شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 82:

متن حدیث :
من استقبل وجوه الارآء عرف مواقع الخطاء.(240)
ترجمه :
کسی که استقبال نموده وجوه و طرق اندیشه ها را و تفحص آن نمود شناخت مواضع خطا را زیرا که آن مستلزم معرفت خطا است از صواب.
این ترغیب است در استشاره و فکر در استصلاح اعمال قبل از وقوع در آن.
و هم فرموده: من شاور الرجال شارکهم فی عقولهم.(241)
یعنی هر که مشورت کند با مردمان شرکت کرده است ایشان را در عقلهای ایشان.
و از کلمات بدیعه است: ثمرة رأی المشیر احلی من الاری المشور.
یعنی میوه اندیشه شیرین تر است از انگین گرفته شده.
لقمان حکیم را گفتند حکمت از که آموختی گفت از نابینایان که تا جای ندانند پای ننهند.

کلمه 83:

متن حدیث :
من اسرع الی الناس بما یکرهون قالوا فیه مالا یعلمون.(242)
ترجمه :
کسی که شتاباند بسوی مردمان چیزی را که مکروه شمرند و دوست نداشته باشند که بایشان گفته شود لاجرم بگویند در حق او چیزی را که ندانند بواسطه غالب شدن قوه غضبیه بر عقول ایشان نزد شنیدن ناملایم و مکروه پس کسیکه عزت و آبروی خود را خواهد چیزی را که مردم ناخوش دارند بآنها نگوید خواه از روی جدی باشد یا از روی مزاح.
بدهقان نادان چه خوش گفت زن - بدانش سخن گوی یا دم مزن
مگو آنچه طاقت نداری شنود - که جو کشته گندم نخواهد درود
چه دشنام گوئی دعا نشنوی - بجز کشته خویش می ندروی
چه نیکو زده است این مثل برهمن - بود حرمت هر کس از خویشتن
ابان بن احمر روایتکرده که شریک بن اعور که یکی از اصحاب با اخلاص امیرالمؤمنین علیه السلام بوده بر معاویه وارد شد معاویه لعنه الله گفت که تو شریکی و خدا شریک ندارد و تو پسر اعوری و چشم صحیح بهتر از اعور است و تو زشتی و جید بهتر از زشتی است با این حال چگونه سید و بزرگ قوم خود شدی!؟
شریک گفت تو معاویه ای و معاویه یعنی ماده سگی که عوعو کند و سگها را بصدا درآورد و تو پسر صخری و سهل بهتر از صخر است و تو پسر حربی و سلم و صلاح بهتر از حرب و جنگ است و تو پسر امیه ای و امیه مصغر امه است که کنیزکی باشد با اینحال چگونه خود را امیرالمؤمنین گفتی معاویه در غضب شد شریک از نزد او بیرون شد و می گفت:
ایشتمنی معاویة بن صخر - و سیفی صارم و معی لسانی
فلا تبسط علینا یابن هند - لسانک ان بلغت ذری الامانی(243)
و هم نقل است که وقتی معاویه بعقیل گفت مرحبا به آن کسی که عمویش ابولهب است عقیل گفت و اهلاً بآن کسی که عمه اش حمالةالحطب است معاویه گفت ای عقیل چه گمان میبری در حق عمویت ابولهب و او را در چه حال فرض میکنی گفت هر گاه داخل جهنم شدی بطرف دست چپ خود نظر افکن خواهی یافت او را که عمه ات را فراش خود قرار داده و بر روی او خوابیده آنوقت ببین ناکح بهتر است یا منکوج و عمه معاویه همان حمالةالحطب زوجه ابولهب است که ام جمیل نامش است.(244)
قال علی بن الحسین (علیه السلام) من رمی الناس بما فیهم رموه بما لیس فیه.(245)
یعنی کسیکه بدگوئی کند برای مردم بچیزیکه در ایشان باشد ایشان دشنام دهند او را بچیزی که در او نباشد.

کلمه 84:

متن حدیث :
من اشرف افعال الکریم غفلته عما یعلم.(246)
ترجمه :
ز شریفترین کارهای شخص کریم تغافل و چشم پوشانیدن او است از آنچه می داند از معایب مردم و از هفوات ایشان. دانایان گفته اند که تغافل علامت سیادت و بزرگیست و بهمین معنی است شعر ابوتمام رحمه الله:
لیس الغبی بسید فی قومه - لکن سید قومه المتغابی(247)
پس مؤمن باید از عیوب مردم غص کند و عیوب خود را ببیند و از آن غفلت ننماید و اگر مردم در حق او تقصیری کردند و از او معذرت خواستند قبول کند و چشم از ایشان بپوشاند و چنان باشد که گفته اند:
و لقد امر علی اللئیم یسبنی - فمضیت ثمة قلت لا یعنینی(248)
حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام به پسران خود وصیت فرمود که اگر کسی در گوش راست شما مکروهی بشما شنوانید پس از آن سر بگوش چپ شما گذاشت و معذرت خواست و گفت من چیزی نگفتم شما قبول کنید عذر او را.(249)
قال امیر المؤمنین (علیه السلام) اقبل عذر اخیک و ان لم یکن له عذر فالتمس له عذراً.
یعنی قبول کن عذر برادر خود را و اگر عذری نداشته باشد بطلب برای او عذری را.