی بر آن و حال آنکه کفایت میکند تو را از آن مکیدن آب اندکی همانا سلطنت قناعت خوف و ترسی نیست برای آن و احتیاج ندارد بانصار و نگاهدارنده، آیا امید داری باقی ماندن دردار دنیا را که ابداً ثبات و دوامی ندارد و مثل سایه میماند پس آیا شنیده که سایه ثابت بماند و از جای خود منتقل نشود.

...................) Anotates (.................
1) این جمله از مرحوم سید رضی در مقدمه نهج البلاغه است.
2) سفینة البحار 2/700 به نقل از منیة المرید شهید ثانی ترجمه: از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که مسلمان هیچ هدیه ای به برادر مسلمانش هدیه نکرده است که بهتر باشد از سخن حکیمانه ای که به هدایت او بیفزاید و یا از هلاکت نگاهش دارد.
3) مخفی نماناد که من در ذیل این کلمات شریفه غالباً چند شعری که مشتمل بود بر همان کلمه از حکمت و موعظه ایراد کردم زیرا که طباع به حفظ اشعار بیشتر رغبت دارد. و در حدیث است که قیس بن عاصم منقری با جماعتی از بنی تمیم خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله رسیدند و از آن حضرت موعظه نافعه خواستند آن حضرت ایشان را به کلمات جامعه خود موعظه فرمود قیس عرضه داشت که اگر این موعظه به نظم آورده می شد ما افتخار می کردیم بر هر که نزدیک ما می شد از عرب و هم آن را حفظ می کردیم و ذخیره می نمودیم. آن جناب فرستاد حسان بن ثابت شاعر را حاضر کنند که به نظم آورد آن را، صلصال بن دلهمس حاضر بود و به نظم آورد آن و از آن جناب اجازه انشاء آن خواست حضرت اذن فرمود: بگفت:
تخیر خلیطاً من فعالک انما - قرین الفتی فی القبر ما کان یفعل(الابیات)
رجوع شود به ارشاد القلوب دیلمی صفحه 28 چاپ اسلامیه بقیه اشعار در آنجا مذکور است.
4) نهج البلاغه چاپ فیض الاسلام ص 1169.

5) نهج البلاغهع ص 1216.
6) بحار الانوار ج 78 ص 291 با کمی تفاوت.
7) نهج البلاغه ص 1215.
8) نهج البلاغه ص 1170.
9) نهج البلاغه ص 1235.
10) قال علیه السلام: لیث شعری ای شیی ء ادرک من فاته العلم بل ای شیی ء فات من ادرک العلم.
کاش می دانستم کسی که علم ندارد چه دارد و کسی که علم دارد چه ندارد.
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 20 ص 289.
11) نهج البلاغه ص 1116.
12) بیهوده گویان.
13) بحار 71/286.
14) بحار ج 71/286.
15) نهج البلاغه ص 1092.
16) سوربه بقره آیه 237.
17) کافی 2/108.
18) نهج البلاغه ص 1112.
19) لازم است یادآور شویم که عفو از خطاکار، پسندیده است در صورتی که برای دین و جامعه خطر نداشته باشد و گر نه ترحم بر پلنگ تیزدندان و ستم بر دیگران است.
20) نهج البلاغه ص 1093.
21) اطراف بطاء مهمله جمع طرف به کسر طاء یا ضم آن است و آن مال نو باشد. و جمع ظرف ظروف آید نه اظراف. (شعرانی).
در نهج البلاغه چاپ فیض الاسلام هم اطراف بی نقطه است.
22) سوره ابراهیم آیه 7.
23) نهج البلاغه ص 1169.
24) قال علیه السلام: استهینوا بالموت فان مرارته فی خوفة. حقیر و سبک بشمارید مرگ را زیرا تلخی آن در ترس از آن است.
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 20 ص 317حکمت 637.
25) نهج البلاغه ص 1152.
26) کسیکه تنگ گرفته شد بر او روزی که پس باید انفاق کند از آنچه داده او را خدا.
نقل است که جناب امیرالمؤمنین (ع) سقایت نخلی فرمود در عوض یک مد از جو، پس آن را برایش دستاس نمودند و نان پختند چون خواست بر آن افطار فرماید که سائلی بر در خانه آمد آنحضرت نانش را بسائل داد و شب گرسنه خوابید شاعر عرب گفته و چه خوب گفته:
جاد بالقرص و الطوی ملأ جنبیه - و عاف الطعام و هو سغوب
فاعاد القرص المنیر علیه - القرص و المقرض الکرام کسوب
یعنی بخشش کرد قرص نان خود را در حالیکه پهلوهای نازنینش از گرسنگی پر بود و کراهت داشت از خوردن طعام بملاحظه سائل با آنکه گرسنه بود پس چون قرص نان بمسکین داد، عوض قرص خورشید برای او بآسمان برگشت و قرض دهنده کریم کسب کننده است.
