شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 55:

متن حدیث :
القناعة مال لا ینفد.(159)
ترجمه :
قناعت که مساهله در اسباب معاش باشد مالی است که فانی نمیشود و گنجی است که تمام نمیشود و قناعت فضیلیتی است که همه فضائل بآن منوط بلکه راحت دنیا و آخرت بآن مربوط است.
سعدی گوید: که ده آدمی از سفره ای بخورند و دو سگ بر لاشه ای بسر نبرند حریص با جهانی گرسنه است و قانع بنانی سیر.
حکما گفته اند: که درویشی بقناعت به از توانگری ببضاعت.
کاسه چشم حریصان پرنشد - تا صدف قانع شد پر در نشد
خبر مشهور است: عز من قنع وذل من طمع.(160)
و لقد اجاد الطغرائی:
فیم اقتحامک لج البحر ترکبه - و انت یکفیک منها مصة الوشل
ملک القناعة لا یخشی علیه ولا - یحتاج فیه الی الأنصار و الخول
ترجوا البقآء بدار لاثبات لها - فهل سمعت بظل غیر منتقل(161)
سعدی (گوید):
قناعت توانگر کند مرد را - خبر کن حریص جهانگرد را
کسی سیرت آدمی گوش کرد - که اول سگ نفس خاموش کرد
مشو تابع نفس شهوت پرست - که هر ساعتش قبله دیگر است
چه سیراب خواهی شد از آب جوی - چرا ریزی از بهر برف آبروی
مرو در پی هر چه دل خواهدت - که تمکین تن نورجان کاهدت
کند مرد را نفس اماره خوار - اگر هوشمندی عزیزش مدار
و گر هر چه باشد، مرادش بری - ز دوران بسی نامرادی بری
قناعت سرافرازد ای مرد هوش - سر پر طمع بر نیاید ز دوش
قال (علیه السلام) الصبر مطیة لا تکبو و القناعة سیف لا ینبو.(162)
یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: که صبر مرکوبی است که بر روی در نمیافتد و قناعت شمشیری است که کند نمیشود.

کلمه 56:

متن حدیث :
قیمة کل امری ء ما یحسنه.(163)
ترجمه :
قیمت هر مردی و مرتبه هر شخصی همان چیزیست که نیکو میداند آنرا از هنر و علم و عرفان غرض تحریص و ترغیب بر کسب کمالات نفسانیه و صناعات و نحو آنست چه آنکه هر کس کمال و صنعتش عظیمتر است رفعتش در نفوس مردم زیادتر است و اینمطلب مسلم و مشاهده است.
قال الخلیل بن احمند رضی الله عنه افضل کلمة یرغب الانسان الی طلب العلم و المعرفة قول امیر المؤمنین (علیه السلام):
قدر کل امرء ما یحسن(164) یعنی خلیل بن احمد گفته که بهتر کلمه که ترغیب کند آدمی را بسوی طلب علم و معرفت قول امیرالمؤمنین(ع) استکه قدر هر مردی همانچیزیست که نیکو میداند.(165)

کلمه 57:

متن حدیث :
کفاک ادباً لنفسک اجتناب ما تکرهه لغیرک.(166)
ترجمه :
بس است تو را از برای ادب کردن نفس خود دوری کردن از آنچه مکروه میشمری از غیر خودت.
حاصل آنکه هر که طالب سعادت نفس و تهذیب اخلاق است باید دیگران را آئینه عیوب خود کند و آنچه از ایشان سر زند تأمل در حسن و قبح آن کند و بقبح هر چه بر خورد بداند که چون آن عمل از خود او سر زند نیز قبیح است و بحسن هر چه بر خورد بداند که این عمل از خود او نیز حسن است پس در ازاله قبایح خود بکوشد و در تحصیل اخلاق حسنه سعی بلیغ نماید.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله السعید من وعظ بغیره.(167)
یعنی نیکبخت کسی است که پند داده شود بغیر خود یعنی پند بگیرد از پندیکه بغیر او دهند.
لقمان حکیم را گفتند ادب از که آموختی فرمود از بی ادبان که هر چه از فعل ایشان در نظرم ناپسند آمد از آن پرهیز کردم.(168)