شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 87:

متن حدیث :
من تذکر بعد السفر استعد.(252)
ترجمه :
کسی که یاد کند دوری سفر خود را استعداد و تهیه آن راه دور خود را بیند پس کسیکه متذکر دوری طریق آخرت باشد البته آماده میسازد ساز و برگ آن سفر هولناک را که تقوی و عمل صالح باشد پس اشخاصی که در تهیه توشه و زاد آخرت نیستند جهتش عفلت آنها است از آن سرای.
جهان ای پسر ملک جاوید نیست - ز دنیا وفاداری امید نیست
نشستی بجای دگر کس بسی - نشیند بجای تو دیگر کسی
من دل بر این سالخورده مکان - که گنبد نپاید بر او گردکان
پس ای عزیز من لختی بهوش بیا و نظر کن ببین چگونه رفای تو رفتند و در بستر قبر خفتند تو هم باید مسافرت کنی و همان طریق را بپیمائی پس در تهیه کار خود باش و بغفلت مگذران و خود را خطاب کن و بگو:
خاک من و تو است که باد شمال - میبردش سوی یمین و شمال
ما لک فی الخیمة مستلقیاً - قد نهض القوم و شد والرحال
عمر بافسوس برفت آنچه رفت - دیگرش از دست مده بر محال
قد وعر المسلک یاذا الفتی - افلح من هیأزاد المال
بسکه در آغوش لحد بگذرد - بر من و تو روز و شب و ماه و سال
لا تک تغتر بمعمورة - یعقبها الهدم او الانتقال
ایکه درونت بگنه تیره شد - ترسمت آئینه نگیرد صقال
مالک تعصی و منادی القبول - من قبل الحق ینادی تعال
زنده دلا مرده ندانی که کیست - آنکه ندارد بخدا اشتغال
و روی ان امیرالمؤمنین (علیه السلام) کان ینادی فی کل لیلة حین یأخذ الناس مضاجعهم للمنام بصوت یسمعه کافة اهل المسجد و من جاورة من الناس: تزودوا- رحمکم الله - فقد نودی فیکم بالرحیل و اقلوا العرجه علی الدنیا و انقلبوا بصالح ما یحضرکم من الزاد فان امامکم عقبة کؤوداً و منازل مهولة لابد من الممر بها و الوقوف علیها.(253)
یعنی روایتشده که امیرالمؤمنین ندا میکرد در هر شب هنگامیکه مردم بجهت خواب بخوابگاه خویش میرفتند بصدائی که می شنیدند آنرا همه اهل مسجد یعنی مسجد کوفه و مردمی که در همسایگی مسجد بودند میفرمود:
زاد و توشه بردارید خدا رحمت کند شماها را پس بتحقیق که منادی رحلت و کوچ در میان شما ندا کرده و کم بکنید اقامت بر دنیا را و برگردید بسوی آخرت با آنچه ممکن میشود شما را از توشه صالح و نیکو پس بدرستیکه در پیش راه شما گردنه و کتل سخت و منزلهای هولناک است که نیست چاره از گذاشتن از آنها و وقوف بر آنها.

کلمه 88:

متن حدیث :
من ترک قول لا ادری اصیبت مقاتله.(254)
ترجمه :
کسیکه ترک کند گفتار نمیدانم را و ندانسته جواب گوید سبب هلاکت دنیا و عقبای خود شود.
پس عاقل دانا آن کس است که چیزیرا که نمیداند بگوید نمیدانم تا سبب هلاک خود و گمراهی دیگران نشود بلکه چیزیرا که نمیداند بپرسد تا یاد گیرد چنانچه گفته اند: لا أدری نصف العلم.
گویند غزالی را پرسیدند که چگونه رسیدی بدینمقام در علوم گفت برای آنکه هر چه ندانستم از پرسیدن آن ننگ نداشتم.
امید عافیت آنگه بود موافق عقل - که نبض را بطبیعت شناس بنمائی
بپرس آنچه بدانی که ذل پرسیدن - دلیل راه تو باشد به عز دانایی

کلمه 89:

متن حدیث :
من جری فی عنان امله عثر باجله.(255)
ترجمه :
کسیکه بدست گرفته لجام آرزو را و سیر میکند در عنان آن ناگاه بسر در آید در اجل خود.
حاصل آنکه آدمی غافل از کار و مرگ مشغول بآمال و آرزوهای بسیار دراز و مشعوف بجمع کردن دنیا است که یکدفعه مرگ او را میرسد و با دل پر حسرت از دنیا میرود، پس شایسته است که آدمی مرگ را فراموش نکند و پیوسته نصب العین او باشد و هر نمازیکه میکند نماز مودع کند خصوص اگر سن او بچهل رسیده باشد که زراعتی را ماند که وقت حصادش رسیده باشد چه ایام لذت و کامرانی گذشت و روزگار نشاط و شادمانی بسر آمد و هر روز عضوی از او کوچ میکند و بیچاره از آن غافل و پای بند طول امل و فکرهای باطل است.
چو دوران عمر از چهل درگذشت - مزن دست و پا کابت از سر گذشت
چو شیبت در آمد بروی شباب - شبت روز شد دیده بر کن زخواب
چو باد صبا بر گلستان وزد - چمیدن درخت جوانرا سزد
نزیبد ترا با جوانان چمید - که بر عارضت صبح پیری دمید
دریغا که فصل جوانی گذشت - بلهو و لعب زندگانی گذشت
دریغا چنان روح پرور زمان - که بگذشت بر ما چه برق یمان
دریغا که مشغول باطل شدیم - زحق دور ماندیم و عاطل شدیم
چه خوش گفت با کودک آموزگار - که کاری نکردی و شد روزگار
زسودا که این نوشتم و این خورم - نپرداختم تا غم دین خورم
دریغا که بگذشت عمر عزیز - بخواهد گذشت این دم چند نیز
اگر در سرای سعادت کس است - زگفتار سعدیش حرفی بس است
پس ای جان برادر لختی بقبرستان برو و بر خاک دوستان گذری کن و بر لوح مزارشان نظری افکن و عبرت بگیر و تفکر کن که در زیر قدمت بفاصله کمی چه خبر و چه داستانی است.
زدم تیشه یکروز بر تل خاک - بگوش آمدم ناله دردناک
که زنهار اگر مردی آهسته تر - که چشم و بناگوش و رویست و سر
جهاندار بودم من اندر جهان - شدستم برابر بخاک این زمان
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اغفل الناس من لم یتعظ بتغیر الدنیا من حال الی حال.(256) یعنی حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: که غافلترین مردم آن کسی است که پند نمیگیرد از تغیر دنیا از حالی به حالی دیگر.