شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 49:

متن حدیث :
عیبک مستور ما اسعدک جدک.(141)
ترجمه :
عیب تو مستور و پوشیده است مادامیکه یاری کند ترا بخت و طالع بخلاف آنکه اگر بخت بر گردد و طالع سرنگون شود محاسن حقیقی نیز عیب محسوب شود.
چنانچه آنحضرت نیز فرموده:
اذا أقبلت الدنیا علی احد اعارته محاسن غیره و اذا ادبرت عنه سلبته محاسن نفسه.(142)
یعنی چون روی نهاد دنیا بر کسی عاریه میدهد باو نیکوئیهای دیگرانرا و چون پشت گردانید از او میرباید از او محاسن و نیکوئیهای نفس او را(143).
گویند در ایامیکه برامکه را بخت و طالع مساعد بود رشید در حق جعفر بن یحیی بر مکی قسم می خورد که او افصح است از قس ابن ساعده و شجاعتر است از عامر بن طفیل و اکتب است (یعنی نویسنده تر است) از عبدالحمید(144) و سیاسی تر است از عمر بن الخطاب و خوش صورت تر است از مصعب بن زبیر با آنکه جعفر خوش صورت نبود وانصح است (یعنی خیرخواه تر است) برای من از حجاج برای عبدالملک و سختیتر است از عبدالله بن جعفر و عفیفتر است از یوسف بن یعقوب و چون طالع ایشان سرنگون شد تمام را منکر شد حتی اوصافیکه در جعفر بود و کسی منکر آن نبود مانند کیاست و سماحت او.
حاصل آنکه مردم ابناء دنیا و طالب متاع این جهانند پس در هر که یافتند او را دوست دارند و برای او کمالات و محاسنی نقل کنند و از عیبهای او چشم بپوشند بلکه عیبهای او بچشم ایشان در نیاید چه عین الرضا عن کل عیب کلیلة(145) پس حال مردم دنیا پرست چنان است که شاعر گفته:
دوستند آنکه را زمانه نواخت - دشمنند آنکه را زمانه فکند
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام) الناس ابناء الدنیا و لا یلام الرجل علی حب امه.(146)

کلمه 50:

متن حدیث :
الغنی الأکبر الیاس عما فی أیدی الناس.(147)
ترجمه :
توانگری بزرگتر و غنای اکبر بی نیازیست از آنچه در دست مردم است.
بدانکه استغناء و یأس از مردم از جمله اوصاف شریفه و شرف مؤمن است و غنای حقیقی عبارت از آنست.
روایتست که مردی اعرابی موعظه ای از حضرت رسول صلی الله علیه و آله خواست آن سرور فرمود که هر وقت نماز می کنی نماز کسی کن که دنیا را وداع کند زیرا که چه میدانی که تا نماز دیگر خواهی بود و چون سخنی گوئی سخنی بگوی که نباید عذر آنرا بخواهی و مأیوس باشی از آنچه در دست مردمان است.(148)
و مما یروی لعبد الله المبارک الزاهد
قد ارحنا و استرحنا من غدو و رواح - و اتصال بامیر و وزیر ذی سماح
بعفاف و کفاف و قنوع و صلاح - و جعلنا الیأس مفتا حالأبواب النجاح(149)
اگر دو گاو بدست آوری و مزرعه ای - یکی امیر و یکی را وزیر نام کنی
بدان قدر که کفاف معاش تو ندهد - روی و نان جوی از یهود وام کنی
هزار بار از آن به که از پی خدمت - کمرببندی و برنا کسی سلام کنی

کلمه 51:

متن حدیث :
الفقیه کل الفقیه من لم یقنط الناس من رحمة الله و لم بؤیسهم من روح الله و لم یؤمنهم من مکر الله.(150)
ترجمه :
دانا و تمام دانا کسی است که نومید نگرداند مردمان را از رحمت و آمرزش خدا و مأیوس نگرداند ایشانرا از راحت و آسایش از خدا و ایمن نگرداند ایشان را از عقوبت و عذاب خدا.
پس بر حکیم آگاه لازم است که مرض هر نفسی را تشخیص نماید و به دوای مخصوص آن آنرا معالجه نماید پس کسی را که خوف غلبه کرده بر رجاء معالجه نماید و کسی را که امانی و رجاهای کاذبه غلبه کرده و به این سبب دلیر گشته و روی بگناه و معاصی آورده مانند اکثر مردمان او را بتازیانه خوف تأدیب کند و هر گاه از وعد گوید از وعید نیز نقل کند و هر گاه وصف جنت نماید از جحیم نیز ذکر کند چنانچه در قرآن مجید هر جا ترغیب است با او ترهیب است و هر کجا بشارت است مرادف با نذارت است و اگر وعد است مقابل او وعید است اگر غفور رحیم است شدید العقاب است اگر لا تقنظوا من رحمة الله است(151) فلا یأمن مکرالله(152) است و هکذا چنانچه بر متأمل بصیر مخفی نیست و فی دعاء الافتتاح: و ایقنت انک انت ارحم الراحمین فی موضع العفو و الرحمة و اشد المعاقبین فی موضع النکال و النقمة.
یعنی در دعای افتتاح است که من یقین دارم ایخدا که تو در مقام عفو و رحمت ارحم الراحمین میباشی و در مقام عذاب عقوبت از همه عقوبت کنندگان سخت تر میباشی.