27) نهج البلاغه ص 1153.
28) نهج البلاغه ص 1200.
29) سوره یوسف آیه 88.
30) نهج البلاغه ص 1103.
31) نهج البلاغه ص 1141.
32) قال علیه السلام:
العمر اقصر من ان تعلم کل ما یحسن بک علمه فتعلم الاهم فالاهم.
عمر کوتاه تر از آنست که هر چه دانستنش نیکو است بیاموزی پس بیاموز آنچه اهمیتش بیشتر است.
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 20/262.
33) بحار الانوار ج 77 ص 164 و 378 با مختصر تفاوت و قال علیه السلام: یابن آدم انما انت ایام مجموعه فاذا مضی یوم مضی بعضک: شرح نهج البلاغه 20/319.
34) یعنی وقت مهمانی است که می گذرد. قال علیه السلام: الفرصة سریعة الفوت بطئیة العود؛ فرصت زود گذر است و دیر بر می گردد. شرح غررالحکم آقا جمال 2/113.
35) نهج البلاغه ص 1167.
36) نهج البلاغه ص 1182.
37) قال علیه السلام: المتواضع کالوهده یجتمع فیها قطرها و قطر غیرها و المتکبر کالربوة لا یقر علیها قطرها و لا قطر غیرها؛ یعنی متواضع چون گودالی است که قطره های باران در آن جمع می شود و چه از خودش و چه از اطرافش و متکبر چون بلندی است که آب بر او قرار نمی گیرد نه از خودش و نه از اطرافش.
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 20 ص 288 حکمت 291.
38) قال علیه السلام ایاک و صدر المجلس فانه مجلس قلعة.
شرح نهج البلاغه 20/285 حکمت 264.
39) نهج البلاغه ص 1093.
40) بحار 21/57.
41) بتصحیح قیاسی و در طبع سابق حاجة صحیح نیست (شعرانی).
42) کسی که برادر ندارد مانند کسی است که بی اسلحه به جنگ می رود و بدان که پسر عموی هر قوم بال آنها است و آیا باز بدون بال می تواند پرواز کند.
43) و قال علیه السلام: تحتاج القرابة الی المودة و لا تحتاج المودة الی فرابة. شرح نهج البلاغه 20/305.
44) نهج البلاغه ص 1233 و قال علیه السلام: من کرم المرء بکاؤه علی ما مضی من زمانه و حنینه الی اوطانه و حفظ قدیم اخوانه. شرح نهج البلاغه 20/274.
45) بحار الانوار 74/264.
46) سفینة البحار 2/370.
47) نهج البلاغه ص 1130.

48) و ممکن است معنی بستن و نگهداشتن، از عقل نمودن و مناسب است. این حاشیه شاید از مرحوم آقای شعرانی باشد.
49) -

50) نهج البلاغه ص 1183.
51) نهج البلاغه ص 1196.
52) حدیث نبوی است.
53) بحار الانوار ج 70 ص 64 دشمن ترین دشمن تو نفس تواست.
54) نهج البلاغه ص 1098.
55) نهج البلاغه ص 1252.
56) بحارالانوار 70/385.
57) قال علیه السلام: ابصر الناس لعور الناس المعور: شرح نهج البلاغه 20/291.
58) تعنت: عیب جویی و بدگویی،
59) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید طبع یبروت 4/399 و نهج البلاغه ص 1250 با کمی تفاوت.
60) سفینة البحار 1/361 و قال امیرالمؤمنین علیه السلام: الاشرار یتبعون مساوی الناس و یترکون محاسنهم کما یتبع الذباب المواضع الفاسدة من الجسد و یترک الصحیح.
ترجمه حدیث متن: هر گاه خدا برای بنده ای خیر بخواهد او را از خوبی هایش غافل می کند و بدی هایش را همیشه برابر چشمش قرار می دهد و همنشینی با کسانی را که از یاد خدا روی گرداند مورد کراهت او می سازد.
ترجمه حدیث پاورقی: مردمان بد از بدی های مردم پی جویی می کنند و خوبی هایشان را وا می گذراند مانند مگس که دنبال جاهای زخم بدن است و جاهای سالم را رها می کند.
