شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 38:

متن حدیث :
الزهد کلمة بین کلمتین من القران قال الله تعالی: لکیلا تاسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بما اتیکم و من لم یأس علی الماضی ولم یفرح بالا تی فقداخذ الزهد بطرفیه.(110)
ترجمه :
زهد مندرج است در میان دو کلمه از قرآن مجید و آن اینست که حق سبجانه و تعالی فرموده تا اندوهناک نشوید از آنچه فوت شد از شما و شاد نگردید بآنچه عطا کرد بشما(111) و کسی که اندوهگین نشد بر چیز گذشته و شاد نگشت بآینده پس محقق است که فرا گرفت زهد را بهر دو طرف آن و اخذ نمود تمام زهد را.
و آنحضرت در کاغذ ابن عباس مرقوم فرمود:
اما بعد فان المرء یسره درک ما لم یکن لیفوته و یسوئه فوت مالم یکن لیدرکه فلیکن سرورک بمانلت من اخرتک و لیکن اسفک علی مافات منها و مانلت من دنیاک فلا تکثر به فرحاً و ما فاتک منها فلا تأس علیه جزعاً و لیکن همک فیما بعد الموت.(112)
یعنی بعد از حمد و صلوات بدان بدرستیکه آدمی را مسرور و خوشنود میسازد یافتن چیزی که نبوده از او فوت شونده چه در قضای الهی تقدیر یافته بود که باو برسد و اندوهناک و بد حال میکند او را نیافتن چیزی که بنا نبوده ادراک آن کند و آنرا بیابد چه هم بحکم قضاء الهی تقدیر آن برای او نشده بوده پس باید سرور و خوشحالی تو بآن چیزی باشد که از آخرت بدست کنی و حزن اندوه تو بر آن چیزی باشد که از فوائد آخرت از تو فوت شده لا جرم بدانچه از فوائد و منافع دنیا بدست آوردی زیاد خوشحال مباش و آنچه از تو فوت شده از آن پس از برای آن اندوهگین و در جزع مباش و اهتمام و اندوه تو در کاری باید که بعد از مرگ بکار آید ابن عباس بعد از مطالعه این مکتوب شریف گفته که من بعد از کلمات رسولخدا از هیچ کلامی نفع نبردم مثل آنچه از این مکتوب نفع بردم.

کلمه 39:

متن حدیث :
سوسوا ایمانکم بالصدقة و حصنوا اموالکم بالزکوة و ادفعوا امواج البلاء بالدعآء.(113)
ترجمه :
ملک خود گردانید ایمان خود را یعنی حفظ آن نمائید بدادن صدقه و استوار سازید اموال خود را از تلف شدن و دزد بردن بدادن زکوة چه آنکه هیچ مالی تلف نمیشود در صحرا و دریا مگر به ندادن زکوة و دفع کنید موجهای دریای بلا را بدعا چه آنکه دعا سپر بلا و سلاح مؤمن است.
والدعآء یرد البلآء و قد ابرم ابراماً. یعنی در حدیث است که دعا بر طرف میکند بلا را و حال آنکه محکم شده باشد.(114)

کلمه 40:

متن حدیث :
سیئة تسوک خیر من حسنة تعجبک.(115)
ترجمه :
گناه و سیئه که که ترا بدحال کند بجا آوردن آن و از آن پشیمان شوی بهتر است نزد خدایتعالی از حسنه و نیکوئی که عجب آرد ترا و بآن ببالی چه آنکه ندامت بر سیئه، توبه و ما حی(116) آن است بخلاف عجب بر حسنه که مهلک است.
و فی الحدیث: ثلاث مهلکات شح مطاع و هوی متبع و اعجاب المرء بنفسه.(117)
یعنی سه خصلت هلاک کننده آدمی است بخل یا حرصی که اطاعت آن شود و هوی و هوسی که دنبال آن گرفته شود و بآن خواهشها عمل شود و عجب و ناز کردن آدمی بنفس خویش.
و در خبر است که دو نفر داخل مسجد شدند یکی عابد و دیگر فاسق چون از مسجد بیرون شدند فاسق از جمله صدیقان بود و عابد از جمله فاسقان و سبب این بود که عابد داخل شد و بعبادت خود می بالید و این فکر بود و فکر فاسق در پریشانی از گناه و استغفار بود.(118)
گنه کار اندیشناک از خدای - بسی بهتر از عابد خودنمای
که آن را جگر خون شد از سوز درد - که این تکیه بر طاعت خویش کرد
ندانست دربارگاه غنی - سرافکندگی به ز کبر و منی
بر این آستان عجز و مسکینیت - به از طاعت و خویشتن بینیت