شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 67:

متن حدیث :
لا یعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان.(190)
ترجمه :
معدوم نمی سازد بلکه همیشه خواهد یافت شخص صبر کننده ظفر یافتن بمطلوب خود را و اگر چه طول بکشد زمان صبر.
انی رایت و للایام تجربة - للصبر عاقبة محمودة الاثر
و قل من جد فی امر یطالبه - فاستصحب الصبر الا فاز بالظفر
بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر - بار دگر روزگار چون شکر آید
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند - بر اثر صبر نوبت ظفر آید
حکما گفته اند: که صبر بر دو قسم است:
صبر جسمی و آن تحمل مشتقها بقدر قوه بدنیه مثل صبر بر راه رفتن و حمل چیز سنگین و صبر بر مرض و تحمل مشقت ضرب و قطع و این چندان فضیلتی ندارد.
قسم دوم صبر نفس است که بر آن فضیلت تعلق میگیرد و آن بر دو نوع است:
اول صبر از مشتهیات خود و آنرا عفت گویند دوم صبر بر تحمل مکروه یا محبوب و مختلف میشود اسم آن بحسب مقامات آن پس اگر در مقام نزول مصیبت باشد آنرا صبر گویند، و مقابل آن جزع و هلع است، و اگر در مقام حرب باشد آنرا شجاعت گویند که ضدش جبن است، و اگر در مقام غضب باشد آنرا حلم گویند و مقابلش استشاطه(191) است، و اگر صبر از فضول عیش باشد آنرا قناعت و زهد گویند و در مقابل آن حرص و شره است، الی غیر ذلک.
و لهذا آیات و اخبار در فضیلت صبر زیاده از حد احصا وارد شده.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله بالصبر یتوقع الفرج و من یدمن قرع الباب یلج.(192)
یعنی رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود که صبر انتظار فرج است و کسی که پیوسته بکوبد دری را آخرالأمر در آنجا داخل میشود.
و قال امیرالمؤمنین(علیه السلام) من رکب مطیة الصبر اهتدی الی میدان النصر.(193)
علی علیه السلام فرموده: که کسی سوار شود بر شتر صبر و شکیبائی راه مییابد بمیدان نصرت و یاری.

کلمه 68:

متن حدیث :
لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه.(194)
ترجمه :
زبان خردمند در پس دل او است یعنی عاقل اول تأمل نماید در کلامی که میخواهد بگوید و آنرا بسنجد و نیک و بد آنرا ملاحظه نماید بعد از آن اظهار کند و لکن احمق بعکس است دلش در پس زبانش است اول ظاهر سازد قول خود را و بعد از آن تأمل نماید.
و بهمین معنی است قول آن حضرت قلب الاحمق فی فیه و لسان العاقل فی قلبه.(195)
دل احمق در دهانش است و زبان عاقل در دلش حاصل آنکه:
سخندان پرورده پیر کهن - بیندیشد آنگه بگوید سخن
مزن بی تأمل بگفتار دم - نکو گوی اگر دیر گوئی چه غم
بیندیش وانگه برآور نفس - از آن پیش بس کن که گویند بس
و نیز آن حضرت فرموده: اللسان سبع ان خلی عنه عقر.(196)
زبان درنده ایست که اگر بحال خودش گذاشته شود مثل درندگان بگیرد و بگزد.
زبان بسیار سر بر باد داده است - زبان ما را عدوی خانه زاد است

کلمه 69:

متن حدیث :
لکل امری ء فی ماله شریکان الوارث و الحادث.(197)
ترجمه :
از برای هر شخصی در مال او دو شریک است یکی وارث که مال را میبرد و دیگری حوادث روزگار که مفنی مال است پس آدم عاقل آنست که پیش از آنکه شرکاء او اموال او را ببرند برای آخرت خود کاری کند.
برگ عیشی بگور خویش فرست - کس نیارد ز پس تو پیش فرست
خذمن تراثک ما استطعت فانما - شرکاؤک الایام والوارث
لم یقض حق المال الا معشر - نظروا الزمان یعیث(198) فیه فعاثوا(199)
و هم از کلمات مبارک آن حضرت است:
بشر مال البخیل بحادث او وارث.(200)
پس ای عزیز ارجمند هرگز بمال دنیا دل مبند. و بدانکه مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال چنانچه عاقلی را پرسیدند که نیکبخت کیست و بدبخت چیست گفت نیکبخت آنکه خورد و کشت و بدبخت آنکه مرد و هشت حضرت موسی(ع) قارون را نصیحت کرد که احسن کما احسن الله الیک.(201) نشنید و عاقبتش شنیدی که از اندوخته بدو چه رسیدی.
کسی نیک بیند بهر دو سرای - که نیکی رساند بخلق خدای
کرامت جوانمردی و نان دهی است - مقالات بیهوده طبل تهی است
چه مردان ببر رنج و راحت رسان - مخنث خورد دست رنج کسان
زنعمت نهادن بلندی مجوی - که ناخوش کند آب استاده بوی
ندانست قارون دنیا پرست - که گنج سلامت بکنج اندر است