و قال علیه السلام: من عاب سفلة فقد رفعه و من عاب کریماً فقد وضع نفسه شرح نهج البلاغه 20/329 حکمت 773. هر کس شخص پستی را عیب کند او را بالا برده و هر که کریمی را عیب کند خود را پست کرده است.
و قال علیه السلام: لا تسبن ابلیس فی العلانیه و انت صدیقه فی السر شرح نهج البلاغه 20/3229، حکمت 767 ترجمه:در آشکارا به شیطان دشنام مده در حالی که در پنهانی با او دوستی.
61) نهج البلاغه ص 1270.
62) سوره شعراء آیه 89.
63) نهج البلاغه ص 1150 با کمی تفاوت.
64) بحار الانوار 70/295.
65) نهج البلاغه ص 1180 و شرج نهج البلاغه طبع بیروت 4/335 با کمی تفاوت.
66) نهج البلاغه ص 1178 حکمت 192.
67) نهج البلاغه ص 1242.
68) یعنی کدام یک از دو روز خودم از مرگ فرار کنم روزی که مرگ من مقدر نشده یا روزی که مرگ من مقدر شده؟
روزی که مرگ من مقدر نشده باشد از کار زار باکی ندارم و روزی که مرگ من مقدر شده ترس و فرار نتیجه ای ندارد.
69) نهج البلاغه ص 1127 حکمت 88.
و قال علیه السلام: خیرالمقال ما صدقه الفعال. بهترین گفتار آن است که کردار گوینده آن را تصدیق کند و با آن برابر باشد. شرح نهج البلاغه ج 20 ص 271 حکمت 135.
70) اگر علم بدون تقوی شرافت داشت شیطان شریفترین مردم بود.
71) نهج البلاغه ص 1256 حکمت 358.
72) نهج البلاغه ص 1179 حکمت 197.
73) نهج البلاغه 1185 حکمت 215.
74) قال علیه السلام: رب کلمة یجترعها مخافة ما هوشر منها و کفی بالحلم ناصراً / یعنی چه بسا کلمه ای را شخص بردبار فرو می خورد از ترس بدتر از آن و بردباری بس است از حیث یاری کردن.
شرح نهج البلاغه ص 20/264 حکمت 87.
75) نهج البلاغه ص 1285 حکمت 416 و در این چاپ حسام قاطع است.
76) نهج البلاغه ص 1115 حکمت 62.
77) نهج البلاغه ص 1117 حکمت 71.
78) نیک توبه کردن.
79) نهج البلاغه ص 1184 حکمت 212.
80) بحارالانوار 75/330.
81) معراج السعادة چاپ جاویدان ص 341.
82) خصال صدوق 84.
83) خصال صدوق 84.
84) خصال صدوق باب الخمسة حدیث 10.
85) قال علیه السلام ابخل الناس بماله اجودهم بعرضه غررالحکم چاپ نجف 93 با کمی تفاوت / یعنی بخیل ترین مردم به مالش با سخاوت ترین آنها است به آبروی خود.
86) نهج البلاغه ص 1146 حکمت 123.
87) طبیعت مرگ سرد و خشت است و طبیعت حیاة گرم و تر است چنانکه معلوم است. خریف پائیز و خزان.
88) سوراخ های بینی.
89) نهج البلاغه ص 1171 حکمت 172 / قال علیه السلام: الحازم لم یشغله البطر بالنعمة عن العمل للعاقبة و الهم بالحادثه عن الحیلة لدفعها.
شرح نهج البلاغه ص 1110 حکمت 45.
90) نهج البلاغه 20/343 حکمت 942.
91) بحارالانوار 71/338.
92) نهج البلاغه ص 1193 حکمت 232.
93) شرح نهج البلاغه ث 20/334 حکمت 831.
94) نهج البلاغه ص 1122 حکمت 77.
95) تو سخن را نگر که حالش چیست - به نگارنده سخن منگر
96) در نهایه ابن اثیر ماده ضل نقل شده است.
97) یعنی صبح پی حاجت رفتن.
98) نهج البلاغه ص 1092 حکمت 9.
99) بحار ج 71 ص 369.
100) نهج البلاغه ص 1150 حکمت 128.
101) نهج البلاغه ص 1124 حکمت 83.
102) یعنی رای و تدبیر بر شجاعت دلاوران پیشی دارد؛ آن اول است و این دوم.
هنگامی که این هر دو در شخصی آزاده گرد آیند او به بلندترین مقامها رسیده است.
103) دستان مکر و حیله.
104) نهج البلاغه ص 1267 حکمت 372 با کمی تفاوت.
