شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 90:

متن حدیث :
من کتم سره کانت الخیرة بیده.(257)
ترجمه :
هر که پنهان کرد سر خو را از غیر خود اختیار افشا و کتمان سرش بدست خودش است بخلاف آنکه اگر افشا کند که دیگر متمکن از کتمان آن نیست.
پس ای عزیز من رازی که پنهان خواهی با کسی در میان منه اگر چه دوست مخلص باشد که مر آن دوست را دوستان بسیار است همچنین مسلسل.
فلا تفش سرک الا الیک - فان لکل نصیح نصیحاً
دانایان گفته اند: کل سر جاوز الأثنین شاع.(258) هر چه از میان دو لب خارج شد شایع شد.
گر آرام در این آب و گل - مگو تا توانی بکس راز دل
و نظیر این کلمه شریفه است کلمه دیگر آنحضرت علیه السلام:
الکلام فی وثاقک ما لم تتکلم به فاذا تکلمت به صرت فی وثاقه فاخرن لسانک کما تحزن ذهبک و ورقک فرب کلمة سلبت و نعمة و جلبت نقمة.(259)
یعنی کلام در بند تو است مادامیکه تکلم نکرده ای به آن پس هر گاه که تکلم نمودی بآن تو در بند آن میشوی پس بگنجینه بنه زبان خود را همچنان که بگنجینه مینهی طلا و نقره خود را پس بسا یک کلمه که ربود نعمتی را و پدید آورد عقوبتی را.
سخن تا نگفتی بر او دست هست - چه گفته شود یابد او بر تو دست
تو پیدا مکن راز دل با کسی - که او خود بگوید بر هر کسی
جواهر بگنجینه داران سپار - ولی راز با خویشتن پاس دار

کلمه 91:

متن حدیث :
من کساه الحیآء ثوبه لم یر الناس عیبه.(260)
ترجمه :
هر که بپوشاند باو حیاء جامه خود را نبینند مردمان عیب او را.
بدانکه حیاء انقباض نفس است از قبایح و از خصائص انسانست و آن خلقی است مرکب از جبن و عفت و فضیلت بسیار برای او وارد شده و او را لباس اسلام و قرین ایمان گرفته اند و فرموده اند: که ایمان ندارد کسی که حیاء ندارد.(261)
و فی الحدیث: لم یبق من امثال الانبیاء الا قول الناس اذا لم تستح فاصنع ما شئت.(262)
یعنی در حدیث است که باقی نمانده از مثلهای پیغمبران مگر قول مردم یعن قولی که در میان مردم است که میگویند: هر گاه حیا نمیکنی پس بجا آور آنچه بخواهی.
یعنی حیا نمیگذارد که صاحبش مرتکب هر عمل قبیحی بشود بخلاف آنکه حیا نداشته باشد.
و بدانکه اگر حیا از روی عقل باشد ممدوح است و اگر از روی حمق باشد مذموم است مثل حیا کردن از آموختن مسائل علمیه و از اتیان بعبادات شرعیه که جهال آنرا قبیح شمرند مثل سرمه کشیدن و تحت الحنک افکندن و تلقین کردن میت بعد از انصراف مردم از سر قبر و حمل کردن شخص شریف سریر میت را بر دوش چنانچه علامه بحرالعلوم رحمه الله فرماید:
لایاب من ذلک اهل الشرف - فلیس امر الله بالمستنکف(263)

کلمه 92:

متن حدیث :
من کفارات الذنوب العظام اغاثة الملهوف و التنفیس عن المکروب.(264)
ترجمه :
از کفاره های گناهان بزرگ فریادرسی بیچاره مظلوم و غم را بردن از اندوهگین مغموم است پس ای برادر جان پیوسته اهتمام کن در اغاثه مظلومان و قضاء حوائج محتاجان و سعی کردن در برآوردن مهمات مسلمانان.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من اصبح لا یهتم بامر المسلمین فلیس من الاسلام من شی ء و من شهد رجلاً ینادی یا مسلمین فلم یجبه فلیس من المسلمین.(265)
یعنی کسیکه صبح کند در حالی که غمخوارگی بامر مسلمانان نداشته باشد از مسلمانی بچیزی نیست و کسی که آگاه شود بر مردی که استغاثه میکند که ای مسلمانان پس اجابت او نکند و بفریاد او نرسد از مسلمانان نخواهد بود و بدان نیز که افضل قربات سعی در مهمات ذوی الحاجات و مسرور کردن دل مؤمنانست.
بدست آوردن دنیا هنر نیست - کسیرا گر توانی دل بدست آر
قال امیر المؤمنین علیه السلام: لکمیل بن زیاد رحمة الله یا کمیل مر اهلک ان یروحوا فی کسب المکارم و یدلجوا فی حاجة من هونائم. الخ(266)
طریقت بجز خدمت خلق نیست - به تسبیح و سجاده و دلق نیست
ره نیکمردان آزاده گیر - چه استاده ای دست افتاده گیر
کسی نیک بیند بهر دو سرای - که نیکی رساند بخلق خدای
خدا را بر آن بنده بخشایش است - که خلق از وجودش در آسایش است