شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 65:

متن حدیث :
لا یستقیم قضآء الحوایج الا بثلاث: باستصغارها لتعظم و باستکتامها لتظهر و بتعجیلها لتهنأ.(184)
ترجمه :
استقامت پیدا نمیکند قضاء حوائج محتاجین مگر بسه چیز:
اول بکوچک شمردن آنحاجت تا بزرگ شود چه آنکه کسیکه باینمرتبه از علو همت رسید که حاجتها را کوچک بشمرد معروف بسماحت و کبر نفس میشود لاجرم عطایش بزرگ و مشهور میشود بخلاف آنکه اگر بزرگ شمارد و منت بگذارد فان من عدد نعمه محق کرمه(185) یعنی کسیکه در مقام منت گذاردن بشمرد احسان و نعم خود را هر آینه باطل و نابود میگراند کرم خود را.
دوم آنکه پنهان کند آن حاجت را که برآورده و عطائی را که نموده، تا ظاهر شود چه آنکه حقتعالی جمیل افعال بندگان را ظاهر میفرماید چنانچه در دعای اهلبیت است یا من اظهر الجمیل وستر القبیح یعنی ای آن کسیکه ظاهر گردانید عمل نیک بندگان را و پنهان کرد کار زشت ایشان را.
سوم آنکه بشتابد در قضای حاجات تا گوارا شود بر طالبان چنانچه گفته اند: و خیر الخیر ما کان عاجله یعنی بهترین نیکیها که در حق کسی کنند آنست که در آنچیزی که میرسانند به او تعجیل کنند.(186)

کلمه 66:

متن حدیث :
لا یصدق ایمان عبد حتی یکون بما عند الله اوثق منه بما فی یده.(187)
ترجمه :
تصدیق نمیتوان کرد ایمان بنده را تا وقتی که باشد بآنچه که نزد خدا است استوارتر از آنچه که در دست اوست.
حاصل آنکه ایمان یقینی وقتی است که بنده بوعده های خدا و بآنچه در نزد او است اطمینانش زیادتر باشد از آنچه در دست دارد.(188)
و قال النبی صلی الله علیه و آله من احب ان یکون اغنی الناس فلیکن بما فی ید الله اوثق منه بما فی یده.(189)
یعنی رسولخدا صلی الله علیه و آله فرموده کسیکه دوست دارد که بی نیازترین مردم باشد باید بآنچه که در نزد خدا است وثوقش زیادتر باشد از آن چیزیکه در دست خود دارد.

کلمه 67:

متن حدیث :
لا یعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان.(190)
ترجمه :
معدوم نمی سازد بلکه همیشه خواهد یافت شخص صبر کننده ظفر یافتن بمطلوب خود را و اگر چه طول بکشد زمان صبر.
انی رایت و للایام تجربة - للصبر عاقبة محمودة الاثر
و قل من جد فی امر یطالبه - فاستصحب الصبر الا فاز بالظفر
بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر - بار دگر روزگار چون شکر آید
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند - بر اثر صبر نوبت ظفر آید
حکما گفته اند: که صبر بر دو قسم است:
صبر جسمی و آن تحمل مشتقها بقدر قوه بدنیه مثل صبر بر راه رفتن و حمل چیز سنگین و صبر بر مرض و تحمل مشقت ضرب و قطع و این چندان فضیلتی ندارد.
قسم دوم صبر نفس است که بر آن فضیلت تعلق میگیرد و آن بر دو نوع است:
اول صبر از مشتهیات خود و آنرا عفت گویند دوم صبر بر تحمل مکروه یا محبوب و مختلف میشود اسم آن بحسب مقامات آن پس اگر در مقام نزول مصیبت باشد آنرا صبر گویند، و مقابل آن جزع و هلع است، و اگر در مقام حرب باشد آنرا شجاعت گویند که ضدش جبن است، و اگر در مقام غضب باشد آنرا حلم گویند و مقابلش استشاطه(191) است، و اگر صبر از فضول عیش باشد آنرا قناعت و زهد گویند و در مقابل آن حرص و شره است، الی غیر ذلک.
و لهذا آیات و اخبار در فضیلت صبر زیاده از حد احصا وارد شده.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله بالصبر یتوقع الفرج و من یدمن قرع الباب یلج.(192)
یعنی رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود که صبر انتظار فرج است و کسی که پیوسته بکوبد دری را آخرالأمر در آنجا داخل میشود.
و قال امیرالمؤمنین(علیه السلام) من رکب مطیة الصبر اهتدی الی میدان النصر.(193)
علی علیه السلام فرموده: که کسی سوار شود بر شتر صبر و شکیبائی راه مییابد بمیدان نصرت و یاری.