105) قینه بتقدیم یاء بر نون کنیزک سرود گوی، و قیان بالکسر جمع آن است، و قیل کل عبد عندالعرب قین و الامه قینة.

106) بسا شخص سالمی که ناگاه صیحه مرگ بر او زده شد، و بسا گوینده ای که دیشب با او بودم شب کرد در حالی که خواننده او نزد او بود و صبح کرد در حالی که بر او نوحه و ندبه می کردند. خوشا به حال کسی که میزان و ترازوی اعمالش در روزی که پروردگارش را ملاقات می کند سنگین باشد.
107) نهج البلاغه ص 1258 حکمت 418.
108) نهج البلاغه ص 1231 حکمت 193.
109) قال علیه السلام: ثلاثة اشیاء تدل علی عقول اربابها: الهدیة و الرسول و الکتاب و قال اذا اردت ان تختم علی کتاب فاعد النظر فیه فانما تختم علی عقلک.
غررالحکم چاپ نجف ص 161 ترجمه حدیث: سه چیز است که بر اندازه عقل صاحبش دلالت دارد: هدیه، رسول و قاصد و نامه و فرمود وقتی می خواهی نامه را مهر کنی بازنگری کن زیرا بر عقل و خرد خود مهر می زنی.
ترجمه شعر: چون خواستی برای کاری قاصدی روانه کنی دقت کن و شخص شایسته ای را اختیار کن زیرا رسول و قاصد انسان ها نشان دهنده مرتبه رأی و بینش آنان است و در مورد نامه هم تأمل و تفکر کن زیرا عقل انسان به نوشته و قلم او شناخته می شود.
110) نهج البلاغه ص 1291 حکمت 431 و در این چاپ به جای کلمة کله می باشد.
111) سوره حدید آیه 23.
112) نهج البلاغه ص 873 نامه 22.
113) نهج البلاغه ص 1154 حکمت 128.
114) مستدرک الوسائل 1/363 با کمی تفاوت.
115) نهج البلاغه ص 1110 حکمت 43.
116) یعنی محو کننده.
117) خصال ص 84 باب ثلاثه ش 11.
118) کافی 2/314.
119) نهج البلاغه ص 1143 حکمت 117.
120) نهج البلاغه ص 1305 حکمت 471.
121) بحار 67/362 قریب به این مضمون را از امام صادق روایت کرده است.
122) سعتر پودینه.
123) شرح نهج البلاغه ج 3/155.
124) نهج البلاغه ص 1200 حکمت 248.
125) بحار 77/112.
126) شرح غررالحکم 1/255.
127) ترجمه: بر حسد حسود صبر کن که صبر تو کشنده اوست مانند آتش که اگر درگیره ای (هیزمی) نباشد خود را می خورد.
128) نهج البلاغه ص 1152 حکمت 1361.
129) در روایت بسیار وارد است که حج جهاد ضعفا است و مائیم ضعفا، و سائل الشیعه 5/69-74.
130) نهج البلاغه ص 171.
131) نهج البلاغه ص 1186 حکمت 217.
132) شرح غررالحکم 1/82.
قال علیه السلام: ما وضع احدیده فی طعام احد الا ذل: شرح نهج البلاغه 20/291 حکمت 335 با کمی تفاوت.
ترجمه: هیچ کس دست خود را (از روی طمع) در طعام دیگری ننهاد جز آنکه ذلیل شد.
133) قناعت کن و آزاد زندگی کن و آزمند باش زیرا گردنها را جز طمع ها قطع نکرده است.
134) نهج البلاغه ص 1184 حکمت 210.
135) نهج البلاغه ص 1164 حکمت 124.
136) سوره انعام آیه 91.
137) نهج البلاغه ص 1116 حکمت 65.
138) نهج البلاغه ص 1251 حکمت 343.
139) سوره 94 آیه 4 و 5.
140) غررالحکم چاپ نجف ص 111 قریب به این مضمون.
141) نهج البلاغه ص 1111 حکمت 48.
142) نهج البلاغه ص 1092 حکمت 8.
143) قال علیه السلام: ازالة الجبال اسهل من ازالة دولة قد اقبلت فاستعینوا بالله و اصبروا فان الارض الله یورثها من یشاء/ شرح نهج البلاغه 20/262 حکمت 65.
