شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 70:

متن حدیث :
لکل مقبل ادبار و ما ادبر فکان لم یکن.(202)
ترجمه :
از برای هر اقبال کننده ای ادبار است و آنچه پشت کرد و رفت گوئیا هرگز نبوده.
پس عاقل باید باقبال دنیا مغرور نشود و در همان حین مهیای ادبار و پشت کردن او باشد.
قال الشاعر:
ما طار طیر و ارتفع - الا کمن طار وقع(203)
و کان الحسن بن علی (علیه السلام) کثیراً ما یتمثل
یا اهل لذات دنیا لابقاء لها - ان اغتراراً بظل زایل حمق(204)
منه بر جهان دل که بیگانه ایست - چه مطرب که هر روز در خانه ایست
نه لایق بود عیش با دلبری - که هر بامدادش بود شوهری
بر مرد هشیار دنیا خس است - که هر مدتی جای دیگر کس است

کلمه 71:

متن حدیث :
ما احسن تواضع الاغنیاء للفقراء لما عندالله و احسن منه تیه الفقراء علی الاغنیاء اتکالاً علی الله سبحانه.(205)
ترجمه :
چه نیک است فروتنی کردن توانگران برای فقراء و بیچارگان بجهت آن ثوابی که در مقابل آن تواضع است نزد خداوند منان و بهتر از این فقیران است بر توانگران بجهة اعتماد کردن بر خداوند رحمن.
تواضع ز گردن فرازان نکو است - گدا گر تواضع کند خوی است
بزرگان نکردند در خود نگاه - خدابینی از خویشتن بین مخواه
بلندی چو خواهی تواضع گزین - که آن بام را نیست سلم(206) جز این
ندانم کجا دیدم اندر کتاب که خضر از حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه پرسید که بهترین اعمال چیست فرمود بذل اغنیاء بر فقراء بجهة رضای خدایتعالی پس فرمود و از آن بهتر ناز و تکبر فقراء است بر اغنیاء از راه اعتماد و وثوق بخدا، جناب خضر گفت اینکلامی است که باید بنور بر صفحه رخسار حور نوشت.(207)
آورده اند که حاتم طائی را گفتند از خود بلند همت تر در جهان دیده ای گفت بلی روزی چهل شتر قربانی کرده بودم و امرائی از هر خیلی بمهمانی خوانده بگوشه صحرائی بیرون رفتم خارکشی را دیدم که پشته خاری فراهم آورده و آهنگ شهر کرده گفتم ای پیر چار بمهمانی حاتم نروی که خلقی بر سماط او گرد آمده اند گفت:
هر که نان از عمل خویش خورد - منت حاتم طائی نبرد
پس انصاف دادم و او را بهمت و جوانمردی از خود برتر خواندم.

کلمه 72:

متن حدیث :
ما اضمر احد شیئاً الا ظهر فی فلتاب لسانه و صفحات وجهه.(208)
ترجمه :
در دل نمیگیرد هیچکس چیزی را مگر آنکه ظاهر میشود در گفتارهای زبان که بی اندیشه و تفکر از او صادر شود در وقت غفلت او و در صفحه های رخسار او چه وجود لسانی و وجهی مظهر وجود ذهنی است و این مطلب مطابق تجربه است. شاعر عرب گفته:
تخبرنی العینان ما القلب کاتم - و ما جن بالبغضاء و النظر الشزر
گر نهاندارد کسی سری توان در یافتن - در کنار روی آنکس یا در اثنای زبان