شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 47:

متن حدیث :
العفاف زینة الفقر و الشکر زینة الغنی.
ترجمه :
عفت و پارسائی زینت فقرا است و شکر زینت توانگریست.(137)
قالوا: العلم بغیر عمل قول باطل و النعمة بغیر شکر جید عاطل.
یعنی بزرگان گفته اند که علم بی عمل قول باطل است نعمت بدون شکر گزاری مثل گردن خالی از زینت و گلوبند است.
بدانکه عفت عبارت است از مطیع شدن قوه شهویه قوه عاقله را تا آنچه را که امر فرماید متابعت کند و از آنچه که نهی کند اجتناب نماید و چقدر شایسته است از برای شخص فقیر که عفاف را زینت خود کند و قطع طمع از خلق نماید و التقاتی بآنچه در دست ایشانست نکند و گوید:
ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم - با پادشه بگوی که روزی مقدرست
یکی را تب آمد زصاحبدلان - کسی گفت شکر بخواه از فلان
بگفت ای پسر تلخی مردنم - به از جور روی ترش بردنم
شکر عاقل از دست آنکس نخورد - که روی از تکبر بر او سرکه کرد
کسی را که درج طمع در نوشت - نباید بکس عبد و چاکر نوشت
توقع براند ز هر مجلست - بران از خودت تا نراند کست

کلمه 48:

متن حدیث :
عند تناهی الشدة تکون الفرجة و عند تضایق حلق البلاء یکون الرخاء.(138)
ترجمه :
نزد پایان رسیدن سختی گشایش است و نزد تنگ شدن حلقهای بلا آسایش است.
قال الله تعالی: قان مع العسر یسراً ان مع العسر یسراً.
یعنی حقتعالی فرموده که بدرستیکه با دشواری آسانی است و باز فرموده که همانا با دشواری آسانی است.(139)
و قال امیرالمؤمنین(علیه السلام):
ان للنکبات عایات لابد ان تنتهی الیها فاذا احکم علی احدکم فلیطاطأ لها و لیصبر حتی یجوز فان اعمال الحیلة فیها اقبالها زائد فی مکروهها.(140)
یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده که همانا برای نکبتهای روزگار نهایتی است که لابد و ناچار باید بآن نهایت برسد پس هر گاه استوار و محکم گردید بر یکی از شماها پست کند سر خود را از برای آن و صبر نماید تا بگذرد همانا بکار بردن حیله و تدبیر در آن هنگامیکه رو نموده است زیاد میکند در مکروه آن.
ایدل صبور باش و مخور غم که عاقبت - اینشام صبح گردد و اینشب سحر شود

کلمه 49:

متن حدیث :
عیبک مستور ما اسعدک جدک.(141)
ترجمه :
عیب تو مستور و پوشیده است مادامیکه یاری کند ترا بخت و طالع بخلاف آنکه اگر بخت بر گردد و طالع سرنگون شود محاسن حقیقی نیز عیب محسوب شود.
چنانچه آنحضرت نیز فرموده:
اذا أقبلت الدنیا علی احد اعارته محاسن غیره و اذا ادبرت عنه سلبته محاسن نفسه.(142)
یعنی چون روی نهاد دنیا بر کسی عاریه میدهد باو نیکوئیهای دیگرانرا و چون پشت گردانید از او میرباید از او محاسن و نیکوئیهای نفس او را(143).
گویند در ایامیکه برامکه را بخت و طالع مساعد بود رشید در حق جعفر بن یحیی بر مکی قسم می خورد که او افصح است از قس ابن ساعده و شجاعتر است از عامر بن طفیل و اکتب است (یعنی نویسنده تر است) از عبدالحمید(144) و سیاسی تر است از عمر بن الخطاب و خوش صورت تر است از مصعب بن زبیر با آنکه جعفر خوش صورت نبود وانصح است (یعنی خیرخواه تر است) برای من از حجاج برای عبدالملک و سختیتر است از عبدالله بن جعفر و عفیفتر است از یوسف بن یعقوب و چون طالع ایشان سرنگون شد تمام را منکر شد حتی اوصافیکه در جعفر بود و کسی منکر آن نبود مانند کیاست و سماحت او.
حاصل آنکه مردم ابناء دنیا و طالب متاع این جهانند پس در هر که یافتند او را دوست دارند و برای او کمالات و محاسنی نقل کنند و از عیبهای او چشم بپوشند بلکه عیبهای او بچشم ایشان در نیاید چه عین الرضا عن کل عیب کلیلة(145) پس حال مردم دنیا پرست چنان است که شاعر گفته:
دوستند آنکه را زمانه نواخت - دشمنند آنکه را زمانه فکند
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام) الناس ابناء الدنیا و لا یلام الرجل علی حب امه.(146)