144) این اشخاص در این اوصاف هر کدام معروف و ضرب المثل بوده اند و عبدالحمید مستوفی مروان بن محمد است که در کتابت و ادبیت مهارتی تمام داشته به حدی که گفته اند: فتحت الکتابة بعبد الحمید و ختمت بابن العمید. و ابن العمید ابوالفضل محمد بن عمید قمی مروف به ادبیت و کمال است که در علم فسلفه و نجوم و ادب اوحد عصر خویش بوده و او را جاحظ ثانی می گفتند واز اتباع اوست اسماعیل بن عباد که به ملاحظه مصاحبت او با ابن عمید او را صاحب بن عباده می گفتند و ابن عمید را استاد نیز می گفتند وقتی صاحب به بغداد سفر کرد چون مراجعت نمود گفتند بغداد را چگونه یافتی؟ گفت: بغداد فی البلاد کالاستاد فی العباد.
145) و لکن عین السخط تبدی المساویا.
146) نهج البلاغه ص 1231 حکمت 295.
یعنی مردمان فرزندان دنیا هستند و کسی را به دوست داشتن مادرش سرزنش نمی کنند.
147) نهج البلاغه ص 1244 حکمت 326.
148) بحار 84/237 با کمی تفاوت.
149) یعنی با عفاف و کفاف و قناعت، خود را از اینکه صبح و شام در خانه امیر و وزیر برویم راحت کردیم و نومیدی از مرم را کلید رستگاری قرار دادیم.
150) نهج البلاغه ص 1126 حکمت 87.
151) سوره 39 آیه 53.
152) سوره 7 آیه 99.
153) نهج البلاغه ص 1115 حکمت 63.
154) یعنی مرگ از سؤال و درخواست از لئیمان شیرین تر است.
قال علیه السلام: اذل الناس معتذر الی الئیم.
شرح نهج البلاغه 20/304 حکمت 479 یعنی خوارترین مردم کسی است که از شخص لئیمی عذرخواهی کند.
155) نهج البلاغه ص 1183 حکمت 208.
156) روت ام هانی بنت ابی طالب علیه السلام عن النبی صلی الله علیه و آله انه قال: یاتی علی الناس زمان اذا سمعت باسم الرجل خیر من ان تلقاه فاذا القیته خیر من ان تجربه و لو جربته اظهر لک احوالاً دینهم دراهمهم و همتهم بطونهم و قبلتهم نساؤهم یزکعون للرغیف و یسجدون للدرهم حیاری سکاری لا مسلمین و لا نصاری بحار الانوار ج 74 ص 196.
157) هیچ کسی را تا نیازمائی ستایش مکن و نیز بدون آزمودن کسی را نکوهش مکن.
158) نهج البلاغه ص 1153 حکمت 135.
159) نهج البلاغه ص 1113 حکمت 54.
160) جمله اول در شرح غررالحکم 4/474 و جمله دوم با کمی تفاوت در 5/451 می باشد.
161) معنی این چند این بیت در آخر کتاب آمده است.
162) کنزالفوائد ص 58.
163) نهج البلاغه ص 1122 حکمت 78.
164) غرر الحکم چاپ نجف ص 235 و در این حدیث مایحسنه دارد.

165) قال علیه السلام: قبیح بذی العقل ان یکون بهیمة و قد امکنه ان یکون انساناً و ان یکون انساناً و قد امکنه ان یکون ملکاً و ان یرضی لنفسه بقنیه معارة و حیاة و له ان یتخذ مخلدة و حیاة مؤبدة.
شرح نهح البلاغه 20/306 حکمت 508.
ترجمه: برای عاقل زشت است که حیوان باشد با اینکه می تواند انسان باشد؛ و یا انسان باشد حال آنکه می تواند فرشته باشد و یا راضی شود برای خود به زندگی موقت و عاریت در صورتی که می تواند زندگی جاویدان داشته باشد.
166) نهج البلاغه ص 1278 حکمت 404.
167) بحار 77/115 و 116 و نهج البلاغه ص 208.
168) قال علیه السلام: علیک بمجالسة اصحاب التجارب فانها تقوم علیهم باغلی الغلاء و تأخذها منهم بارخص الرخص.
شرح نهج البلاغه 20/435.
یعنی نتائیج تجربت آنان بسیار گران بدست آمده و تو نیک ارزان می ستانی (شعرانی).
169) نهج البلاغه ص 1168 حکمت 162.
170) قال علیه السلام: ینبغی للعاقل ان یتذکر عند حلاوة الغذاء مرارة الدواء شرح نهج البلاغه 20/272 حکمت 149.
یعنی سزاوار است عاقل را که نزد شیرینی غذاء تلخی دوا را هم یاد آورد.
قال علیه السلام: من کان همته ما یدخل جوفه کانت قیمته ما یخرج منه. شرح نهج البلاغه 20/319 ترجمه: کسی که همش همان است که می خورد ارزش او همان است که از او خارج می شود.
