شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 69:

متن حدیث :
لکل امری ء فی ماله شریکان الوارث و الحادث.(197)
ترجمه :
از برای هر شخصی در مال او دو شریک است یکی وارث که مال را میبرد و دیگری حوادث روزگار که مفنی مال است پس آدم عاقل آنست که پیش از آنکه شرکاء او اموال او را ببرند برای آخرت خود کاری کند.
برگ عیشی بگور خویش فرست - کس نیارد ز پس تو پیش فرست
خذمن تراثک ما استطعت فانما - شرکاؤک الایام والوارث
لم یقض حق المال الا معشر - نظروا الزمان یعیث(198) فیه فعاثوا(199)
و هم از کلمات مبارک آن حضرت است:
بشر مال البخیل بحادث او وارث.(200)
پس ای عزیز ارجمند هرگز بمال دنیا دل مبند. و بدانکه مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال چنانچه عاقلی را پرسیدند که نیکبخت کیست و بدبخت چیست گفت نیکبخت آنکه خورد و کشت و بدبخت آنکه مرد و هشت حضرت موسی(ع) قارون را نصیحت کرد که احسن کما احسن الله الیک.(201) نشنید و عاقبتش شنیدی که از اندوخته بدو چه رسیدی.
کسی نیک بیند بهر دو سرای - که نیکی رساند بخلق خدای
کرامت جوانمردی و نان دهی است - مقالات بیهوده طبل تهی است
چه مردان ببر رنج و راحت رسان - مخنث خورد دست رنج کسان
زنعمت نهادن بلندی مجوی - که ناخوش کند آب استاده بوی
ندانست قارون دنیا پرست - که گنج سلامت بکنج اندر است

کلمه 70:

متن حدیث :
لکل مقبل ادبار و ما ادبر فکان لم یکن.(202)
ترجمه :
از برای هر اقبال کننده ای ادبار است و آنچه پشت کرد و رفت گوئیا هرگز نبوده.
پس عاقل باید باقبال دنیا مغرور نشود و در همان حین مهیای ادبار و پشت کردن او باشد.
قال الشاعر:
ما طار طیر و ارتفع - الا کمن طار وقع(203)
و کان الحسن بن علی (علیه السلام) کثیراً ما یتمثل
یا اهل لذات دنیا لابقاء لها - ان اغتراراً بظل زایل حمق(204)
منه بر جهان دل که بیگانه ایست - چه مطرب که هر روز در خانه ایست
نه لایق بود عیش با دلبری - که هر بامدادش بود شوهری
بر مرد هشیار دنیا خس است - که هر مدتی جای دیگر کس است

کلمه 71:

متن حدیث :
ما احسن تواضع الاغنیاء للفقراء لما عندالله و احسن منه تیه الفقراء علی الاغنیاء اتکالاً علی الله سبحانه.(205)
ترجمه :
چه نیک است فروتنی کردن توانگران برای فقراء و بیچارگان بجهت آن ثوابی که در مقابل آن تواضع است نزد خداوند منان و بهتر از این فقیران است بر توانگران بجهة اعتماد کردن بر خداوند رحمن.
تواضع ز گردن فرازان نکو است - گدا گر تواضع کند خوی است
بزرگان نکردند در خود نگاه - خدابینی از خویشتن بین مخواه
بلندی چو خواهی تواضع گزین - که آن بام را نیست سلم(206) جز این
ندانم کجا دیدم اندر کتاب که خضر از حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه پرسید که بهترین اعمال چیست فرمود بذل اغنیاء بر فقراء بجهة رضای خدایتعالی پس فرمود و از آن بهتر ناز و تکبر فقراء است بر اغنیاء از راه اعتماد و وثوق بخدا، جناب خضر گفت اینکلامی است که باید بنور بر صفحه رخسار حور نوشت.(207)
آورده اند که حاتم طائی را گفتند از خود بلند همت تر در جهان دیده ای گفت بلی روزی چهل شتر قربانی کرده بودم و امرائی از هر خیلی بمهمانی خوانده بگوشه صحرائی بیرون رفتم خارکشی را دیدم که پشته خاری فراهم آورده و آهنگ شهر کرده گفتم ای پیر چار بمهمانی حاتم نروی که خلقی بر سماط او گرد آمده اند گفت:
هر که نان از عمل خویش خورد - منت حاتم طائی نبرد
پس انصاف دادم و او را بهمت و جوانمردی از خود برتر خواندم.