شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 96:

متن حدیث :
الناس اعداء ما جهلوا.(283)
ترجمه :
مردمان دشمنان چیزیند که جاهلند بآن.
و سببش آنست که جاهل خوف دارد که در مجلسی که با آن عالم است مبادا او را توبیخ و تقریع بجهلش کنند یا آنکه چون اهل علم خوض میکنند در چیزی که او جاهل بآنست از این جهت حقیر میشود در دیدگان و اذیت میباشد برای او و این اذیت از ناحیه علم باو رسیده لاجرم با آن علم دشمن است.
و فی معنا قوله (علیه السلام) و الجاهلون لأهل العلم اعدآء.(284)
یعنی نادانان مر اهل علم را دشمنانند.

کلمه 97:

متن حدیث :
نوم علی یقین خیر من صلوة فی شک.(285)
ترجمه :
خواب شخصی که بر یقین باشد بهتر است از نماز گذاردن در حال شک.
این کلمه را وقتی فرمود که شنید یکی از خارجیان نماز شب میگذاشت و قرائت قرآن میکرد گویند که بآواز حزین آنخارجی این آیه را می خواند و میگریست امن هو قانت انآء الیل الایة(286) کمیل بن زیاد رحمه الله در خدمت آنحضرت ایستاده از خواندن قرآن او آهی کشید حضرت سبب آه از او پرسید عرضکرد از صوت حزین این قاری و کاش من موئی بودم در بدن او تا همیشه اینکلام حزین را از او می شنیدم فرمود آه مکش و این آرزو مبر پس از چندی که واقعه نهروان روی داد آنمرد خارجی بجنگ آنحضرت شد و کشته شد آنوقت آنجناب کمیل را طلبید و فرمود این مقتول همان قاریست که آروز میکردی هنوز آن آروز داری عرضکرد: استغفر الله من کل خطأء یجری علی اللسان.(287)
و من کلامه (ع): کم من صآئم لیس له من صیامه الا الجوع و العطش و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العنآء یا حبذا نوم الأکیاس و افطارهم.(288)
یعنی چه بسیار روزه داری که نیست از برای او بهره ای از روزه اش جز گرسنگی و تشنگی و چه بسیار شب زنده داری که نیست از برای او از برخاستن در شب جز بیداری و رنج ای خوشا خواب زیرکان در امر آخرت و افطار ایشان.

کلمه 98:

متن حدیث :
والله لدنیاکم هذه اهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجذوم.(289)
ترجمه :
بخدا سوگند که این دنیای شما خوارتر است در دیدگان من از استخوان بیگوشت خوکی که باشد در دست جذام.
و این نهایت تحقیر است از دنیا چه استخوان از هرچیز بیقدری خوارتر است خصوص اگر از خوک باشد و خصوص در دست مجذوم باشد که در اینحال هیچ چیز از این پلیدتر نیست.
و کسیکه تأمل کند در سیره آنحضرت در حالیکه خانه نشین و مغلوب از حقش بود و در حالیکه خلافت و ولایت بآنجناب رسید یقین میکند که دنیا در نظر آنحضرت بهیمن حال بلکه خوارتر از این بود. صلوات الله علیه بابی انت و امی یا ابا الحسن یا آیة الله العظمی یا امیرالمؤمنین.(290)
اگر این مقام گنجایش میداشت ببرخی از زهد آن وجود مقدس اشاره میکردیم لکن اقول:
متی احتاج النهار الی دلیل
تعالیت عن مدح فابلغ خاطب - بمدحک بین الناس اقصر قاصر
اذا طاف قوم فی المشاعر و الصفا - فقبرک رکنی طائفاً و مشاعری
و ان ذخر الاقوام نسک عبادة - فحبک او فی عدتی و ذخائری(291)