171) ترجمه: خطاب به گربه می گوید: می خواستی جوجه پرندگان را بخوری و روزگار تو را مظلومانه نخورد.
ای که جوجه های لذیذ از هستی ساقطت کرد و ای بر تو چرا به غده های اضافی قناعت نکردی.
چه بسا لقمه هایی که وارد معده آدم طماع شد و روح او را از کالبدش خارج ساخت.
172) بحار ج 78 ص 45.
173) نهج البلاغه ص 1088.
174) فنته آنجا است که حق و باطل روشن نباشند یا هر دو فرقه باطل باشند.
175) نهج البلاغه ص 1116 حکمت 67.
176) نهج البلاغه ص 1115 حکمت 64.
177) سفینة البحار 1/585.
یعنی سائل را رد نکنید اگر چه به نصف خرما باشد.
178) -

179) نهج البلاغه ص 1228 حکمت 285.
180) بحار الانوار 74/192.
قال علیه السلام: ایاک و صاحب البوس فانه کالسیف المسلول یروق منظره و یقبح اثره.
شرح نهج البلاغه 20/273 حکمت 157 با کمی تفاوت.
ترجمه: از همنشین بد بپرهیز که مثل شمشیر خوش منظر و بد اثر است.
قال علیه السلام: الصاحب کالرفعة الثوب فاتخذه مشاکلاً.
شرح نهج البلاغه 20/309 حکمت 540.
ترجمه: دوست و مصاحب مانند وصله لباس است پس همرنگ و مناسب اختیار کن.
181) نهج البلاغه ص 1112 حکمت 51.
182) بحار 91/225 و تحف العقول 147. در این دو کتاب ماحار به جای ماخاب است.
183) نهج البلاغه ص 1135 حکمت 103.
184) نهج البلاغه ص 1131 حکمت 97.
185) شرح غررالحکم 5/197.
قال علیه السلام: سیان من صنع السائل و من و من منع السائل و ضن.
ترجمه: کسی که به سائل کمک کند و منت گذارد با کسی که بخل ورزد و کمک نکند مساوی است.
قال علیه السلام: لا تطلبن الی احد حاجة لیلاً فان الحیاء فی العینین.
شرح نهج البلاغه 20/320 حکمت 668 ترجمه: از هیچ کس در شب حاجت مخواه زیرا حیا در چشم است.
186) ابن ابی الحدید در کلمات قصار امیرالمؤمنین(ع) آورده که آنحضرت فرمود در وقتی من و عباس و عمر مذاکره میکردیم در بیان احسان و نیکی کردن من گفتم که بهتر آن پنهان کردن آنست عباس گفت: بهتر آن کوچک شمردن آنست، عمر گفت تعجیل در آنست در این هنگام رسولخدای(ص) وارد شد بر ما و از گفتگوی ما پرسید ما بیان کردیم کلمات خود را فرمود بهترش آنست که این هر سه در آن جمع باشد.
187) نهج البلاغه ص 1234 حکمت 302.
188) یا آنکه معنی چنین باشد: راست و درست نخواهد بود ایمان عبد تا آنکه بوده باشد اعتقادش به آنچه که در نزد حقتعالی است بیشتر از آنچه که در دست خودش است.
189) بحار الانوار 77/124.
190) نهج البلاغه ص 1163 حکمت 145.
191) از خشم برافروختن.
192) بحارالانوار 71/96.
193) کنزالفوائد ص 58 با کمی تفاوت.
194) نهج البلاغه ص 1106 حکمت 29.
195) نهج البلاغه ص 1106.
196) نهج البلاغه ص 1114 حکمت 57.
197) نهج البلاغه ص 1245 حکمت 329.
198) یعنی تباهی می رسانند در آن.
199) از مال خود آنچه می توانی برگیر و استفاده کن زیرا روزگار و وارثان شریکان تو هستند. حق مال و ثروت را کسانی ادا کرده اند که وقتی می بینند روزگار مال آنان را از بین می برد خود آنها (در راه خیر) مال را خرج می کنند.
200) شرح صد کلمه ابن میثم ص 93.
201) سوره 28 آیه 77.
202) نهج البلاغه ص 1163 حکمت 143.
203) هیچ پرنده ای پرواز نکرد و بالا نرفت جز آنکه همانگونه که بالا رفته بود پائین آمد.
204) حیاة الحسن 1/306.
ترجمه: ای اهل خوش های دنیایی که بقا و دوام ندارد مغرور شدن به سایه ای که پایدار نیست از حماقت و نادانی است.
