شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 51:

متن حدیث :
الفقیه کل الفقیه من لم یقنط الناس من رحمة الله و لم بؤیسهم من روح الله و لم یؤمنهم من مکر الله.(150)
ترجمه :
دانا و تمام دانا کسی است که نومید نگرداند مردمان را از رحمت و آمرزش خدا و مأیوس نگرداند ایشانرا از راحت و آسایش از خدا و ایمن نگرداند ایشان را از عقوبت و عذاب خدا.
پس بر حکیم آگاه لازم است که مرض هر نفسی را تشخیص نماید و به دوای مخصوص آن آنرا معالجه نماید پس کسی را که خوف غلبه کرده بر رجاء معالجه نماید و کسی را که امانی و رجاهای کاذبه غلبه کرده و به این سبب دلیر گشته و روی بگناه و معاصی آورده مانند اکثر مردمان او را بتازیانه خوف تأدیب کند و هر گاه از وعد گوید از وعید نیز نقل کند و هر گاه وصف جنت نماید از جحیم نیز ذکر کند چنانچه در قرآن مجید هر جا ترغیب است با او ترهیب است و هر کجا بشارت است مرادف با نذارت است و اگر وعد است مقابل او وعید است اگر غفور رحیم است شدید العقاب است اگر لا تقنظوا من رحمة الله است(151) فلا یأمن مکرالله(152) است و هکذا چنانچه بر متأمل بصیر مخفی نیست و فی دعاء الافتتاح: و ایقنت انک انت ارحم الراحمین فی موضع العفو و الرحمة و اشد المعاقبین فی موضع النکال و النقمة.
یعنی در دعای افتتاح است که من یقین دارم ایخدا که تو در مقام عفو و رحمت ارحم الراحمین میباشی و در مقام عذاب عقوبت از همه عقوبت کنندگان سخت تر میباشی.

کلمه 52:

متن حدیث :
فوت الحاجة اهون من طلبها الی غیر اهلها.(153)
ترجمه :
فوت شدن حاجت آسانتر است از طلب نمودن از غیر اهلش.
و مطلب معلوم است که نرسیدن شخص بحاجت خود بهتر است از طلب کردن آنرا از مردمان لئام بی اصل و نشان زیرا که در آن طلب غالباً عدم وصول است بحاجت و معهذا موجب زیادتی ذل سؤال است از ایشان و گاهی شود که زخم زبانی بآن علاوه کنند و لهذا گفته اند: الموت احلی من سؤال اللئام(154) پس شایسته است که قانع و عالی همت باشد و از اشخاص لئام و تازه بدولت رسیدگان و امثال ایشان حاجت نخواهد.
محالست اگر سفله قارون شود - که طبع لئیمش دگرگون شود
کمالست در نفس مرد کریم - گرش زر نباشد چه نقصان و سیم
وگر خود نیابد جوانمرد نان - مزاجش توانگر بود همچنان
اقسم بالله لمص النوی - و شرب ماء القلب المالحة
احسن بالأنسان من ذلة - و من سؤال الأوجه الکالحة
فاستغن بالله تکن ذالغنی - مغتبطاً بالصفقة الرابحة
طوبی لمن یصبح میزانه - یوم یلاقی ربه راجحة
حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مریز - حاجت آن به که بر قاضی حاجات بریم
حکماء فرموده اند اگر آب حیات بآب رو فروشند دانا نخرد که مردن به علت، به از زندگانی بمذلت.
برای نعمت دنیا که خاک بر سر آن - منه ز منت هر سفله بار بر گردن
بیک دو روزه رود نعمتش زدست ولی - بماندت ابدالدهر عار بر گردن

کلمه 53:

متن حدیث :
فی تقلب الاحوال علم جواهر الرجال.(155)
ترجمه :
در گردش احوال چون انتقال از بلندی به پستی و از اقبال به ادبار و از غنی بفقر و هکذا بعکس و همچنین در نزول شدائد و محن معلوم میشود جواهر مردمان چه گردش روزگار بمنزله بوته امتحان است که آنچه در کمون آدمی است ظاهر میکند. فعند الامتحان یکرم الرجل اویهان.(156)
به ایام تا بر نیاید بسی - نشاید رسیدن به غور کسی
لا تحمدن امرء حتی تجربه - و لا تذمنه الا بتجریب(157)
نه هر که بصورت نیکو است سیرت زیبا در اوست کار اندرون دارد نه پوست.
توان شناخت بیکروز در شمایل مرد - که تا کجاش رسیده است پایگاه علوم
ولی زباطنش ایمن مباش و غره مشو - که خبث نفس نگردد بسالها معلوم