شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 77:

متن حدیث :
مرارة الدنیا حلاوة الاخرة، و حلاوة الدنیا مرارة الاخرة.(221)
ترجمه :
تلخی دنیا شیرینی آخرت است و شیرینی دنیا تلخی آخرت است و این بسبب آنست که دنیا ضد آخرت است.
و کان رسول الله علیه و آله یقول: حفت الجنة بالمکاره و حفت النار بالشهوات.(222)
و قال ایضاً: الدنیا سجن المؤمن و جنة الکافر.(223)
یعنی حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: که احاطه کرده ببهشت مکاره دنیا و احاطه کرده بآتش جهنم شهوات دنیا و هم فرموده که دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است.
و روایت است که وقتی رسولخدا صلی الله علیه و آله حضرت فاطمه علیها السلام را نگریست که جامه خشنی در برداشت و دستاس میکرد و با اینحال بچه خود را شیر میداد حضرت از تلخی زندگانی فاطمه گریست و فرمود: یابنتاه تعجلی مرارة الدنیا بحلاوة الاخرة فقالت: یا رسول الله الحمد لله علی نعمآئه والشکر لله علی الآئد.
یعنی ای دختر من بچش تلخی دنیا را بشیرینی آخرت عرضکرد که یا رسول الله حمد میکنم خدا را بر نعمتهای او و شکر میگذارم بر آلاء و نعم او.(224)

کلمه 78:

متن حدیث :
المرء مخبوء تحت لسانه.(225)
ترجمه :
(یعنی)
مرد پنهاست در زیر زبان خویشتن - قیمت و قدرش ندانی تا نیاید در سخن
و از اینجاست که نیز فرموده: تکلموا تعرفوا.(226) یعنی: تکلم کنید تا شناخته شوید.(227)
تا مرد سخن نگفته باشد - عیب و هنرش نهفته باشد
هر بیشه گمان مبر که خالی است - شاید که پلنگ خفته باشد
لکن بدان ایعزیز من که فضیلت سخن برای دانا و عاقل است نه برای نادان جاهل:
کمال است در نفس انسان سخن - تو خود را بگفتار رسوا مکن
تراخامشی ایخداوند هوش - وقار است و نا اهل را پرده پوش
اگر عالمی هیبت خود مبر - و گر جاهلی پرده خود مدر
بدهقان نادان چه خوش گفت زن - بدانش سخن گوی یا دم مزن
شیخ سعدی گوید: نادان را به از خاموشی نیست و اگر این مصلحت بدانستی نادان نبودی.
چون نداری کمال و فضل آن به - که زبان در دهان نگه داری
آدمی را زبان فضیحت کرد - جوز بیمغز را سبکباری
قال رسول صلی الله علیه و آله: رحم الله عبداً قال خیراً فغنم اوسکت عن سوء فسلم.(228)
یعنی خدا رحمت کند بنده را که خوب بگوید و غنیمت ببرد یا ساکت شود از بدی و سالم بماند.

کلمه 79:

متن حدیث :
المرئه عقرب حلوه اللسبه(229)
ترجمه :
زن کژدمی است که شیرین است گزیدن آن یعنی شأن زن اذیت کردن است لکن اذیت کردنش مخلوط بلذت است مثل کسی که جرب دارد و میخاراند آن را این اذیت است لکن اذیتش شیرین است.
و بعضی در معنی اینکلام مبارک گفته اند: که لذت مباشرت ناقض ماده حیوه و موجب ضعف قوی است پس آن لذت بمنزله زهر است در آخر کار و زن ماریست بصورت یار(230) پس ای عزیز من:
رژیم اندازه بیرون مرو پسش زن - نه دیوانه ای تیر بر خود مزن
به بی رغبتی شهوت انگیختن - برغبت بود خون خون خود ریختن(231)
و قال علیه السلام المراه شر کلها و شر ما فیها انه لابد منها.(232) و قیل نظر حکیم الی امراه مصلوبه علی شجره فقال: لیت کل شجره تحمل مثل هذه الثمره.
یعنی گویند که نظر کرد حکیمی بسوی زنی که بر درخت او را آویزان کرده بودند گفت کاش بر هر درختی مثل این میوه بود.
چه نغز آمد این یک سخن زان دو تن - که بودند سرگشته از دست زن
یکی گفت کس را زن بد مباد - دیگر گفت زن در جهان خود مباد
و در حدیث است که زن ضلع کجی است اگر با او مدارا کنی تمتع از آن بری و اگر بخواهی آن را راست کنی می شکنی.(233)