205) نهج البلاغه ص 1277 حکمت 398.
206) سلم نردبان
207) بحارالانوار 39/133 با کمی تفاوت.
208) نهج البلاغه ص 1098 حکمت 25.
209) نهج البلاغه ص 1229 حکمت 289.
210) بحار 71/324.

211) قال: کفی ما مضی مخبراً مما یجیی ء و کفی عبراً الذوی الاباب ما جربوا.
شرح نهج البلاغه 20/273 حکمت 163.
ترجمه: گذشته ها برای اخبار از آینده ها کافی است و خردمندان را آنچه تجربه کرده اند برای عبرت کافی است.
212) نهج البلاغه ص 1153 حکمت 134.
213) سوره اسراء آیه 29.
214) سوره فرقان آیه 67.
215) روی انه قالت حرقة بنت النعمان بن منذر لسعد بن ابی وقاص حین ولی العراق: والله ماطلعت الشمس و ما شیی یدب تحت الخورنق الا و هو تحت ایدینا فغربت شمسنا و قدرحمنا جمیع من کان یحسدنا و ما من بیت دخلته حبرة الا و اعقبته عبرة ثم انشأت تقول:
فبینانسوق (نسوس خ ل) الناس والامر امرنا.
اذا نحن فیهم سوقة تتنصف.
بحار 78/456 با کمی تفاوت.
216) نهج البلاغه ص 1224 حکمت 278.
217) -

218) نهج البلاغه ص 1141 حکمت 115.
219) بحار 73/79 و کافی 2/136.
220) کافی 2/134.
221) نهج البلاغه ص 1196 حکمت 243.
222) نهج البلاغه ص 566 با کمی تفاوت.

223) بحار 6/154.
224) سفینة البحار ماده فطم.
225) نهج البلاغه ص 1159 حکمت 140.
226) نهج البلاغه ص 1272 حکمت 384.
227) قال علیه السلام: کما تعرف اوانی الفخار بامتحانها باصواتها فیعلم الصحیح منها من المکسور کذلک یمتحن الانسان بمنطقه فیعرف ما عنده.
شرح نهج البلاغه 20/294 حکمت 363.
ترجمه: همانطور که ظروف سفالین با صداهایش امتحان می شود و سالم و شکسته آن معلوم می گردد. همچنین انسان با گفتارش امتحان می شود و آنچه دارد شناخته می شود.
228) بحارالانوار 71/293.
229) نهج البلاغه ص 1114 حکمت 58.
230) قال علیه السلام: لا ینبغی للعاقل ان یمدح امراته حتی تموت و لا طعاما حتی یستمریه و لا صدیقا حتی یستقرضه و لیس حسن الجوار ترک الاذی و لکن حسن الجوار الصبر علی الاذی.
شرح نهج البلاغه 20/295 حکمت 378.
قال المراه کالنعل یلبسها الرجل اذا شاء لا اذا شاءت.
شرح نهج البلاغه 20/289 حکمت 291.
231) قال علیه السلام: الجماع للمحن جماع و للخیرات مناع حیاء یرتفع و عورات تجتمع اشبه شی ء بالجنون و لذلک حجب عن العیون نتیجته ولد فتون ان عاش کدوان مات هد.
شرح نهج البلاغه 20/288 حکمت 295.
232) نهج البلاغه ص 1192 حکمت 230.
233) قال علیه السلام ان الله خلق النساء من عی و عوره فدا و اعیهن بالسکوت و استروا العوره بالبیوت.
شرح نهج البلاغه 20/310 حکمت 557 واضح است که روایاتی که در نکوهش زنان آمده است مربوط به زنان خوب و شریف که کم هم نیستند نمی باشد.
234) نهج البلاغه ص 1282 حکمت 80.
235) نهج البلاغه ص 1295 حکمت 445.
236) نهج البلاغه ص 603 خطبه 182.
237) سوره بقره آیه 24.
238) نهج البلاغه ص 1098 حکمت 22.
239) غررالحکم چاپ نجف ص 165 با کمی تفاوت.
240) نهج البلاغه ص 1169 حکمت 164.
241) نهج البلاغه ص 1165 حکمت 152.
242) نهج البلاغه ص 1103 حکمت 34.
243) سفینةالبحار 1/697.
244) سفینةالبحار 1/181.
245) بحار 78/160.
246) نهج البلاغه ص 1185 حکمت 213.
247) غبی جاهل و کودن. المتغابی کسی که جاهل نیست ولی خود را به جهالت می زند.
248) قال علیه السلام: ما استقصی کریم قط.
شرح نهج البلاغه 20/264 حکمت 86
ترجمه: شخص کریم هرگز زیاد تفحص نمی کند.
قال تعالی فی وصف نبیه: عرف بعضه و اعرض عن بعض.
سوره تحریم آیه 5.
249) سفینة البحار 2/664.
250) نهج البلاغه ص 1193 حکمت 231.
251) نهج البلاغه ص 1193 حکمت 231.
252) نهج البلاغه ص 1222 حکمت 272.
253) نهج البلاغه ص 655 با کمی تفاوت.
254) نهج البلاغه ص 1124 حکمت 82.
255) نهج البلاغه ص 1095 حکمت 18.
256) بحار ج 71 ص 324.
257) نهج البلاغه ص 1166 حکمت 153.
258) کل علم لیس فی القرطاس ضاع.
259) نهج البلاغه ص 1267 حکمت 373.
260) نهج البلاغه ص 1185 حکمت 214.
261) سفینة البحار 1/361 و 362.
262) سفینةالبحار 1/361.
263) صاحبان شرف نباید از حمل جنازه خودداری کنند زیرا دستور و امر خدا چیزی نیست که کسی از انجام آن عار داشته باشد.
264) نهج البلاغه ص 1097 حکمت 23.
265) کافی 2/164 با تفاوت کمی.
266) نهج البلاغه ص 1200 حکمت 249.
ترجمه: ای کمیل خانواده خود را وادار کن دنبال کسب مکارم باشند و شبها در انجام حوائج آن که در خواب است تلاش کنند یعنی گر چه نیازمندان در خواب باشند آنها به فکر رفع نیاز آنان باشند.
267) نهج البلاغه ص 1183 حکمت 205.
268) سوره آل عمران آیه 159.
ترجمه: ای پیامبر اگر تندخو و سخت دل بودی از دورت پراکنده می شدند.
269) غررالحکم چاپ نجف ص 268.
270) نهج البلاغه ص 1111 حکمت 47.
271) -

272) یا: بنده نمی شود مرد آزاد به هیچ چیز مانند احسان (شعرانی).
273) بحارالانوار 77/166.
274) نهج البلاغه ص 1090 حکمت 5.
275) خصال صدوق باب اول حدیث شماره 102.
276) نهج البلاغه ص 1173 حکمت 180.
قال علیه السلام: جزعک فی مصیبة صدیقک احسن من صبرک و صبرک فی مصیبتک احسن من جزعک.
شرح نهج البلاغه 20/344 حکمت 957.
ترجمه: بی تابی در مصیبت دوستت بهتر از صبر و شکیبائی است و صبر و شکیبائی در مصیبت خودت بهتر از جزع و بی تابی است.
277) شرح صد کلمه ابن میثم ص 143.
278) وسائل الشیعه 2/902.
279) بحار 78/38 و کنزالفوائد 58.
280) نهج البلاغه ص 1165 حکمت 151.
281) بحار 75/90 با مختصر تفاوت.
282) شرح نهج البلاغه 18/380.
283) نهج البلاغه ص 1168 حکمت 163.
284) از اشعار منسوب به آن حضرت است.
285) نهج البلاغه ص 1130 حکمت 93.
286) سوره 39 آیه 9.
287) سفینة البحار ماده کمل.
288) نهج البلاغه ص 1154 حکمت 137 و در این چاپ به جای العطش الظماء دارد.
289) نهج البلاغه ص 1192 حکمت 328.
290) این دو لقب از القاب ویژه حضرت است.
291) تو از مدح و ثنا فراتری و بلیغ ترین افراد هنگام مدح تو عاجزترین افراد است آنگاه که گروهی به حج می روند و در مشاعر و صفا طواف می کنند قبر تو رکن و مشاعر من است و گرد آن طواف می کنم.
و اگر مردم عباداتی را برای خود ذخیره کرده اند برای من دوستی تو بهترین سرمایه و ذخیره است.
292) نهج البلاغه ص 1199 حکمت 246.
293) نهج البلاغه ص 1175 حکمت 183.
294) چه شده می بینم دائماً مال جمع می کنی؟ آیا برای شوهر آینده زن خود می اندوزی.
295) نام جناده کثیر و در سال 67 از دنیا رفت.
296) بحار 44/139 - 140.
297) قول دیگر هفتم صفر است.
298) آن حضرت مسموم و شهید شد.
299) تنظیم این پاورقی ها و نیز آماده ساختن این کتاب شریف برای چاپ جدید در ماه شوال 1046 پایان یافت.